تاریخ انتشار : ۰۴ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۳  ، 
کد خبر : ۳۰۷۵۶
چهلمین سالگرد جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل

پیامد ارزیابی‌های نادرست


دکتر ابراهیم‌ یزدی

1- چهل سال پیش در روز پنجم ماه ژوئن 1967، اسرائیل به بهانه اینکه اعراب (مصر، سوریه و اردن) در صدد حمله به آن کشور هستند، با نیروهای نظامی خود، از زمین و هوا به سوریه، مصر و اردن حمله کرد و در یک عملیات برق‌آسا، بیت‌المقدس شرقی و غرب رودخانه اردن، نوار غزه و ارتفاعات جولان را به اشغال خود در آورد. ارتش‌های عربی شکست سختی خوردند. شورای امنیت سازمان ملل متحد به بررسی مساله پرداخت و با تصویب قطعنامه 242 طرفین درگیر را به ترک مخاصمه و آتش‌بس و همچنین اسرائیل را به تخلیه سرزمین‌های اشغالی و اعراب را به رسمیت شناختن موجودیت اسرائیل موظف ساخت. اسرائیل و اعراب قطعنامه شورای امنیت را نپذیرفتند. اسرائیل نه تنها اراضی اشغالی را تخلیه نکرد، بلکه به رغم منع صریح معاهدات بین‌المللی به تدریج سرزمین‌های اشغالی را به خاک اصلی خود منضم ساخته است و امروز با وجودی که اعراب رسماً و صریحاً قطعنامه 242 و موجودیت اسرائیل را پذیرفته‌اند، حاضر به تخلیه این سرزمین‌ها نیست.

2- جمال عبدالناصر محبوب‌ترین و پرنفوذترین رهبر عربی است که اعراب به خود دیده‌اند. نه قبل از او و نه بعد از او، هیچ شخصیت سیاسی ـ اسلامی، در کشورهای عربی به محبوبیت، قدرت و نفوذ ناصر نبود. در دوران ناصر ناسیونالیسم عرب در اوج قدرت خود بود. دنیای عرب، از اقیانوس اطلس تا خلیج‌ فارس یا به قول خود اعراب من‌المحیط الی الخلیج، همه مشتاقانه به سخنان ناصر گوش می‌دادند. رادیو «صوت‌العرب من‌القاهره» قوی‌ترین و پرشنونده‌ترین رسانه در جهان عرب و در آفریقا بود. غرور ملی و جمعی اعراب که طی دوران سلطه استعمار غربی ـ اروپایی به شدت آسیب دیده و بیمار شده بود، در سخنان و در شخصیت کاریزماتیک ناصر خود را بازسازی کرده بود. هیچ دولت و رهبر عربی نبود که بتواند با ناصر رقابت کند. در همه جا ناصر حرف اول و آخر را می‌زد. اما اقبال اعراب به ناصر تنها به خاطر مواضع او نبود بلکه برخلاف بسیاری از دولتمردان و رهبران و پادشاهان کشورهای عربی، زندگی فردی و شخصی او و خانواده‌اش بسیار روشن و سالم بود به طوری که حتی در دوران ریاست جمهوری‌اش در همان منزلی که قبل از ریاست داشت زندگی می‌کرد. ناصر آلودگی‌های اخلاقی برخی از رهبران کشورهای عرب را نداشت.

سیاست‌های کلان دولت ناصر در محور داخلی، عدالت‌محور (سوسیالیستی) و کاهش شکاف‌های طبقاتی بود. ناصر با ملی کردن کانال سوئز و پایان دادن به حضور نظامی انگلیس در این آبراه، علاوه بر کسب محبوبیت ملی و بسیج مردم، یک منبع درآمد ارزی خارجی به دست آورد و اقتصاد بیمار مصر را رونق بخشید.

