* سالها است که از درگیریهای خونین طرفین جنگ میگذرد اما اختلافات همچنان ادامه دارد. به نظر شما علت ادامه کشمکشها بخصوص در شرایط فعلی چیست؟
** مشکل اسرائیلیها و فلسطینیها در حال حاضر دو چیز است که هر دو ریشه در گذشته دارند. یکی مسئله مهاجرین فلسطینی است و دیگری قدس شرقی. تا سال 67 قدس غربی را اشغال کرده بودند و بعد از آن هم قدس شرقی را اشغال کردند و هم صحرای سینا، تپههای جولان و همکرانه باختری رود اردن را اشغال کردند. تاکنون این دو مشکل مهمترین نقاط اختلاف فلسطین و رژیم صهیونیستی بوده است. فلسطینیها به طور کلی دو خط گروهی در میانشان وجود دارد. یک خط که از ناحیه ملیگراها و سکولارها تقویت میشود و رهبر و نماد آن ابومازن است که ادامه حکومت یاسر عرفات را به عهده گرفته است. خط جدیدی که بعد از انقلاب اسلامی در فلسطین ایجاد شد خط اسلامگرایان بود که از جبهههای جنگ هشت ساله ایران و عراق و عملیاتهای استشهادی، آرام آرام رسید به جنوب لبنان و از آنجا بعد از شکلگیری حزبالله وارد فضای سرزمینهای اشغالی مخصوصا نوار غزه و کرانه باختری شد.
و بعد از گروههایی تحت عناوین حماس، جهاد اسلامی و سایر گروههای اسلامگرا شکل گرفت که متاثر از انقلاب اسلامی بودند. اینها معمولا عملیاتهای استشهادی را انجام میدانند. زمان عرفات او علاوه بر اینکه با این اقدامات مخالفت میکرد. اما گاهی از این عملیاتها استفادههای تاکتیکی نیز به عمل میآورد. این حرکات او ادامه داشت تا سال 1999. در سال 1995 یک قراردادی در اسلوبین اسرائیل و عرفات تنظیم شد که نام آن صلح در مقابل زمین بود. یعنی اسرائیلیها بخشی از فلسطین را در اختیار حکومت خودگردان فلسطین قرار میدادند و در مقابل فلسطینیها صلح را به اسرائیلیها هدیه میکردند در نتیجه یک دولت خودمختار موقتی شکل گرفت که حدود 4 سال طول کشید اما این دولت، انتقال پیدا کرد و تا 6سال ادامه داشت تا اینکه حماس وارد فضای انتخابات شد و توانست پیروزیهای چشمگیری به دست آورد.
* عدهای معتقدند همین که حماس وارد مبارزات انتخاباتی شده ناشی از موافقت و خواست آمریکاییها بوده است؟ به نظر شما این تحلیل تا چه اندازه صحیح است؟
** بله عدهای معتقدند عامل محرک آمریکاییها بودند چرا که حماس یک جنبش ضد اشغالگری بود و جنبش هم یعنی تحرک و پویایی و اعتراض. آمریکاییها میتوانستند با شرکت دادن آنها به امور سیاسی آنها را از پویایی به ایستایی برساند. در نتیجه وقتی که حماس در انتخابات پیروز شد سه چهار مجلس را به دست گرفت. علت پیروزی حماس هم کاملا مشخص بود. علت آن بود که حماس کارهای خدماتی و رفاهی گستردهای همانند کمیته امداد امامخمینی(ره) در ایران انجام میدادند که به فقرا و نیازمندان آن منطقه کمک میکرد و یا در موارد سیاسی عملیات استشهادی انجام میدادند.
حرف آنها با قول و عملشان یکی بود. در نتیجه مردم به سمت حماس حرکت کردند. فتح هم چون حکومت را در دست داشت و 6سالی بر آن تکیه زده بود آرام آرام از حالت مبارزه به سمت جمعآوری ثروت و راحتی خود حرکت میکردند و مردم نیز نظر چندانی به فتح نداشتند و به حماس رای دادند. این رای دادن به حماس منجر به این شد که دولت حماس یا دولت آقای هنیه به وجود آید. بعد از اینکه دولت هنیه به وجود آمد جنبش فتح که آقای ابومازن از این گروه هست و رئیس حکومت خودگردان است بخش امنیتی و اطلاعاتی فلسطین را در اختیار داشت، اما در مقابل آقای هنیه در وزارت کشور نیروی انتظامی و پلیس فلسطین را اداره میکرد. گاهی از اوقات به این دلیل که گروه فتح دستش از امکانات دولتی کم شده بود و در قدرت هم حضور کمرنگی داشتند. درگیریهای بین آنها و حماس به وجود آمد. فتح انتظار داشت بعد از اینکه دولت هنیه به وجود میآید، چند ماهی فشار را بر مردم افزایش دهند، در این کار اسرائیل، اتحادیه اروپا و هم آمریکا مشارکت کردند تا به مردم اینگونه القا کنند که حماس توان اداره فلسطین را ندارد. اما وضعیت داخلی، منطقهای و فرامنطقهای نشان داد که دولت حماس قادر به ادامه حیات است. اگرچه وضعیت مردم مناسب نیست و جنگهای داخلی بین آنها وجود دارد، لذا به ذهن میرسد که برای نابودی حماس سناریوی جدیدی به وجود آوردند که طی آن اسرائیلیها حملات شدیدی را به نوار غزه و کرانه باختری شروع کردند تا از این رهگذر بتوانند موضع دولت حماس را تا آنجا که امکان دارد به ضعف بکشانند تا کاملا به مردم فلسطین نشان دهند که اگر انتخاباتی برگزار شود و آنها حماس را انتخاب کنند وضعیت آنان بهتر نخواهد بود. بنابراین هدف رژیم صهیونیستی از حمله به غزه 3چیز است، یکی تضعیف دولت حماس و نشان دادن این مسئله که مردم با شرکت خود در انتخابات و رای دادن به حماس و رزمندگان اسلامگرا وضع خود را خراب کردهاند آنان در عین تضعیف حماس میخواستند جناح ابومازن را در این راستا تقویت کنند دوم اینکه بعد از جنگ 33 روزهای که در لبنان به وجود آمد و اسرائیل به شدت شکست خورده بود، آنان میخواستند با حمله به غزه تا حدی افکار عمومی اسرائیل را که دچار تشنج و تشتت شده بود و بین احزاب کادیما، لیکود و کار اختلافات عمدهای ایجاد شده بود به سمت غزه هدایت کنند و از فشار افکار عمومی به خود بکاهند.
* به نظر شما اسرائیلیها در حمله به نوار غزه تا چه اندازه در دستیابی به 3 هدف فوق موفق بودهاند؟
** اسرائیل به عنوان یک واقعیت در منطقه خاورمیانه مطرح هست که علاقهمند است همچنان به عنوان بالا سر منطقه خود را نشان دهد. حتی در زمان شاه ایران هرگاه با دولت اسرائیل یا ترکیه ارتباطی برقرار میکرد، این ارتباط را به آمریکا متصل میکرد و یک قطببندی را به وجود میآورد در حال حاضر هم اسرائیلیها در این مسئلهای که اولمرت توجه افکار عمومی را به غزه و تضعیف دولت حماس معطوف کرده شاید به صورت موقت موفق باشد. اما پیروزی آنان بستگی به میزان مقاومت مردم در فلسطین و دولت حماس دارد. البته دولت حماس تسلیم نخواهد شد و به راحتی صحنه را برای فتح باز نخواهد کرد. دلیل این مدعا همان پیمان مکه بود که عربستان سعودی به نمایندگی از کشورهای عربی وقتی که دید ایران در منطقه نقش برجستهای را در تحولات منطقه ایفا میکند، سعی کرد وارد عمل شود و لذا دیپلماسی خود را فعال کرد و در پیمان مکه بین دو گروه حماس و فتح یکنشستی بر گزار شد تا دولت و حدت ملی را تشکیل دهند.
اما دیدیم که مقاومت حماس باعث شد که کشورهای عربی که مخالف حماس بودند دیپلماسی خود را فعال کنند و دولت وحدت ملی را به وجود آورند. من فکر میکنم اسرائیلیها نمیتوانند به اهداف خود برسند. اسرائیل همواره از طریق زور و هژمون خود را اثبات کرده است. بنابراین تجربه گذشته نشان میدهد که هر چه فشار بر فلسطینیها زیادتر شود، آنها مقاومتر خواهند شد و دولت حماس صحنه را ترک نخواهد کرد.
اسرائیلیها نتوانستهاند جلوی موشکهای قسام رزمندگان جهاد اسلامی را بگیرد و این موضوع باعث شد که جنگ 33 روزه برای اسرائیلیها در مقیاس کوچکتری تکرار شود.
* شما نقش جنبش فتح و شخصیتهایی چون محمد الدهلان در اقدام اسرائیل مبنی بر حمله به نوار غزه را چطور ارزیابی میکنید؟
** یک سناریو بیانگر این مسئله است همان طور که در قضیه حمله اسرائیل به جنوب لبنان کشورهای عربی بخصوص عربستان، مصر، اردن و فتح و آمریکا موثر بودند و فضا را از نظر روانی برای اولمرت آماده کردند در قضیه حمله اسرائیل به نوار غزه نیز چنین اتفاقی رخ داده است، به این صورت که حمله اسرائیل به نوار غزه توسط بخشی از گروههای داخل فلسطین که مشخصات فتح و آقای دهلان وزیر امنیت گذشته و رئیس سازمان امنیت فعلی ابومازن هستند به اسرائیل چراغ سبز نشان دادهاند تا بتوانند حماس را تضعیف کنند. اگر این موضوع را بپذیریم که در اجلاس مکه فتح پذیرفت که حماس به عنوان یک قدرت در صحنه وجود داشته باشد، دیگر نمیتوانیم بگوییم که فتح به دنبال ریشهکن کردن حماس است اما میتوانیم بگوییم که شخصیتهایی چون محمد الدهلان به دنبال تضعیف حماس هستند و علاقهمند است که از طریق اختلاف با اسرائیل این فضاسازی انجام بگیرد حتی اگر حماس هم از بین برود، فتح نخواهد توانست مشکلات اصلی فلسطین با رژیم صهیونیستی که همان مسئله مهاجرین و قدس شریف است را حل کند.