اثر: نوام چامسکی
مترجم: یعقوب نعمتیوروجنی
در واقع، امکان آخرالزمان قریبالوقوع را نمیتوان مورد ارزیابی قرار داد، ولی از نظر هر فردی که در آن تامل کند، امکان وقوع آن بسیار زیاد است. در حالی که تامل در این مساله بیفایده است، ولی واکنش به آن گزینهای که اینشتین و راسل آن را ناگوار، هولناک و ناگزیر نامیدند، مسلما بیفایده نیست. برعکس، این واکنش بویژه در ایالات متحده بسیار ضروری است، زیرا واشنگتن با گسترش سلطه نظامی منحصر به فرد تاریخیاش، نقش اصلی را در سرعت بخشیدن به رقابت برای نابودسازی ایفا میکند. بنا به گفته سناتور سمنان، ایالات متحده با وابسته کردن بقای آمریکا به صحت سیستمهای هشدار روسیه و کنترل و نظارت بر آن، خطر غیرضروری یک آرماگدون خودساخته را ایجاد میکند. سناتور نان، به گسترش سریع برنامههای نظامی ایالات متحده استناد میکند که تعادل استراتژیک را به گونهای تغیییر میدهد که به احتمال زیاد، روسیه را به سمت اعلام خطر درباره آغاز یک حمله، بدون توجه به صحت آن، سوق میدهد. با در نظر گرفتن این واقعیت که سیستم هشدار اولیه روسیه، در وضع بدی قرار دارد و احتمال این که اخطار نادرست درباره آمدن موشک بدهد، احتمال این خطرات دو چندان شده است.
ایالات متحده با تکیه بر آمادهباش کامل و حالت ماشه هستهای، هر لحظه آماده پرتاب موشک است، که این امر رهبران ایالات متحده را وادار میکند اغلب بسرعت تصمیم بگیرند که آیا باید به محض دریافت تهدید موشکی، سلاحهای هستهای را شلیک کنند یا نه و این امر مانع از این میشود که آنها وقت خود را صرف جمعآوری و مبادله اطلاعات، آیندهنگری، کشف خطا و اجتناب از اشتباهات فاجعهآمیز کنند. محدوده این خطر، بیشتر از روسیه بوده و نیز چین را در بر میگیرد که مسیر مشابهی را دنبال میکند. طبق اظهارات بروس بلایر، تحلیلگر مسائل استراتژیک، مشکلات مربوط به سیستمهای کنترل و اعلام خطر که پاکستان، هند و دیگر تکثیرکنندگان سلاحهای اتمی به آن دچار هستند، حتی از مورد روسیه هم بحرانیتر هستند.
نگرانی جدی دیگری که قبل از یازده سپتامبر در آثار تخصصی بخوبی مطرح شد، این است که سلاحهای هستهای، دیر یا زود به دست گروههای تروریستی خواهد افتاد که ممکن است این و دیگر سلاحهای کشتار جمعی را به کار گیرند که عواقب مرگباری در پی خواهد داشت. برنامهریزان دولت بوش با این که مرتبا اعلام میکنند ولی تروریسم را اولویت مهمی در نظر نمیگیرند و امکان وقوع چنین رویدادهایی را بیشتر میکنند. نظامیگری تهاجمی آنان نه تنها منجر به این شده است که روسیه به طور چشمگیری قابلیتهای تهاجمی خود از جمله سیستمهای پرتاب و سلاحهای اتمی مرگبار را گسترش دهد، بلکه روسیه را وادار میکند که برای مقابله با تهدیدات روزافزون ایالات متحده، سلاحهای هستهای را دائما درون قلمرو وسیع خود جابهجا کند.
مطمئنا برنامهریزان واشنگتن اطلاع دارند که شورشیان چچن که قبلا مواد رادیواکتیو را از زبالهها و نیروگاههای اتمی روسیه سرقت کردهاند، امکان دسترسی به سیستمهای راهآهن و قطارهای مخصوص حمل سلاحهای هستهای در سرتاسر روسیه را نیز دارند.
بلر هشدار میدهد که «این تحرکات دائمی (درون روسیه) آسیبپذیری فراوانی را ایجاد میکند.» زیرا نقل و انتقال «پاشنه آشیل امنیت سلاحهای هستهای است.» وی این خطر را با خطر قرار دادن نیروهای هستهای استراتژیک در حالت آمادهباش کامل، یکسان میداند. بنا به تخمین وی، «هر روز، صدها سلاح هستههای در سرتاسر روسیه جابهجا میشوند.» سرقت یک بمب هستهای «میتواند فاجعهای را برای یک شهر آمریکایی به بار بیاورد، ولی این امر، بدترین حالت محتمل این بازی هستهای نیست.» تصرف یک موشک استراتژیک هستهای آماده شلیک، یا گروهی از موشکهایی که قادر به حمل بمب با برد هزاران مایل باشند، میتواند آخرالزمانی برای تمامی ملتها باشد.» خطر مهم دیگر این است که هکرهای تروریست ممکن است وارد شبکههای اطلاعاتی نظامی شوند و فرمان شلیک به موشکهای مجهز به صدها کلاهک هستهای ارسال کنند. که البته این امر توهم و خیالپردازی نیست، چرا که پنتاگون چند سال پیش زمانی که نقایصی جدی در تدابیر امنیتیاش را کشف کرد، فهمید که به دستورالعملهای جدیدی برای آموزش خدمه زیردریایی تریدنت نیازمند است. سیستمهای امنیتی دیگر کشورها غیرقابل اطمینانتر نیز هست.