2 نفر از اعضای سابق شورای امنیت ملی آمریکا در سالهای ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۹میلادی روز گذشته با تاکید بر این که وزارت دفاع آمریکا(پنتاگون) از توانایی انجام ماموریتهایی که در فعالیتهای تروریستی اخلال ایجاد کند، برخوردار نیست پیشنهاد دادند این ماموریتها به سیا واگذار شود.
دانیل بنیامین که هم اکنون از اعضای ارشد مؤسسه بروکینگز است، به همراه استیون سیمون از اعضای ارشد شورای روابط خارجی در مقاله مشترکی در نیویورک تایمز اعلام کردند به اعتقاد آنها ارتش اثبات کرده که در این زمینه ضعیف است.
در این مقاله اشاره شده، همانگونه که گزارش برآورد اطلاعات ملی تایید کرد، یک پناهگاه تروریستی در ناحیه مرزی پاکستان بوجود آمده و افشاسازیهای اخیر نیز حاکی از آن است که وزارت دفاع در سال ۲۰۰۵ یکی از ماموریتهای خود را در این منطقه لغو کرده است. اینها همگی نشاندهنده آن است که وزارت دفاع از توانایی کافی برخوردار نیست.
نیویورک تایمز افزوده است با توجه به این که پنتاگون نشان داده است قادر به انجام آنها نیست، این ماموریت باید به سازمان اطلاعات مرکزی (سیا) محول شود. داستان عملیات لغو شده سال ۲۰۰۵دقیقا نشان میدهد که چرا پنتاگون توانایی انجام اقدامات لازم را ندارد. به نظر میرسد آمادگیها برای ماموریت دستگیری یا قتل ایمن الظواهری رهبر شماره دو القاعده همچون بسیاری از عملیات دیگر ضعیف بوده است.
اطلاعاتی در مورد یک نشست سطح بالا بین رهبران القاعده دریافت شده بود و قرار بود عملیات ربودن یا قتل توسط نیروهای یگان ویژه انجام شود ولی افسران ارشد ارتش تعداد زیادی نیروی نظامی به آن افزودند تا کار جمعآوری اطلاعات، محافظت از نیروها، ارتباطات و عقبنشینی را انجام دهند.
شرایط در نهایت به گونهای پیش رفت که این عملیات به عملیاتی برای تهاجم به پاکستان تبدیل شد و دونالد رامسفلد، وزیر دفاع وقت آمریکا آن را لغو کرد.
چنین تصمیمگیریهایی در دولتهای پیشین آمریکا نیز صورت گرفته بود، به عنوان مثال در دوران حکومت بیل کلینتون، دستکم سه مورد وجود داشت که از انجام عملیات حیاتی جلوگیری کرد. مهمترین آنها تلاش پنتاگون برای انجام عملیات زمینی علیه رهبران القاعده در افغانستان در اواخر سال ۱۹۹۸بود.
البته نکته جالب توجه این است که لغو عملیات علیه الظواهری درست در زمانی صورت گرفت که چهار سال از جنگ جهانی علیه تروریسم میگذشت. گذشته از آن این اتفاق در زمان وزارت دونالد رامسفلد رخ داده بود که قدرتمندترین وزیر دفاع در تاریخ آمریکا بوده است و طرح نظامی حمله به عراق را به سلیقه خود تغییر میداد.
ظاهرا همه توجه او به افزایش آشفتگیها در عراق بوده است. حتی خود رامسفلد که نیروهای یگان ویژه را سنگ تاج ارتش تغییر یافته آمریکا میدانست نتوانست ماموریتی را که ممکن بود باعث حیرتزدگی القاعده شود به اجرا درآورد.
این دو مقام سابق آمریکا افزودند اسرائیل در دهه 1970 و 1980 عملیات موفقیتآمیزی را در اوگاندا، تونس و لبنان انجام داده بود و کشورهایی همچون آلمان نیز اینکه عملیات را در خارج از کشورهای خود با موفقیت انجام دادهاند لذا هرچند ممکن است انجام عملیات در مناطق قبیلهای پاکستان شدیدا دشوار باشد ولی نمیتوان تصور کرد که غیرممکن است. به نوشته این دو مقام سابق آمریکا، از سال ۲۰۰۱ تاکنون بودجه مرکز فرماندهی عملیات ویژه نزدیک به دو برابر شده و انتظار میرود طی ۵ سال آینده ۱۵۰درصد دیگر رشد کند.
این مرکز فرماندهی دارای بیش از 50 هزار نیروی نظامی است که معادل سه یا چهار لشگر پیاده نظام است و بهتری آنها نیروهای دلتاوناوی هستند که به نیروهای بسیار ماهر و غیرمتعارف تبدیل شدهاند.
این در حالی است که ترس از شکست و تلفات همواره به معنی کمبود استفاده از این نیروها بوده است. هر چند در تئوری بهترین مکان در دولت برای طراحی و اجرای ماموریتهای کوچک پنتاگون است ولی متاسفانه واقعیت این است که پنتاگون محل مناسبی نیست زیر تیمهای آدمربایی و ترور باید در گروههای بزرگتر ترتیب داده شوند. افسران ارشد آمریکایی که اینگونه آموزش دیدهاند که نحوه جنگ آمریکا برخورداری از تعداد زیادی نیرو با برتری در قدرت شلیک است، یگان نیروهای ویژه را گروهی میدانند که علیرغم تمامی هزینهها باید از آن اجتناب شود. این مسئله در تلاشهای کم خطرتری همچون دستگیری جنایتکاران جنگی در بالکان نیز وجود داشته است سابقه نشان میدهد که ارتش ما توانایی مطابقت فرهنگ خود برای پذیرفتن اینگونه عملیات را ندارد.
اعضای سابق امنی ملی آمریکا در ادامه مقاله خود با اشاره به اینکه پنتاگون دیگر نباید برای عملیاتی که حاضر به انجام آنها نیست برنامهریزی کند افزودند: این در حالی است که سازمان سیا از چنین سابقه لکهداری برخوردار نیست و عملیات ضدتروریستی آن بسیار امیدوارکنندهتر از پنتاگون بوده است.
«سازمان سیا پیش از این اقدامهای موفقیتآمیزی در برخی مناطقی که توسط دولت اداره نمیشوند انجام داده است. نخستین حملهای که سازمان سیا انجام داده بود در سال ۲۰۰۲ توسط یک هواپیمای بدون سرنشین در یمن صورت گرفت که این هواپیما با شلیک موشک توانست یکی از فرماندهان ارشد القاعده را به قتل برساند.
از آن زمان به بعد نیز این هواپیما دستکم هشت بار استفاده شده است که البته موفقیتهای آن محدود بوده است. به عبارت دیگر باید گفت که آغازگر اینگونه حملات سازمان سیا بوده است نه سربازان پنتاگون.
از سوی دیگر نیروهای شبهنظامی سازمان سیا در سال 2001 به صورت بیپروایی عملیات شناسایی انجام دادند و جنگسالاران محلی را به مقابله با طالبان سوق داده بودند که مهمترین پیروزی آمریکا در دوران پس از 11 سپتامبر تلق میشد. بدون عملیات خطرناک این گروه، نیروهای آمریکا که پس از آن به افغانستان حمله کردند هیچ اطلاعی از منطقه نداشت و بیش از القاعده بیشتر نگران جناح خود بودند.
عملیات سیاسی مخفیانه سازمان سیا در دهه 1950 تا 1970 که چندان قابل درک نبود مک است باعث نگرانی شود. هر چند که آن سازمان دیگر وجود ندارد و این سازمان نیز شدیدا نگران متحمل شدن تلفات است.
آمریکا در هدف خود برای جلوگیری از دستیابی القاعده به پناهگاه در پاکستان شکستخورده و در عراق نیز در حال شکست خوردن است. ارتش ما نشان داده است که در مبارزه با تروریسم ضعیف است هماکنون هزاران جهادی وجود دارند که در سال 2003 میلادی و هنگام حمله به عراق در این کشور وجود نداشتند.
وقتی آمریکا در نهایت اقدام به عقبنشینی از عراق کرد باید به دنبال راهی برای از توازن خارج کردن تروریستها در عراق باشد و نواری را که مبارزان را به مناطقی همچون لبنان، آفریقای شمالی و اروپا انتقال میدهد مختل کند.
با توجه به اینکه هماکنون در سازمان سیا و وزارت دفاع رهبران جدیدی وجود دارند دولت بوش از این فرصت برخوردار است که این مشکل را برطرف سازد. این دو مقام سابق امنیتی آمریکا گفتهاند با توجه به منابع محدودی که پنتاگون برای عملیات ویژه در اختیار دارد، ممکن است سازمان سیا بتواند به توانایی چریکی دست یابد که بشدت به آن احتیاج دارد.