* رضا جنیدی
سفر کاندولیزا رایس، وزیر خارجه و رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا به خاورمیانه در روزهای اخیر به یکی از خبرسازترین رخدادهای جهانی تبدیل شده است.
نوشتار حاضر درصدد است با کالبدشکافی هدف سفیران بوش از سفر به منطقه، چالشها و فرصتهای برآمده از آن بر امنیت و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را مورد بررسی قرار دهد.
اهداف سفیران بوش
در مورد اهداف سران آمریکا از سفر رایس و گیتس به منطقه چندین دیدگاه مطرح است.
اما به باور بسیاری تحلیلگران، این سفر مقدمهای برای آغاز موج جدید عملیات روانی آمریکا علیه ایران است. به عبارتی، با توجه به شکست موج اول و دوم عملیات روانی آمریکا علیه ایران، رشد فزاینده نفوذ ایران در منطقه و فرسایش توان آمریکا در پی ناکامی در عراق و افغانستان و رویارویی با مشکلات پیشبینی نشده در این کشورها، دستگاه عملیات روانی آمریکا موج سوم عملیات روانی ضدایرانی را آغاز کرده است. موج سوم این عملیات میتواند دارای ابعاد ذیل باشد:
بزرگنمایی اختلافات ایران و اعراب
تشدید و تحریک درگیریهای مذهبی در منطقه و تلاش برای تقویت ناسیونالیسم عربی و پیشگیری از نزدیکی اعراب به ایران، سیاستی است که برخی تحلیلگران و نشریات آمریکایی از آن به جنگ سرد دوم و ایجاد دیوار سبز در خاورمیانه یاد میکنند.
آمریکا با بزرگنمایی اختلافات ایران و کشورهای عربی و ایجاد تفرقه میان آنها درصدد است، حکومتهای به اصطلاح میانهروی عربی را با سیاستهای ضدایرانی خود همراه کند. به نوشته برخی رسانههای غربی، یکی از موضوعهای مهم که در دیدار وزیران خارجه و دفاع آمریکا از عربستان مطرح شده، نگرانی سعودیها از جایگاه ایران در منطقه است.
دشمنسازی
آمریکاییها در تلاش هستند با ایجاد جو ارعاب، بعضی دولتمردان مرعوب را زیر چتر حمایتهایشان بکشانند، تا از این رهگذر حضور نظامی خود در منطقه را توجیه کنند.
رابرت مالی، مدیر برنامه خاورمیانه در گروه بینالمللی بحران آمریکا در این باره میگوید: ایران کشوری است که به بهترین نحو با تعریف بوش از دشمن صدق میکند و با عنایت به این مهم به خوبی میتواند افکار عمومی را نسبت به تداوم حضور نظامی آمریکا در منطقه توجیه کند.
فرافکنی
تکنیک فرافکنی بیشتر برای رد کردن تقصیر از یک طرف به طرف دیگر مناقشه، مورد استفاده قرار میگیرد.
از آنجا که آمریکا پس از حمله به عراق در دستیابی به اهداف خود توفیقی به دست نیاورد، راهبرد فرافکنی را در پیش گرفت تا ایران را به عنوان بزرگترین تهدید خیالی قلمداد کند تا با کاستن از دامنه فشارهای کنگره و افکار عمومی آمریکا و جهان نسبت به سیاستهای نادرست نومحافظهکاران تندرو در عراق، بستر مقبولیت حضور نیروهایش را در کشورهای عربی نیز فراهم کند.
در همین راستاست که وزیر خارجه آمریکا در ادامه سخنان ضدایرانی خود، ایران را همچنان متهم به حمایت از «گروههای تروریستی»، ارسال تسلیحات برای شبهنظامیان ضددولتی در عراق و تلاش برای دستیابی به تسلیحات اتمی نموده است.
بحث هلال شیعی
به باور «نوام چامسکی»، کنترل ایران بر هلال شیعی نفتخیز خاورمیانه، کابوس آمریکاست. چامسکی، استاد دانشگاه، زبانشناس و منتقد سیاست خارجی آمریکا با بیان آن که بیشترین ذخایر انرژی خاورمیانه در منطقه موسوم به «هلال شیعی» قرار دارد، نوشت: «کنترل ایران بر این هلال، وحشتناکترین کابوس برای آمریکاست.»
به گفته چامسکی، یکی از سیاستهای آمریکا جلوگیری از نفوذ ایران در منطقه به بهای تداوم سلطه خود بر بازارهای مصرف انرژی است. سفیران بوش نیز از مهمترین اهداف خود در منطقه را جلوگیری از روند رو به رشد قدرت ایران اعلام کردهاند. وزیر خارجه آمریکا پیش از شروع سفر به خاورمیانه گفته بود که هدف از کمکهای نظامی گسترده آمریکا به اسرائیل و کشورهای عربی خاورمیانه «مقابله با تأثیر اقدامات منفی ایران، سوریه، القاعده و حزبالله» است.
القای تهدید نظامی علیه ایران
به گزارش دیلی تلگراف، کاندولیزا رایس با دفاع از تصمیم کاخ سفید برای فروش کمسابقه تسلیحات پیشرفته به کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس گفت: این یک تصمیم حیاتی و اطمینانبخش برای دوستان آمریکا است تا بهتر بتوان با فعالیتهای بیثباتکننده ایران مقابله کرد.
رایس همچنین خاطرنشان ساخت: ما (آمریکا) بسیار مصمم هستیم تا توانایی دوستان و متحدانمان را برای مواجهه با تهدیدهای امنیتی افزایش دهیم.
بسیاری از کارشناسان، همزمانی سفر وزیر خارجه و وزیر دفاع آمریکا به منطقه را علامت خطری برای ایران بیان کردهاند. این تحلیلگران با استناد به سخنان تحریکآمیز رایس معتقدند: قراردادهای تسلیحاتی بیسابقه آمریکا و اعراب سنینشین نوعی تضمین امنیتی واشنگتن به کشورهای عربی در برابر «واکنش دفاعی ایران» به تهدیدهای احتمالی آمریکا است.
گفتنی است کشورهای عربی بارها با هرگونه برخورد سختافزاری با ایران (به ویژه از طریق سرزمینهای عربی) به شدت مخالفت کردهاند؛ به گونهای که به زعم برخی کارشناسان غربی، اعراب حاشیه خلیج فارس، حتی ایران مسلح به بمب اتمی را به حمله نظامی علیه این کشور ترجیح میدهند؛ زیرا میدانند در محدوده ژئواستراتژیک ایران قرار دارند و از این منظر، به نظر میرسد سفر وزیران خارجه و دفاع آمریکا و بیانات تحریکآمیز آنها نوعی عملیات روانی برای امتیازگیری از ایرانیان است.
پیگیری سیاست «ترضیه خاطر اعراب»
دکتر داوود هرمیداس باوند، کارشناس مسایل سیاست خارجی در گفتگو با خبرنگار آفتاب، در خصوص اهداف ایالات متحده در فروش تسلیحات به اعراب و سفر رابرت گیتس و کاندولیزا رایس به خاورمیانه میگوید: ایالات متحده در یک سال گذشته سیاست «ترضیه خاطر اعراب» را دنبال کرده است. در این حالت ایالات متحده امتیازهایی را توأم با زنهارها و هشدارهایی به عربها ارایه داده است؛ چرا که عربستان و دیگر کشورهای طرفدار آمریکا در منطقه از ترتیبات سیاسی امنیتی در عراق ناراضی هستند.
فروش تسلیحات
نقش کمپانیهای بزرگ صنعتی و نظامی در ایالات متحده از برجستگی قابل اعتنایی برخوردار است. جایگاه این صاحبان سرمایههای جنگی و بعضاً صنعتی در پیشبرد و شکلدهی سیاست خارجی این کشور در دو سوی آتلانتیک و ماورای بحار، بر کسی پوشیده نیست.
سالهاست این تولیدکنندگان برای تأمین منافع خویش و تضمین مشروعیت حاکمان با افزایش تولیدهای نظامی خود، زمینهساز بحرانها شده و آمریکا را به برپایی جنگی ناخواسته تشویق و ترغیب میکنند. لازم به ذکر است، در دهه 1960 «جان اف کندی» رئیسجمهوری دمکرات ایالات متحده به نقش منفی و خطرناک این مجتمعهای صنعتی ـ نظامی اشاره کرد که روند کاری آنها سیاستهای کاخ سفید را در مسیر ماجراجویی قرار میدهد.
منوچهر متکی، وزیر خارجه ایران نیز هدف واشنگتن از فروش میلیاردها دلار سلاح به اعراب را جلوگیری از ورشکستگی کمپانیهای اسلحهسازی آمریکایی خوانده است.
وی تصریح کرده است: دولتمردان کاخ سفید که برخی از آنها از سهامداران عمده شرکتهای بزرگ تسلیحاتی هستند، درصددند در اواخر دوره صدارت با سوءاستفاده از موقعیت خود و ایجاد جو روانی، سود و منافع سرشاری را نصیب صاحبان بنگاههای وابسته کنند.
فرصتها و تهدیدهای فراروی ایران
در خصوص فرصتها و تهدیدهای فراروی ایران، دو دیدگاه وجود دارد: برخی معتقدند، با سفر رایس و گیتس به منطقه و فشارهای منطقهای و بینالمللی علیه ایران افزایش مییابد. پیش از این، آمریکا چندین بار سناریوی تضعیف ایران با توسل به ترفندهای عملیات روانی را پیگیری کرده که با توفیق چندانی روبرو نشده است.
وزیر خارجه کشورمان نیز با اشاره به سابقه و هوشیاری کشورها و ملتهای منطقه تصریح کرده که کشورها و ملتهای منطقه در پرتو اشتراکات تاریخی و پیوندهای ناگسستنی فرهنگی و دینی، سالها است در کنار هم در تفاهم و همزیستی بسر بردهاند. به گفته متکی، سیاستهای تشنجزا و القایی از سوی قدرتهای فرامنطقهای هرگز نمیتواند پیوندهای مستحکم مردم منطقه را تضعیف کند.
طرفداران دیدگاه دوم معتقدند: روند تبدیل خاورمیانه به انبار باروت که هماکنون از سوی آمریکا پیگیری میشود، در نهایت برای غرب و رژیم صهیونیستی نگرانکننده خواهد بود.
در این ارتباط، برخی از نمایندگان کنگره آمریکا با فروش تسلیحات به عربستان به شدت مخالف هستند. به گزارش مهر به نقل از روزنامه صهیونیستی «هاآرتص»، همزمان با سفر وزیران خارجه و دفاع آمریکا به خاورمیانه تلاشها در کنگره این کشور برای جلوگیری از رسمیت یافتن قرارداد فروش تسلیحات آمریکایی به عربستان شکل جدیتری به خود گرفته است.
از سوی دیگر، حامیان رژیم صهیونیستی در کنگره که در هر دو حزب جمهوریخواه و دمکرات قدرت بزرگی محسوب میشوند، نیز معاملات تسلیحاتی اخیر آمریکا با امیرنشینهای عربی حاشیه خلیج فارس بویژه عربستان را به زبان منافع اسرائیل دانستهاند. اعضای لابی صهیونیستی به این احتمال اشاره کردهاند که با سقوط حکومت پادشاهی عربستان و قدرتیابی احتمالی نزدیکان و جریانهای همسو با القاعده، یک ارتش پرقدرت در اختیار بنیادگرایان قرار گیرد آن هم در شرایطی که خاک عربستان با قلمرو رژیم صهیونیستی فاصلهای بسیار اندک دارد.
سردار نجار، وزیر دفاع ایران از جمله تحلیلگرانی است که کمک تسلیحاتی آمریکا به اعراب را در بلندمدت به زیان آمریکا و اسرائیل ارزیابی کرده است.
وی با بیان اینکه ایران هیچ نگرانی از تقویت بنیه دفاعی کشورهای مسلمان و دوست خود ندارد و افزایش توان دفاعی آنها را بخشی از توان دفاعی جهان اسلام ارزیابی میکند. به گفته وزیر دفاع ایران، رژیمهایی باید نگران باشند که همچنان رویای نیل تا فرات را در سر میپرورانند و کیان کشورهای اسلامی را مورد تجاوز قرار داده و میدهند. از نگاه سردار نجار، بومیسازی امنیت خلیج فارس، تنها راه اصولی برای استقرار صلح و امنیت پایدار در این آبراه استراتژیک است.
وزیر دفاع ایران تأکید میکند: جمهوری اسلامی ایران برای استقرار صلح و آرامش در منطقه همواره بر گسترش همکاریهای چندجانبه، پرهیز از هرگونه تشنج، رعایت حسن همجواری، انعقاد پیمانهای مستحکم سیاسی، اقتصادی، دفاعی و امنیتی تأکید کرده و میکند و در این مسیر همواره پیشتاز و پیشگام بوده است.