پروفسور حمید مولانا
اسناد و اطلاعاتی که در مورد جنگ عراق فاش شده است نشان میدهد که هدف اصلی حمله آمریکا به عراق در حقیقت جنگ با اسلام مبارز و ایران انقلابی بود. ولی آمریکا در این نقشه شکست بزرگی خورد.
مدت کمی پس از حملات تروریستی 11 سپتامبر 2001 در نیویورک و واشنگتن، پل وولفوویتز قائم مقام وزارت دفاع آمریکا کمیسیونی را مأمور کرد تا استراتژی مقابله با این وقایع را برای مطالعه و تصمیمگیری دولت جرج دبلیو بوش تهیه کنند. وولفوویتز، طبق اسناد منتشر شده از طرف یکی از نویسندگان واشنگتن پست به نام باب وودوارد، از دوست و همکار خود کریستفر دموت که ریاست بنگاه و مؤسسه محافظهکار «امریکن انتر پرایز» را به عهده داشت درخواست کرد که گروهی از متخصصان، روشنفکران و دانشگاهیان مورد اعتماد را برای تهیه این گزارش دور خود جمع کند. نتیجه این کار طرحی به نام «بلچی دوم» تحت عنوان «دلتای تروریسم» شد که خلاصه آن این بود که «ایالات متحده آمریکا برای دو نسل با اسلام رادیکال (یا تندرو) در نبرد خواهد بود.» عنوان «بلچی دوم» از گزارش معروف ریاضیدان و رمزشناسان آمریکا در جنگ جهانی دوم گرفته شده که طرح مقابله با اسرار دشمن را در پارک بلچی آمریکا تهیه دیده بودند.
مطالعه و بررسی گزارش «بلچی دوم» این بود که اکثر افراد حملات تروریستی 11 سپتامبر به آمریکا از کشورهای عربستان سعودی و مصر بودند ولی دنبال کردن کار و عملیات آنها با دو کشوری که تحت نفوذ آمریکا هستند مشکلات خود را ایجاد خواهدکرد. این گزارش نتیجه میگیرد که ایران و اهمیت آن از سایر کشورها بیشتر است زیرا این ایران است که موفق شدهاست از مجرای انقلاب اسلامی خود یک نظام و دولت رادیکال برپا کند. ولی گزارش تأیید میکند که مقابله با ایران آسان نخواهدبود در حالی که تغییر و برکناری رژیم صدام حسین که «فاشیسم عربی را در منطقه کاشته است» اجتنابناپذیر است.
طبق نوشته باب وودوارد در کتاب «مرحله تکذیب: بوش در جنگ، قسمت سوم» این گزارش تأثیر فوقالعادهای روی تصمیم بوش رئیسجمهور آمریکا داشت و او حمله به عراق را به عنوان یک الگوی ترساندن دشمنان آمریکا در خاورمیانه و ایران انتخاب میکند. یکی از اهداف اصلی حمله به عراق این بود که این حمله به قدری باید محکم، با خشونت و ترس، آنی و تخریبی باشد که نه تنها متصدیان نظام جمهوری اسلامی ایران و مردم آن کشور را مرعوب کرده و در وحشت قرار دهد بلکه باعث شود که ایران به خودی خود تحتتأثیر این حملات ضعیف و تغییر رژیم بدون دخالت نظامی آمریکا صورت گیرد. طبق نقشه آمریکائیها حمله به عراق و ترس ایران باعث خواهدشد که تهران دست از حمایت خود از گروه حزبالله بردارد و بدین ترتیب انزوای سوریه و سازش اعراب رادیکال و انقلابی را با دولت اسرائیل میتواند قوت بخشد. طبق نوشته این نویسنده و روزنامه نگار واشنگتن پست در صحبتهای گروه «بلچی دوم» فوائد عجمی استاد لبنانیالاصل دانشگاه جانهاپکینز، برنارد لوئیز مستشرق و طرفدار نظام اسرائیل و فرید ذکریا نویسنده مجله نیوزویک و عضو هیئت تحریریه مجله «سیاست خارجی» (فارین پالیسی) حضور داشتند.
مایکل گرسون مؤلف دکترین سیاست خارجی بوش و نویسنده نطقها و سخنرانی رئیسجمهور، کسی که با قلم خود لغات «مبارزه با استبداد»، «محور شرارت»، «دموکراسی خاورمیانه بزرگ» را در دهن بوش میگذارد از هنری کیسینجر وزیر خارجه اسبق آمریکا علت و دلیل حمایت او را از حمله به عراق جویا میشود. کیسینجر در جواب میگوید «برای اینکه حمله و تسخیر افغانستان کافی نیست» در جنگ و نبرد با اسلام مبارز و رادیکال طبق گفته «کیسینجر» آنها میخواهند ما را تحقیر کنند و ما احتیاج داریم آنها را تحقیر کنیم. حمله به عراق لازم بود زیرا ما باید به آنها ثابت کنیم در دنیائی که آنها برای ما میخواهند ما زندگی نخواهیم کرد.»
نویسنده دیگر آمریکائی، ران ساسکانید، در کتاب اخیر خود تحت عنوان «دکترین یک درصد: آمریکا در اعماق تعقیب دشمنان خود از 11سپتامبر به بعد» مینویسد وزیر دفاع زمان حمله به عراق، دونالد رامسفلد، در ملاقات خود با فرماندهان ناتو در بروکسل اظهار میدارد که «ثابت کردن مطلق یک چیز لازمه اقدام و عملیات (نظامی ) نیست.» انگیزه اصلی آمریکا از حمله به عراق این بود که به سایرین از جمله ایران بفهماند که اطاعت نکردن از دستورات واشنگتن در موضوعات مربوط به تسلیحات هستهای و اقدامات علیه منافع آمریکا، با برخورد شدید مواجه خواهدشد. آیا اهداف آمریکا با وقایع و رویدادهائی که در چند سال گذشته در مورد جنگ عراق رخ داده برآورد شدهاست؟ برای پاسخ به این سؤال کافی است که به یادداشت و دستور امنیت ملی ریاست جمهوری دولت بوش تحت عنوان «عراق: اهداف، برنامهها، و استراتژی» که به طور «بسیار محرمانه» در تاریخ 29 اوت 2002 به تمام وزارتخانهها و ادارات و آژانسهای اطلاعاتی آمریکا ابلاغ شده و قسمتی از آن اخیراً در مطبوعات منتشر شدهاست، توجه کنیم. طبق این سند هدف حمله به عراق انهدام سلاحهای هستهای و کشتار جمعی بود که چیزی از آن تا به امروز پیدا نشده است. هدف و برنامه اصلی دیگر آمریکا طبق این سند این بود که ایران و سوریه را مهار کرده و در انزوا قرار دهد که موفقیتی در این مورد حاصل نشده است. دو هدف و برنامه دیگر آمریکا، یکی توسعه دموکراسی آمریکائی پسند در منطقه و دیگری برقراری امنیت در عراق برای گردش جریان نفت کاملا با مشکل مواجه شدهاست. حمله ناشیانه آمریکا به عراق و اشغال آن کشور با همه افتضاحاتی که به بار آورده نه تنها قدرت و حیثیت امپراتوری آمریکا را پائین آورده بلکه به مراتب بیشتری قدرت سیاسی ایران را در منطقه افزایش داده و تفکر اتحاد ملی و انسجام اسلامی را تقویت کرده است. استراتژی «شوک و وحشت» نظامی آمریکا که آغاز حمله به عراق بود اکنون پس از چند سال به افول امپراتوری آمریکا تبدیل شده است.