تاریخ انتشار : ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۶:۱۵  ، 
کد خبر : ۳۰۵۷۸

انقلاب فرهنگی؛ دلایل، ضرورت‌ها و زمینه‌ها

سعید صالح‌آبادی اشاره‌ : چندی است، بحث بر سر انقلاب فرهنگی در دانشگاه‌ها نقل محافل مطبوعاتی شده و عده‌ای از ایجاد انقلاب دوم فرهنگی سخن گفته و جمعی دیگر آن را غیر ضروری می‌دانند. افرادی چون عبدالکریم سروش، به انکار دولت و نقش خود در جریان انقلاب فرهنگی پرداخته و از آن برائت می‌جویند. در این میانه این نسل جدید است که به دلیل عدم اطلاع از وقایع سال‌های 58-59 گوش به مجموعه این حرفها سپرده در جستجوی حقیقت از لابه‌لای حرفها و حدیثها است. این فرصت را مغتنم دانسته، ‌نظر به اهمیت آگاهی این نسل از وقایع و حوادث منجر به انقلاب فرهنگی دانشگاه‌ها گردیده مقاله زیر را تقدیم حضورتان می‌کنیم، باشد که در جهت روشنگری افکار این نسل به وقایع آن سال‌های منتهی به انقلاب فرهنگی در دانشگاه‌ها مفید و موثر واقع شود؛

انقلاب فرهنگی پدیده‌ای مولود سالهای پیروزی‌ انقلاب ‌اسلامی است که با فرمان رهبر کبیر انقلاب و در پاسخ به اوضاع خاص فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه ایران، سال 1359 به وقوع پیوست. چرایی و چگونگی این رخداد مهم در تاریخ فرهنگی و سیاسی کشورمان مبحثی است که در این مقال سعی بر یافتن پاسخی برای آن داریم.

1- فروردین 59 است، دانشگاه‌ها در تسخیر و تسلط نیروهای ضد‌انقلاب قرار گرفته، چریک‌های فدایی خلق و مجاهدین خلق (منافقین) دانشگاه را تبدیل به دژی تسخیر‌ ناپذیر کرده‌اند و در دفاتر گروه‌های دانشجویی انواع سلاح‌های جنگی یافت می‌شود. دانشجویان هوادار سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، دانشگاه‌ها را سنگربندی کرده‌اند، اما موضوع مهمتر، دگرگونی جوانانی است که پای به دانشگاه می‌‌گذارند. ورود به دانشگاه مترادف است به داخل شدن در مرکز هیاهو و تبلیغات سیاسی گروه‌های سیاسی ـ نظامی که جز شعارها و تحلیل‌های عاطفی و احساسی، چیزی برای عرضه ندارند.

2- در حقیقت، دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی (بویژه دانشگاه تهران) به ستاد مرکزی فعالیت و خوراک‌سازی فکری و تبلیغاتی برای گروه‌های معاند تبدیل شده و این موضوعی نبود که بر رهبران انقلاب پوشیده بماند. در یکی از جلسات شورای انقلاب دکتر بهشتی معتقد بود: "گروه‌های مخالف مسیر انقلاب، ممکن است از تجمع در دانشگاه‌ها و مدارس در جهت اهداف خود، بهره‌برداری کنند، طبعا باید پیش‌بینی لازم در این امر را داشت." اما بنی‌صدر، عمق قضیه را درک نمی‌کند. وی در پاسخ می‌گوید: "اگر دانشگاه تعطیل شود، عملا در دست‌چپی‌ها قرار می‌گیرد."

سپس قطب‌زاده چنین می‌گوید: "چپی‌ها، طرح وسیعی را برای دانشگاه‌ها و مدارس دارند و می‌خواهند در هفته اول شروع سال درسی، همه را به اعتصاب و شورش بکشانند."

آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی با آن صراحت همیشگی‌اش می‌گوید: "جلوی شلوغی دانشگاه‌ها را می‌توان گرفت. فقط کافی‌است عده زیادی از بچه مسلمان‌ها تهران باشند، آنگاه از انقلاب دفاع خواهند کرد. اکثریت اعضای شورای انقلاب، اعتقاد دارند دانشگاه عملا در دست گروهک‌ها قرار گرفته و وضع به مرحله خطرناکی رسیده است."

3- درگیری‌های پراکنده در دانشگاه در طول سال 58 و 59 ادامه داشت. هر چند نقطه آغاز ماجرای انقلاب فرهنگی در دانشگاه تبریز رخ داد. جایی که در بیست و ششم فروردین 59 آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در تالار اجتماعات دانشکده پزشکی حضور یافت. او برای دانشجویان، مبحثی ایدئولوژیک درباره مبانی فکری اسلامی پیش کشید، سپس اهداف و بنیادهای انقلاب اسلامی را تشریح نمود.

اما به ناگاه گروهی از دانشجویان هوادار مجاهدین و کمونیست‌ها به طرح مسائلی در مخالفت با سخنان هاشمی و انتقاد از انقلاب پرداخته و با سر دادن شعارهایی، جلسه را به تشنج کشیدند. درگیری دانشجویان انجمن اسلامی و زد و خورد آنان باعث شکسته شدن درهای تالار سخنرانی شد و هاشمی را مجبور کرد که سخنرانی خود را قطع و از تالار اجتماعات خارج شود. این برخورد تعرض‌آمیز دامنه وسیعی داشت.

نخست روحانیون و مردم تبریز آن را محکوم کردند. حتی بخشی از بازار تبریز در اعتراض به این درگیری تعطیل شد.

موج‌های انتقادات و مخالفت با گروهک‌ها در دانشگاه تبریز و خارج از آن ادامه یافت. راهپیمایی‌هایی اعتراض‌آمیز صورت پذیرفت و طی روزهای بعد وضع در دانشگاه تبریز دگرگون شد. ساختمان مرکزی دانشگاه تبریز توسط انجمن اسلامی دانشجویان تصرف شد. متصرفان طی اعلامیه‌ای ضمن اعتراض به وقایع اخیر، خواستار تصفیه و پاکسازی دانشگاه شدند. مردم تبریز از این خواسته‌ها حمایت کردند. در نتیجه کلاس‌های دانشگاه تعطیل شد.

دکتر باهنر، عضو شورای‌ انقلاب، ضمن گفتگویی با اعلام حمایت از متصرفان گفت: "...در نتیجه دانشجویان اسلامی در برابر این رفتار ضد آزادی و ضد نظم که گروه‌های مخالف به وجود آورده بودند، تظاهرات و اقدام به گرفتن دانشگاه کرده‌اند."

دکتر باهنر در زمینه تعطیلی دانشگاه‌ها به طور کلی اظهار داشت: "...زمزمه‌هایی بوده مبنی بر اینکه گروه‌های اسلامی دانشگاه‌ها معتقدند که دانشگاه‌ها باید متناسب با نیازهای انقلاب ‌اسلامی تغییر کند و نظام و سیستم تازه‌ای در آنجا پیاده شود. در این مدت تغییر چشمگیری در سیستم دانشگاه‌ها داده نشده و این هدف را به دنبال پیام امام تعقیب می‌کنند و هدف این است که نظام دانشگاه‌ها را مطابق با انقلاب ‌اسلامی عوض کنند..."

واقعیتی که باهنر به طور ملایم در لفافه بیان کرد، در واقع امر مهمتری بود که با جرقه درگیری در سخنرانی هاشمی‌رفسنجانی، در دانشگاه تبریز آغاز شده بود. مقارن با تحولات دانشگاه تبریز، دانشگاه علم‌ و صنعت از سوی انجمن اسلامی دانشجویان اشغال شد و درگیری‌هایی در پی این اشغال به وقوع پیوست.

سنگین‌ترین درگیری‌ها در دانشگاه تربیت معلم رخ داد. این درگیری‌ها منجر به کشته شدن فردی به نام پرویز ستاری شد. تحقیقات، چریک‌های فدایی خلق را مسئول این قتل معرفی می‌کرد.

در روزهای آینده، مسئله دانشگاه بعد ملی به خود گرفت. سپس به تصویب شورای‌ انقلاب و تائید امام خمینی، قرار شد کلیه دانشگاه‌های کشور از 15 خرداد تعطیل شوند تا به وضع آنها رسیدگی شود.

این بیانیه تعیین تکلیف نهایی دانشگاه‌ها بود. غالب دانشگاه‌ها و مراکز و مدارس آموزش عالی در ظرف دو روز به تصرف انجمن‌های‌ اسلامی دانشجویان در‌ آمد و در همان روزهای پایان فروردین بیش از 30مرکز مهم دانشگاهی با زد ‌و خورد‌های محدود یا شدید تسخیر شد.

شدیدترین درگیری‌ها در دانشگاه شیراز و مشهد روی داد، اما در نهایت کار یکسره شد. بعدها معلوم گشت که قلب فعالیت‌های مجاهدین، چریک‌ها و سایر گروه‌ها در این دو شهر، دانشگاه بوده است.

4- اشغال دانشگاه‌ها از سوی دانشجویان مسلمان فقط عکس‌العملی در برابر اشغالگران کمونیست و سایر مخالفان انقلاب بود. شاید اگر شرایط دموکراتیک و امکانات بسیار زیادی که از ابتدای انقلاب در اختیار گروه‌های مختلف قرار گرفته بود، مورد سوء‌استفاده قرار نمی‌گرفت و دانشگاه به مرکز برنامه‌ریزی و سربازگیری آشوبگران بدل نمی‌شد، هیچ‌گاه کار به خشونت نمی‌رسید. بررسی همه اخبار و اطلاعات اسناد مربوط به دانشگاه نشان می‌دهد که در آن زمان هیچ چاره‌ای جز برچیدن بساط نیروهای مخالف و توطئه‌گر وجود نداشت. خاصه آنکه پس از تعطیلی دانشگاه‌ها مشخص شد که تعداد زیادی اسلحه و مهمات نیز در برخی از این مراکز گرد‌‌آوری و انبار شده بود.

تسخیر دانشگاه‌ها، در واقع آغاز جنبشی بود که به "انقلاب فرهنگی" موسوم شد و بدون ارزیابی نتایج علمی و فرهنگی آن، از منظر سیاسی، عملی بسیار ضروری در جهت حفظ ثبات و بنیادهای انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بود.

با روشن شدن وضعیت دانشگاه‌ها، اظهارنظرها و ارائه تحلیل درباره دانشگاه‌ها شروع شد. جنبش مسلمانان مبارز ضمن انتقاد از نحوه اشغال دانشگاه، در بیانیه‌ای اعلام کرد: "اقدامات اخیر در دانشگاه‌ها در جهت یک انقلاب مکتبی سیر نخواهد کرد."

حزب جمهوری اسلامی نیز اطلاعیه‌ای در تائید عمل دانشجویان صادر نمود: "نظام دانشگاهی ما باید فرهنگ‌های وابسته حاکم بر محیط فعلی دانشگاه‌ها و وابسته به این فرهنگ را از دانشگاه‌ها ریشه‌کن کند. در پی رهنمودهای امام، بار دیگر دانشجویان مسلمان دانشگاه‌ها به پا خاستند تا به یاری توده‌های روشن‌بین و بیدار امت، برقراری این نظام اسلامی را در دانشگاه‌ها به مستضعفان جهان، بشارت دهند و بر ما است که چون همیشه به یاریشان بشتابیم."

جامایا جنبش انقلابی‌ ایران به رهبری دکتر سامی حمله به دانشگاه را محکوم کرد. از سوی دیگر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جامعه روحانیت مبارز از انقلاب فرهنگی در دانشگاه‌ها حمایت کردند.

در حمایت یا عدم حمایت از اشغال دانشگاه از سوی دانشجویان مسلمان اختلاف‌نظر وجود داشت. دکتر‌ محمود احمدی‌نژاد و مرتضی مبلغ از حامیان انقلاب فرهنگی بودند. اما دانشجویان مستقر در سفارت آمریکا با نحوه انقلاب فرهنگی مخالف بودند. مجاهدین خلق نیز با انتشار اعلامیه‌ای، "به پا کردن آشوب و هرج و مرج و جنجال در محیط‌‌های آموزشی را نهایتا ریختن آب به آسیاب دشمن و امپریالیست‌ها" خواند. مجاهدین بدون اشاره به نقش خود در تشنجات دانشگاهی، مسئله عراق و درگیری با امپریالیسم را مطرح کرده و درگیری‌های دانشگاه‌ها را مخالف وحدت و ضربه‌ای به کشور، در شرایط بحرانی خواند. همچنین این سازمان تصرف‌کنندگان را فتنه‌جو و فرصت‌طلب معرفی کرد. در کنار مجاهدین، کلیه گروه‌های کمونیستی و چپ نیز حمله به دانشگاه‌ها را توطئه رژیم و یورش به پایگاه‌های مترقی و انقلابی، و تحکیم استبداد و دیکتاتوری فاشیستی معرفی نمودند.

5- پس از اعلام‌نظر و تبلیغات گسترده بر له و علیه اشغال دانشگاه توسط انجمن‌های‌ اسلامی و تخلیه دانشگاه‌ها از ستادها و دفاتر گروهک‌ها، امام خمینی به ابراز نظر پرداختند و صریحا از جریانات تصفیه در دانشگاه حمایت نمودند. ایشان ضمن محکوم ساختن توطئه‌هایی که در دانشگاه سامان می‌یافت، فرمودند: "ما از حمله نظامی نمی‌ترسیم، از دانشگاه ‌استعماری می‌ترسیم. "آخرین حرکت تاریخی، در امور مربوط به دانشگاه‌ها با فرمان مهم امام‌خمینی مبنی بر تشکیل "شورای انقلاب‌ فرهنگی" محقق شد. این شورا موظف بود زمینه‌های تحول و اسلامی شدن دانشگاه‌ها را ایجاد نماید. نتیجه فعالیت‌های شورا، می‌باید برای همیشه مشکل سیاسی به نام دانشگاه‌ها را از میان بردارد و صورتی علمی و پژوهشی، در زیر سایه اسلامیت بدان بدهد.

در این فرمان نخستین اعضای شورای انقلاب‌فرهنگی تعیین شدند. این افراد عبارت بودند از حجت‌الاسلام ربانی املشی، دکتر‌ محمد‌جواد باهنر، جلال‌الدین فارسی، شمس‌ آل‌احمد، دکتر حسن حبیبی، دکتر عبدالکریم سروش و دکتر علی شریعتمداری.

در این زمینه امام خمینی(ره) "معیارهای روشن و دقیقی برای تعیین استاد و دانشجو" به ستاد انقلاب‌ فرهنگی داده و لذا دیگر عذری باقی نمانده بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات