* آقای خرم! تحلیلهای مختلفی درباره کیفیت و ماهیت گزارش البرادعی مطرح شده است، آیا شاخصه تمایز دهندهای را برای این گزارش میتوان برشمرد که آن را برجسته سازد؟
** در یک نگاه کلی وجه این گزارش مثبتتر از گذشته است که به عقیده من ناشی از تلاش مدیر کل برای دادن پاداش به ایران به ازای دسترسی به رآکتور آب سنگین اراک و برنامه مدونی است که به منظور حل مسایل باقی مانده تدوین شده است. آقای مدیر کل تلاش کرده در این گزارش مثبتتر از گذشته برخورد ایران را به ادامه این همکاری ترغیب کند.
نکته دیگر اینکه چه آژانس به عنوان یک نهاد بینالمللی و چه شخص مدیر کل در دوره آخر مسؤولیتش مایل نیستند مستمسک نیات آمریکا قرار گیرند تا اهداف آنها در منطقه و نظام بینالملل محقق شود و به شکلی مشهود، آژانس میکوشد از فرایندی که آمریکاییها مایل به اجرای آن هستند، فاصله بگیرد. از این رو البرادعی در ماههای اخیر بارها نسبت به سیاستهای آمریکا بویژه اقدام نظامی علیه ایران هشدار داده و اکنون نیز در مقام رهبری آژانس با گزارشی که ارایه کرده میخواهد مانع از این مسأله شود. اما طبیعی است که او به عنوان مدیر کل آژانس در مقام تصمیمگیری درباره پرونده هستهای ایران ناگزیر است با قید احتیاط سخن بگوید و از این نظر تکرار جملات دوپهلو که میتواند مورد استفاده آمریکا و شورای امنیت قرار گیرد، در گزارش او قابل پیشبینی بود و در آینده نیز البته وجود خواهد داشت.
من در گذشته هم یادآور شدهام که گزارش البرادعی بطور کامل مطلوب ایران نخواهد بود و همزمان جای طلبکاری را برای شورای امنیت و آمریکا باقی میگذارد.
* آیا مدالیته پذیرفته شده میان ایران و آژانس و گزارش البرادعی میتواند بر روند صدور قطعنامهها اثرگذار باشد؟
** تصور نمیکنم موافقتنامه ایران و آژانس بتواند جلوی صدور قطعنامههای بعدی در شورای امنیت را بگیرد. زیرا شورای امنیت خواستههای خود را در قطعنامههای 1737 و 1747 اعلام کرده و در آنها شرط اساسی برای توقف صدور قطعنامههای جدید را توقف فعالیت هستهای ایران ذکر کرده است. از این جهت مدالیته پذیرفته شده کمک مستقیمی به توقف صدور قطعنامهها نخواهد کرد و شورای امنیت با حضور آمریکا، انگلیس و به تازگی فرانسه همچنان مدعی اجرای قطعنامههای پیشین است و به نظر من قطعنامه بعدی در هر صورت صادر خواهد شد.
* آیا این مساله همکاری و توافق ما با آژانس را تحت تاثیر قرار نخواهد داد و احتمالا به شکست تلاشهای آژانس منجر نمیشود؟
** این بستگی به نوع نگاه ایران به همکاری با آژانس و اهدافی که از آن دنبال میکند، دارد. به هر حال ممکن است چنین روندی به اجرایی نشدن توافق با آژانس هم بینجامد زیرا در هر حال آمریکا و متحدانش مدعی هستند ایران مایل است صدور قطعنامه را به تأخیر بیندازد .
* اما اگر شرایط برای صدور قطعنامه بعدی در شورای امنیت فراهم است، چرا آمریکا این مسأله را خارج از این چارچوب دنبال میکند؟
** آمریکا و انگلیس در گذشته هم تحریمهای یکجانبه و خارج از چارچوب شورای امنیت را در کنار قطعنامههای صادره اعمال کردهاند که در یکسال گذشته آلمان و ژاپن هم به آنها پیوستند و اینک فرانسه هم با آنها همراهی میکند. اکنون پنج کشور یاد شده بیشتر از محدوده شورای امنیت تحریمهایی یکجانبه را علیه ایران به اجرا گذاشتهاند. بنابراین اگر در آینده قطعنامه دیگری هم صادر شود که نتیجه اجماع پنج عضو دایم شورای امنیت است، از حد تحریمهایی که کشورهای یاد شده به صورت یکجانبه اعمال میکنند پایینتر خواهد بود. بنابراین باید گفت، تحریمهای در حال اجرا بیشتر از تحریمهای شورای امنیت است زیرا آمریکا همواره تلاش کرده تحریمها در عمل جلوتر از قطعنامهها باشد.
* شاید اگر مذاکرات ما در محور دوم یعنی گفتگوی سیاسی میان سولانا و لاریجانی هم به موازات توافق با آژانس پیش میرفت. شرایط به نحو دیگری رقم میخورد اما این گفتگوها دنبال نشده است. چرا؟
** موضع اتحادیه اروپا فارغ از آمریکا نیست و سولانا در حقیقت وقتی به نمایندگی از 1+5 وارد گفتگو میشد، از جانب آمریکا هم صحبت میکرد. من معتقدم آمریکا اعتقادی به مذاکره با ایران پیش از توقف همه فعالیتهای هستهای ما نداشت. بنابراین در عمل سولانا اختیاری ندارد که مذاکرات با ایران را آغاز کند و زمان را صرفاً به گفتگوهای اولیه سپری کرد. و هیچگاه مذاکراتی که در تبلیغات آنها مطرح میشد شکل نگرفت از این منظر باید گفت، در این مسیر آژانس تنها طرفی بود که برنده محسوب میشود و توانسته از تأسیسات ما بازدید کند و مدالیتهای برای همکاری با ایران در حل مسایل باقی مانده به وجود آورد اما در حوزه سیاسی، غرب و ما پیشرفتی در عمل نداشتهایم.