او آشکارا اعلام کرد که ملی شدن نفت در ایران و دکتر مصدق الهام‌بخش او در ملی کردن کانال سوئز بوده است. هنگامی که آمریکا و انگلیس کیم روزولت ستاره و کارگردان اصلی اجرای کودتای 28 مرداد 1332 را به قصد «مصدقی کردن ناصر» به مصر فرستادند، ناصر با مهارت برنامه آنها را شناخت و خنثی ساخت.

در محور خارجی سیاست ناصر اگر چه بی‌طرفی در مناقشات بین‌المللی و تاسیس و تایید منش غیرمتعهدها بود، اما محور اصلی آن محو اسرائیل از روی زمین از طریق عملیات نظامی در یک جنگ کلاسیک بود. جنگ کلاسیک نیاز به تدارک تجهیزات و ابزارهای جنگی کلاسیک معادل با اسرائیل را دارد. اما اولاً اقتصاد و صنعت مصر قادر به تامین هزینه‌های تهیه ابزارهای جنگی کلاسیک نبود و ثانیاً تجهیزات نظامی کلاسیک، معادل آنچه اسرائیل داشت، تنها از طریق کشورهای تولیدکننده این تجهیزات یعنی روسیه و آمریکا و کشورهای غربی ممکن بود. کشورهای غربی با توجه به سیاست‌های اعلام شده مصر در محو اسرائیل، حاضر نشدند سلاح‌های مورد نیاز مصر را تامین کنند. ناصر برای تاثیرگذاری بر روحیه توده‌های مردم به شدت نیازمند برخی تجهیزات نظامی نمایشی بود. هنگامی که دولت آمریکا حتی حاضر نشد چنین تجهیزاتی را در اختیار وی قرار بدهد یا در ساخت سد آسوان شرکت کند، دولت مصر از رقابت‌های دوران جنگ سرد استفاده کرد و و در برابر فروش انحصاری پنبه مصر به شوروی سابق نظر موافق دولت شوروی را در ساخت سد آسوان و هم فروش سلاح‌های جدید جلب کرد اما دولت شوروی حاضر نشد سلاح‌های پیشرفته تهاجمی به مصر بفروشد و تنها برخی از سلاح‌های پیشرفته دفاعی، نظیر هواپیماهای میگ جنگنده (نه جنگنده بمب‌افکن) و موشک‌های زمین به هوا و سیستم‌های رادار را به مصر فروخت.

هر قدر دولت مصر در تبلیغات خود علیه اسرائیل پیش می‌رفت و هر قدر به تهیه تجهیزات ضروری برای مقابله نظامی با اسرائیل ادامه می‌داد، مجبور بود سهم بیشتری از درآمد ملی را صرف این برنامه کند و در نتیجه اقتصاد ناتوان مصر ضعیف‌تر می‌شد. به رغم تلاش دولت برای کاهش شکاف‌های طبقاتی، فقر و محرومیت بیشتر می‌شد. از طرف دیگر ناکارآمدی دستگاه دولتی، فساد اداری ـ مالی و رانت‌خواری روز به روز توسعه پیدا می‌کرد و نارضایتی مردم بیشتر می‌شد اما دولت به جای یافتن راه‌حل، به سرکوب اعتراضات پرداخت. به همان نسبتی که فساد و رانت‌خواری و سوءمدیریت بیشتر می‌شد، سرکوب سیاسی نیز شدید می‌شد.

3- بزرگ‌ترین مشکل سیاسی داخلی دولت ناصر، اختلاف و درگیری با اخوان‌المسلمین بود. ناصر و نجیب از رهبران کودتای گروه افسران آزاد بودند. برخی از اعضای این گروه وابسته به اخوان‌المسلمین بودند. افسران آزاد با حمایت و پشتیبانی این گروه پایگاه مردمی گسترده‌ای داشت، اما پس از پیروزی «ثوره» (انقلاب) روابط میان این دو گروه آن چنان بر هم خورد که علیه رهبران اخوان پرونده‌سازی و سید قطب مرشد این جمعیت اعدام شد.

