محمد نورى
انتخابات امروز دوماى روسیه که در شرایط عادى میتوانست یک اتفاق ساده باشد به میدان رقابت پر سر و صدا تبدیل شده است. همانند همه رویدادهاى چالشانگیز روسیه نوین، این انتخابات نیز تحتالشعاع نام و نقش مرد اول کرملین قرار دارد. ولادیمیر پوتین که روسها همیشه او را در نقش یک رئیس دیدهاند حدود دو ماه مانده به انتخابات در تصمیمی غافلگیرانه به صف کاندیداهاى انتخابات پارلمانى پیوست. این ورود غیرمنتظره رهبر روسیه به انتخابات دوما که سران کرملین در گذشته آن را چندان جدى نمیگرفتند یک علامت واضح از آغاز بازى بزرگ در آستانه پارلمان این کشور بود. آنىترین پیامد دورخیز پوتین براى مجلس دوما این بود که با این تصمیم، وى معادلات حریف را که در یک ائتلاف اپوزیسیونى زیر حمایت غرب صف بستهاند به هم ریخت و در همان حال خون امیدى در کالبد همقطاران حزبىاش که در گروهى به نام «روسیه واحد» جمع شدهاند و آینده روسیه را با تردید دنبال میکنند، دمید. اکنون رئیسجمهور روسیه همه توان خویش را در انتخابات دوم دسامبر به صحنه آورده است.
محاسبات پوتین در این باره که انتخابات مجلس دوما ممکن است حفرهاى براى نفوذ رقیبان او و بازگشت طیف لیبرالها به قدرت شود، چندان بیراه نبود زیرا اندک زمانى پس از بیانیه اعلام حضور پوتین در انتخابات، زنجیره مبارزات انتخاباتى مخالفان در قالبهایى چون؛ تظاهرات خیابانى و میتینگهاى روزانه به راه افتاد و رهبران احزاب مخالف با یارى رسانههاى قدرتمند اروپا و آمریکا از هر سو کارنامه رهبرى کرملین را به چالش کشیدند.
به این ترتیب همه رجال سیاسى روسیه اکنون در تعریف اهمیت مجلس جدیدى که با رأى امروز شهروندان روسى بر پا میشود، اتفاق نظر دارند. این انتخابات براى اروپا و آمریکا که مدتى است مغضوب نگاه کرملین واقع شده و از صحنه روسیه دور شدهاند پنجره امیدى گشود و مجلس دوما که پیش از این در ادبیات سیاسى غرب عنوان مجلس تشریفاتى را داشت تعریف تازهاى پیدا کرد. اروپایىها با فراخوان نهادهاى بینالمللی، از انتخابات دوم دسامبر به یک «فرصت دموکراتیک» تعبیر کردند.
به باور آنان رقابت انتخاباتى دوما تکلیف بسیارى از مسائل مهم روسیه را در نگاه جهان خارج روشن خواهد کرد از جمله تکلیف جانشینى پوتین و سرنوشت انتخاباتى مهمتر که قرار است کمتر از سه ماه بعد میان مدعیان ریاستجمهورى روسیه برگزار شود. پوتین اما پیشتر نقشه حریف را خواند. او با علم به این که رأى امروز مردم روسیه، حکم رفراندومی براى کارنامه هشت ساله او است همه برنامههاى جارى کرملین را تعطیل کرد تا با فراغتى بیشتر کارزار امروز را رهبرى و هدایت کند. بنابراین اینک رأى میلیونها شهروند روس به جز آن که به انتخاب ۴۵۰ نماینده دوما منجر خواهد شد، در دنیاى پررمز و راز سیاست این سرزمین چند مفهوم نمادین دیگر هم دارد. نقشهاى نمادین انتخابات امروز همان است که جورج بوش به اتفاق شرکاى اروپایى اش اکنون بیانیه هشدار و تهدید علیه کرملین ارسال کرده و خوشبینانه رهبرى کرملین را به تقسیم قدرت با مخالفان فرا میخواند.
در آخرین روزهاى مبارزه انتخاباتى دوما، ولادیمیر پوتین رئیسجمهور روسیه پس از آنکه تلاش اروپا در دو عرصه؛ به صحنه کشاندن اپوزیسیون و گسیل ناظران غربى بر سر صندوقهاى رأى را ناکام گذاشت به جمع جوانان هوادار خود در میدان ورزشى مسکو رفت و از فرارسیدن فصلى سرنوشت ساز در فدراسیون روسیه خبر داد.
پوتین از حامیانش تقاضا کرد که براى پیروزى وى و تفکر روسیه مقتدر در انتخابات پارلمانى روز دوم دسامبر در خانهها نمانند. او در ادامه احزاب اپوزیسیون را شماتت کرد که هماهنگ با رقباى غرب نشین روسیه براى تضعیف اقتدار کرملین تلاش میکنند: «متأسفانه در داخل این کشور افرادى پیدا میشوند که در اطراف سفارتخانه خارجى و نمایندگىهاى دیپلماسى خارجى چرخ میزنند و به جاى تکیه به اراده مردم چاره حل مشکلات را در پشتیبانى و کمک حکومتهاى خارج میجویند.»
دوما قدرت میگیرد
با اتفاقاتى که در بستر انتخابات دوما رخ داده میتوان این بار شاهد مجلسى متفاوت در سرزمین شوراها ماند. گرچه ساختار اختیارات و وظایف این مجلس تغییر نکرده است اما انتظار میرود ترکیب نخبگانى که قرار است بر صندلى سرخ رنگ این نهاد تکیه زنند در این انتخابات تغییر اساسى پیدا کند. با آرایشى که احزاب مدعى پیروزى بویژه حزب حاکم روسیه دارد حدس غالب این است که مجلس دوما با حضور یاران پوتین از یک نهاد حاشیه نشین در سیاستگذارىها خارج شده و به مجمع تصمیمگیر در امتداد کرملین تبدیل شود.
مجلس دوما در قریب دو دههاى که از فروپاشى شوروى سابق میگذرد، حیات پر تلاطمی گذرانده است. دوما در این مدت با دو تفکر متفاوت نخبگان روسیه روبهرو بوده است. گروهى از فعالان سیاسى این سرزمین همواره آرزو داشتهاند دوما نقش قدرت موازى و نیروى بازدارنده را دربرابر کرملین ایفا کند. بواسطه همین تفکر همه سیاستمداران ناراضى بویژه طیف چپگرایان روسیه در این مدت براى راهیابى به دوما تقلا کردهاند.
در نخستین دهه حیات روسیه پس از فروپاشى، دوما به کانون تجمع جناح چپگرایان ضدغرب تبدیل شد که چهرههایى مانند گنادى زوگانف، ژیرینفسکى و... . نماینده آن بودند. این اتفاق موجب شد که دوما در دوره حکومت لیبرالها حتى مورد تهاجم نظامی قرار گیرد. سال ۱۹۹۳ یلتسین با اتکا بر نتیجه برگزارى رفراندومى، پارلمان را منحل ساخته و سپس دستور حمله نظامی به پارلمان صادر کرد. هنوز سایه وحشت توپها و آتشبارهایى که عمارت قدیمی پارلمان فدراسیون روسیه را تخریب کردند بر صحن این نهاد حکمفرماست.
از جمله آثار شگفت این هجوم این بود که نهاد تک مجلسى پارلمان که شوراى عالى نام داشت منحل و دو مجلس تحت عنوان دوماى روسیه و شوراى فدراسیون بر اساس قانون اساسى جدید تأسیس شد و بسیارى از اختیارات آن به رئیسجمهور منتقل گردید و بدین ترتیب روسیه که احتمال میرفت به سمت سیستم پارلمانى حرکت کند، به سیستم ریاستى کامل تبدیل گردید.
پوتین در دورهاى قدرت گرفت که رئیسجمهور در روسیه بىثبات اختیار بالایى نسبت به قوه مقننه پیدا کرده بود. رهبرى جدید کرملین برخلاف سلف خویش از تنش با مردان دوما پرهیز کرد و به سنت تقابل پارلمان و دولت پایان داد. علاوه براین پوتین همزمان با قبضه ارکان قدرت کرملین در حرکتى گام به گام ترکیب دوماى سوم را که با شروع ریاست جمهورى وى همزمان بود به کمک یاران سیاسى اش دگرگون کرد به نحوى که حزب کمونیست نتوانست به اکثریت مطلق همانند دوره گذشته دست یابد.
در مجلس کنونى دوما که چهارمین دوره این نهاد است، حزب کمونیست با داشتن ۸۶ کرسى، دوشادوش حزب روسیه واحد که ۸۴ کرسى را داراست قرار دارد و اگرچه ریاست دوماى دولتى نیز همانند دوره قبل برعهده چهرهاى از حزب کمونیست، گنادى سلزنیف میباشد اما در گردش تصمیمات این نهاد، یاران پوتین دست برتر دارند. این برترى آنها در رأىگیرىهاى مهم دوما که نمایندگان ۳۲ جمهورى و استان روسیه مشارکت دارند بیشتر خود را نشان میدهد. روسیه در ایام و عصر پوتین شاهد نوعى توافق نانوشته میان کرملین و دوما بوده است، توافق میان پیران کهنه کار چپ و ملىگرایان جوانى که با ریسمان رهبرى پوتین قدرت گرفتهاند.
این توافق شاید بیش از همه در گفتههاى سرگى میرونوف رئیس شوراى فدراسیون (مجلس سنا) و رهبر حزب «روسیه عادل» نمایان باشد که پس از آنکه نامش در صدر لیست «روسیه واحد» پوتین قرار گرفت، میگوید که فضاى سیاسى روسیه به سمت نوعى دو قطبى حرکت میکند قطبى که «روسیه واحد» پوتین آن را نمایندگى میکند و چپگرایانى که بر استقرار ساخت سوسیالیسم تکیه دارند.
جبهه متحد ملىگرایان و چپگرایان
رو در رویى سنتى دو جناح کمونیستها و لیبرالها در مجلس دوما این بار جاى خود را به تقابل طیف ناسیونالیستهاى شریک پوتین با جریان غربگرایان داده است. آشکار است که رهبرى روسیه حتى اگر زمانى گرایشى به طیف میانهروها داشت این بار بر اندیشه ملىگرایى تکیه زده است و با پرچم روسیه واحد (نامی که بر حزب خویش نهاده) و شعار روسیه مقتدر به میدان آمده است. به همین دلیل او تلاش کرده تا همه نیروهاى متضاد غرب زیر چتر حمایت او قرار گیرند.
پوتین هر چند از پیروزى یاران خویش مطمئن شده اما بر آن است تا این موفقیت با هزینه کمتر و برد سیاسى بالایى بدست آید. در کارزار انتخابات امروز به جز دو حزبى که در دوما اکثریت دارند یعنى حزب روسیه واحد و کمونیستها احزاب دیگرى نیز به صحنه آمدهاند، از آن جمله است حزب میهن ـ اتحادیه نیروهاى راستگرا ـ حزب لیبرال دموکرات ـ یابلوکو ـ مناطق روسیه. در جبهه رقیب جناح پوتین اپوزیسیونى لیبرال قرار دارد که البته تلاش میکند که تمام سیاستمداران ملىگرا و چپگرا را که مخالف کاخ کرملین هستند در یک جا گرد آورد. شاید مشهورترین چهره این جریان علاوه بر بوریس نمتسف، کاسپاروف رهبر حزب «روسیه دیگر» باشد که با تکیه بر شهرت ایام قهرمانى ورزش این بار با کسب حمایت کامل غرب میخواهد بخت خویش را در میدان سیاست و رویارویى با کهنهکاران کرملین بیازماید. حاصل مبارزه این سیاستمدار تازه نفس روسیه چند رشته بحران و درگیرى بود که با مداخله دستگاه امنیتى پوتین فیصله یافت. این کشمکشها هر چند کاسپاروف را به خواسته اصلىاش که گرفتن مجوز تأیید صلاحیت بود نرسانید اما توانست در روابط کرملین و غرب کدورتى جدى بیافریند.
به هر حال آخرین برآوردها حاکى از آن است که جناح تحت رهبرى پوتین شانس پیروزى را حتى بیش از ۵۰ درصد دارد. سرمایهداران کرملین در کارزار امروز نیز تکیه بر کارنامه موفق ولادیمیر پوتین است کارنامهاى که در آن، او جایگاه یک معمار براى روسیه آشفته و ویران را دارد.