* اگر اجازه بدهید صحبت را از اینجا آغاز کنیم که در حال حاضر به چه کاری مشغول هستید و در عرصه سیاست چه فعالیتهایی را دنبال میکنید؟
** کار اصلیام عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام است. در کنار آن یکسری کارهای مطالعاتی نیز انجام میدهم که بیشتر بتواند برای عضویت بنده در مجمع کمک باشد. در این محل که مصاحبه را انجام میدهیم نیز کارهای مطالعاتی انجام میشود که نتیجهاش در فصلنامه راهبردی «یاس» منعکس میشود. تاکنون 8 شماره از این فصلنامه که درباره ابعاد مختلف توسعه مباحثی را مطرح میکند، منتشر شده است. علاوه بر این، عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین نیز هستم که در آنجا مسوولیت حوزه سیاسی و آموزش را بر عهده دارم. فعالیت سیاسیام هم در قالب همین تشکیلات انجام میشود. همچنین از دیرباز مدیر مسوول روزنامه رسالت بودهام.
* با این معرفی، قصد دارم سوالی از شما درباره ارزیابی کلیتان از فضای سیاسی کنونی کشور بپرسم. این فضا به کدام سمت و سو پیش رفته است؟
** به نظرم، فضای سیاسی کشور ما با نشاط و متحرک است. در آن هم رقابت هست، هم مشارکت. انتخابات اخیر شوراها، هم در حد بسیار خوبی از فضای رقابتی جدی برخوردار بود و هم مشارکت معقول و خوب. فضای سیاسی این مشخصه را نیز پیدا کرده که از تنشهای آزاردهنده برای مردم فاصله گرفته و معتدلتر شده است. نمیشود گفت فضا بسته است، بلکه جریانهای فعال در چارچوب قانون اساسی به رقابت کاملا جدی مشغولند. در همین حال به نظر میآید وضع میتواند بهتر از این هم باشد بدین ترتیب که رقابتهای سیاسی قاعدهمندتر شوند. این امر باعث جلب اعتماد بیشتر مردم به احزاب میشود.
* بر اساس آنچه گفتید به نظرتان آیا احزاب به سوی شکوفایی گام برداشتهاند؟ آیا رقابتهای حزبی با توجه به الگوهای مشابه در دیگر کشورها به شکلی که باید، وجود دارد و آیا ما پس از سه دهه پس از پیروزی انقلاب به الگوی بومی تحزب رسیدهایم؟
** در گذشته رقابتهای سیاسی به منازعات تبدیل میشد که آزار دهنده بود. فضای سیاسی هر کشور متاثر از فرهنگ سیاسی و شرایط بومی آن کشور شکل میگیرد. در گذشتههای دور که فعالیتهای سیاسی و تشکیل حزب به صورت تقلیدی انجام میشد، اصولا احزاب، دولتی و بعضی رسانهها تا حدی وابسته بودند و چندان توجه مردم را به خود جلب نکردند. اما پس از پیروزی انقلاب جریانی را طی کردیم که برخی فعالان سیاسی که اوایل انقلاب ضد حزب بودند، امروز هوادار آن شدهاند. اکنون جریانهای فعال سیاسی کشور طرفدار حزب هستند. بخشی از قوانین مربوط به فعالیتهای حزبی در چارچوب قانون اساسی مشخص شده و قسمتی از آن نیز قواعدی است که خود احزاب باید در تعامل با یکدیگر رعایت کنند. اینها خوشبختانه در چند سال گذشته حاصل شده است. برای مثال در دوران وزارت کشور آقای موسوی لاری، یک مجموعهای از دو جریان اصلی کشور که زمان چپ و راست میگفتند و حالا اصلاحطلب و اصولگرا گفته میشوند منشوری را تهیه کردند. قواعد این منشور درباره فعالیتهای حزبی، در خانه احزاب نیز به تصویب رسید. این نشاندهنده نوعی بلوغ سیاسی است.
* به خانه احزاب اشاره کردید، به نظر میرسد این تشکل تجربه موفقی نداشته است.
** با این حال این تشکل باعث شد احزاب رقیب کنار هم بنشینند و تا حدی با هم همکاری داشته باشند. اگر چه فعالیت خانه احزاب با فراز و نشیبهایی روبهرو بوده است اما در حد زیادی مشکلات این نهاد برطرف شده است. یک زمان گروههای اصولگرا از خانه احزاب بیرون آمدند اما بعد با یکسری حکمیتها، مسائل برطرف شد و در انتخابات اخیر هیات رئیسه خانه احزاب، همه حزبها در حد بالایی مشارکت کردند. اکنون اصلاحطلبان در شورای مرکزی اکثریت را در دست دارند. میتوان انتظار داشت این خانه رقابتها را قاعدهمندتر کند و از احزاب حمایت کند. در کل از این بلوغ سیاسی راضی هستیم.
* با توجه به این مباحثی که مطرح شد، چه ارزیابی از فرهنگ رقابت سیاسی در کشورمان دارید؟
** این فرهنگ در حال تکامل است. گرچه برخی میگویند فرهنگ تبعیت در کشور حاکم است، اما این طور نیست. در این سه دههای که از انقلاب گذشته است، آگاهیهای سیاسی در سطح جامعه رو به افزایش گذاشته و مردم چه به صورت انفرادی، چه در قالب نهادهای مدنی یا احزاب، به صورت آگاهانه در روندهای سیاسی و سرنوشت خود مشارکت دارند حتی میبینیم که گرایش مردم است که به مسوولان خط میدهد.
* با توجه به سپری شدن انتخابات ریاست جمهوری نهم و انتخابات شوراها، در حال حاضر طیفبندی موجود در جریان اصولگرا به چه صورت است؟
** در جریان اصولگرایی سه طیف با ضلع اصلی داریم و طیفهای دیگری هم هستند که ضلع چهارم این جریان را شکل میدهند. این طیفها به نامزدهایشان گره خوردند. یک طیف نامزدشان محمدباقر قالیباف بود که عنوان جریان اصولگرایی تحولخواه معروف شد. برای مثال جمعیت ایثارگران در این جریان، فعال است. یک طیف حامی علی لاریجانی بود که در این طیف میتوان به جبهه پیروان خط امام (ره) و رهبری اشاره کرد. طیف دیگر حامی محمود احمدینژاد بود که در دور اول انتخابات با عنوان حامیان دولت یا رایحه خوش خدمت به میدان آمد. اینها سه ضلع اصلی هستند. طیفهای دیگری هم مانند جبهه وفاق و کارآمدی که در مجلس تشکیل شد و برخی دیگر طرفدار محسن رضایی بودند که از انتخابات کنار رفت. با این حال طیفهای دیگری هم هست و به طور کلی اصولگرایان طیفهای گستردهای دارند.
* به دلیل وجود این طیفهای گسترده، در مقطع انتخابات ریاست جمهوری نهم شاهد نبود انسجام میان گروههای اصولگرا بودیم، به نوعی که طبق اشاره شما نامزدهای مختلفی مطرح شدند. این نبود انسجام به هر حال باعث ضعف میشود. به نظر شما جریان اصولگرا برای رسیدن به وحدت در انتخابات آینده باید چه راهبردی را پیگیری کند؟ آیا این راهبرد در حال حاضر نیز پیگیری میشود؟
** مجموعه اصولگرایان در چارچوب فعالیت در شورای هماهنگی یکپارچه بودند. چه در انتخابات شورای دوم شهر و چه مجلس هفتم این را شاهد بودیم. بعد در جریان انتخابات ریاست جمهوری نهم اصولگرایان به چند طیف تقسیم شدند. تلاش زیادی شد تا این وحدت یا ائتلاف اصولگرایان برقرار شود و برای مثال در شورای سوم هم شد، اما نتیجه نداد. با این حال این تلاش همچنان ادامه دارد. به نظر میآید با نگرانیهای پدید آمده نزد طیفهای مختلف اصولگرا، امید برای ائتلاف نزد آنها برای رقابت در مجلس هشتم بیش از گذشته شده باشد. گرچه صددرصد نمیشود امیدوار بود، اما این امید بیش از زمانی است که وارد انتخابات شورای سوم شدیم.
* از ریشسفیدان و قدمای جریان اصولگرایی مانند شما انتظار میرود نقشی را در این بین بر عهده داشته باشید. اما وقتی از ائتلاف بین اصولگرایان صحبت کردید، از ضمایر و فعلهای سوم شخص استفاده کردید. در حال حاضر خود شما چه اقدامی را برای همگرایی و ائتلاف نیروهای اصولگرا انجام میدهید؟
** من خیلی نقشی ندارم. چون با همه این طیفها رابطه صمیمی و دوستانه دارم، به هر یک که میرسم از آنها تقاضا میکنم بلوغ سیاسی خود را بهتر به نمایش بگذارند و به شرط موفقیت که ائتلاف یا ائتلاف حداکثری اصولگرایان است، برسند. من همیشه مبلغ این ایده بودم که باید از یک سری خواستهای سلیقهای فاصله بگیریم و بتوانیم وحدت را در سطح کلان حفظ کنیم.
* برای رسیدن به هدف باید راهبرد داشت. جریان اصولگرا آیا راهبردی را برای رسیدن به ائتلاف دارد و آن را دنبال میکند؟
** اگر پیروزی و کسب اکثریت در انتخابات مجلس هشتم را هدف قرار دهیم، راهبرد، ائتلاف حداکثری اصولگرایان خواهد بود. به خصوص که رقیبی سرسخت و جدی مثل اصلاحطلبان هستند که ائتلاف را در شوراهای سوم تجربه کردند.
* خوب است که به اصلاحطلبان اشاره کردید. سوال بعدیام در این باره بود که به نظر شما این جناح چه حرکتی را دنبال میکند؟
** برای اصلاحطلبان نیز رسیدن به ائتلاف مشکل است. ما همگی در یک کشتی سواریم و ویژگیهای ما مشابهتهایی به هم دارد. همان طور که بین ما مسائلی وجود دارد، حتما بین آنها هم همین مشکل هست. چه بهتر که نه فقط در مواقع صرفا اضطراری ائتلاف کنیم بلکه قواعد ائتلاف و رقابت رعایت شود و طوری جلو برویم که بازی برد- برد را شاهد باشیم. این برای نظام هم مفید خواهد بود. البته تفاوتی هم هست آن اینکه شاید در بین اصولگرایان مساله وحدت در اصول آنچنان مشکل نباشد، چون اصول روشن است. اما ممکن است در طیف گسترده اصلاحطلبان این مشکل وجود داشته باشد که بعضا در اصول هم با هم اختلافاتی داشته باشند؛ اصولی که در قانون اساسی به اصول لایتغیر مشهور است مانند اسلامیت، جمهوریت و ولایت فقیه.
* یکی از مسائلی که برخی چهرههای شاخص جریان اصولگرایی مطرح کردهاند این است که با توجه به ناموفق بودن تجربه تحزب در ایران، بهتر است بسیج و روحانیت به جای آن جایگزین شوند. شما چه نظری درباره این دیدگاه دارید؟
** سراغ ندارم در اصولگرایان، کسی به کار حزبی معتقد نباشد. همه طیفهای اصولگرا به کار تشکیلاتی و حزبی معتقدند و خودشان هم دارند تشکیلاتی عمل میکنند. شاید بعضی طیفها به بعضی دیگر از طیفها انتقاد داشته باشند که برنامه ندارند.
* با توجه به آنچه ما در انتخابات شوراهای شهر شاهد بودیم و همانطور که قبل از این شما در جایی گفتهاید، مردم در این انتخابات به چهرههای اصولگرا و معتدل رای دادند و افراطگرایان و ساختارشکنان را نپذیرفتند. در حال حاضر گرایش افکار عمومی را به کدام سمت و سو میبینید؟
** آنچه اتفاق افتاده نشان میدهد گرایش مردم در کل به سمت اصولگراهاست. شرط تداوم این گرایش آن است که اصولگرایان افکار عمومی را برای خود حفظ کنند و پاسخگوی مطالبات مردم باشند. کلید این امر اثبات کارآمدی است.
* به نظر شما مطالبات مردم دو مقطع فعلی چه مسائلی است؟
** نظرسنجیهای مختلف نشان میدهد همچنان مسائل اقتصادی در صدر مطالبات مردم است. امروز مشکل مسکن یکی از مسائل مورد توجه مردم است، زیرا نسل جوان ما به هر حال به مسکن نیاز گسترده دارد. مسکن، هدف بورسبازی قرار گرفته است و قیمتها ناخوشایند بالا رفته. اشتغال همچنان برای خانوادهها مهم است. پس از آن، ناهنجاری اجتماعی در صدر مسائل قرار دارد. مشکل اعتیاد و ناهنجاریهای اخلاقی از جمله این مسائل هستند که خوشبختانه برای حل این مسائل شاهد اجرای طرح ارتقای امنیت اجتماعی هستیم. در همین حال اگر برای مثال به تهران نگاه کنیم، برای شهروندان تهرانی در صدر مطالباتشان مساله ترافیک و آلودگی هوا مطرح است.
* در انتخابات 84 گفتید مردم به «گمشده » خود رای دادند. آیا این «گمشده» که خواسته مردم است، در دور بعد انتخابات هم خواسته مردم خواهد ماند؟
** من گفته بودم که مردم در انتخابات 76 هم دنبال تحول بودند. اما این تحول درست تفسیر و تاویل نشد و در حقیقت خواست جناح پیروز به اسم مطالعه مردم مطرح شد که نتیجه نگرفتند. این مطالبه همچنان در انتخابات 84 مطرح بود و مردم تحول میخواستند. این تحول در حقیقت یک قسمت که به ظاهر برمیگشت و قسمت دیگر خواسته مردم تغییر در چهره مسوولان اجرایی بود، چون مسوولان گذشته از بعد انقلاب یک مقدار به خصوص در چهرههای کلیدی اقتصادی، تکراری شده بود و مردم فکر میکردند باید تحولی ایجاد شود که حالا در این دولت این تحول انجام گرفته است. غیر از آن هم، تحول در ساختار اقتصادی و اجرای صحیح اصل 44 که به گفته صاحبنظران میتواند منشا انقلاب اقتصادی باشد، بستگی به این دارد که این تحولات در چهره مسوولان به ساختاری اداری و اقتصادی هم منتقل شود و مردم شاهد کارآمدی باشند.
* اصولگرایان در حال حاضر جریان حاکم هستند. دولت به عنوان نمایندهای از این جریان وظیفه تقویت و جلب محبوبیت بیشتر برای اصولگرایان را دارد. آیا در این مدت گذشته از فعالیت دولت نهم شاهد تقویت وجهه اصولگرایان هستیم؟ با توجه به سوال قبلی دوباره میپرسم ایا تحولخواهی مردم ادامه مییابد یا دولتی که در سال 84 انتخاب شده، باز هم در مسند قدرت میماند؟
** فریب به دو سال گذشته تحولاتی صورت گرفته که به نظرم مثبت است و به امید مردم افزوده است. برخی رفتارها باید با دقت بیشتری پیگیری شود و جاهایی که نتایج مثبت به بار نیاورده است، باید مورد بازنگری و نقد قرار گیرد تا مسیر درستی اتخاذ شود. به طور ملموس مواجه هستیم با یکسری از تحولات در سیاستهای پولی که به نظرم همه قبول دارند اگر از روشهای صحیح نرخ تسهیلات بانکی کاهش یابد میتواند به سرمایهگذاری و تولید کمک کند و فشار را از روی مردم بردارد و منجر به کارآیی بیشتر نظام بانکی شود. باید اینجا پخته عمل کرد و تحولات اقتصادی را با روشهای اقتصادی انجام داد. اگر تحولات اقتصادی صرفا دستوری باشند و همه آثارش را نبینیم میتواند نتایجی را به بار آورد که مورد نظر عاملان ایجاد تحول نخواهد بود. برای مثال اگر این تصمیم منجر شود قیمت مسکن از این هم بدتر یا نوعی فساد در گرفتن تسهیلات ایجاد شود، میتواند نتایج منفی به بار آورد. ما صددرصد طرفدار تحول هستیم. جامعه دنبال تحول است و میخواهد فساد از نظام اداری حذف شود اما تحولات باید از مسیرهای تخصصی خود طی میشود.
* شما به عنوان یکی از ریشسفیدان جریان اصولگرایان و با توجه به تعامل دوستانهتان با طیفهای دیگر، آیا میتوانید به تشریح نگاه مجموعه اصولگرایان به تحولات ایجاد شده از جانب دولت بپردازید؟ برای مثال درباره سفرهای استانی، چه نگاهی به این ابتکار وجود دارد؟
** به نظر میآید نگاه اصولگرایان مانند همین نگاهی باشد که مطرح کردم. بالاخره برخی تحولات مثبت است و برخی قابل نقد. در مجموع همه اصولگرایان خواهان موفقیت دولت، مجلس و شوراهای شهر که اصولگرایان در اکثریتاند، میباشند، چون عملکردش به پای کل اصولگرایان نوشته میشود.
* بعضی مواقع شاهد بودیم در سفرهای استانی مشکلاتی به دلیل نبود دید کاملا کارشناسی پیش آمده یا آن طور که کارشناسان گفتهاند، سطح توقع مردم بالا برده شده است. در این باره چه نظری دارید؟
** در سطح کلان طرفدار سفرهای استانی هستم. خیلی از گرهها میتواند وقتی رئیسجمهور و هیات وزیران از نزدیک با مسائل روبهرو شوند. خیلی از تصمیمگیریها هزینه ندارند، فقط نیازمند یک تصمیم مدیریتی است که با این حضور میتواند میسر شود. همیشه مردم وقتی احساس کنند مسوولانشان از آنها هستند، مشکلات خود را مطرح میکنند. که فرصتی مغتنم در سفرهای استانی است. منتها این تصمیمگیریها باید بر اساس پشتوانههای کارشناسی، در چارچوب امکانات و بودجههای مصوب باشد. قاعدتا انتظار به رعایت این موارد میرود. در صورتی که تصمیمی بر این مبانی استوار نباشد، کسی آن را تایید نمیکند. توضیح در این باره را باید از مسوولان امر خواست. در سفارشات رهبر معظم انقلاب در سال اول دولت از دولتمردان خواسته شده است که اعتنا به کار کارشناسی و نخبگان بیشتر باشد.
* شما پیش از این نیز از سیاست خارجی دولت نهم دفاع کرده و گفته بودید این دولت سیاست خارجیمان را از انفعال خارج کرده است. در خصوص بحث هستهای گفته بودند این مساله بر اساس سه اصل حکمت، عزت و مصلحت پیگیری میشود. روند فعلی، ابتکاری از جانب دولت است، یا راهبرد نظام؟
** اینکه ما از فناوری هستهای برخوردار باشیم، سیاست راهبردی نظام بوده است. از زمان مهندس موسوی این شروع شده و ادامه یافته است. موضع نظام همیشه این بوده که ایران میخواهد از حق خود در چارچوب قوانین بینالمللی برخوردار شود. این راهبرد در دولتهای مختلف ممکن است با سرعت و توان بیشتر پیگیری یا دچار فراز و نشیب شود. در دوره خاتمی یک زمانی ما طرف مقابل را آزمودیم که آیا از طریق مذاکره و رفع ابهام و اعتمادسازی میتوان مساله را حل کرد، اما زمانی که روشن شد آنها نمیخواهند حق قانونی ما را به رسمیت بشناسند در پایان دولت خاتمی کارخانه فرآوری اورانیوم اصفهان را دوباره راهاندازی کردیم. سیاست دولتها میتواند راهبرد نظام را تقویت کند. این راهبرد با سیاستهای دولت احمدینژاد تقویت شده است. یعنی از حالت اندکی انفعالی به حالت ابتکاری درآمده است.
* در مصاحبههای پیشینتان گفتهاید شما معتقد هستید دولت باید متخصصان بیشتری را به کار گیرد و علاوه بر استقبال از انتقادات، به انتقادات هم اعتنا بکند. مدت نسبتاً زیادی از این اظهارنظر گذشته است، اکنون چه نظری درباره این بخش از عملکرد دولت دارید؟ یعنی تعامل با نقد.
** تا حدودی این مساله در دولت رعایت شده است و جا دارد بیش از این رعایت شود. این سخن راهبردی رهبری است که هر چه بیشتر از ظرفیت اصولگرایان استفاده شود، میتواند بیشتر به کار دولت کمک کند. اگر این اصل را رعایت قبول و عمل کنیم که تصمیمسازی کار نخبگان و متخصصان است و تصمیمگیری کار مسوولان آن گاه تصمیم میتواند پختهتر بوده، سریعتر به نتیجه برسد و نقص و معایب کمتری داشته باشد.
* دولت اکنون در چه زمینهای نیازمند مشاورههای کارشناسی بیشتر است؟
** این امر فقط مشکل دولت نهم نیست. مساله توسعه همیشه در ایران با مشکل ساختاری روبهرو بوده است. در داخل میتوانیم نظام خود را اصلاح و حلقههای مفقود را پر کنیم. نظام تصمیمگیری اقتصادی ما میتواند کارآمدتر از این باشد. این مشکل در زمان خاتمی و هاشمی و زمانی که نخستوزیر داشتیم هم بود. باید به این مساله پرداخت و مراکز تصمیمگیر اقتصادی باید با هم ارتباطی منطقی با یکدیگر برقرار کنند که تصمیمهایشان همدیگر را تقویت کند، نه خنثی. این مجموعهها باید در جهت تحقق چشمانداز 20ساله و رعایت اصل 44 پیش بروند.
* گفته شده است که دولت در اجرای سند چشمانداز 20 ساله کند عمل کرده و از آن عقب افتاده است، در همین حال سخنگوی دولت میگوید دولت نهم از این سند پیش افتاده است. ارزیابی شما به عنوان عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام چیست؟
** در بررسی ما در بودجه سال 85 که اولین بودجه دولت بود، کمتر این سیاستهای شاخص رعایت شده بود؛ برای مثال در زمینه کاهش وابستگی بودجههای جاری به درآمدهای نفت. اما بر اثر بیان همین اشکالات و انتقادات در بودجه 86 این تا حد قابل قبولی رعایت شد، البته به شرطی که بودجه تصویب شده با متممها مسیرش عوض نشود. این مستلزم مجاهده دولت است که هزینههای جاریاش را کنترل کرده، وابستگیاش را به درآمدهای نفتی کاهش دهد و استفاده از صندوق ذخیره ارزی با احتیاط خیلی بیشتری انجام شود.
* اجازه دهید دوباره به بحثهای سیاسی جاری کشور بازگردیم. با توجه به انتخابات پیش رو، شورایی 15 نفره مطرح است که اطلاعات خاصی از آن منتشر نشده است. آیا شما اطلاعات خاصی از این شورا دارید؟ در همین حال از شورایی پنج نفره و شش نفره و نه نفره نیز سخن گفته میشود. این شوراهای اصولگرایان چه کاری را در حال حاضر انجام میدهند؟
** آنچه میتوانم بگویم این است که بر اساس تجربیات گذشته، اصولگرایان باید به یک شورای نمایندگی که شخصیت حقوقی داشته باشد، برسند. حالا این شورا چه 15 نفری باشد چه تعداد کمتر، اگر شامل نمایندگانی از اضلاعی که گفتیم، باشد میتواند دستاورد مهم و خوبی باشد. این مقدمات است. شورای ریشسفیدان و معتمدین دیگر کارساز نیست. مهم، تشکیل نهاد نمایندگی است. برای مثال جبهه پیروان خط امام (ره) و رهبری عدهای را انتخاب کرده است. اگر به فرض طیف اصولگرایان تحولخواه نمایندگانش را معرفی و اگر طیف حامیان دولت هم نمایندگانش را معرفی کند، آنگاه اینها دور هم بنشینند به عنوان یک شخصیت حقوقی خواهند توانست تصمیمسازی و تصمیمگیری کرده و ائتلاف را شکل دهند.
* با توجه به پیش رو بودن انتخابات مجلس هشتم، برخی گروهها و احزاب از تعیین تاریخ 24 اسفند برای این انتخابات ابراز نگرانی کردهاند. آنها میگویند شب عید کمتر کسی به فکر انتخابات است، یا مورد دیگری را مطرح میکنند مبنی بر اینکه اطلاعرسانی در این باره در نبود مطبوعات شبهاتی را ایجاد میکند. شما چه نظری در این باره دارید؟
** انتخابات آن قدر مهم هست که توجه مردم را به خود جلب کند. بنابراین ایرادی که وارد شده است را نمیپسندم. در همین حال این گروهها میتوانند نظراتشان را با شورای نگهبان و وزارت کشور نیز در میان بگذارند.
* با توجه به عضویتتان در مجمع تشخیص مصلحت نظام، آینده طرح تجمیع انتخابات مجلس هشتم و ریاست جمهوری دهم را چگونه میبینید؟ مجمع که اکنون مسوول حکمیت در این باره است، چه تصمیمی اتخاذ خواهد کرد؟
** درباره مجمع نمیتوانم در این مصاحبه اظهارنظر کنم اما خودم کاملا مخالف هستم. مصالحی که بر شمرده میشود، در مقابل ضررهای زیادی که وجود دارد، خیلی کم است. این طرح حتی مغایر قانون اساسی است. مردم نمایندگان مجلس را برای چهار سال انتخاب میکنند، نه بیشتر و رئیسجمهور را نیز برای چهار سال انتخاب کردهاند، نه کمتر.