*پس از گذشت 6 سال از حادثه 11 سپتامبر هنوز شک و شبهههای فراوانی در خصوص عوامل این حادثه وجود دارد. به نظر شما آیا این حادثه میتواند صرفا منشاء بیرونی داشته باشد یا اینکه عوامل داخلی نیز در آن دخیل بودهاند؟
**صفاتاج: حادثه 11 سپتامبر از همان ابتدای رخ دادنش مورد شک و تردید قرار گرفت و این سوال در اذهان شکل گرفت که چه کسانی طراحی این عملیات را برعهده داشتند و چه کسانی مجریان آن بودند. بعد از این حادثه برخی از محققان فرانسوی و حتی آمریکایی به این حادثه با شک و تردید برخورد کردند و حتی اعلام کردند که ممکن است این حادثه توسط گروه القاعده صورت گرفته باشد. به لحاظ گستردگی عملیات نیاز به دسترسی به اطلاعات سری، امری ضروری بوده که دسترسی به این اطلاعات کار هر گروه و دستهای نیست. بیشک بدون دخالت مسئولان آمریکایی و مقامات امنیتی این کشور انجام این عملیات امکانپذیر نبود. به این لحاظ از همان ابتدا به خود دولتمردان آمریکایی سوءظن وجود داشت. اما ما شاهد بودیم که جرج بوش به محض وقوع حادثه انگشت اتهام را به سوی ایران و جهان اسلام میگیرد. حتی جرج بوش بر روی ویرانههای برجهای دوقلو گفت که جهان اسلام و نیروهای اسلامگرا مسبب این حادثهاند و از جنگ صلیبی سخن به میان آورد.
*به نظر شما قصد جرج بوش از این داوری زودهنگام و یک طرفه چه بود؟
**صفاتاج: به نظر من از ابتدا آمریکاییها قصد داشتند که جهان اسلام را متهم به عملیات تروریستی بکنند و به دنبال این اتهام یکسری فعالیتهای نامشروع و غیرقانونی خود را انجام دهند و به بهانه حادثه 11 سپتامبر آن را توجیه کنند. آنها قبل از هرگونه تحقیق و پژوهشی این نتیجه گیری را میکنند که خود نشان از برنامهریزی قبلی آنهاست. اتفاقا کشورهایی که در معرض اتهام قرار گرفتند عمدتا کشورهایی بودند که گرایشات ضدصهیونیستی داشتند. بعد از حادثه و در خلال چند سال گذشته تغییرات زیادی صورت گرفته و گزارشات فراوانی ارائه گردیده است. کمیسیون 11 سپتامبر ایالات متحده آمریکا گزارشاتی را ارائه کرده که در آنها به گونهای قضاوت کرده و گزارش را تنظیم کرده که عملااتهام را متوجه کشورهای اسلامی میکند و دولت بوش را در این زمینه تبرئه میکند اما اگر ما دقتی در این گزارش داشته باشیم متوجه میشویم که بخشی از جریانهای منتسب به حاکمان آمریکا و عوامل دستگاههای امنیتی آمریکا در این حادثه سهل انگاری کردهاند. بنابراین پس از حادثه 11 سپتامبر آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم در افغانستان حضور پیدا کرد و حکومت طالبان را که دست پرورده خود آنان بود ساقط کرد.
*هدف اصلی و نهایی عوامل 11 سپتامبر را چه میدانید؟
**صفاتاج: به تعبیر برخی از نظریه پردازان سیاسی اولین گام و مرحله برای حضور دائم آمریکا در منطقه حادثه 11 سپتامبر بود که از اشغال افغانستان آغاز شد. آنها به بهانه سرنگونی طالبان به افغانستان آمدند اما پس از گذشت 6 سال هنوز خبری از دستگیری بن لادن یا ملاعمر نیست. در صحبتهای مقامات آمریکایی کاملا این نکته قابل فهم است که آنها برای بعد از 11 سپتامبر برنامههای کلان بسیاری بخصوص در منطقه خاورمیانه داشتهاند. لذا به نظر من 11 سپتامبر یک حادثه تصنعی برای ایجاد بسترهای لازم جهت حضور مستمر آمریکا در منطقه خاورمیانه بویژه منطقه خلیج فارس و بهرهمندی از ثروتهای عظیم نفتی این منطقه بودهاست. با توجه به آمارهای موجود نفت آمریکا و به طور کلی غرب به گونهای فزاینده رو به پایان است و معنای این وضعیت این است که هر کس در غرب یا در هزاره سوم میلادی نفت داشته باشد حاکمیت و فرمانروایی جهان را در دست خواهد داشت.
*شما به بحث طراح و مجری در حادثه 11 سپتامبر اشاره کردید. به نظر شما طراح و مجری چه کسانی بودند؟
**صفاتاج: نفت و انرژی مهمترین و اصلیترین هدف برای حوادث و رخدادهای چند ساله گذشته در دنیا بوده که با حادثه 11 سپتامبر در آمریکا آغاز شد و قرار بود بعد از اشغال افغانستان و عراق و سرکوب کردن جنبش حزبالله و تغییر ساختار برخی کشورهای منطقه در نهایت سرنگونی نظام جمهوری اسلامی را به مرحله اجرا بگذارند که عملادر این روند ناکام ماند. حوادثی که بعد از 11 سپتامبر روی داد این معنا را دارند که حادثه 11سپتامبر پیش از آن که کار یک گروه تروریستی باشد میتواند کار دقیق و برنامهریزی شدهای باشد که توسط آمریکا و صهیونیستها طراحی شده و به دست عناصر القاعده به اجرا درآمده است.
*با گذشت 6 سال از حادثه 11 سپتامبر مهمترین اثر و پیامد آن را در خاورمیانه چه میدانید؟
**ساجدی: در نگاه اول متاسفانه حادثه 11 سپتامبر سبب شد که پای آمریکا به منطقه خاورمیانه و نقاط پیرامون آن بازتر شود. این حادثه باعث شد تا خودآمریکاییها و افکار عمومی جهان این حق را به آمریکا بدهند که هرکاری که لازم میدانند در خصوص کشورهای منطقه بخصوص فلسطین و لبنان انجام دهد. بنابراین زمانی که آمریکاییها به افغانستان حمله کردند نه تنها با مخالفتی از سوی افکار عمومی روبرو نشدند بلکه مشوقها و همکاریهای زیادی با آنها میشد. در مورد عراق آمریکاییها با استفاده از همدلی افکار عمومی جهان با مردم آمریکا در خصوص حادثه 11 سپتامبر بدون آنکه مدرک قابل قبولی را عرضه کنند مبنی بر وجود سلاح کشتار جمعی در عراق یا ارتباط رژیم صدام با سازمان القاعده دست به حمله زدند که تاکنون ادامه دارد و در واقع نقشه سیاسی خاورمیانه در حال تغییر دادن است و در مصالح بسیاری از کشورهای منطقه تاثیر گذاشته است. در واقع این حادثه سبب شد که آمریکاییها خطکشی جدیدی در جهان بکنند. یعنی زمانی در جریان جنگ سرد کسانی بودند که در اردوگاه آمریکا قرار داشتند و عده ای هم در اردوگاه شرق قرارداشتند و دولتهایی هم میتوانستند در هیچ یک از این اردوگاهها قرار نگیرند که غیرمتعهدها را شکل دادند اما بعد از حادثه 11 سپتامبر آمریکا سیاستی را اعمال کرد و گفت یا کسی با ما هست یا برماست. یعنی یا باید در اردوگاه آمریکا قرار بگیرد یا به طور مشخص در جبهه ضدآمریکایی قرار بگیرد و توسط آمریکا و متحدانش ضربه بخورد. آمریکاییها از این سیاست در خاورمیانه به خوبی استفاده کردند.
*به طور مشخص تاثیرات حادثه 11 سپتامبر بر تحولات فلسطین چه بود؟
**ساجدی: به نظر من از بزرگترین ضربههایی که یازده سپتامبر بر خاورمیانه وارد آورد، مسئله فلسطین بود. اسرائیلیها به راحتی توانستند دست به اقداماتی بزنند که بدون رخ دادن حادثه 11 سپتامبر هرگز امکان انجام آن اقدامات برایشان وجود نداشت. مثل کشتن یاسرعرفات یا حمله به جنین و یا حمله به شهر نابلس و سایر جنایات دیگری که انجام دادند و حتی مذاکرات صلح خاورمیانه را طوری به هم زدند که در آینده به نظر نمیرسد هیچ مذاکرهای بتواند برای تحقق صلح در خاورمیانه صورت بگیرد حتی اگر آمریکا در آن نقش موثری داشته باشد.
*نقش حادثه 11 سپتامبر در پیادهسازی طرح خاورمیانه بزرگ را چطور ارزیابی میکنید واساسا چه ارتباطی را بین این دو قائل هستید؟
**ساجدی: طرح خاورمیانه بزرگ یکی از نتایج 11 سپتامبر بود. اگرچه آمریکاییها از زمان حمله صدام حسین به کویت درصدد این بودند که خاورمیانه جدیدی را شکل بدهند ولی در زمان کلینتون این طرح با مکث بیشتری روبرو شد و دولت دموکراتها در آمریکا سعی میکرد که عوامل دیگری را هم در خاورمیانه در نظر بگیرد و ابتدا قضیه فلسطین را به گونهای حل و فصل کند و یا میان سوریه و اسرائیل صلح را برقرار کند. ولی زمانی که حادثه 11 سپتامبر اتفاق افتاد، آمریکاییها در پی این آمدند که خاورمیانه جدیدی را تشکیل بدهند و همه مسائل آن را یکپارچه یا همراه با هم حل کنند. بنابراین مسئله فلسطین را از اولویت کاری خود برخلاف دموکراتها خارج کردند و حضور نظامی خود را در منطقه به شدت تقویت کردند. متاسفانه از آثار حادثه 11 سپتامبر این است که ارتش آمریکا در بیشتر کشورهای خاورمیانه دارای پایگاه نظامی رسمی یا شبهرسمی است.
*یکی از متهمان اصلی حادثه 11 سپتامبر گروهک القاعده بود که آمریکا به بهانه نابودی این گروهک به افغانستان حمله کرد. اما با گذشت 6 سال از حادثه 11 سپتامبر هنوز آمریکاییها موفق به دستگیری بن لادن یا ملاعمر نشدهاند و ما شاهد نیرومند شدن دوباره آنها در افغانستان هستیم. این موضوع را چطور تحلیل میکنید؟
**ساجدی: به نظر من این موضوع دلالت بر این واقعیت دارد که آمریکا ضعیفتر از آن است که در تبلیغات مینمایاند. در واقع نوار جدیدی که از بن لادن پخش شده گرچه از نظر محتوا مطلب تازهای ندارد اما این پیام را برای آمریکاییها دارد که پس از گذشت 6 سال همچنان میتواند صحبت کند و بخشی از افکار عمومی جهان را به سوی خود جلب کند. متاسفانه سیاستی که آمریکا بعد از 11 سپتامبر در پیش گرفته سبب شده که سازمان القاعده یا گروههای تندروی مشابه طرفدارانی را در میان جوانان عرب پیدا کنند. غائله اردوگاه فلسطینی نهرالبارد و ظهور گروهک فتحالاسلام آخرین نمونهای از این واقعیت بود. بعید هم نیست که چنین حادثهای در لبنان یا در کشورهای دیگر تکرار شود. وزارت خارجه آمریکا طی گزارشی اعلام کرده که حملات تروریستی علیه آمریکا در سطح دنیا افزایش یافته است. یعنی سیاستهای غلط آمریکا هم سبب ناامنی در جهان شده و هم آنچنان ناکارآمد بوده که نتوانسته مشکلی از مشکلات افغانستان و یا عراق را حل کند. مسئله اصلی مسئله تامین منافع آمریکاست که واشنگتن در تحصیل آن شکست خورده است.