علی دوستی

مقدمه:

گروه اقتصادی: بحث جنجالی خط لوله صلح چند سالی است که به یکی از موضوعات مورد علاقه اصحاب صنعت و رسانه تبدیل شده است. پروژه صادرات گاز ایران به کشورهای پاکستان و هند و در ادامه به چین با هدف کسب سهم درخور ایران از بازار تجارت گاز دنیا از یک سو و همچنین حصول به برخی اهداف امنیتی و سیاسی از سوی دیگر در دستور کار دولت گذشته قرار گرفت که نتیجه آن برگزاری نشستهای متعدد بین سه کشور ایران، پاکستان و هند و عدم حصول به فرمول مشخص قیمت‌گذاری گاز که مورد توافق طرفین باشد، بوده است. با روی کار آمدن دولت دکتر احمدی‌نژاد مسأله صادرات گاز با شدت بیشتری در دستور کار قرار گرفت، به نحوی که مسأله صادرات گاز به پاکستان به یکی از اولویتهای کاری دو رئیس‌جمهور مبدل شد. سر تیم مذاکرات در دولت گذشته و همچنین در آغاز به کار دولت نهم به عهده دکتر نژادحسینیان بود که بازنشسته شد. پس از خروج نژادحسینیان از روند مذاکرات و تغییرات مدیریتی در شرکت ملی صادرات گاز ایران، سکان مذاکرات در اختیار غنیمی‌فرد، مدیر امور بین‌الملل شرکت ملی نفت ایران و همچنین سیفی مدیرعامل شرکت ملی صادرات گاز قرار گرفت. به اعتقاد کارشناسان، عمده مسایل باقی‌مانده در روند اجرایی شدن قرارداد خط لوله صلح مباحثی چون قیمت‌گذاری گاز، حق ترانزیت، روابط سیاسی و حقوقی دو کشور هند و پاکستان و همچنین نحوه مشارکت در ساخت و تأمین مالی پروژه خط لوله صلح است. بر همین اساس، برای شفافتر شدن مسایل و موارد موجود در روند مذاکرات خط لوله صلح و پیش‌بینی آینده این طرح 10میلیارد دلاری، گفتگویی با دکتر تورج دهقانی عضو هیأت علمی ‌و مدیر گروه تجارت و قراردادهای مؤسسه مطالعات بین‌المللی انرژی و عضو اسبق تیم مذاکره‌کنندگان خط لوله صلح انجام شده که در آن به طور شفاف به ابعاد مختلف این پروژه عظیم پرداخته شده است.

"> خط لوله صلح؛ قراردادی برای مصالح 3 کشور
تاریخ انتشار : ۲۵ تير ۱۳۸۷ - ۰۷:۲۶  ، 
کد خبر : ۳۱۱۶۱
در گفتگو با مدیر گروه تجارت و قراردادهای مؤسسه مطالعات بین‌المللی انرژی عنوان شد

خط لوله صلح؛ قراردادی برای مصالح 3 کشور

علی دوستی

مقدمه:

گروه اقتصادی: بحث جنجالی خط لوله صلح چند سالی است که به یکی از موضوعات مورد علاقه اصحاب صنعت و رسانه تبدیل شده است. پروژه صادرات گاز ایران به کشورهای پاکستان و هند و در ادامه به چین با هدف کسب سهم درخور ایران از بازار تجارت گاز دنیا از یک سو و همچنین حصول به برخی اهداف امنیتی و سیاسی از سوی دیگر در دستور کار دولت گذشته قرار گرفت که نتیجه آن برگزاری نشستهای متعدد بین سه کشور ایران، پاکستان و هند و عدم حصول به فرمول مشخص قیمت‌گذاری گاز که مورد توافق طرفین باشد، بوده است. با روی کار آمدن دولت دکتر احمدی‌نژاد مسأله صادرات گاز با شدت بیشتری در دستور کار قرار گرفت، به نحوی که مسأله صادرات گاز به پاکستان به یکی از اولویتهای کاری دو رئیس‌جمهور مبدل شد. سر تیم مذاکرات در دولت گذشته و همچنین در آغاز به کار دولت نهم به عهده دکتر نژادحسینیان بود که بازنشسته شد. پس از خروج نژادحسینیان از روند مذاکرات و تغییرات مدیریتی در شرکت ملی صادرات گاز ایران، سکان مذاکرات در اختیار غنیمی‌فرد، مدیر امور بین‌الملل شرکت ملی نفت ایران و همچنین سیفی مدیرعامل شرکت ملی صادرات گاز قرار گرفت. به اعتقاد کارشناسان، عمده مسایل باقی‌مانده در روند اجرایی شدن قرارداد خط لوله صلح مباحثی چون قیمت‌گذاری گاز، حق ترانزیت، روابط سیاسی و حقوقی دو کشور هند و پاکستان و همچنین نحوه مشارکت در ساخت و تأمین مالی پروژه خط لوله صلح است. بر همین اساس، برای شفافتر شدن مسایل و موارد موجود در روند مذاکرات خط لوله صلح و پیش‌بینی آینده این طرح 10میلیارد دلاری، گفتگویی با دکتر تورج دهقانی عضو هیأت علمی ‌و مدیر گروه تجارت و قراردادهای مؤسسه مطالعات بین‌المللی انرژی و عضو اسبق تیم مذاکره‌کنندگان خط لوله صلح انجام شده که در آن به طور شفاف به ابعاد مختلف این پروژه عظیم پرداخته شده است.


* آقای دهقانی! از سوی مسؤولان وزارت نفت این موضوع مطرح ‌می‌شود که ایران به دلیل داشتن منابع غنی گاز طبیعی ‌می‌بایست برای افزایش اثربخشی خود در بازارهای جهانی انرژی و حداکثرسازی درآمدهای ارزی خود به پروژه‌های صادرات گاز توجه ویژه داشته باشد، جنابعالی جایگاه و اهمیت ذخایر گازی ایران را در دنیا چگونه ارزیابی ‌می‌کنید و پیش‌بینی‌ها چه مسیری را ترسیم ‌می‌کند؟

** رشد روزافزون روند صنعتی شدن در کشورهای مختلف دنیا و نیاز همزمان به افزایش مصرف انرژی به خصوص در کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه و مباحث مختلفی از جمله توسعه پایدار، مباحث زیست‌محیطی، عمر رو به پایان نفت خام در بسیاری از کشورهای تولیدکننده، همگی از عوامل تشدیدکننده گرایش دنیا به سمت مصرف گاز بوده و بر اساس پیش‌بینی‌های مؤسسه‌های معتبر علمی‌ انرژی، این روند از سرعت بیشتری طی دهه‌های آینده برخوردار خواهد بود.

کشف میادین مهم گازی در دنیا طی دو دهه گذشته به خصوص یامال در روسیه و پارس جنوبی در ایران و قطر سبب افزایش قابل توجه در ذخایر گازی اثبات شده دنیا شده است. میزان این ذخایر از 45 تریلیون مترمکعب در سال 1970 به بیش از 150 تریلیون مترمکعب در سال 2000 رسیده است. این امر به این مفهوم است که عمر متوسط بهره‌برداری از میادین گازی جهان با 50 درصد رشد از  45 سال به بیش از 65 سال رسیده است که به طور متوسط عمر میادین گازی در مقایسه با متوسط عمر میادین نفتی دنیا 25 سال بیشتر خواهد بود و این امر نویدبخش یک انرژی پایدار و سازگار با محیط‌زیست برای کشورهای مختلف دنیاست.

اما در خصوص جایگاه و اهمیت ذخایر گازی ایران در دنیا ‌می‌توان گفت، به طور کلی ایران ذخایر بسیار سرشاری از منابع گازی دارد که ‌می‌تواند علاوه بر تأمین نیازهای داخلی، جایگاه مهمی ‌در عرصه بین‌المللی برای خود دست و پا کند.

حوزه گازی پارس جنوبی که بین ایران و قطر مشترک است، بزرگترین و مهمترین منبع گازی جهان محسوب ‌می‌گردد که در صورت برداشت کامل از آن به تنهایی قادر به تأمین کل تقاضای گاز جهان برای 10 سال است. این میدان با حدود 11 تریلیون مترمکعب ذخیره به تنهایی بالغ بر 6 درصد ذخایر گازی دنیا را در خود جای داده است. این حوزه در حالی که معادل 40 درصد ذخایر گازی ایران را شامل ‌می‌شود، برای قطری‌ها بیش از 80 درصد ذخایر گازیشان را شامل ‌می‌شود.

رشد پرشتاب مصرف جهانی گاز طبیعی به عنوان منبع مهم تأمین انرژی پاک و متناسب با توسعه پایدار، حجم عظیم منابع گازی ایران، موقعیت جغرافیایی و استراتژیک کشورمان در منطقه خاورمیانه و امکان دسترسی مناسب و کم هزینه تر در مقایسه با رقبا از جمله قطر به بازارهای مختلف جهانی، جایگاه ویژه‌ای برای کشورمان در دنیای انرژی ایجاد کرده است. اگرچه در حال حاضر سهم ایران از تجارت بین‌المللی گاز طبیعی بسیار ناچیز است، اما دنیا، ایران را به عنوان یک کشور مهم تأمین‌کننده بالقوه گاز ‌می‌شناسد.

* با توجه به مباحثی چون حفظ منافع ملی و ریسکهای مطروحه در این خصوص، اهمیت گاز ایران را برای بازار هند و بازار انرژی هند را برای ایران چگونه ارزیابی ‌می‌کنید؟

** هند برای تأمین گاز مورد نیاز خود به منابع محدود گاز داخلی خود که حدود 38 تریلیون فوت مکعب است، اکتفا ننموده و همزمان به تأمین گاز از کشورهای خارجی از جمله میانمار، قطر، ترکمنستان و ایران ‌می‌اندیشد. مهمترین فاکتور در قراردادهای بلندمدت خرید و فروش گاز طبیعی به خصوص از طریق خط لوله، امنیت عرضه در بلندمدت و همچنین اقتصاد پروژه برای طرفین است. بر این اساس، در میان کشورهای مورد نظر برای صادرات گاز به هند از هر دو جهت ایران از اولویت خاصی برخوردار است. منابع عظیم ذخایر گازی ایران اطمینان خاطر مضاعفی برای تأمین گاز در بلندمدت برای مقامهای هندی ایجاد کرده است. همچنین با توجه به مسیر نسبتاً مناسب و کم هزینه‌تر خط لوله گاز به هند از ایران، اقتصاد پروژه صادرات گاز ایران به هند را در اولویت بالاتری قرار ‌می‌دهد.

از طرف دیگر همان‌گونه که ذکر گردید، با توجه به رشد اقتصادی و جمعیت هند، مصرف انرژی و به خصوص گاز طبیعی در این کشور به شدت در حال افزایش است. بازار گاز به علت ماهیت خود و انعطاف پذیری کمتر در مقایسه با بازار نفت خام، بازار ویژه‌ای محسوب ‌می‌گردد. به این صورت که چنانچه عرضه کننده ای بتواند پایگاه خود را در یک بازار تثبیت کند، نسبت به رقبای جدید از مزیت رقابتی برخوردار بوده و ورود به آن بازار را برای دیگران سخت ‌می‌کند. طبیعتاً در چنین حالتی چنانچه بتوان با شرایط مناسب و لحاظ مباحث دیگر و به خصوص قیمت وارد این بازار شد، بازار گاز هند بازار مناسبی برای ایران در مقایسه با سایر رقبا در بلندمدت محسوب ‌می‌گردد.

* شما در مقطعی مسؤول مباحث فنی و مهندسی خط لوله صلح بوده‌اید، مشخصات فنی و ویژگیهای ساختاری پروژه صادرات گاز ایران به پاکستان و هند چگونه است؟

** گاز طبیعی استخراج شده از پارس جنوبی توسط خط لوله تقریباً 2500 کیلومتری که 1000 کیلومتر در خاک ایران، 1000 کیلومتر در خاک پاکستان و 500 کیلومتر تا نقطه تحویل در هندوستان در دهلی و اتصال به خط لوله سراسری اچ.بی.جی هند، قرار دارد، به نقطه تحویل هدایت خواهد شد. ظرفیت مورد بحث برای این خط لوله متفاوت بوده و بین 60 تا 120 میلیون مترمکعب در حال بررسی است. طبیعتاً در چنین ظرفیتهای متغیری، سایز خط لوله و تأسیسات مربوطه و در نتیجه هزینه سرمایه‌گذاری متفاوت خواهد بود. بر اساس محاسبات کلی، چنانچه حداکثر ظرفیت خط لوله مد نظر قرار بگیرد، حدود 10 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری برای این پروژه لازم است.

* آیا مسأله اختلاف هند و پاکستان بر سرنوشت این خط لوله اثر ‌می‌گذارد؟

** مسأله اختلاف هند و پاکستان واقعیتی انکارناپذیر است که طبیعتاً بر هر مقوله‌ای میان این دو کشور اثرگذار خواهد بود. در چنین پروژه عظیمی ‌که اهمیت آن برای هر سه کشور فوق‌العاده زیاد است، عقلانیت و لحاظ منافع ملی در یک چارچوب قابل قبول مهمترین کلید رفع اختلاف در این حوزه است. چنانچه این پروژه اجرایی شود هر دو کشور هند و پاکستان بخش مهمی ‌از تقاضای رو به رشد گاز مصرفی خود را از یک منبع مطمئن و بلندمدت تأمین گاز و البته مقرون به‌صرفه‌تر تأمین نموده‌اند. این امر برای کشور پاکستان با توجه به ترانزیت گاز از آن کشور بازدهی مضاعفی خواهد داشت، بنابراین هماهنگی سه کشور، تأمین منافع آنها در چارچوب قابل قبول و آگاهی هند و پاکستان نسبت به منافع این پروژه مهمترین عوامل در حفظ امنیت پروژه محسوب ‌می‌گردد.

*همان‌طور که مستحضرید، توافق بر سر قیمت گاز، اصلی‌ترین موضوع بحث مذاکره‌کنندگان است، آیا مسأله قیمت‌گذاری باعث بن بست مذاکرات شده است؟ و آیا ایران برای خروج از بن‌بست پیشنهاد تخفیف 30 درصدی قیمت را پذیرفته است؟

در مذاکرات خرید و فروش گاز طبیعی مسأله قیمت و قیمت گذاری از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار بوده و طبیعتاً یکی از بخشهای بسیار زمانبر و پیچیده مذاکرات مسأله تعیین فرمول قیمت گذاری است. قاعده کلی و اصولی قیمت‌گذاری بر این اساس است که قیمت گاز در مقاطع مختلف تابعی از یک مقدار ثابت که عموماً شاخصی از هزینه تمام شده گاز است و درصدی از قیمت جهانی انرژی جایگزین به خصوص قیمت نفت خام برنت است.

در مذاکرات فرمول قیمت‌گذاری گاز طبیعی تعیین این سه عامل نقش مهمی ‌دارند: ضریب ثابت، نوع نفت خام شاخص و ضریب قیمت. بنابراین تغییر به مفهوم کاهش یا افزایش هر کدام از این سه عامل ‌می‌تواند منجر به تغییر قیمت نهایی گاز طبیعی گردد. مذاکرات ‌می‌تواند بر مبنای سناریوهای مختلف و توافقات متفاوتی صورت پذیرد. ممکن است طرفین در مورد کاهش ضریب ثابت توافق نموده و در ازای آن مقدار ضریب متغیر را افزایش دهند. در مجموع برآیند چنین تغییری ‌می‌تواند در شرایط مختلف منجر به کاهش یا افزایش قیمت گاز طبیعی گردد و یا ممکن است نوع نفت خام شاخصی که قیمت آن به عنوان عامل متغیر در فرمول قیمت گذاری به کار ‌می‌رود، با توافق طرفین تغییر نماید که این امر نیز در شرایط مختلف ‌می‌تواند تأثیرات متفاوتی بر قیمت نهایی گاز داشته باشد.

بر این اساس، معتقدم که ادعای تخفیف 30 درصدی در قیمت گاز ایران نمی‌تواند مبنای علمی ‌داشته باشد، چرا که مذاکرات قراردادی در مورد قیمت گاز طبیعی مذاکرات در مورد تغییرات متغیرهای موجود در فرمول بوده و برآیند این متغیرها در شرایط مختلف بازار و در مقاطع زمانی مختلف متفاوت خواهد بود.

نکته مهم دیگری که نباید مغفول بماند این است که با توجه به تغییرات اساسی و غیرمنتظره در بازار انرژی و افزایش یا کاهش بسیار شدید قیمت انرژی و همچنین ماهیت بلندمدت قراردادهای گازی، همواره طرفین شرایطی را در قرارداد پیش‌بینی ‌می‌کنند که نیاز به بازنگری در فرمول قیمت‌گذاری خواهد بود. این مسأله با توجه به روند افزایش قیمت جهانی انرژی به خصوص برای کشورهای فروشنده گاز اهمیت مضاعفی دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات