تاریخ انتشار : ۰۲ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۰:۰۳  ، 
کد خبر : ۳۰۷۵۷

بهره‌های تل‌آویو از نزاع غزه


احسان تقدسی

قریب به یک سال پس از جنگ 33 روزه لبنان که به شکست اسرائیل انجامید، همچنان شاهد تأثیرات این جنگ در ساختار قدرت اسرائیل هستیم. در میان نظامیان ژنرال کهنه‌کار دان حالوتس رئیس سابق ستاد ارتش رژیم صهیونیستی را باید نخستین نظامی ارشد بر کنار شده دانست.

پس از حالوتس موج برکناری‌ها و استعفاها در ساختار سیاسی ـ نظامی اسرائیل آغاز گشت. «تبعات جنگ 33 روزه» مهمترین دلیل این روند عنوان می‌شد. گزارش کمیته تحقیق جنگ لبنان که به «وینوگراد» شهره شد نیز بر شدت تنش‌های درون ساختار قدرت اسرائیل افزود و محبوبیت اولمرت نخست‌وزیر را به پائین‌ترین حد خود از زمان آغاز نخست‌وزیری یعنی 11 درصد رساند.

در هیاهوی موج اصلاح و تغییر در ساختار سیاسی و نظامی رژیم صهیونیستی «فساد اخلاق» موشه کاتساف رئیس‌جمهور اسبق اسرائیل نیز بر مشکلات این رژیم افزود. کاتساف متهم به سوء استفاده از چند نفر از زنان حاضر در ساختمان ریاست جمهوری اسرائیل شده بود. کاتساف اگرچه هیچ گاه حاضر به اعتراف نوع روابط خود نشد اما شهادت هشت نفر از این زنان در نهایت چاره‌ای جز استعفا فرا روی وی قرار نداد و کهنه‌کاری چون شیمون‌پرز که سابقه چند سال نخست‌وزیری اسرائیل را نیز در پرونده خود دارد به سمت نهمین رئیس‌جمهور اسرائیل منصوب شد. سمت رئیس‌جمهور در اسرائیل اگر چه تشریفاتی محسوب می‌شود اما انتصاب فردی با سابقه امنیتی ـ نظامی شیمون‌پرز می‌تواند پر اهمیت تلقی شود. توجه به این نکته ضروری است که بسیاری از سیاستمداران و کارشناسان معتقدند پرز «فرد پیچیده‌ای» در دنیای سیاست است و در همه امور سیاسی، ارتش و امور خارجی دخالت خواهد کرد و نمی‌تواند تنها یک سمت تشریفاتی داشته باشد.

اهمیت حضور پرز در ساختمان ریاست جمهوری اسرائیل تا آنجاست که چهره‌های تندرویی چون «پنسی لیبرمن» رئیس شورای شهرک‌سازی در کرانه باختری با ابراز نارضایتی از رئیس‌جمهور شدن پرز و با اعتراض به سیاست‌های گذشته وی در شهرک‌سازی گفته است: «اگر رئیس‌جمهوری جدید اسرائیل بخواهد همچون گذشته در شرایط سیاسی مداخله کند، در سمت خود باقی نمی‌ماند».

از دیگر اتفاقاتی که در اسرائیل در چند روز گذشته روی داد انتصاب ایهود باراک به جای عمیرپرتز به عنوان رهبر حزب کار اسرائیل و وزیر دفاع بود. انتخاب باراک به این سمت هم البته نشان از وجود هزاران معما در ساختار قدرت اسرائیل داشت و حتی آن را نباید بی‌ارتباط با گزارش وینوگراد دانست. پرتز چندی پیش به دلیل انتقاد کمیته تحقیق علل شکست جنگ رژیم صهیونیستی علیه حزب‌الله لبنان از ناکارآمدی وی و عدم تجربه کافی در خلال این جنگ، متعهد شده بود تا پس از برگزاری انتخابات تعیین رهبری حزب کارگر از پست وزارت جنگ استعفا دهد.

بر اساس آن بخشی از گزارش وینوگراد که تاکنون منتشر شده است اسرائیل تا چند سال نباید اقدام به جنگی دیگر کند و باید به اصلاح ساختار نظامی خود بپردازد. شاید از همین رو است که باراک پس از پیروزی‌اش در انتخابات چهارشنبه گذشته در سخنرانی به مناسبت پیروزی‌اش متعهد شد تا تلاش‌هایش را بر تقویت توانمندی‌های بازدارندگی اسرائیل و ارتش این رژیم متمرکز کند. باراک در انتخابات حزب کار با کسب 4/54 درصد از آرای اعضای حزب کارگر، آمی‌آیالون رقیب خود و یکی از اعضای کنست اسرائیل با کسب 44 درصد آرا را پشت سر گذاشت.

آنچه مسلم است اسرائیل در ماههای اخیر به شدت در پی اصلاح ساختار سیاسی ـ نظامی خود برآمده است و استراتژیست‌های این رژیم در راه تبدیل اسرائیل به رؤیای «ارتش شکست‌ناپذیر» از هیچ اقدامی دریغ نمی‌کند. بر اساس بخش‌هایی از گزارش وینوگراد که تاکنون منتشر شده است اسرائیل پس از شکست در جنگ سی‌وسه روزه تا چند سال نباید اقدام به آغاز جنگی دیگر کند و تنها باید به اصلاح ساختار نظامی و سیاسی خود بپردازد اما از سوی دیگر برخی تحلیلگران معتقدند در آن بخش از گزارش وینوگراد که تاکنون منتشر نشده است به سران این رژیم توصیه شده است طی یک سال آینده جنگ دیگری را آغاز کنند.

