حضور دکتر احمدینژاد در کنفرانس دوحه، همانند بـسـیـاری از سـفـرهـای خـارجی سران کشورهای گوناگون دستاوردها و پیامدهایی داشت. این سفر، نه آنگونه که اعضای تیم تبلیغاتی رئیسجمهور ادعا میکنند در حدی از برجستگی بود که بتوان آن را یک ستاره پر فروغ در آسمان دیپلماسی ایران ـ یا فتحالفتوح جدید ـ دانست و نه آنگونه که برخی تحلیلگران داخلی میگویند سراسر منفی و زیانبار بود. اما به نظر میرسد برخی حواشی مثبت و منفی این سفر، اهمیتی به مراتب بالاتر از اصل سفر دارد. تجربیات این سفر نیز میتواند در برخی عرصههای دیگر، روشنگر و راهگشا باشد. یکی از حاشیههای مهم این سفر، تفاوت آشکار در رفتار برخی مدعیان دو آتشه در داخل کشور بود. این مدعیان، سالهاست که در لابهلای صفحات روزنامههای داخلی به جستجو میپردازند تا کلامی در مخالفت با بعضی از گروههای فلسطینی پیدا کنند و آن را نشانه همکاری آن روزنامه یا دستاندرکاران آن با صهیونیستها بنامند! اما هیچیک از این غیرتمندان، به رئیسجمهور اعتراض نکرد که چرا شیخ قطر را برادر عزیز خود مینامد، در حالی که تـنـها چند هفته قبل، همین شیخ با سنتشکنی آشکار وزیر خارجه اسرائیل را به حضور پذیرفت و اجازه داد تصویر خندان او در حالی که دست این زن صهیونیست را به گرمی میفشرد به سراسر جهان مخابره شود.
افشای اعتماد به نفس بینظیر رئیسجمهور از دیگر حاشیههای مهم این سفر بود. احمدینژاد بسیاری از منتقدان سفر خود را فاقد فهم لازم در امور سیاسی دانست و بیانیه پایانی اجلاس را بسیار مثبت خواند. این درحالی بود که منتقدان به دو بند از بیانیه پایانی اشاره میکردند که یکی از آن دو بند، تکرار تلویحی ادعاهای مخالفان آمریکایی و اروپایی ـ در عرصه فعالیت هستهای کشورمان ـ یعنی لزوم همکاری ایران با جامعه بینالمللی بود و بند دیگر، طمع ورزی گستاخانه نسبت بهسه جزیره ایرانی! از سوی دیگر، احمدینژاد تنها چند روز قبل از حضور در دوحه، شرکت کنندگان در کنفرانس آناپولیس رافریب خورده نامیده بود اما پس از بازگشت از سفر، هیچ اشارهای به یکی از بندهای بیانیه پایانی اجلاس نکرد که بر لزوم پیگیری اهداف آناپولیس تاکید داشت.
البته اگر توجیه احمدینژاد برای بسیار مثبت خواندن بیانیه پایانی و موفق دانستن سفر، همان باشد که خود او گفت، با همان استدلال میتوان، بسیاری از مشکلات دیگر را هم حل کرد. رئیسجمهور ضمن اشاره به آنچه که آن را دستاوردهای سفر میدانست، در مورد اظهارنظر برخی سران عرب پیرامون جزایر سهگانه و بندهای ضد ایرانی بیانیه، به «روتین»بودن این موضوعات در اظهارات سران شورا و بیانیههای ایشان اشاره کرد و در نتیجه، آنها را بیاهمیت تلقی کرد.
البته بعید است که بسیاری از کارشناسان، «روتین» بودن برخی امور را معادل «بیاهمیتی » آنها بدانند، اما اگر از منظری که رئیسجمهور به اجلاس دوحه نگاه کرد، بسیاری از امور دیگر هم مورد توجه قرار گیرد، میتوان به امید حل و فصل نهایی بسیاری از چالشهای داخلی و خارجی نشست.
حمایت سنگین از اسرائیل ـ که در تمام 6 دهه گذشته در سـخـنـرانیها، بیانیهها و اظهارنظرهای سیاستمداران و حاکمان آمریکا بیان شده است ـ را یک امر «روتین» دانست و آن را در تنظیم تعاملات ایران و آمریکا، کماهمیت تلقی کرد.
تاکید بر لزوم تعلیق غنیسازی اورانیوم توسط آمریکا و همدستان شرقی و غربی آن کشور نیز چون در سه چهار سال اخیر تکرار شده است، میتواند یک موضوع «روتین» تلقی شود وبـا کـاسـتـن از اهـمیت آن و در عین حال بیتوجهی عملیبـه درخواستهای غـیرقانونی در این زمینه، روابط متنوع کشورمان با قدرتهای جهانی در عرصههای دیگر را به گونهای تعریف و پیگیری کرد تا منافع بیشتری برای مردم و کشورمان حاصل شود.
البته در عرصه سیاسی داخلی نیز «روتین»یابی میتواند بسیاری از مشکلات را حل کند. مثلا بسیاری از اصلاحطلبان دولت نهم را فاقد استراتژی مشخص در بعضی زمینهها میدانند. بعضی از چهرههای شاخص از جناح اصولگرایان نیز همین ادعا را تکرار کرده اند. اما این ادعا ـ که برخلاف ادعای گستاخانه شیوخ عرب، با ارائه بعضی مستندات و دلایل نیز همراه است ـ هرچه قدر هم که تکرار میشود، از دیدگاه مسئولان دولت نهم به یک موضوع «روتین» تبدیل نمیگردد تا با عبور از کنار آن، به سایر عرصههایی بیندیشند که میتواند زمینه استفاده از همکاری اصلاحطلبان و منتقدان دولت در اداره کشور را فراهم کند. اکثر رسانهها نیز تاکنون نتوانستهاند از امتیاز «روتین» شدن انتقاد و اعتراضات مکرر خود بهرهمند شوند. حتی در مواردی که انتقادها به عامل اجماع بسیاری از رسانههای وابسته به جناحهای گوناگون تبدیل میشود، مسئولان دولتی اگرچه به عادت مألوف، توجهی به انتقادات نمیکنند، اما در عین حال این بیتوجهی آنها به معنای «روتین» پنداشتن انتقادگری مطبوعات نیست. برخورد همراه با عصبانیت بعضی از عناصر موثر در دولت با گروهی از مطبوعات و حتی برانداز دانستن آنها، نشان میدهد طرفداران تئوری «روتین بودن ادعاهای ارضی علیه ایران»، حاضر نیستند نقادی مطبوعات را یک امر عادی و روتین بدانند!
به هر حال، اگر تکرار ادعای گستاخانه علیه حاکمیت کشورمان بر جزایر سهگانه ـ از آن جهت که طبق برداشت مسئولان دولت نهم به یک امر «روتین» تبدیل شده است ـ مانعی برای همکاری در سایر حوزهها با همان مدعیان نیست، پس میتوان بعضی از امور «روتین» دیگر را نیز در عرصههای داخلی و بینالمللی به رسمیت شناخت و با تفکیک این «روتین»ها از سایر امور، برخی چالشهای هزینه ساز برای مردم و کشور را به فرصتهایی ارزنده تبدیل کرد. اگر اینگونه شود، منتقدان دولت هم برخی تعریف و تمجیدهای بیسابقه دولتمردان نهم و حامیان ایشان از یکدیگر و از رئیس خویش را ـ که تا پیش از این، غیرعادی شمرده میشد ـ یک عادت «روتین» برای برخی دولتمردان تلقی خواهند کرد که نه ضرورتی برای پذیرش آنها توسط دیگران وجود دارد و نه لازم است کسی به خاطر شنیدن آنها عصبانی شود!!