[بلاسکنر گاستلو/ ترجمه: مهدی صفری
آفریقا با مشکلات غیرمعمولی روبهور است که دهها سال طول خواهد کشید تا برطرف شوند. 44 درصد مردم این قاره در فقر شدید زندگی میکنند و بیش از 250 میلیون نفر غیربهداشتی در حومه شهرهای بزرگ به حیات ادامه میدهند. این رقم تا قبل از سال 2020 دو برابر خواهد شد. در ناحیه جنوب صحرا، کمتر از یک چهارم مردم در خانههای خود به برق و آبآشامیدنی دسترسی دارند. فساد، بویژه در کشورهای صادرکننده نفت و سنگهای قیمتی غوغا میکند. دو سوم مبتلایان به ویروس ایدز در جهان آفریقای هستند- حدود سی میلیون نفر - که بازیگران یک تراژدی انسانی محسوب میشوند و نتایجی مخرب بر روی فعالیتهای اقتصادی دارند.
با وجود این همانطور که در اتیوپی شاهد هستیم، نشانههایی وجود دارد که میتوان تا حدی به آینده قاره به اصطلاح ناامید، با دیده خوشبینی نگریست. دوسوم مردم آفریقا در کشورهایی زندگی میکنند که در ده سال اخیر، دستکم 4/5 درصد رشد داشتهاند و از رشد 2 درصدی اندوهبار دهههای هشاد و نود، فاصله گرفتهاند؛ ورود سرمایه خارجی ظرف چند سال دو برابر شده و به 19 میلیارد دلار رسیده است، در عین حال، ارسال پول توسط مهاجران آفریقایی به 8 میلیارد دلار در سال افزایش یافته است. چشماندازها در کوتاهمدت رضایتبخش خواهند بود. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی محاسبه میکند که اقتصاد آفریقا در سال جاری میلادی حدود 7/5 درصد رشد خواهد کرد و سال آینده شدت بیشتری خواهد گرفت.
برآورد مراجع اقتصاد جهانی از این رقم نیز فراتر میرود و افزایش تولید ناخالص داخلی این قاره را در سال 2007، 7/6 درصد پیشبینی میکند که در تاریخ اخیر بیسابقه خواهد بود.
جان پیچ، رئیس بخش آفریقا در بانک جهانی تصریح میکند: «وضعیت کنونی اقتصاد آفریقا در بیست و پنج سال اخیر بیسابقه بوده است. وضع اقتصاد کلان در تمام قاره نسبتاً خوب است، تورم تحت کنترل است و در بیشتر کشورها بسیاری از اصلاحات ساختاری در حال به ثمر رسیدن است.
جو مساعد بینالمللی، موفقیت طرحهای کاهش بدهی کشورهای آفریقای و افزایش قیمت مواد خام و صادرات محصولات کشاورزی سه فاکتوری هستند که به تحریک فعالیت اقتصادی در سالهای اخیر کمک کرده است. جنیفر بلاند، اقتصاددان این مرجع اقتصاد جهانی، تصریح میکند: «اقتصاد کلان آفریقا هرروز وضعیت بهتری پیدا میکند. پیشرفتهای زیادی حاصل شده است، اما مسأله این است که دیگر کشورهای با سرعت بیشتری در حال پیشرفت هستند.
پیچ معتقد است که آفریقا آرام اما مطمئن در حال پیوستن به اقتصاد جهانی است و تأکید میکند: «خبر بد این است که هنوز یک سوم آفریقایها در کشورهایی زندگی میکنند که رشد اقتصادی آنها پائینتر از نرخ افزایش جمعیت است و در واقع درآمد سرانه در حال کمشدن است.»
سازمانهای بینالمللی بر این عقیدهاند که شدت رشد کنونی کافی نیست و باید حداقل به 8 درصد در سال برسد تا هدف مورد نظر هزاره در خصوص فقر حاصل شود. اقتصاددانان جهان هشدار میدهند: «رشد واقعی مداوم باید در زیرساختهای ملی کشورهای آفریقایی شکل گیرد.»
در قارهای که فرهنگها، مناطق آب و هوایی و ساختارهای اجتماعی بسیار متنوعی وجود دارند، یافتن نقاط مشتر داشوار است. در صحرای جنوبی آفریقا، کشورهایی مانند کامرون، اوگاندا، اتیوپی، بورکینافاسو و موزامبیک توانستهاند رشد مداوم خود را بالاتر از فاکتورهای مشخص شده حفظ کنند.
اما در همین حال کشورهای دیگری همچون ساحل عاج، روی لبه تیغ و یا مانند زیمباوه در آستانه از هم پاشیدن هستند. جمهوری دموکراتیک کنگو، که سال گذشته نخستین انتخابات خود را برگزار کرد، برای کاهش بدهی عظیم خود و توازن بودجه تقلیل یافته بخاطر چند دهه جنگ داخلی، مبارزه میکنند. زیر ساختها ماشین تولید زئیر از هم پاشیده است، بویژه که در شرق این کشور سبه نظامیان هنوز فعال هستند آفریقای جنوبی، یکی از بزرگترین اقتصادهای قاره، رشد خود را به لطف مصرف و سرمایهگذاری حفظ کرده است.
ظهور یک طبقه متوسط سیاه، که تا حدی زیادی نتیجه اقدامات دولت مبنی بر گسترش برابری است، موجب افزایش قدرت خرید خانوادهها و در نتیجه، بخشهای ساخت و ساز و خدماتیرسانی شده است.
نفت عاملی کلیدی در تحولات اقتصادی آن دسته از کشورهای آفریقایی است که برای نخستین بار در تاریخ فراوانی را لمس میکنند. صادرکنندگان نفتخام، مانند نیجریه، آنگولا، سودان و گینه استوایی رشد درخشانتری نسبت به دیگر کشورها دارند. کشف بسترهای فراوان نفتی به گینه استوایی و آنگولا اجازه میدهد از رشد مداوم چشمگیری برخوردار باشند. گینه استوایی (مستعمره سابق اسپانیا) با 9/20 درصد رشد و آنگولا (مستعمره سابق پرتقال) با 6/17 درصد رشد در صدر این فهرست قرار دارند. اما نعمت نفت جنبه تاریکی نیز دارد. سازماهای بینالمللی و NGOها به طور خستگیناپذیر نگرانی خود را از فساد در استفاده از منابع حاصل از فروش نفت ابراز میکنند. کنت رافینگ، هماهنگ کننده گزارش مربوط به اقتصاد آفریقا که هر سال از سوی سازمان همکاری و توسعه اقتصادی منتشر میشود، در این باره میگوید: « چالش کشورهای (آفریقایی) صادرکننده نفت، سرمایهگذاری درآمدهای حاصل از این محصول در بخش آموزش، بهداشت وزیرساختها است، تا بدین وسیله بتوانند منابع رشد اقتصادی خود را تنوع بخشند.»
دولتهای آفریقایی،NGOها و بسیاری از اقتصاددانها در خصوص کمک وعده داده شده توسط گروه 8 در نشست اخیر در آلمان ناامید هستند. ماکس لاوسن، مدیر اکسفام، وعده اخیر کشورهای ثروتمند در مقایسه با وعدههایی که در سال 2005 در گلن ایگلز دادهاند 27 میلیارد دلار کاهش یافته است.
وی تصریح میکند: «با حرف و ادعا زندگی کسی نجات پیدا نمیکند. این زمانی حاصل میشود که کشورهای ثرتمند به وعدههای خود عمل کنند. کسانی که با کشورهای گروه 8 همکاری میکنند، برای توسعه آفریقا کمک بیشتری میطلبند،آفریقا نیازمند آن است و بهانهای برای کاهش کمکها وجود ندارد.»
آفریقا در زمینه سیاسی پیشرفتهای زیادی کرده است. 25 سال پیش فقط 3 کشور دموکراتیک در این قاره وجود داشت: سنگال، بوتسوانا و موریس. اما امروز در بیش از 40 کشور انتخابات برگزار میکنند و به رغم این که بسیاری از این انتخاباتها نمونه نیستند، تا حدی به حفظ ثبات سیاسی کمک میکنند. شمار درگیریهای مسلحانه نیز به طور قابل توجهی در دهه اخیر کاهش یافته و این مسأله فضای امنیتی و زمینه مناسب را برای توسعه به وجود آورده است.
شرکتهای کوچک با وجود این که سیستم بوروکراسی موانع مختلفی را بر سر راهشان قرار میدهد، کار خود را به عنوان موتور رشد آفریقا آغاز کردهاند. علت شکلگیری شرکتهای کوچک سرمایهگذاری بخش خصوصی و موانع قانونی و مالی است که روند انباشت سرمایه را کند میکند. شرکتهای بزرگ، قادر به غلبه بر این موانع و تحمل نوسانات محیط متلاطم آفریقا بودهاند، اما شرکتهای متوسط عملاً وجود ندارند.
در پایان سؤالاتی مطرح میشود: موانع و نیازمندیهای واقعی اقتصاد آفریقا کدامند؟ برای از میان برداشتن مشکلات و هموار کردن راه به سوی رفاه چه چیزی ضرورت دارد؟ هری برودمن، کارشناس بخش آفریقا در بانک جهانی، نیازهای آفریقا را چنین برمیشمارد:
- ایجاد فضای عمیق مساعدتر برای ظهور شرکتهای رقابتیتر
- اصلاحات عمیق سیاسی برای بهبود عملکرد ادارات عمومی
- بازارهای کاری انعطافپذیرتر و بازارهای مالی قویتر
- بهبود زیرساختها، بویژه با هدف وحدت قارهای
- ایجاد یک فضای اقتصادی منحصر به فرد در کشورهای جنوب صحرا