در این باره باید به این نکته اشاره کرد که برخی منابع حزب‌الله هم اشاراتی به احتمال آغاز جنگی دیگر علیه لبنان به تلافی شکست سال گذشته از سوی اسرائیل کرده‌اند.

انتصاب چهره‌هایی با سوابق نظامی و امنیتی در ساختار قدرت سیاسی اسرائیل اگر چه در گذشته هم وجود داشته و امر جدیدی محسوب نمی‌وشد اما موج گسترده این تغییرات در ماههای اخیر نشان از تلاش این رژیم برای انجام اصلاحات بنیادین در ساختار سیاسی ـ خود برای پیگیری اهداف بعدی دارد.

نیاز اسرائیل به آرامش

اسرائیل برای تحقق اهداف خود نیاز به آرامش دارد آرامشی که البته می‌توان آن را به آرامش پیش از توفان نیز تعبیر کرد. فراغت خاطر از سوی مناطق فلسطینی‌نشین شاید مهمترین نیاز امروز اسرائیل باشد. سران رژیم تل‌اوین نیک می‌دانند که ساختار این رژیم که اینک همراه با موج گسترده تغییرات امنیتی شده است تا زمان استقرار افراد جدید در سمت خود باید آرامش داشته باشد، امری که با حملات مداوم رزمندگان فلسطینی به مناطق اسرائیلی محقق نمی‌شد و باید چاره‌ای برای آن اندیشیده می‌شد.

بدین ترتیب سیاست اختلاف‌اندازی در میان گروه‌های فلسطینی در دستور کار سرویس‌های امنیتی اسرائیل قرار گرفت. اینگونه است که بدون تردید اسرائیل را باید برنده بزرگ درگیری‌های اخیر فتح و حماس دانست. «ساعت صفر» در فلسطین شاید بهترین عنوان برای توصیف آنچه این روزها در سرزمین‌های فلسطینی‌نشین اتفاق می‌افتد باشد. دولت وحدت ملی فلسطین که در پی توافق موسوم به «پیمان مکه» میان فتح و حماس تشکیل شد تنها چهار ماه دوام آورد و با انحلال این دولت همه چیز دوباره به نقطه آغازین خود بازگشت.

پیش از این، اینگونه تصور می‌شد که با تشکیل دولت وحدت ملی فلسطین موج گسترده تحریم‌های وضع شده توسط دولت‌های غربی بر ضد دولت حماس برچیده شود اما با وجود تشکیل دولت وحدت ملی حضور افرادی چون محمد دحلان در راس ساختار امنیتی تشکیلات خودگردان اسباب حساسیت ویژه حماسی‌ها را فراهم آورده بود چه آنکه آنان دحلان را جاسوس اسرائیل می‌دانستند.

در این باره ذکر این نکته ضروری است که تشکیلات امنیتی حماس بر این اعتقاد است که ترورهای هدفمند سران حماس توسط اسرائیل در نوارغزه در شش ماه گذشته دلیلی جز همکاری نیروهای امنیتی فتح وجوخه‌های ترور موساد نداشته است.

از همین رو بود که حماسی‌ها تصمیم به پاکسازی کامل غزه از حضور نیروهای فتح گرفتند. فرماندهان نظامی حماس البته استدلال دیگری را هم مطرح می‌کردند و آن این که با ادامه کمک‌های بی‌حساب وکتاب نظامی آمریکا و غرب به تشکیلات خودگردان که اینک همراه با افزایش بی‌سابقه حمایت سیاسی هم شده بود، تا چندی دیگر اصولا" امکان رقابت با فتح از حماس سلب می‌شد و عرصه به اما واگرها واگذار می‌شد.

چالش میان فتح و حماس البته به همین جا خاتمه نیافت و موج گسترده کسانی که از سوی حماس به جاسوسی برای اسرائیل متهم بودند آغاز شد. بدین ترتیب چهره‌های مشهوری چون: ماجدابوشماله دبیرکل فتح در نوارغزه، مصباح‌البحیصی فرمانده گارد محمودعباس در غزه، جمال کاید فرمانده نیورهای اطلاعاتی فتح در غزه و ... به اسارت نیروهای حماس در آمدند.

آنچه در این میان مایه امیدواری و امید به پایان برادرکشی گروه‌های فلسطینی است تاکید رهبران ارشد حماس بر لزوم همکاری با فتح در چارچوب دولت وحدت ملی فلسطین است. حتی انتخاب چهره‌ای چون سلام فیاض از سوی محمودعباس برای تشکیل کابینه هم مانع از آن نشد که حماس نظر خود را تغییر دهد. اولین واکنش حماس به انحلال دولت وحدت ملی از سوی اسماعیل هنیه نخست‌وزیر اعلام شد که: «ما مشروعیت خود را از مردم گرفته‌ایم.»

فتح و حماس در حالی رویاروی هم قرار گرفته‌اند که در آن سوی میدان اسرائیل با رضایت خاطر روند موجود را پیگیری می‌کند و در برخی موارد با تماس‌های اولمرت و عباس که جملگی بر حمایت اسرائیل از عباس حکایت می‌کنند جنگ لفظی سران فتح و حماس شدت می‌گیرد. حمایت‌های آمریکا وغرب هم از تشکیلات خودگردان تنها در راستای سیاست «اختلاف بینداز و حکومت کن»‌ قابل ارزیابی است چه آنکه آنان از بدو تشکیل دولت وحدت ملی فلسطین علیرغم وعده و وعیدهای خود حاضر به همکاری با عباس نشده بودند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات