تاریخ انتشار : ۰۱ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۲:۴۳  ، 
کد خبر : ۳۰۶۴۷

شیب سقوط


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

دولتمردان کنونی ‌آمریکا، به این اصل معتقدند که جهان باید در انحصار و اختیار آمریکا باشد. این، یعنی ‌شدیدترین نوع انحصارطلبی.

این تفکر اگر برمبنای ‌عدالت و حاکمیت اخلاق و اصول انسانی‌ بود، میتوانست قابل مطرح کردن باشد هر چند ملت‌ها بجای ‌آنکه حاضر شوند سرنوشت خود را در اختیار دولتمردان آمریکا قرار دهند، خود به همان نسخه عدالت و حاکمیت اخلاق و اصول انسانی ‌عمل می‌کردند و زمام امور خود را به دیگران نمی‌سپردند. اما نکته اینست که حاکمان امروز آمریکا درست در نقطه مقابل عدالت و اخلاق و اصول انسانی قرار دارند و در عین حال، مدعی ‌رهبری‌ جهان هستند!

خوشبختانه اوضاع جهانی‌ در شرایط کنونی‌ برخلاف میل و اراده دولتمردان آمریکا به پیش می‌رود و آنها هرقدر بیشتر به کوره انحصارطلبی ‌خود هیزم می‌ریزند آتش خشم ملت‌ها علیه آنها شعله‌ور‌تر می‌شود و شیب سقوط امپراطوری ‌آمریکا که خود را ابرقدرت بلامنازع دوران معرفی می‌کند تندتر می‌شود. این واقعیت را به روشنی ‌میتوان در تازه‌ترین رویدادهای ‌نقاط مختلف جهان که آمریکا به آنها دست‌اندازی کرده است ملاحظه کرد.

در فلسطین اشغالی،‌ که رژیم صهیونیستی ‌در همه جنایاتش مورد حمایت آمریکاست، مردم علیرغم همه تنگناها و مصیبت‌هائی ‌که صهیونیست‌ها بر آنها تحمیل می‌کنند از همیشه مقاوم‌تر در برابر اشغالگران و حامیان آنها ایستاده‌اند و محور اصلی مبارزاتشان را مقابله با آمریکا تشکیل میدهد. شعار مرگ بر آمریکا، در فلسطین نیز رواج یافته و گروه‌های ‌مخالف آمریکا رأی‌ مردم را در اختیار دارند و نفرت از آمریکا عمومیت پیدا کرده است. تلاش‌های‌ کنونی آمریکا برای وادار کردن سران کشورهای ‌عربی‌ به سازش با رژیم صهیونیستی نیز بی‌نتیجه است و همانطور که صهیونیست‌ها این روزها میگویند دولتمردان عرب از ترس ملت‌هایشان جرأت نزدیک شدن به رژیم صهیونیستی را ندارند.

در لبنان، همه چیز به زیان آمریکاست. بعد از پیروزی‌ حزب‌الله در جنگ 33 روزه‌ای‌ که رژیم صهیونیستی بر لبنان تحمیل کرد، علاوه بر آنکه هیبت اسرائیل شکست آمریکا نیز نفوذ خود را از دست داد و نه تنها مردم لبنان بلکه همه ملت‌های‌ عرب متوجه این واقعیت شدند که آمریکا فقط یک ببر کاغذی است و اگر اراده‌ای‌ در کار باشد به راحتی میتوان باد این هیولای ‌ساختگی ‌را خالی ‌کرد. طرح آمریکائی‌ خاورمیانه بزرگ که تا جنگ 33 روزه لبنان حرف اول آمریکا بود، بعد از شکست خوارکننده اسرائیل و آمریکا در این جنگ، کاملاً رنگ باخته و دیگر مطرح نیست. این، ننگ بزرگی برای ‌آمریکاست که ادعای‌ ابرقدرتی‌ دارد و میخواهد هر طور شده رهبری ‌جهان را در دست داشته باشد، اما در برابر اراده یک گروه چریکی ‌در یک کشور کوچک به زانو در آمده و اکنون در صحنه سیاسی‌ نیز ناچار است شکست بزرگی ‌را در برابر همان گروه چریکی بپذیرد.

در آمریکای ‌لاتین، دولت آمریکا تیره‌ترین روزهای‌ سیاسی ‌خود را پشت سر میگذارد. هر روز در این منطقه یک حزب ضدآمریکائی به پیروزی می‌رسد و سرزمینی‌ که دولتمردان واشنگتن تا یک دهه قبل آنرا حیات خلوت خود می‌دانستند، امروز به مرکز قوی‌ترین مبارزات ضدآمریکائی تبدیل شده است.

عراق و افغانستان، که بوش کوچک فکر می‌کرد بعد از اشغال برگهای‌ برنده‌ای‌ برای ‌او و کشورش خواهند بود، اکنون به باتلاق‌های بشدت دست و پاگیری برای ‌آمریکا تبدیل شده‌اند. اشغال این دو کشور و ناکامی‌های همه‌جانبه بعد از آن، ضربه‌های ‌محکمی‌ به آمریکا وارد ساخت که قطعاً نمیتواند آنها را جبران نماید.

ایران، که هدف نهائی‌ آمریکا از تهاجم به منطقه خاورمیانه بود، اکنون قدرت برتر منطقه است و تهدیدی برای ‌منافع نامشروع آمریکا بشمار می‌رود. مقاومت دولت و ملت ایران در مسأله انرژی ‌هسته‌ای ‌که اهرم اصلی‌ آمریکا بود، بوش کوچک و دستیارانش را به استیصال کشانده است. در این نبرد، قطعاً ما پیروز خواهیم بود و آمریکا یکبار دیگر با خفت به زانو در خواهد آمد. در سالگرد شکست آمریکا در طبس، تأکید بر اینکه آمریکا باز هم شکست خواهد خورد، مفهوم روشنی دارد.

ترسیم صحنه‌های ‌واقعی ‌جهان و منطقه در مقابله با سیاست‌های‌ جنگ‌افروزانه و سلطه‌طلبانه آمریکا، به روشنی ‌نشان میدهد که همه چیز به زیان واشنگتن به پیش می‌رود و این سراشیبی‌ که هر روز تندتر می‌شود سرانجام به سقوط شیطان بزرگ خواهد انجامید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات