به رغم آن که اوضاع بحرانی عراق بدون کوچکترین تغییری هم چنان ادامه دارد و هر روز به تعداد آوارگان عراقی و قربانیان خشونتهای مسلحانه و اختلافات طایفهای افزوده میشود، تونیبلر از کسب موفقیتهای درخشان نیروهای انگلیسی در عراق سخن به میان میآورد و دلیل کاهش تدریجی نیروهای انگلیسی در عراق را دلیلی بر آمادگی نیروهای امنیتی این کشور و قدرتمند شدن آنها میداند. به راستی این غیرمنطقیترین سخنی است که بیهیچ مسوولیت سیاسی و حتی انسانی زده شده است. به گزارش ایسنا، پاتریک کوبرن، تحلیلگر روزنامه ایندپندنت با ارایه تحلیلی تحت عنوان شکست انگلیس در عراق مینویسد: واقعیت برخلاف آن چه که بلر از عراق توصیف کرده میباشد. واقعیت آن است که عراق به بزرگترین عرصه جنگ در جهان تبدیل شده است، عرصه جنگی که چیزی جز کشت و کشتار و خون و خونریزی در آن وجود ندارد. یک سوم از ساکنین عراق در شرایط بسیار بد معیشتی به سر میبرند و در حالی که دچار گرسنگی مفرط هستند حکومت عراق تاکنون نتوانسته است کوچکترین کمکی به این خانوادههای عراقی کند و سهمیهبندی غذایی را در اختیار آنها گذارد. هم چنین بسیاری از مردم عراق به دلیل آشامیدن آبهای آلوده که مستقیما از دجله و فرات تغذیه میشود، دچار بیماریهای متفاوت هستند. با وجود همه این بدبختیها، رنجها و بحرانها در عراق بلر در برابر مجلس عوام هم چنان با صدایی آکنده از غرور و تکبر و بدور از هرگونه احساس پشیمانی نسبت به بحرانهای موجود در عراق که در راس آن وجود دو میلیون آواره عراقی خارج از کشور و 5/1 میلیون آواره داخل عراق است، از پیروزی سخن میگوید.
در ادامه این تحلیل آمده است: نادیا مشهدانی، یک زن عراقی دارای چهار فرزند است که منزل خود را در منطقه حریه واقع در بغداد به دلیل تهدیدهای شبهنظامیان ترک کرده است و بدون آن که کوچکترین چیزی از لوازم منزل خود را ببرد برای مصونیت جان فرزندان خود منزلش را با تمام اثاثیهاش ترک کرد و در حال حاضر در یک اتاق بسیار کوچک واقع در مدرسهای در بغداد زندگی میکند. نادیا در گفتوگو با روزنامه ایندیپندنت میگوید: به ما وعده آزادی دادند. اما هم اکنون ما خود را چون بردگانی اسیر مییابیم که از هرگونه حقوقی اعم از آزادی و دموکراسی محرومیم و حتی قدرت و توانایی آن را نداریم که کوچکترین اعتراض یا سخنی بگوییم. نادیا چون همه دیگر زنان و مردان عراقی معتقد است که آمریکا فتنه اختلافات طوایفی را در عراق کاشته است و به آن دامن میزند تا بتواند با تمسک به این بحران در عراق باقی بماند. این روزنامه انگلیسی در ادامه مینویسد: شاید تصوری که آقای بلر از عراق در ذهن خود دارد با تصوری که نادیا، زن عراقی که در این کشور زندگی میکند، دارد کاملا متفاوت است اما مطمئنا تصور نادیا به واقعیت و حقیقت نزدیکتر است. بلر در تمامی این مدت از دادن هرگونه پاسخی به این سوال که چرا در صدد کاهش نیروهای انگلیسی در جنوب عراق بر آمده است خودداری کرده است و تلاش کرده است که مساله را بگونهای نشان دهد که حضور نیروهای آمریکایی و انگلیسی در عراق با موافقت مردمی انجام میگیرد و این نیروها از حمایت و محبوبیت مردمی در این کشور برخوردارند اما این موضوع کاملا برخلاف واقعیت است. بر اساس یک نظرسنجی که با توجه به گزارش بیکر انجام گرفته است و به صورت مشترک از سوی جمهوریخواهان و دموکراتهای آمریکایی به اجرا گذاشته شد مشخص شده است که 61 درصد از مردم عراق انجام حملات مسلحانه علیه نیروهای آمریکایی و انگلیسی را تایید میکنند.
درست در زمانی که بلر از کسب موفقیتهای درخشان در عراق و توانایی نیروهای امنیتی این کشور سخن میگفت، موضوع تجاوز به یک زن عراقی توسط سه تن از نیروهای امنیتی این کشور مطرح بود. موضوعی که امروز دیگر در عراق عمومیت یافته و چه بسا زنانی که برای حفظ آبروی خود، از شکستن این سکوت تلخ خودداری کردهاند و چه بسا زنان و دختران دیگر عراقی که به دلیل وضعیت پر هرج و مرج موجود در عراق، جان، مال و ناموسشان را در خطر میبینند. ایندیپندنت میآورد: آقای بلر تلاش کرد که در سخنان خود عراق را بگونهای برای جهان به تصویر بکشاند که پیشرفتهای سیاسی و اقتصادی در این کشور بدست آمده است و در حال حاضر فعالیت تروریستها در عراق مانع پیشبرد این پیشرفت در عراق است. اما بلر فراموش کرده است که پیش از این که این بحران به عنوان بحران اصلی عراق مطرح باشد، نقطه بسیاری از اختلافات و بحرانها در عراق از آن جا آغاز شد که قانون اساسی جدید در این کشور تدوین و بر اساس این قانون در سال 2005 دو انتخابات در عراق برگزار شد. بسیاری از اختلافهای کردها، شیعهها و سنیها ناشی از این جریان است زیرا سیاستهای آمریکا به صورت غیرمستقیم بر تدوین قانون اساسی جدید عراق و انتخابات آن سایه افکنده بود و بسیاری از احزاب عراقی وابسته به طایفههای سنی، کرد و شیعه این کشور احساس میکردند که به صورت عادلانه به حقوق خود در حاکمیت نرسیدهاند.
در پایان این تحلیل آمده است: بلر میگوید بیش از 130 هزار سرباز عراقی در ارتش این کشور فعالیت دارند و بیش از 150 هزار تن دیگر در پلیس عراق مشارکت میکنند اما تحقیقات به عمل آمده نشان میدهد اکثریت این افراد که نیروهای ارتش و پلیس عراق را تشکیل میدهند افرادی هستند که به گروههای شبهنظامی موجود در عراق و نیز به احزاب سیاسی وابستهاند و بر اساس این وابستگیها عمل میکنند. دولت آمریکا تا به امروز زمانی که از نیروهای خارجی در عراق سخن میگوید از آنها به عنوان نیروهای ائتلاف یاد میکند در حالی که این نیروها مجموعههای بسیار کوچکی از کشورهای مشخص و محدود هستند. بزرگترین مجموعه این نیروها پس از انگلیس، کره جنوبی است که از 2300 سرباز تشکیل شده است. امروز این گروههای کوچک یا حتی بزرگ نیز به این نتیجه رسیدهاند که خروج سریع از عراق منطقیتر از آن است که بخواهند در این کشور به بقای خود ادامه دهند. امروز انگلیس، فردا دانمارک و بالاخره آمریکا نیز از عراق خارج خواهند شد اما نتیجه پایانی این جنگ و اهداف آمریکا را باید در نهایت چگونه تعریف کرد؟ آیا این جنگ جز این است که انگلیس و آمریکا در گرداب بحرانهایش دست و پا میزنند و خروج یا بقای آنها به مثابه شکست در عراق است؟