هنگامی که در سال 1957 سه کشور انگلیس، فرانسه و اسرائیل به مصر حمله کردند، اخوان‌المسلمین آمادگی خود را برای مقابله با نیروهای مهاجم اعلام کردند. تعدادی از رهبران اخوان از زندان آزاد شدند و در سازمان‌دهی نیروهای مردمی در دفاع از شهر پورت سعید به طور فعال شرکت کردند. دفاع موثر و جانانه مردم پورت سعید در شکست عملیات نظامی مهاجمین موثر بود. بعد از پایان این جنگ و عقب‌نشینی نیروهای مهاجم، متاسفانه روابط میان اخوان‌المسلمین و دولت ناصر مجدداً و به شدت تیره شد و در نهایت به زندانی شدن جمع کثیری از اعضای فعال اخوان و اعدام سیدقطب منجر شد.

اما سرکوب و فشار سیاسی دولت مصر تنها به اخوان‌المسلمین محدود نماند بلکه سایر احزاب سیاسی را نیز شامل شد. فشارهای سیاسی و ناکارآمدی اقتصادی بر موقعیت دولت در میان مردم اثر منفی بر جای گذاشت. به هر اندازه که از موقعیت دولت در میان مردم کاسته می‌شد فعالیت دولت در امور خارجی و تبلیغات درباره آنها، نظیر مساله اسرائیل، سودان، جنگ در یمن و نظایر این بیشتر می‌شد.

4- در چنین شرایطی جنگ شش روزه رخ داد. هنگامی که جمال عبدالناصر رئیس‌جمهوری مصر از برنامه اسرائیل برای حمله به سوریه و مصر باخبر شد، در سخنرانی خود در تظاهرات بسیار گسترده در قاهره ضمن بیان این خبر اعلام کرد که مصر آماده رویارویی نظامی با اسرائیل است. ما به این حمله خوشامد می‌گوییم: مرحبابکم؛ ما اعراب، دو میلیون یهودی ساکن اسرائیل را به دریا می‌ریزیم. سخنان ناصر آن چنان تحریک‌آمیز بود که سراسر جهان عرب را به هیجان در آورد و دنیای غرب را به حمایت از اسرائیل مصم‌تر از هر زمان ساخت. اسرائیل از سخنان ناصر استقبال کرد. هیچ چیز به اندازه سخنان ناصر در محور اسرائیل و ریختن یهودیان به دریا صهیونیست‌ها را خوشحال نکرد. اسرائیل و گروه‌های فشار یهودی در اروپا و آمریکا با مظلوم‌نمایی توانستند یک جبهه جهانی منسجم به حمایت از خود به وجود آورند. چرا ناصر چنین سخنان تحریک‌آمیزی را ایراد کرد؟ آیا ناصر از معادلات جهانی بی‌اطلاع بود؟ از نفوذ گروه‌های فشار یهودی در هر دو بلوک شرق و غرب خبر نداشت؟ آیا ناصر از قدرت نظامی مصر در تقابل با ارتش مجهز اسرائیل ارزیابی درستی داشت؟ یا ندانسته و نخواسته در یک بازی که باخت آن قطعی بود وارد شد؟

