محمدعلی فیروزآبادی
«شیمون پرز»، رئیسجمهوری رژیم صهیونیستی، طی دیداری که در پاییز 2006 از برلین داشت برای میزبانان آلمانی خود داستانی را تعریف کرد که آغازی بر جنجالی تازه در جهان عرب و خاورمیانه بود. به گزارش اشپیگل، پرز که در آن زمان معاون اولمرت بود (و امروز مقام تشریفاتی ریاست جمهوری را برعهده دارد) ادعا کرده بود که یکی از مقامات بلند پایه مصر طی دیدارش از اسرائیل تقاضای دیدار از تاسیسات اتمی این کشور واقع در «دیمونا» را کرده است یعنی همان مجتمعی که کلاهکهای اتمی اسرائیل در آن ذخیره و پنهان شده است. اما پرز به گفته خودش به مقام مصری پاسخ داده است: «به هیچ عنوان چنین دیداری امکان ندارد. این خیلی وحشتناک است که شما از آنچه در آن مجتمع است خبر ندارید!».
اسرائیل از چندین دهه پیش به صورت دوفاکتو یک قدرت اتمی به شمار میآید. گرچه که این کشور هرگز به داشتن سلاحهای اتمی اعتراف نکرده است اما بر کسی پوشیده نیست که این رژیم از این سلاحها به وفور در اختیار داشته و به بهانه خطری که از سوی فلسطین و لبنان (و در سالهای اخیر از سوی ایران) احساس میکند، خود را محق به داشتن این سلاحها میداند و کشورهای اروپایی و ایالات متحده آمریکا نیز در عمل نسبت به این قانونشکنی آشکار اسرائیل سکوت پیشه کردهاند.
بهانه دیگری که در این چند سال موجب تجاهل کشورهای غربی نسبت به سلاحهای اتمی اسرائیل شده مسئله ایران است. با وجود آنکه تا به امروز هیچ مدرک مستدل و به اصطلاح محکمهپسندی در مورد وجود سلاح اتمی در ایران ارائه نشده است، کشورهای غربی همچنان بر ادعای خود بر علیه ایران پافشاری دارند. اما برنامه صلحآمیز اتمی ایران کشورهای عربی منطقه و مصر را نیز وادار به بلندپروازیهایی در این مورد کرده است. بدین ترتیب کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس نیز به بهانه توازن به شدت ناپایدار و شکننده سیاسی امنیتی منطقه به فکر استفاده از انرژی اتمی افتادهاند. تا به امروز هفت کشور عرب اعلام کردهاند که به زودی برنامههای مسالمتآمیز اتمی خود را به مرحله اجرا خواهند گذاشت و از جمله این کشورها اردن و مصر هستند که همسایههای به اصطلاح دیوار به دیوار اسرائیل به شمار میآیند.
پنج کشور عرب دیگر عبارتند از مراکش، عربستان سعودی، تونس، الجزایر و امارات متحده عربی. در همان پاییز 2006 بود که نشریه «میدل ایست اکونومیک دایجست» نسبت به این تصمیم کشورهای عربی به آژانس بینالمللی انرژی اتمی هشدار داد. اما در همان زمان یکی از سخنگویان آژانس در مصاحبهای با سایت اشپیگل آنلاین تایید کرد که کشورهای مصر، مراکش، الجزایر و عربستان سعودی به صورت رسمی از آژانس درخواست حمایت برای اجرایی شدن برنامههای اتمیشان را کردهاند. چیزی نگذشت که خبر تسلیم درخواستهای رسمیتونس و امارات متحده عربی به آژانس نیز به بیرون درز کرد و از قرار معلوم اردن هم چنین درخواستی را تسلیم کرده است. زیرا همین چند ماه پیش بود که پادشاه اردن در مصاحبهای با مجله اشپیگل صراحتا گفت که کشورش از بزرگترین منابع اورانیوم برخوردار بوده و استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای راحق مسلم خود میداند. اصولا هر کشوری در جهان حق بهرهبرداری از انرژی اتمی با مقاصد صلحآمیز را دارد و وظیفه آژانس بینالمللی انرژی اتمیهم مشاوره دادن و کشف نقض احتمالی تعهدات کشورهای عضو است.
برخلاف ادعای اسرائیل و کشورهای اروپایی مسئله برنامههای اتمی کشورهای عربی از چند ماه قبل از آن سفر پرز به آلمان علنی شده بود. در سپتامبر 2006 بود که «عبدالرحمن العطیه» دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس «ملت عرب» را به همکاری برای اجرای یک پروژه هستهای مشترک فرا خواند و در آغاز ماه اکتبر همان سال دولت مصر اعلام کرد که قصد دارد پس از وقفهای 18ساله بار دیگر برنامه اتمی خود را احیا کند و به عنوان اولین قدم طرح ساخت یک نیروگاه اتمیدر مدیترانه را ارائه داد. به گفته کارشناسان و مقامات مصری این کشور با ساخت این نیروگاه به عنوان اولین گام هفت درصد از نیاز خود به انرژی را تامین خواهد کرد.
جالب اینجاست که مصر در سالهای پیش همواره بر دسترسی به انرژیهای جایگزین از جمله نیروی باد و خورشید تاکید داشت وخود را به عنوان دولت عربی پیشرو در این مورد مطرح میکرد. پس علت این تغییر رویکرد چه بود؟ به گزارش برخی منابع رسانهای آلمانی بعضی از مقامات بلندپایه مصر درمحافل غیر رسمیبرنامه اتمی ایران را علت رویکرد جدید مصر عنوان میکنند و به عنوان بهانهای برای نقض عهد خود میگویند از آنجایی که شاید حکومت ایران به سلاح اتمی دست پیدا کند و برای کشورهای منطقه خطر ایجاد کند پس باید برای مقابله با این خطر فرضی دست به اقدامات پیشگیرانه و تدافعی زد!
از قرارمعلوم و بر پایه حدس و گمان کارشناسان، عربستان سعودی هم به چنین بهانه واهی متوسل شده است. این کشور پادشاهی بزرگترین منابع نفت جهان را در اختیار دارد و بعید است که کمبود انرژی دلیل گرایش آنها به انرژی اتمی باشد. جالب آنکه عربستانسعودی نیز تا قبل از آن به مانند مصر طرفدار خاورمیانهای عاری از سلاحهای اتمی بود و خواست خود مبنی بر خلع سلاح اسرائیل را همواره اعلام میکرد. اما به عقیده کارشناسان بزرگترین انگیزه عربستان سعودی مقابله با خطرات احتمالی اسرائیل هستهای است.
با وجود آنکه همه این هفت کشور عربی پروتکلهای آژانس را امضا کرده و تعهد دادهاند که هرگز به غنیسازی اورانیوم اقدام نکنند اما ناظران غربی همچنان حتی به برنامه صلحآمیز و غیرنظامی اتمی آنها نیز با سوءظن مینگرند. این کارشناسان غربی به صراحت اعلام کردهاند که به نظر آنها در میان قدرتهای اتمیجهان تنها سه کشور هستند که بهرغم تولید سلاح هستهای، از انرژی اتمی استفاده صلحآمیز میکنند یعنی آمریکا، روسیه و بریتانیا (؟!). حتی محمد البرادعی، دبیر کل آژانس هم به نوعی بر فرضها و ادعاهای این کارشناسان صحه میگذارد و میگوید: «ما باید بیش از هر چیز در مورد انگیزههای این کشورها مطمئن شویم. این انگیزهها ارتباط مستقیمیبا امنیت و ناامنی ما دارند و به همین خاطر احتمال تغییرات سریع در انگیزهها بسیار بالاست.»
مدتهاست که تصور یک خاورمیانه هستهای خواب وخوراک دولتهای غربی را آشفته کرده است. از تقریبا شش دهه پیش میان اسرائیل و دولتهای عرب پیرامونش در بهترین حالت یک صلح سرد برقرار است. هنگامیکه عراق در دهه80 میلادی برنامه اتمی خود را آغاز کرد، هواپیماهای اسرائیلی به آسمان آن کشور حمله برده و راکتور اوسیراک را با خاک یکسان کردند. اما غربیها در سال 2003 یعنی زمانی که معمر قذافی، حاکم لیبی، از برنامههای اتمیخود پرده برداشت، واکنش نرمی نشان دادند. لیبی تکنولوژی ساخت سلاح اتمی و سانتریفیوژها را از دانشمند اتمی پاکستان و یکی از همکاران نزدیک عبدالغدیر خان یعنی از « نورخان» دریافت کرده بود و این شخص سالهاست که بازار سیاه تجهیزات اتمی را در اختیار دارد و حتی به کره شمالی هم از این تجهیزات فروخته است.
از نظر ناظران غربی بدون نیاز به قدرت تخیل قوی میتوان سناریوهای اتمی زیادی را در منطقه خاورمیانه تصور کرد. یکی از جدیدترین این سناریوها احتمال درگیری اتمی اعراب و اسرائیل است. سناریوی دیگر احتمال جنگ اتمی میان عربستان سعودی با رقیبان منطقهایاش برای رسیدن به موقعیت قدرت اول منطقه است. علاوه بر آن در منطقه آسیای مرکزی و خاورمیانه تعداد زیادی گروههای تروریستی وجود دارد که چه در گذشته و چه در حال در پی دستیابی به کلاهکهای هستهای بوده و هستند. به عقیده این کارشناسان، تروریستهای منطقه اگر نتوانند به این هدف نایل شوند، حمله به نیروگاههای اتمی را در دستور کار خود قرار خواهند داد.
بیتردید هیچ یک از هفت کشور عربی خواهان انرژی اتمی، در آیندهای قابل پیشبینی در موقعیتی نخواهند بود که توانایی ساخت بمب اتمی را داشته باشند. اما اگر یکی از آنها تلاشی در جهت دستیابی به چرخه سوخت هستهای نشان دهد، بیتردید مورد سوءظن آژانس قرار خواهد گرفت زیرا این تکنولوژی میتواند مقاصدی صلحآمیز و غیرصلحامیز داشته باشد. اما در حال حاضر مقامات آژانس در وین حتی در این مورد که این هفت کشور قادر به استفاده از راکتورها باشند نیز تردید دارند.
از نظر مقامات آژانس در حال حاضر البته به صورت تئوری 39 کشور جهان قادر به ساختن بمب اتمی هستند. البرادعی نسبت به آغاز «قرن دوم اتمی» هشدار میدهد و علت پیدایش آن را تفکر غالب بر قدرتهای میانی میداند، تفکری که براساس آن میتوان با تکیه بر سلاح اتمی دستنیافتنی و روئینتن شد. مقامات آژانس بهترین راهحل برای جلوگیری از چنین وضعی را تاسیس یک «بانک چند ملیتی سوخت هستهای» میدانند. جالب آنکه از نظر آژانس کشوری مانند برزیل که خود دست به غنیسازی اورانیوم میزند هیچ سوءظنی برنمیانگیزد و از اعتماد کامل آژانس برخوردار است اما تاسفبار اینکه آژانس از این نظر تبعیض قائل شده و هرگز حاضر نیست بخشی از این اعتماد را متوجه خاورمیانه کند.