تاریخ انتشار : ۰۴ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۳:۰۷  ، 
کد خبر : ۳۰۷۹۹

بانک مرکزی و سیاست‌های پولی و بانکی


دکتر فریدون جم

عزل رئیس‌ کل بانک مرکزی بعد از کش و قوس‌های زیاد و تکذیب‌های متوالی سرانجام فرجام کار شیبانی بود. این تغییر از ابتدای دولت نهم قابل پیش‌بینی بود، اما به نظر می‌رسد چون تیم اقتصادی دولت نهم به تبع دولت‌های پیشین از ضعف و فترت زیاد کاستی‌های فاحش دارد و از تلفیق دانش و تجربه تخصصی کم‌بهره است از اشتیاق شیبانی و حتی وزیری‌ماهانه وزیر پیشین نفت برای ماندن در کرسی ریاست این استفاده را برد که نیروهای موردنظر و کاندیداهای اصلی این مناصب را زیر سایه کارآموزی و آزمون و خطاهای این مسئولان که به عنوان «آلترناتیو» بودند حفظ کند تا در فرصت موردنظر آنان را معرفی کند در این تغییرات و جابجایی‌های مهم مسایل و موارد قابل ملاحظه‌ای است که ایجازاً مواردی از آنها را ذکر می‌کنیم:

1- دولت نهم و ریاست آن نشان داده است که از تمرکز سازمان‌ها و وزارتخانه‌های اقتصادی و کلاً مراکز اجرایی مهم در حوزه ستادی ریاست جمهوری به دو نوع استقبال می‌کند: اول این که اگر سازمان یا نهاد مهمی مثل بانک مرکزی یا وزارت نفت، خارج از حوزه اداری و اجرایی نهاد ریاست جمهوری است مدیران و مسئولان درجه یک آنها از افراد مدعی با اصطلاحاً «انا رجُلُ» نباشند و خود را در حوزه تحت مسئولیت خود صاحب رأی و تئوری‌های به اصطلاح روز نباشند و ثانیاً هیچ نماد و نشانه‌ای از خدمات در دولت‌های گذشته نباشند.

2- با عنایت به بند یک انتخاب افراد موردنظر باید از میان کسانی صورت گیرد که مجری صرف و فرمانبر تنها باشند و تیم و تشکیلات اهل کنکاش و جستجو نداشته باشند.

3- انتخاب فردی غریبه با سیستم پولی و بانکی کشور که نه مدارک دانشگاهی و کلاسیک متناسب با مسئولیت تحت تفویض یعنی بانک مرکزی ندارد و صرفاً با عنایت به این که مظاهری از پایه‌گذاران حزب یک‌شبه مشارکت و عضو شورای مرکزی آن بوده است صورت گرفت که با توجه به عدم توفیق او در مسئولیت وزیر امور اقتصادی و دارایی با یک چرخش صد و هشتاد درجه‌ای خود را به اردوی مثلاً اصولگرایان رساند و بعدها در همین انتخاب دایره اول و جدیدالتاسیس اصولگرایان را برگزید.

4- همانطور که نوربخش وزیر اقتصاد و رئیس کل بانک مرکزی اسبق، سال‌ها با تیمش چند دولت را همراهی می‌کرد و بدون آنان مدیریت را برنمی‌تافت و نوعاً هم‌دوره‌های او در خارج از کشور بودند و ارجحیت آنان فقط در این شناخت خلاصه می‌شد قطعاً رئیس کل جدید نیز هم‌تیمی‌های خود را از نیروهای کانون پرورش فکری سال‌ها پیش و مناصب دیگر مسئولیت‌های خود انتخاب خواهد کرد انتظار هیچ‌گونه تحول و جلورفت در عرصه مهم پولی و بانکی کشور را آن هم از مرکز سیاست‌گذاری و نظارت کلی بر سیستم بانکی کشور نمی‌توان داشت و البته این توقع بیجایی است اگر از رئیس کل جدید که فرضاً اگر عالم بر حوزه مسئولیت خود هم بود داشتیم چرا که سیاست‌‌‌های پولی و بانکی نوعاً دستوری و بدون بررسی ابعاد مختلف تخصصی و علمی آن توسط رئیس‌جمهور انجام یا بهتر بگویم ابلاغ می‌شود و بعد از آن برای این دستورهای خلق‌الساعه، آیین‌نامه و دستورالعمل می‌نویسند!

5- باید انتظار داشت مرکز پژوهش‌های مجلس که در حقیقت مرکز پژوهش‌های دستگاه اجرایی کشور است و به سفارش آنان پژوهش‌سازی! می‌کند با یک پژوهش‌ خلق‌الساعه این اقدامات را تحولی بی‌سابقه و بکر عنوان کند و انتظاری خارق‌العاده نیست اگر در آینده نزدیک از ادغام بانک مرکزی در سازمان مدیریت سابق که اکنون از دستگاه‌های زیر نظر معاون اجرایی رئیس‌جمهوری است باخبر شویم! آنچه می‌ماند این است که افواهاً این مسایل مطرح است که تمامی طرح‌های خلق‌الساعه بانکی را بیشتر یک تنه همین آقای رئیس کل جدید بانک مرکزی تحویل آقای رئیس‌جمهور داده است و البته پاداش آن را نیز نقداً با اهدای مسئولیت‌ بانک مرکزی دریافت کرد و شاید همین روزها بعضی از مدیران سابق که فعلاً دور از پایتخت و شاید مثلاً در عسلویه و پارس جنوبی و امثال آن باشند از در دیگر بانک مرکزی که در بزرگراه شهید حقانی است وارد شوند! و دست آخر یک سؤال آقای معاون اول رئیس‌جمهوری! آقای پرویز داودی! آیا آن کسی که تا روز آخر تغییر در بانک مرکزی را شدیداً تکذیب! می‌کرد شما بودید یا سایه‌تان!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات