*در تبصره 13 تاکید شده است که دولت بعد از ساماندهی حمل و نقل عمومی بینشهری و درونشهری میتواند به سهمیهبندی بنزین اقدام کند. آیا در اینخصوص جابهجایی در تقدم و تاخر زمانی صورت نگرفته است؟ آیا پیششرطها انجام شده است؟
**تبصره 13 که الان تبدیل به یک قانون شده یک سبد سیاستی است که 2 هدف را پیگیری میکند. اولین هدف کنترل مصرف و دیگری واقعی کردن قیمتهاست که تمهیدات زیادی روی آن صورت گرفته است.
هدف عمده تبصره 13 تقویت ناوگان عمومی و دوگانهسوز کردن خودروها و خارج کردن خودروهای فرسوده از سیستم حمل و نقل و افزایش تاکسی و... مجموعه سیاستهای کنترل مصرف انرژی است.
البته به تبع آن ترافیک و مساله آلودگی محیطزیست نیز حل میشود که ما برای مجموعه موارد در قسمتهایی که نیازمند بودجه بود مبالغی را اختصاص دادیم که البته پیشرفت کار نسبی و تقریبی است، ولی سرعت نسبتا قابل قبول است. کسی تردید ندارد که کارها بهتر از این هم میتوانست صورت بگیرد.
البته مجموعه مباحث در طول هم نیست بلکه در عرض یکدیگر است. ما این برداشت را نداریم که اول ناوگان ساماندهی و بعد بنزین سهمیهبندی شود.
*ولی این نص صریح تبصره 13 نیست که سهمیهبندی پس از ساماندهی ناوگان حمل و نقل صورت گیرد؟
**خیر، ساماندهی نقطهاش مشخص نیست. ما الان میگوییم با کم کردن خودروهای شخصی ناوگان اتوبوسرانی ما ظرفیتی 2 برابر پیدا کرده است، چون اگر سرعت اتوبوس 17 کیلومتر در ساعت بود الان 30 کیلومتر در ساعت است؛ البته ما در ساماندهی حمل و نقل، اتوبوس، تاکسی، ون و... به ناوگان اضافه کردهایم یا به دوگانهسوز کردن خودروها شتاب دادیم که امسال به تنهایی 400 یا 500 هزار ماشین دوگانهسوز شده است و توانستیم خودروهای فرسوده را از رده خارج کنیم و الان ظرف 2 سال از مرز 150 هزار خودروی از رده خارج شده عبور کردیم؛ ولی سرعت میتوانست بهتر از این باشد.
*شما با این نکته موافقید که مدیریت ایرانی باید در مقابل کار انجام شده قرار بگیرد تا در انجام کار تسریع شود، تبصره 13 تا زمانی که سهمیهبندی بنزین صورت نگرفته بود بقیه کارهایش باقی مانده بود؟
**خیر. تبصره 13 مربوط به سال 85 است و خارج کردن خودروهای فرسوده یا دوگانهسوز کردن از سال گذشته شروع شد یا خرید ناوگان حمل و نقل از قبل از سال 86 در دست بود.
البته ما دوست داشتیم سهمیهبندی بنزین از سال 85 باشد، اما دولت نتوانست و این تصمیم کنار رفت؛ ولی در بودجه 86 تاریخ سهمیهبندی را مشخص کردیم و در نهایت دولت با یک ماه تاخیر توانست بحث سهمیهبندی را انجام دهد.
*زمان اجرای طرح سهمیهبندی این انتقاد مطرح شد که مصوبه قبلی درباره طرح تثبیت قیمتها از جمله قیمت سوخت با طرح سهمیهبندی بنزین مغایرت دارد. نظر شما چیست؟
**ما در ابتدای مجلس هفتم با قانون برنامه چهارم توسعه مصوب مجلس ششم روبهرو شدیم. در مجلس ششم تصویب شده بود که از ابتدای برنامه چهارم قیمت بنزین آزاد شود که در آن زمان قیمت بنزین آزاد 300 تا 350 تومان پیشبینی شده بود.
ما این شوک را غیرقابل تحمل برای جامعه تشخیص دادیم، بنابراین قانون برنامه چهارم را اصلاح کردیم تا این اقدام صورت نگیرد و نه تنها گفتیم بنزین 350 تومان نشود، بلکه گفتیم 80 تومان سابق باشد. علت این بود که با بالا و پایین کردن 20 تا 30 تومانی قیمت بنزین نمیتوانستیم مشکل اصلی را حل کنیم، چون مشکل اصلی این بود که بنزین و انرژی در کشور ما بیرویه مصرف میشد و یارانهای که در این زمینه از دست ملت بیرون میرفت بسیار عظیم بود. سال 85 بیش از 4 میلیارد دلار واردات بنزین داشتیم و اگر سال 86 میخواستیم سهیمهبندی را اعلام نکنیم پیشبینی میکردیم که حدود 7 میلیارد دلار باید بنزین وارد کنیم.
بحث این بود که اگر قرار است مدیریتی صورت گیرد باید مدیریت مجموعهای باشد. این که بنزین 20 تا 30 تومان تغییر قیمت پیدا کند مشکل را حل نمیکند، بنابراین امسال که کل طرح انجام شد هم قیمت بنزین را افزایش دادیم و هم طرح سهیمهبندی را اجرا کردیم که این توجیه دارد.
اگر قرار بود بنزین سالی 20 تومان افزایش پیدا میکرد ما به هیچکدام از اهدافمان نمیرسیدیم و نهایت این میشد که شرکت نفت پول بیشتری میگرفت؛ اما الان آن بسته سیاستی، انجام شده و قابل دفاع است.
*منتقدان میگویند مصوبه تثبیت قیمتها هزاران میلیارد توممان خسارت به کشور وارد کرد. نظر شما در این خصوص چیست؟
**آیا منتقدان میگویند این مصوبه به دهها هزار میلیارد تومان سود به کشور رساند؟
ما میگوییم عدالت این است که در مقطعی به خاطر این که کنترل تورم داشته باشیم حدود 4 تا 5 هزار میلیارد تومان یارانه در نظر گرفتیم؛ اما تاکنون که طرح خود را اجرا میکنیم حدود 7 هزار میلیارد تومان تا الان برای کشور سود به همراه دارد.
*بحث کنترل تورم یکی از شعارهای فراکسیون اکثریت مجلس هفتم و نمایندگان اصولگرا بود. آیا در این 3 سال که از عمر مجلس گذشته در کنترل تورم موفق بودهاید؟
**در شاخصههای عمومی کشور مطلق نباید صحبت کرد، چون ما سیاه و سفید نداریم که بگوییم تورم خوب است یا بد.
تورم، رونق اقتصادی و اشتغال نسبی است. این که آیا توانستیم تورم را در فضایی که میخواستیم کنترل کنیم باید بگوییم متاسفانه نتوانستیم و علتش این است که وقتی دولت نهم بر سر کار آمد، گفت باید کارهای عمرانی را به سرعت افزایش داد.
در بودجه سال 85 اختلاف اساسی میان مجلس و دولت وجود داشت. دولت مدعی بود که باید بودجه عمرانیاش 80 درصد اضافه شود، ولی مجلس معتقد بود که اگرچه ما پول داریم، اما برای کار بیشتر عمرانی نمیتوانیم بودجه را اضافه کنیم، چون تورم ایجاد میکند.
مجلس معتقد بود که نباید 20 تا 25 درصد بودجه کارهای عمرانی اضافه شود، ولی دولت اصرار به افزایش 80 درصدی داشت. بالاخره تفاهم بر این شد که با 50 درصد افزایش موافقت شود؛ ولی همان موقع اعلام کردیم که سیمان و... گران میشود.
اگر خیلی مدیریت قوی باشد، چنانچه با هزار تومان بشود یک واحد کار عمرانی کرد با 2 هزار تومان هیچ زمانی نمیتوان 2 واحد کار عمرانی کرد، بلکه 8/1 میتوان کار عمرانی انجام داد.
چون کار عمرانی تا زمانی که تاسیس میشود تورمزاست، ولی وقتی به بهرهبرداری میرسد ضدتورمی میشود.
موقعی که کار عمرانی شتاب بالایی گرفت بسیار مشخص بود که ما تورم را خواهیم داشت، لذا ما در سال 84 پیشبینی کردیم و حتی در مذاکرات مجلس هم این مساله را یادآور شدیم اما دولت علاقهمند به کار عمرانی بود که نباید از این نکته هم گذشت که کار عمرانی بسیار خوبی هم شده است. مثلا به عنوان نمونه ما 4 میلیارد دلار تصویب کردیم که به مدارس برای مقاومسازی اختصاص یابد چون عمده کشور زیر گسلهای زلزله است و ممکن است با آمدن زلزله یک فاجعه انسانی رخ دهد.
*یعنی پس از گذر از نقطه اوج کارهای عمرانی نقطه تورمی دیگر ایجاد نمیشود؟
**نمیگوییم ایجاد نمیشود، بلکه میگوییم هر چقدر کار عمرانی ایجاد شود، تورم بیشتر نمود پیدا میکند. تا زمانی که کار عمرانی انجام میشود، تورم وجود دارد؛ ولی وقتی کار عمرانی پایان پیدا میکند، شاهد تورم نخواهیم بود. به عنوان مثال، در سال اول مجلس هفتم دیدیم که برخی بازنشستگان هستند که تنها 110 هزار تومان حقوق میگیرند و من به عنوان مسوول شرمنده بودم و به این لحاظ یک قدم برداشتیم و گفتیم که بازنشستهای که زیر 200 هزار تومان حقوق میگیرد نباید وجود داشته باشد که نتیجه البته این است که اگر کسی فکر میکند با افزایش حقوق 100 هزار تومانی به 200 هزار تومان قدرت خریدش 2 برابر میشود این طور نیست، بلکه قدرت خریدش 5/1 برابر میشود. ما امسال اعلام کریدم که شاغلان آموزش و پرورش نباید زیر 300 هزار تومان حقوق بگیرند که این مساله قطعا آثار تورمی هم خواهد داشت، البته نمیگویم که این مسائل قابل اصلاح نیست. ما میتوانستیم با مدیریت دقیقتر به جای تورم 18 درصدی مثلا تورم 16 درصدی داشته باشیم.
اما اگر کسی مدعی باشد که ما میتوانستیم همه این کارها را بکنیم و تورم را اصلاح کنیم، به نظر میرسد که یا اقتصاد نمیداند یا یک راهحلهای عجیب و غریبی دارد که ما هنوز کشف نکردهایم.
*شما با نظر دولت موافق هستید که گرانی اخیر مسکن به دلیل اختلال برخی بانکهای خصوصی وابسته به افراد خاص سیاسی بوده است؟
** این اعتقاد را نداریم، اما نمیگویم تاثیر نداشته است. دلیل مطلق قضیه این نبود. همانطور که گفتم، وقتی ما در بخش مسکن سرمایهگذاری میکنیم یا بودجه عمرانی را 2 برابر میکنیم، تورم افزایش مییابد. مسکن مساله ویژهای دارد که برخی با آن غیرمنصفانه برخورد میکنند. مسکن در کشور ما همیشه ظرف 2 تا 3 سال قیمت ثابت و یکدفعه جهش 70 تا 80 درصدی داشته است. اگر منحنی افزایش قیمت مسکن را رسم کنید میبینید همیشه این مساله تکرار شده است.
به یاد دارم که در سال 70 و 71 قیمت مسکن 5/2 برابر افزایش پیدا کرد و افزایش قیمت مسکن در سال 85 دقیقاً بعد از 3 سال رکود صورت گرفت. البته این افزایش قیمت بیش از دفعات قبل بود که تا 100 درصد در برخی نقاط تهران نیز رسید.
اگر کسی بخواهد درباره مساله مسکن قضاوت کند، نباید این نکته را از ذهنش حذف کند که در کشور در برهههای افزایش مسکن داشتیم که این هم علتش سرمایهگذاری عظیمی است که در بخش مسکن صورت گرفته است که در این خصوص هم دولت هزینه کرده و هم تسهیلات بانکی بسرعت افزایش یافته است. در هر صورت، این تورم غیرقابل تحمل است و باید کاری کرد.
*چرا دولت این توجیه را دارد که دخالت برخی بنگاههای اقتصادی باعث تورم در بخش مسکن است؟ به عنوان مثال، یکی از مسوولان دولتی گفته است خرید و فروشهای گسترده در شمال تهران با حمایت یک بانک خصوصی به تورم در بخش مسکن منجر شد.
**این توجیه دولت را از خود دولت بپرسید. البته امکان دارد 50 بنگاه در شمال تهران و در نقطه خاصی زد و بند کنند و قیمت را بالا ببرند، اما کسانی که میگویند علت واقعا این است، پاسخ دهند که چرا الان این اتفاق نمیتواند رخ دهد. چرا در 3 سالی که رکود بوده، بنگاهداران اقدام به افزایش قیمت نکردهاند.
*شورای مرکزی 11 نفری اصولگرایان 6 عضو مشخص دارد، اما 5 عضو آن هنوز اعلام نشدهاند. این افراد چه کسانی هستند؟
**من جزو این گروه نیستم و نمیتوانم اسامی این افراد را اعلام کنم، چون تصمیمات این شورا مربوط به خودشان است. فکر میکنم اسامی این افراد لو رفته چون نام آنها را در برخی رسانهها دیدهام، اما اجازه بدهید من نام آنها را نگویم. البته چیز سریای نیست، ولی چون براساس یک قرار اخلاقی قرار است نام آنها اعلام نشود، من اسامی را نمیگویم.
*چقدر امیدوارید این شورا تجربه انتخابات شوراهای شهر و ریاست جمهوری را تکرار نکند؟
**امیدواری ما زیاد است که این تجربه تکرار نشود و علت این است که در گذشته مجموعههایی که به عنوان شوراهای حل اختلاف و ریشسفیدی تصمیم میگرفتند، به صورت خودجوش بودند، اما این دفعه ما این شورا را به صورت دموکراتیک از درون اصولگرایان انتخاب کردیم.
نکته دیگر این بود که ما در بسیاری از تئوریهای راهبردی ضمن این که توافق داشتیم، در مصداقها توافق نداشتیم. لذا اینبار مکانیزم این امر را تعریف کردیم و به تصویب رساندیم که مسیر مشخص شد تا مشکلات دفعه قبل ایجاد نشود. حتی در جاهایی که اختلاف نیز ایجاد میشود، راهحلهای برونرفت از آن نیز دیده شده است، بنابراین امید بالاست که مشکلات قبلی ایجاد نشود.
*امیدوار هستید در مرحله آخر عدهای ساز جدایی نزنند؟
**من باز هم میگویم، مطلق نمیتوانیم صحبت کنیم. البته امیدواری ما در مقایسه با سال گذشته بسیار زیاد است، اما اگر بخواهیم بگوییم احتمال به صفر رسیده است، این کلمه خوبی نیست.
*حداقل 150 نفر از مدیران دولتی در حد معاونان وزیر و استاندار استعفا کردند تا در انتخابات حضور پیدا کنند. فکر نمیکنید با چنین روندی شاهد یک فهرست دولتی در انتخابات آینده مجلس باشیم؟
**باید در این خصوص نیز نسبی برخورد کرد. ما در حد مدیرانی که در کشور لازم بوده که برای ورود به انتخابات استعفا بدهند، حدود 10هزار نفر را داریم. لذا وقتی شما میگویید تنها 150 نفر استعفا کردهاند، این عدد در مقابل رقم اولیه چیزی نیست.
نکته دوم این که کسانی که برای انتخابات مجلس شورای اسلامی وارد میشوند و میمانند، حدود 7 تا 8 هزار نفر هستند که از میان آنها 200 نفر انتخاب میشوند که باز استعفای 150 مدیر رقمی نیست، لذا نمیخواهد شما نگران قضیه باشید.
*نظر شما در خصوص این تحلیل که اصلاحطلبان به تبعیت از اصولگرایان چهرههای مشهور و نام آشنا را در شهرستانها توزیع میکنند، چیست؟
**این کار بسیار خوبی است. تجربهای که در مجلس داریم، نشان میدهد فردی که به عنوان نماینده انتخاب شد، بالاخره نماینده است و فرقی نمیکند از حوزه تهران، بندرعباس یا کرمان باشد. تجربه مجلس هفتم نشان داد که هیچ فرقی نمیکند که نماینده از کدام حوزه انتخابیه باشد، چون در هر صورت نماینده است.
در مجالس گذشته بیشتر روسای کمیسیونها یا هیات رئیسه از نمایندگان تهران تشکیل میشدند، اما اگر نگاهی به اعضای هیات رئیسه مجلس هفتم داشته باشید، میبینید تنها 2 نفر از نمایندگان تهران عضو هیات رئیسه هستند و بقیه مربوط به حوزههای انتخابیه شهرستانها هستند یا روسای کمیسیونهای مجلس هفتم مربوط به حوزه انتخابیه تهران نیست و تنها 2 تا 3 نفر از روسای کمیسیونهای مجلس هفتم از حوزه انتخابیه تهران هستند. بنابراین آدمها هستند که انتخاب میشوند، لذا نمایندهای که به مجلس راه پیدا میکند فرقی نمیکند که از حوزه انتخابیه تهران، مشهد یا... باشد.
این کار عقلایی است که هر کسی که میخواهد به مجلس راه پیدا کند، از حوزهای وارد شود که پیروزی بیشتری دارد. چنانچه اصلاحطلبان از روش اصولگرایان استفاده کنند کار خوبی کردهاند.
*با چنین شیوهای احساس میکنید شما به عنوان نماینده کرمان در حوزه انتخابیه خود موثر بودهاید، به هر حال شما یک شخصیت صاحبنفوذ هستید.
**این مساله را باید از مردم کرمان سوال کرد. شاید مردم کرمان از همان روزهای اول که به من رای دادهاند پشیمان شده باشند.
بالاخره کسانی که کار ملی میکنند کمتر میتوانند به حوزه انتخابیه خود برسند. البته امثال بنده تسامح میکنیم و اگر نفوذی در مجلس داریم در طول 4 سال نمایندگی برای صرف حوزه انتخابیه استفاده نمیکنیم.
*این تبلیغ منفی برای شما نیست؟
**خب میتواند باشد ولی باید حقایق را گفت، چون مردم کرمان از نائبرئیس بودن من چیزی گیرشان نیامده است.
*به نظر شما، سهمیهبندی بنزین پاشنه آشیل اصولگرایان در مجلس هشتم نیست؟
**سهیمهبندی بنزین کاری بود که باید میشد و اگر نیاز به قربانی داشت، ما حاضریم قربانی بشویم.
اگر فکر میکنید این کار عظیم نیاز به قربانی شدن دارد، ما آمادگی داشته و داریم. البته بسیاری به ما گفتند که سهمیهبندی بنزین را انجام ندهید؛ چون ممکن است به ضرر رای شما باشد. البته تحلیل من این است، مساله سهمیهبندی در کشور ما جا میافتد و مردم دعاگوی کسانی خواهند شد که بانی این کار شدهاند.
اگر دعاگو شدند، ما متشکریم و اگر افکار عمومی از دست ما دلخور شدهاند، امیدواریم که خداوند قلب آنها را نسبت به ما مهربان کند. بالاخره ما باید این کار را میکردیم که آن را انجام دادیم.
*برخی از اعضای فراکسیون اکثریت اعتقاد دارند که شما به کار شورایی اعتقادی ندارید و به عبارتی تصمیمات خود را به دیگران تحمیل میکنید که نمونه آن را شاید بتوان جلوگیری از استیضاح وزرا دانست.
**هیچ نمایندهای در مجلس نمیتواند رای خود را به دیگری تحمیل کند؛ اما در مجلس برخیها نفوذ دارند و برخی نیز ممکن است به برخی محبت داشته باشند و چنانچه استدلالی را تایید کنند، آن را بپذیرند که ما از این نفوذمان استفاده کردهایم و باید این کار را بکنیم. البته در مساله استیضاح برخی فکر میکنند چنانچه وزیر دولت احمدینژاد بخواهد استیضاح شود، ما جلوی آن را میگیریم. ولی باید بگویم همین مجلس هفتم در ابتدای تشکیل جلسه خود قصد استیضاح وزیر آموزش و پرورش دولت خاتمی (آقای حاجی) را داشت که ما با استفاده از نفوذمان اجازه این کار را ندادیم. البته این اقدام به صورت غیرقانونی نبود؛ چون اگر نمایندگانی اصرار داشته باشند ما حتما استیضاح را مطرح و اگر بتوانیم از اجرای آن جلوگیری میکنیم. همین الان هیچ وزیری در کابینه دولت نیست که 10 مخالف در مجلس نداشته باشد، بنابراین ما باید هر سال چند استیضاح داشته باشیم؟
استیضاح در کشور ما تاثیرگذار است و رسانه و دولت را تحتتاثیر قرار میدهد و کشور 20 روز معطل این است که نتیجه استیضاح چه میشود. بنابراین همه تلاش ما این است که استیضاح صورت نگیرد.
*هر وقت بوی دردسر میآید، آقای حدادعادل رئیس مجلس ترجیح میدهند شما به عنوان رئیس جلسه علنی را اداره کنید. دلیل آن چیست؟
**شاید وقتی من رئیس میشوم، دردسر ایجاد میکنم! البته به شوخی میگویم. در برخی جاها جناب آقای حداد محبت دارند و به من میگویند تو زودتر میتوانی جلسه را جمع و جور کنی.
در 3 سال گذشته در روزهای آخر بررسی بودجه رسم شده که دکتر حداد، بنده را به عنوان رئیس مجلس انتخاب میکنند.
ولی در کل میتوانم بگویم این طور نیست که کارها به گونهای که شما میگویید تقسیم شده باشد.
*یکی از اعضای هیات رئیسه نیز به این نکته اشاره داشت که هیات رئیسه متهم به وکیلالدوله شدن است. آیا این طور است؟
**اصولا کسانی که میگویند ما وکیلالدوله هستیم، اگر در جایگاه ما قرار بگیرند، همین کاری را میکنند که ما انجام میدهیم. ما به عنوان مدیر مجلس، موظف هستیم تنشهای میان دولت و مجلس را به حداقل برسانیم که این اقدام در جهت همسویی و جلو رفتن کار است.
هر دولت دیگری هم به جز دولت احمدینژاد بود، ما چنین شیوهای را داشتیم. اگر به خاطر داشته باشید، جناب آقای ناطق نوری در زمانی که در دور پنجم ریاست مجلس را برعهده داشتند، رقیب آقای خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری بودند؛ اما حمایتهایی که از آقای خاتمی میکردند، زبانزد عام و خاص بود. وقی آقای هاشمی رئیس مجلس و آقای میرحسین موسوی نخستوزیر بودند آقای هاشمی برخی مواضع اقتصادی آقای موسوی را قبول نداشت، اما حامی جدی دولت بود.
اگر مدیر مجلس بخواهد مدعی دولت باشد، کاری پیش نمیرود و فقط وقتش به سوال، دعوا یا استیضاح صرف میشود.
*گفته میشود شما در بسیاری از عزل و نصبها در دولت آقای احمدینژاد دخالت داشتید، آیا این طور است؟
**شوخی میکنند، چند دفعه جواب دادم و باز هم میگویم من یک نفر را جهت انتصاب پستی به آقای رئیسجمهور معرفی نکردم، اما یک نکته وجود دارد که ما بالاخره با آقای دکتر احمدینژاد 20 سال سابقه دوستی داریم و یکسری دوستان مشترک داریم و همین مساله منجر میشود که فکر کنند بنده دوستم را معرفی کردم و دکتر احمدینژاد ایشان را نصب کردهاند.
به عنوان نمونه دکتر زاهدی (رئیس شورای شهر کرمان و رئیس دانشگاه شهید باهنر کرمان وقتی به عنوان وزیر علوم معرفی شد بعدش به من خبر داد و من تنها گفتم مبارک است و اگر کس دیگری را هم میگفتند من باز هم میگفتم مبارک است.
الان هیچ تردیدی بین رسانهها و مجلسیها نیست که این احتمال را میدادند که من وزیر علوم را به آقای احمدینژاد معرفی کردم، در حالی که این طور نیست و زمانی که آقای احمدینژاد شهردار تهران بودند آقای زاهدی رئیس شورای شهر کرمان بودند و این دو طی دو سالی که جلسات مشترک بین اعضای شوراها با شهرداران داشتند با هم آشنا شده بودند.
*چرا وقتی لایحهای به نفع دولت مطرح نمیشود، شما جریان مجلس را به سمت دیگری میچرخانید؟ نمونه آخر بحث سه فوریت مجلس با شروع تعطیلات مجلس بود.
**طرح بنزین بسیار عظیم و سنگین بود. مجلس در حالت هیجانی اگر بخواهد تصمیمات بزرگ خود را تغییر دهد دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود. در خصوص ارائه طرح سهفوریتی هم این طرح با تنها 50 امضا تهیه شده بود، در حالی که طرح سهفوریتی در مجلس 80 رای میخواهد.
این را بدانید طرح سهفوریتی آنقدر در کشور مهم است که از اول انقلاب تاکنون هیچ طرح سهفوریتی تصویب نشده است. بنابراین این که در یک روز چند نفر عصبانی شوند و بگویند ما طرح سهفوریتی میآوریم یا آبستراکسیون (نصابشکنی) میکنیم و بیرون میرویم، نمیتواند درست باشد و مدیریت مجلس یعنی این که اینگونه مسائل را جمع کند.
*برای سال آخر مجلس طرح و لوایح زیادی وجود دارد. چه تمهیداتی دارید که سال آخر مدیریتی روی این مساله داشته باشید؟
**تلنبار شدن طرحها و لوایح در سال آخر هر مجلسی چیزی استثنایی نیست، مهم این است که در وقت باقی مانده مجلس بهترین بهرهبرداری را داشته باشیم و مهمترین لوایح و طرحها را در دست بررسی بگذاریم که این اقدام را انجام دادهایم و برخی طرحها و لوایح را براساس فوریت، یا ماده 102 آییننامه داخلی مجلس یا اصل 85 قانون اساسی در حال بررسی داریم.
*آیا فکر میکنید با کاری که در خصوص بنزین انجام دادید، از حوزه انتخابیه کرمان رای خواهید آورد؟
**بهتر بود سوال مقدمتری انجام میدادید و میپرسیدید که آیا اصلا نامزد میشوید!
*آیا نامزد میشوید؟
**انشاءالله، ببینیم چه میشود.