تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۶  ، 
کد خبر : ۳۱۱۰۴

پاسخ به سوالات هشتگانه (بخش ششم)


حنیف غفاری

آقای حسن روحانی در سوال ششم خود در خصوص سیاست خارجی کشور ‌می‌گوید:

"ما ‌می‌خواهیم سیاست ابهام را برگزینیم یا شفافیت را؟ ما ‌می‌خواهیم در دنیا قابل پیش‌بینی باشیم یا نباشیم؟ خلاصه ما ‌می‌خواهیم دنیا و منطقه از ما بترسد یا اینکه دنیا مجذوب ما شود. هر روز ترسناک‌تر یا جاذبه‌دارتر شویم؟"

نقد سوال مطرح شده کامل‌ترین پاسخ به آن است! به عبارت دیگر،سوال فوق‌الذکر به گونه‌ای تنظیم شده ‌است که کلیت پاسخگویی به آن مستلزم پذیرش نکات و فاکتورهایی است که در جهان امروز وجود واقعی ندارد. از کلیت این سوال بر ‌می‌آید که "ما"باید تکلیف خود را با دنیا روشن کرده و نحوه رفتار و آداب معاشرت خود با دنیای اطرافمان خود را به طور مشخص، شفاف و بدون هیچ گونه ابها‌می ‌ترسیم نماییم.!

عدم وجود ابهام در ساختار سیاسی دنیا اصلی‌ترین پیش‌شرط حاکمیت شفافیت در سیاست خارجی کشوری مانند جمهوری اسلامی ‌ایران است، پیش‌شرطی که به طور یقین هیچ‌گاه در دنیای پرتلاطم فعلی تحقق نمی‌یابد. قدر متیقن ما نمی‌توانیم نسبت به دنیایی که در آن ابهام حاکم است رویکردی شفاف داشته باشیم. این مسئله زمانی پررنگ‌تر می‌شود که مرزبندیهای کشورهای شمال ـ جنوب،غربی ـ شرقی، جهان اولی و جهان سو‌می و... را نیز مدنظر قرار دهیم. براساس مرزبندیهای مذکور زمینه لازم جهت همپوشانی کشورها و واحدهای سیاسی مختلف وجود ندارد. این در حالی است که "شفافیت "تنها از دل‌همپوشانی دولتها و ملتها خارج می‌شود و تا زمانی که این همپوشانی جای خود را به "سلطه‌طلبی" و "بازی قدرتهای بزرگ "دهد با دنیایی شفاف و عاری از ابهام روبه‌رو نیستیم. اتفاقا ساختار مبهم نظام بین‌الملل همواره دستاویز و مفری برای سوءاستفاده غرب بوده‌ است. از زمان برگزاری کنفرانس وین (1815) تاکنون، قدرتهای بزرگ سلطه خود را در مجرای "ابهام بین‌المللی" هدایت نموده‌اند. ایالات متحده آمریکا و تروئیکای اروپایی اساسا با شفافیت میانه‌ای ندارند. نکته جالب توجه اینکه احزاب غربی نسبت به این مسئله، یعنی حفظ مناسبات سیاسی دنیا در‌ هاله‌ای از ابهام اتفاق‌نظر دارند. حال ما باید در مقابل کدام دنیا شفافیت را در پیش گیریم؟ در نگاهی واقع‌بینانه‌تر باید اذعان نمود که در دنیای کنونی "ابهام"و"شفافیت"نه موجد اعتبار هستند و نه اهرم قدرت. بلکه این دو ابزارهایی جهت تنظیم ضرباهنگ حرکت بازیگران نظام بین‌الملل محسوب ‌می‌شوند. در چنین شرایطی ما نباید برای "ابهام" و "شفافیت" وزنی قائل شویم که خود نیز از محاسبه نهایی آن عاجز و ناتوان گردیم.

از سوی دیگر، اصلا چه دلیلی وجود دارد که ما خود را در بین دو راهی "شفافیت" و "ابهام" قرار دهیم؟ آیا ابهام و شفافیت دو نقطه انتهایی خطی فرضی هستند که موقعیت مناسب یا مناسب کشورها در فاصله میان آنها تعبیر ‌می‌یابد؟

اقتضای حضور مناسب در معادلات بین‌المللی مشخص نمودن تکلیف خود در خصوص شفافیت یا ابهام با جهان نیست، بلکه نحوه استناد رفتاری ما به این دو است که سبب تحکیم یا تضعیف موقعیت ما خواهد شد. به عنوان مثال، شفاف‌سازی اخیر ما در تعامل با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌امتیازات مهمی ‌را به سود ما جذب نموده است، اما حدود چهار سال قبل و در دوران حاکمیت اصلاحات ما ‌می‌خواستیم این شفاف‌سازی را صرف رضایت تروئیکای اروپایی نماییم. در آن زمان تونی بلر، گرهارد شرودر و ژاک شیراک به طمع کسب حداکثر امتیاز از تهران در قبال صرف حداقل توان و انرژی نمایندگان خود را به کاخ سعدآباد فرستادند. البته به لطف الهی و درایت مقام معظم رهبری و دانشجویان پیرو ارزشهای انقلاب اسلامی، غرب از دستیابی به این هدف خود ناکام ماند و در ادامه نیز دولت نهم تهاجمات مخفیانه و آشکار واشنگتن و سه کشور اروپایی علیه کشورمان را به بهترین نحو ممکن پاسخ داد.

پس در کل هیچ دلیل و منطقی جهت قرار گرفتن ما در دو راهی "شفافیت" و "ابهام" وجود ندارد. چرا مطالبه‌ای که غرب تنها در مرحله لسانی و ظاهری از ما دارد را ما باید به عنوان مطالبه‌ای عمیق و اصلی از خود مطرح نماییم؟ بعضا ممکن است یک ساختار سیاسی در قالب ابهام حرکت هدفمندی را در تعامل یا تقابل با اطراف خود در پیش گیرد. مسئله‌ای که در طرح سوال مذکور مورد توجه قرار نگرفته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات