علیاکبر عبدالرشیدی
جیمی کارتر، رئیسجمهوری اسبق آمریکا در انتقادی تاریخی و مهم، «جرج بوش»، رئیسجمهوری فعلی آمریکا را به باد انتقاد گرفت و از دولت وی به عنوان «بدترین» دولت در تاریخ «روابط بینالملل» یاد کرد. اشاره کارتر به طور مشخص معطوف به سیاستهای خاورمیانهای و به خصوص سیاست معروف به «اقدام پیشدستانه» کاخ سفید تلقی شده است.
سخنان کارتر از سوی یک رئیسجمهور آمریکا نسبت به رئیسجمهوری دیگر در این کشور در تاریخ آمریکا بینظیر است. کارتر گفته است؛ تا آن جا که به شهرت و جایگاه آمریکا در جهان مربوط است، دولت بوش بدترین دولتی است که تاریخ آمریکا به یاد دارد.
جیمی کارتر یادآور شده است که ارزشهای بنیادین آمریکائی در دوران ریاست جمهوری جرج بوش حتی در ادامه عملکرد دولتهای رونالد ریگان و ریچارد نیکسون هم تغییر جدی داشته است.
کارتر در اشارهای کاملاً مستقیم به سند امنیت ملی اخیر آمریکا که در دولت بوش به تصویب رسیده، اعلام کرد؛ اندیشه اقدام پیشگیرانه، ورود به جنگ با کشورهای دیگر و استفاده از اهرم نظامی حتی در زمانی که امنیت آمریکا به خطر نیفتاده است و فقط با هدف تغییر رژیم در کشورهای دیگر، خروج و عدولی آشکار از موازین و مبانی حکومتهای قبلی در آمریکا است.
داگلاس برینکلی 1 شرح حالنویس کارتر در دانشگاه تولان 2 اعلام کرده است که انتقاد کارتر از بوش شدیدترین و بیسابقهترین حادثه از این دست است. وی تاکید کرده است که این شدیدترین تقبیحی است که کارتر تا به حال در مورد یک رئیسجمهور دیگر آمریکا ابراز کرده است.
اما مساله به همین جا ختم نمیشود. کارتر در مقاله خود که در روزنامههای آمریکا انعکاس وسیعی داشته است و در مصاحبه با «بی.بی.سی» که در انگلستان پخش شده است، تونیبلر، نخستوزیر انگلیس را هم به باد انتقاد گرفته و گفته است؛ حمایتهای کورکورانه بریتانیا در دوران بلر از سیاستهای ناخوشایند بوش، برای جهان تراژدی و ضایعهای اسفبار به حساب میآید.
کاخ سفید در اولین واکنش خود نسبت به سخنان کارتر، آن را غمانگیز خوانده است. اما مشخص است که این سخنان، بوش و کاخ سفید را به شدت تکان داده است. سخنان کارتر گفتههای یک مقام سیاسی یا مطبوعاتی در جهان سوم نیست. بوش نمیتواند زیر چتر مبارزه با تروریسم، کارتر را در کنار طالبان و القاعده قرار دهد. روی هم رفته واکنش کاخ سفید به سخنان کارتر انفعالی و شتابزده بوده است.
بوش با سخنان کارتر در برابر چالش تاریخی و عظیمی قرار گرفته است.
از آن روز که بوش دنیا را به دو دسته موافق و مخالف خود تقسیم کرد، دیری نگذشته است. او امروز در خانه خود شاهد ظهور روشنفکران و متفکرانی است که مخالف با بوش هستند. برافراشتن پرچم رهبری مخالفت با بوش از سوی جیمی کارتر، به معنای نابودی ادعای بوش است که آمریکا را یکپارچه و متحد، حامی خود قلمداد میکرد.
رسانههای آمریکائی در تلاش برای تخفیف میزان انتقاد کارتر از بوش، کوشیدهاند از شخصی بودن انتقاد کارتر یاد کنند. در حالی که در انتقاد کارتر هیچ سخن شخصی مشاهده نمیشود.
برخی رسانههای آمریکائی، کارتر را به خاطر رویدادهای تلخ آمریکا در دوران ریاست جمهوری وی به باد انتقاد گرفتهاند و از ماجرای 444 روز گروگانگیری در تهران، ماجرای طبس و امثال آن یاد کردهاند.
سخنان کارتر نوعی افشاگری دوران آغازین مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری در آمریکا به حساب میآید. اما اهمیت آن زمانی خود را نشان میدهد که بوش و همه یاران جمهوریخواه وی در کاخ سفید در پائینترین حد از مقبولیت در آمریکا قرار گرفتهاند.
کارتر به عنوان ریشسفید دموکراتها از یک سو برای کمک به حزب دموکرات در انتخابات پیشرو وارد عمل شده است و از سوی دیگر میکوشد موقعیت خود را به عنوان یک عنصر خیرخواه و یک روشنفکر مذهبی در آمریکا تثبیت کند.
اما یک نکته را نباید فراموش کرد و آن این که، جامعه روشنفکری آمریکا در کنار روشنفکران غرب مدت مدیدی است که به جمعبندی ارائه شده از سوی کارتر رسیده است. سخنان کارتر بیشتر یک اعلام موضع از سوی این سیاستمدار قبلی آمریکائی است.
حمله کارتر به سیاست «اقدام پیش دستانه» نومحافظهکاران دقیقاً همان نکتهای است که روشنفکران و حقوقدانان آمریکائی در سند ملی نومحافظهکاران مغایر با حقوق بینالملل و متضاد با رویه دموکراسی و موازین حاکم بر روابط بینالملل میدانند. حمله دوگانه کارتر به بوش و بلر به عنوان دو عنصر سیاسی در حال ترک مقام خود قبل از آن که آمریکائیان را خشنود کند، حقوقدانان و سیاستمداران اروپائی و به خصوص فرانسوی و آلمانی را راضی خواهد کرد که در آغاز جنگ آمریکا و انگلیس علیه عراق، مشروعیت اقدام پیشدستانه آمریکا را تا مرز مخالفت با آن اقدام نظامی زیر سئوال بردند.