5- رهبری عملیات نظامی اسرائیل در جنگ شش روزه با موشه‌دایان بود. استراتژی نظامی اسرائیل در جنگ‌های متعدد علیه اعراب، همیشه بر عملیات سریع، غافلگیر و برق‌آسا بوده است. موشه‌دایان همین استراتژی را در جنگ 1957 و حمله مشترک اسرائیل، انگلیس و فرانسه به مصر به کار برده بود. موشه‌دایان بعد از جنگ 1957، خاطرات خود را منتشر و ارکان و اجزای استراتژی عملیات برق‌آسا را شرح داده بود. بعد از جنگ شش روزه و شکست اعراب، در مصاحبه‌ای از موشه‌دایان پرسیدند که شما با وجودی که خاطرات جنگ 1957 را منتشر ساخته‌اید، در جنگ 1967 نیز همان استراتژی را به کار بردید، آیا نگران نبودید که اعراب استراتژی شما را در جنگ خوانده و با آن مقابله کنند؟ جوابی که او می‌دهد، اگر چه موهن است اما بسیار تفکربرانگیز است. او گفت که نه، نگران نبودم زیرا می‌دانستم که اعراب اهل کتاب خواندن نیستند، در واقع بخشی از مسوولیت شکست اعراب در جنگ با اسرائیل، بی‌توجهی آنان به تاریخ و توجه به عبرت‌اندوزی از آن است. فلسطینیان حق دارند کشور مستقل خود را داشته باشند و باید به آن برسند. اسرائیل متجاوز به حقوق اساسی مردم فلسطین و تنها کشوری است که تقریباً تمامی قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل در مورد فلسطین را نادیده گرفته است.

6- نقش عوامل نفوذی در مصر (و سوریه) در شکست اعراب نیز قابل توجه است. عملیات عناصر نفوذی اسرائیل در مصر (خوجه‌انور) و سوریه (کهن) از نمونه‌های کلاسیک محسوب می‌شوند.

در دوران جنگ آزادیبخش مردم الجزایر علیه استعمار فرانسه در دهه 1950 دولت مصر، در حکومت جمال عبدالناصر، از مبارزات مردم الجزایر حمایت و به جنبش آزادیبخش الجزایر(FLN) کمک‌های مالی و تسلیحاتی می‌کرد. در این زمان و با این زمینه یک بازرگان مقیم فرانسه که خود را ترک تبار، اهل ترکیه و علاقه‌مند به اعراب معرفی می‌کرد آمادگی خود را برای کمک به جنبش آزادیبخش الجزایر از جمله تهیه اسلحه از بازار سیاه اعلام کرد. جنبش آزادیبخش و دولت مصر از این فرصت استقبال کردند. بازرگان فرانسوی ترک‌تبار دست به کار شد و چندین فقره اسلحه برای مبارزان الجزیره تهیه کرد و تحویل داد.

اما این بازرگان فرانسوی ترک‌تبار از عوامل موساد بود. سلاح‌هایی که تهیه می‌کرد و تحویل می‌داد، در واقع اسرائیل در اختیارش می‌گذاشت. هنگامی که بخش اول سناریو خوب جا افتاد و اعتماد مصر و الجزایر را جلب کرد، بخش دوم سناریو آغاز شد. پلیس فرانسه ظاهراً عملیات غیرقانونی بازرگان ترک‌تبار را کشف و او را به اتهام کمک به شورشیان بازداشت کرد. وی بعد از یک مانور قضایی، حقوقی به عنوان محاکمه از فرانسه اخراج شد. دولت مصر به پاس زحمات و خدمات‌اش او را به مصر دعوت کرد و او نیز استقبال کرد و در قاهره مستقر شد. به این ترتیب مرحله دوم سناریو، که اولین مقدمه این مرحله بود، آغاز شد. بازرگان ترک‌تبار یا جاسوس موساد، که در ضمن امکانات مالی خوبی هم داشت، روابط بسیار دوستانه و بسیار نزدیکی با رجال مصر، از جمله با ذکریا محی‌الدین، نخست‌وزیر مصر، ایجاد می‌کند. این روابط تا آنجا پیش می‌رود که وی از جانب ذکریا محی‌الدین به سمت بازرس ویژه  نخست‌وزیر منصوب می‌شود. با داشتن چنین مقام و موقعیتی او با استفاده از هلیکوپتر نخست‌وزیر از هر مکانی و پادگانی، در هر زمانی بازدید می‌کرد. دقیق‌ترین اطلاعات را جمع‌آوری می‌کرد و به اسرائیل می‌فرستاد. در روزهای قبل از جنگ شش روزه او در تحریک مصریان به جنگ با اسرائیل نقش کلیدی ایفا کرد. هنگامی که ارتش مصر در صحرای سینا، برای حمله به اسرائیل مستقر بود. شب قبل از حمله افسران مصری در باشگاه نظامی در صحرای سینا، مراسم برگزار کردند. بازرگان ترک‌تبار در یک سخنرانی مهیج برای نظامیان مصری پیروزی قطعی مصر در حمله به اسرائیل را پیش‌بینی کرد و پیشاپیش به افتخار این پیروزی همگان را به جشن و پایکوبی و صرف مشروبات الکلی دعوت کرد. در برخی از گزارشات و تحلیل‌های خبری درباره جنگ شش روزه آمده است که روز سوم، وقتی اسرائیل حمله کرد، افسران مصری هنوز در خواب بودند. وقتی حمله اسرائیل آغاز شد، در حالی که ارتش اسرائیل در صحرای سینا نظامیان مصری را درو می‌کرد، هواپیماهای اسرائیل به فضای مصر وارد شدند و هواپیماهای جنگنده مصری را روی باند فرودگاه‌های مخفی و سایت‌های موشک‌های زمین به هوا از بین بردند.

دولت مصر میلیاردها دلار برای سیستم دفاعی کشور هزینه کرده بود، علاوه بر هواپیماهای میگ جنگنده و موشک‌های پیشرفته زمین به هوای روسی، سیستم‌های ردیابی (رادار) پیشرفته نیز سرتاسر مرزهای هوایی مصر را حفاظت می‌کرد. اما سیستم‌های رادار نصب شده، نظیر شبکه‌های مشابه، نقاط کوری داشتند که اگر هواپیماهای دشمن از این نقاط وارد می‌شدند، رادارها قادر به شناسایی آنها نبودند. هواپیماهای میگ جنگنده مصری در فرودگاه‌های نظامی مخفی پارک شده بودند. در فرودگاه‌های نظامی شناخته شده، ماکت چوبی هواپیماها قرار داده شده بود.

بازرگان ترک‌تبار، جاسوس اسرائیل، که به طور خزنده در یک سناریوی بسیار موجه به مصر وارد شده و در میان حاکمان نفوذ کرده بود، تمام این اطلاعات را به اسرائیل داده بود. بنابراین اسرائیل در همان ساعات اولیه بعد از شروع عملیات برق‌آسا، تمام این امکانات را از بین برد و یک شوک روانی دردناک به مصر و دولت عربی وارد ساخت.

روز بعد از آغاز جنگ، عنصر نفوذی اسرائیل، که ماموریت خود را به طور کامل اجرا کرده بود، از مصر خارج و ناپدید شد. چندی بعد او طی یک نامه به ذکریا محی‌الدین، از مهمان‌نوازی مصری‌ها تشکر کرد و از این که به رغم خوردن نمک مصری‌ها، نمکدان را شکسته و خیانت کرده بود، پوزش خواست.

7- داستان کهن، عنصر نفوذی اسرائیل، در سوریه از جهاتی آموزنده‌تر از مصر است. بعد از کودتای حافظ الاسد، که خودشان آن را «ثوره» می‌نامند برخی از جوانان سوری که در کشورهای خارجی ساکن بودند، به نیت خدمت به کشورشان به سوریه برمی‌گردند. از جمله یک مهندس جوان ساکن آرژانتین، با اوراقی که هویت سوری او را تایید می‌کرد به سوریه برمی‌گردد.

در کشورهای آمریکای لاتین، به خصوص در آرژانتین اعراب لبنانی و سوری فراوان هستند، که عموماً به کار تجارت مشغولند و معمولاً هم در کار خود بسیار موفق هستند. این مهندس جوان معاود سوری نیز انگیزه خود را در برگشت به سوریه اعتقاد به انقلاب و خدمت به کشورش اعلام کرد. او در دمشق مستقر شد و برای فعالیت تجاری خود دفتری ایجاد کرد. او به حزب بعث سوریه پیوست و به سرعت ارتباط‌های تنگاتنگ و الهامی از آن گرفتند و با توجه به دنیای روز باب‌های «شناخت»، «تکامل» و «سازماندهی»‌ را دنبال کردند، یا اقتصاد اسلامی مطرح شد که در نهایت به نگارش کتابی به نام «اقتصاد به زبان ساده» ‌انجامید. کتاب‌هایی چون «راه‌ انبیا ـ راه بشر»، «شناخت»، «تکامل» و «تفسیرهای سوره محمد، انفال و توبه» نوشته شد.

مشکل این بود که در ابتدای ورود به قرآن با یک سری مسائلی رو به رو می‌شویم. برای نمونه می‌گوییم آیا دیالکتیک به عنوان روش برای ما کافی است؟ مرحوم علامه منطق ارسطو را به عنوان روش تعقل پذیرفته بود. نیازی پیدا شد که خود قرآن چه روش تعقلی دارد و به دنبال این نیاز بودیم. برای نمونه مرحوم سنگلجی کتاب «کلید فهم قرآن» را نوشته بود؛ به نام «محکم و متشابه». خود قرآن هم ادعا دارد که محکم و متشابه کلید فهم و روش تعقل است.      

بحران دیگر هم شیوه برخورد با آیات ناسخ و منسوخ بود. مطرح می‌شد که آیات منسوخه دیگر کاربردی ندارد. باید به نظریات آن زمان توجه شود. گقته می‌شد منسوخ یعنی آیه بعدی آمده و جای این آیه را گرفته، بنابراین کل قرآن آیاتی دارد که کاربرد ندارد، پس نتیجه گرفته شد که چرا وقت‌مان را صرف کنیم. اگر بخواهیم ناسخ‌ها را هم دنبال کنیم، می‌بینیم مرز مشخصی وجود ندارد که واقعاً چه چیزی ناسخ و چه چیزی منسوخ است.

اینکه آیا آیات نهایی مدینه پس از 23 سال باید آیه نهایی جامعه‌ای باشد که تازه به اسلام روی می‌آورد؟ با اینکه هر جامعه‌ای باید مراحلی چون تحریم کم‌رنگ، تحریم پررنگ و تحریم مطلق را طی کند؟ و یا اینکه بر عکس آیا نهایی تحریم شراب باید در آغاز هر جامعه‌ای که می‌خواهد یک گام در جهت اسلام بردارد باشد؟ ثمره انقلاب الجزایر هم مقابل ما بود که تمام درخت‌های انگور را بریدند و گفتند شراب حرام است. وقتی هم که گندم به جای آن کاشتند، بازده نداشت؛ در نتیجه اقتصاد خراب شد و ناچار شدند از خارجی قرض بگیرند.

مجموعه این بحران‌ها موجب شد که بچه‌ها هویت قرآنی خود را از دست دادند و آن را از آموزش‌ها حذف کردند. راه علم را هم که رفتند، دیدند که علم همه مسائل را حل نمی‌کند. کاخ علم هم چندین بار فرو ریخته است. در همین راستا بود که فلسفه علمی را دنبال کردند و آثار مارکس مورد توجه آنها قرار گرفت. وقتی انسان هویت قرآنی ـ دینی را از دست بدهد، محیط زده می‌شود، می‌خواهد ببیند در بیرون چه خبر است. در بین مکتب‌های موجود، مکتبی که عصیانگری داشت و مبارزه می‌کرد و از سویی زیر شکنجه مقاومت می‌کرد و در دنیا صدا کرده بود، مارکسیسم بود. این مکتب، هم در شوروی و هم در چین، ویتنام و کوبا پیروز شده بود. چه گوارا و هوشی مینه نمادی برای جوانان و حتی مورد تایید دکتر شریعتی بودند. در شاخ آفریقا جنبش‌های مارکسیستی فعال بودند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات