هادى محمدىفر
شمال عراق منطقهاى آرام و سرسبز مىباشد.
این منطقه برخلاف مناطق مرکزى عراق و اعراب سنى ساکن در شهرهاى تل عفر ـ بغداد ـ تکریت و ..... مناطقى آرام است و کمتر خشونت به چشم مىخورد. افراطیون در شهرهاى شمال عراق پس از حمله آمریکا جایگاه ویژه خود را از دست دادند. نیروهاى آمریکایى با همکارى پیشمرگهاى اتحادیه میهنى کردستان حملهوسیعى را بر علیه نیروهاى افراطى که به جندلاسلام و انصار الاسلام معروف هستند، در نواحى تویله هممرز با شهر مرزى پاوه در ایران انجام دادند و توانستند این مناطق را از حضور افراطیون پاکسازى نمایند. ترور مقامات اتحادیه ایرانى کردستان عراق و تلاش براى نظم اجتماعى در شهرهاى اربیل و سلیمانیه منجر به این شد که مقامات محلى کردستان عراق اقدامات شدیدى اتخاذ نماید. اما این اقدامات کافى نبود چرا که در اول فوریه 2004 و همزمان با عید سعید فطر دفاتر حزب اتحادیه میهنى و پارت دموکرات کردستان توسط نیروهاى افراطى منفجر شد و 119 نفر از جمله شمارى از رهبران دو حزب عمده کردى کشته شدند.
پس از اتخاذ طرحهاى امنیتى دولت مالکى القاعده بیشتر نگاه خود را متوجه شمال عراق نمود و در آغاز تغییر جهت حملات از مرکز به شمال شهر سامرا را براى دومین بار پیاپى روى آوردند و بارگاه امامین عسکریین (ع) را هدف قرار دادند.
موج جدید حملات، در نواحى شمال با حمله به کردهاى یزیدى آغاز شد. این حمله در شهر موصل و منطقه عمدتا یزیدىنشین انجام شد.
این حمله القاعده که بیش از 400 نفر کشته و زخمیبر جاى گذاشت مهیبترین حمله تروریستى القاعده در عراق بعد از سقوط صدام محسوب مىشود.
در عرض یک ماه گذشته مردم شهرهاى موصل بارها و بارها مخالفت خود را با تشکیل ولایت اسلامی موصل که قبلا القاعده اعلام نموده بود انجام دادند. مردم موصل که عمدتا کرد و عرب هستند به منظور مخالفت با القاعده و سلوک افراطى طالبان به شیوه افغانستان بارها و بارها خواستار دخالت ارتش در مناطق موصل شدند.
اینکه چرا یزیدیها این بار مورد حمله قرار گرفتند جاى سوال است. به نظر مىرسد که هدف القاعده از این کار به نوعى ایجاد فتنه بین اقلیت کرد باشد. القاعده چنین ترفندهایى را بارها و بارها به کار برد تا در نواحى جنوبى و مرکزى یک نوع جدایى بین شیعه و سنى را ایجاد نماید. اما چرا یزیدیها؟
فرقه یزیدیه در زمان حکومت صدام به صورت واقعى اقدام جدىاى علیه صدام انجام نمىدادند و خواستار حل و فصل مسالمتآمیز اختلافات با صدام بودند. این فرقه را رسانهها، اهل حقها و شیطان پرستها مىخوانند و در نواحى غربى ایران و شهر مرزى کرمانشاه، آذربایجان، سوریه و ترکیه طرفدارانى دارند که برآورد دقیق جمعیت آنان به علت پنهان نمودن عقاید خود کارى دشوار است ولى حداقل نزدیک به یک میلیون نفر جمعیت دارند و در گروه نژادى کردها قرار دارند.
پس از سقوط صدام پیروان این فرقه بیشتر تمایل داشتند که به نواحى همجوار خود یعنى استانهاى اربیل و دهوک که تحت سلطه نیروهاى مسعود بارزانى است الحاق شوند و بویژه آنکه به لحاظ گویش زبانى پیوند نزدیکى با زبان کردى داشتند و چنین وا نمود مىکردند که کودکان ما حق برخوردارى از زبان کردى را دارند. به نظر میرسد که این امر مهم به انتخابات سال 2007 موکول شود که قرار است همه پرسى درباره الحاق به مناطق اقلیم کردستان بررسى شود. فلنکا اوکا از حزب سوسیال دموکرات آلمان و نماینده چپها در پارلمان اتحادیه اروپایى از کردهاى یزیدیه مىباشد که همواره خواستار الحاق مناطق موصل و سنجار که حدود 360 خانوار یزیدى در آن ساکن هستند به اقلیم کردستان عراق شده است. بویژه آنکه وى خود یک کرد یزیدى است و همواره از منافع یزیدیها دفاع نموده است.
نیروهاى افراطى که بیشتر پیرو القاعده هستند از این بیم دارند که این مناطق هم ضمیمه خاک اقلیم کردستان شود و بنابراین به منظور ایجاد اغتشاش و ترس اقدامهاى تروریستى را در این مناطق انجام دادهاند، زیرا از نظر افراطگرایان الحاق این مناطق به اقلیم کردستان مىتواند قوانین و شیوههاى حکومتى حاکم بر مناطق اقلیم را به آنجا انتقال دهد بنابراین راهکار القاعده در حمله به شهرهاى شمالى که خارج از اقلیم هستند در اولویت قرار خواهد گرفت. علاوه بر آن الحاق این مناطق به حکومت محلى کردستان نفوذ القاعده را به طورجدى از بین خواهد برد. انفجار سنجار و کشتار یزیدیها نشان داد که استانهاى شمال عراق هم آسیبپذیر هستند بویژه آنکه این اقدامات یادآور انفجار اربیل است که در فوریه 2004 انجام گرفت و ضریب آسیب پذیرى این مناطق را نشان داد.
نقش نیروهاى آمریکایى نیز در این میان قابل توجه است. آمریکائیان که همواره ادعا مىکنند که خواستار دفاع از مردم بىگناه هستند از مجهز نمودن ارتش عراق کوتاهى مىکنند از جمله اختلافات ژنرال دیوید پترائوس فرمانده نیروهاى آمریکایى در عراق و المالکى هم به همین مسئله برمىگردد. به طورى که دیوید پترائوس بارها و بارها عملکرد المالکى را مورد انتقاد قرار داده است.
مسئولیت بینالمللى نیروهاى آمریکایى از آنجا قابل بررسى است که تا زمانى که اشغالگران در عراق حضور فیزیکى دارند، کلیه اقدامات، نقضهاى حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه هم متوجه آنان است چرا که به موجب کنوانسیون ژنو دولت اشغالگر مسئولیت بینالمللى دارد. ایجاد فتنه قومی در استانهاى شمالى عراق این بهانه را به دست نیروهاى آمریکایى خواهد داد که دولت مرکزى عراق از استقرار ثبات و امنیت در عراق ناتوان است و بنابراین با این وسیله مىتوانند حضور نظامی خود را توجیه نمایند. بویژه آنکه نواحى موصل و کرکوک به لحاظ اقتصادى از اهمیت قابل ملاحظهاى برخوردار است و آمریکا این خطر را احساس مىکند در صورت نزدیکى نیروهاى اقلیم کردستان به نواحى کرکوک و موصل منابع نفتى این منطقه را از دست بدهد. بنابراین از هم اکنون سعى دارند حداقل نسبت به بىتوجهى به اقدامات افراطگرایان در کوتاهمدت مقدمات سلطه خود را بر مناطق نفتى فراهم نمایند.