سیداکبر بدیعزادگان ـ مدیرعامل بنیاد فرهنگی مهندس مهدی بازرگان
صدمین سال تولد زندهیاد مهندس مهدی بازرگان است؛ او در سال 1286 شمسی که مقارن با انقلاب مشروطیت ایران و کشمکش مشروطهخواهان با شاه قاجار بود، در تهران دیده به جهان گشود. مهدی تحصیلات ابتدایی را در دبستان سلطانی و دوران متوسطه را در دارالمعلمین مرکزی به پایان رساند و در سال 1306 جزو اولین گروه محصلین ممتاز، برای ادامۀ تحصیل به فرانسه اعزام شد؛ دوران مقدماتی را با موفقیت به پایان رسانید و اولین ایرانی بود که با قبولی در مسابقات ورودی دانشگاه، وارد تحصیلات عالیه در فرانسه شد. اولین اثر خود را با نام «در وصف صنعت» بهایران فرستاد که در روزنامۀ شفق مورخ30 دیماه 1311 بهچاپ رسید. پس از تحصیلات اولین سخنرانی خود را با عنوان «ارمغان فرنگ» در 31 فروردین 1313، در محل ادارۀ سرپرستی سفارت ایران در فرانسه و در جمع فارغالتحصیلان ایرانی در دانشگاههای فرانسه ایراد کرد. بازرگان پس از بازگشت به ایران و انجام خدمت سربازی، در سال 1315 به عنوان اولین دانشیار در دانشکده فنی در دانشگاه تهران خدمات فرهنگی خود را آغاز کرد.
بازرگان از جوانی همواره دغدغۀ دین داشت، کتاب «نماز» را تالیف و با سرمایۀ شخصی به چاپ رسانید. «مذهب در اروپا» در سال 1321، «مطهرات در اسلام» و «ضریب تبادل مادیات و معنویات» در سال 1322، از جمله آثار دینی او به شمار میآیند.
بازرگان در زمینۀ تخصص علمی خود کاملاً فعال، مبتکر و خلاق بود و با توجه به نیاز اجتماع از تخصص خود بهره میگرفت و به توسعه میاندیشید و ابداعاتی را عرضه میکرد. «دیاگرام عمومی برای گازها و برای هوای مرطوب»، «سازمان مسافربری شهر تهران»، «صفحۀ محاسبه یا آباک»، از جمله ابداعات او در سال 1323 است. در دانشگاه نیز خلاق بود و با شیوهای نو به آموزش دانشجویان میپرداخت و کتاب «ترمودینامیک صنعتی» را در دو جلد در سال 1326، «سرچشمۀ استقلال» در سال 1327، «بینهایت کوچکها»، «اختیار»، «پراگماتیسم در اسلام» و «ما معلمیم یا مربی» در سال 1328، تالیف کرد.
بازرگان در ضمن فعالیتهای علمی و دانشگاهی و تلاشهای اعتقادی و اجتماعی، با آنکه از فعالیتهای حزبی آن زمان بیزار بود، اما به مناسبتهای مختلف در محافل سیاسی، چون حزب ایران و در میان دانشجویان سخنرانی میکرد. اما با تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت و نخستوزیری دکتر مصدق، فعالیتهای سیاسی بازرگان بر سایر فعالیتهای او پیشی گرفت. او میگوید: «پس از سالها سر و کار داشتن و سر و کله زدن با جوانان کشور، به تدریج به درد دل آنها واقف شده و فهمیدم که نه تعلیم و تمرین دروس علمی و فنی و آموختن شغل تخصصی برای زندگی آینده، عطش آنها را سیراب و امیدوار و مطمئنشان میکند و نه توجه دادن آنها به مبانی خداپرستی و یا توجه به تقوا و تقویت ایمان به تنهایی اضطراب و نگرانی مسایل روحی و ملی آنها را چارهساز است. جوانان هوشیار و پاکباز، کشش و التهابی دارند و نمیخواهند به صرف ایمان به حق، به علم و تامین معاش اکتفا کنند. کافی نمیدانند گلیم خود را از آب درآورند. اینها، گلیم بخت خود را بافته شده در گلیم اجتماع و جزیی از گلیم ملت میدانند و برخلاف نسلهای گذشته، سرنوشت خود را از دریچۀ سرنوشت اجتماع و ایران مینگرند»
بازرگان با این انگیزه وارد گود سیاست شد. مسوولیت و ماموریت خلعید از شرکت نفت انگلیس و ایران را پذیرفت و در 19 خرداد 1330 به عنوان نخستین مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران عازم آبادان شد و صبح روز 29 خرداد 1330، صنایع نفت جنوب و پالایشگاه بزرگ آبادان به دست توانای پرسنل فنی و توانمند ایرانی به حرکت درآمد و در خدمت ملت ایران قرار گرفت.
بازرگان پس از کودتای انگلیسیـ آمریکایی 28 مرداد 1332، در تشکیل نهضت مقاومت ملی مشارکت کرد و در آذرماه همان سال، به دلیل اعتراض مکتوب به انعقاد قرارداد خیانتبار و ضد ملی کنسرسیوم نفت، همراه با 11 تن از استادان امضاکننده دیگر از دانشگاه اخراج شد و در بهمنماه 1332 از فعالیتهای دولتی کنار گذاشته شد و سال بعد پس از کشف چاپخانۀ مخفی نهضت مقاومت ملی، همراه با چند نفر از فعالان سیاسی دیگر بازداشت و به مدت هشت ماه در زندان لشگر دو زرهی زندانی شد و در همین ایام کتاب «عشق و پرستش یا ترمودینامیک انسان» را تحریر کرد که بارها تجدید چاپ شد.
بازرگان پس از زندان، آشکار و پنهان، فعالیتهای سیاسی و اجتماعی داشت و با سخنرانی و تالیف به آنچه وظیفۀ خود میدانست، میپرداخت. «جنگ میان دیروز و فردا»، «مهندس خارجی»، «ترمودینامیک در زندگی»، «بسازیم یا برایمان بسازند»، «احتیاج روز»، «خداپرستی و افکار روز»، «مسلمان اجتماعی و جهانی»، «علی و اسلام»، «انسان و خدا»، «مزایا و مضار دین» و «پیروزی حتمی» از تالیفات دهه 30 است.
بازرگان در تشکیل جبهۀ ملی دوم و مبارزات قانونی علیه انتخابات فرمایشی مجلس شورا فعالیتی مؤثر داشت و چون احزاب موجود آن زمان را کافی به مقصود نمیدانست همراه و همگام با دکتر سحابی و آیتالله طالقانی در اردیبهشت سال 1340 «نهضت آزادی ایران» را بنا نهاد و اعلام کرد: «ما میدانیم و متوجهیم که امروز قدم در کار بسیار خطیر و مسوولیت بس سنگین میگذاریم، مشکلات و مجهولات و خطرات فراوان در برابرمان هست اما چارهای نداریم... بنابراین ما چون مطمئن به حسننیت و قصد خدمت هستیم، بهاتکای نیروی خود و هدایت و حفاظت حق، وارد کار میشویم، تصمیمی میگیریم و توکلی مینماییم: «فاذا عزمت فتوکل علی الله». به نام خدا و به امید خدا و اتکای او و در راه او وارد میشویم و میدانیم که با یک عمل و یک روز بلکه یک قرن، گورستان تبدیل به گلستان نمیشود. بسیار تامل و فعالیت و فداکاری و جمعیت و زمان لازم دارد.»
به زودی محیط خفقان، حاکمیت مجدد یافت. مهندس بازرگان و یاران او اعلامیۀ «ایران در آستانۀ یک انقلاب بزرگ! و برگرداندن تاریخ ایران» را صادر کردند و از توطئه «انقلاب سفید شاه» پرده برداشتند، بازرگان به این جرم ! بازداشت و پس از یک محاکمۀ طولانی به 10 سال زندان محکوم شد. در زندان همچنان فعال بود و آثاری همچون «تبلیغ پیغمبر»، «انقلاب کوبا»، «دعا»، «سازگاری ایرانی»، «نهضت آزادی هندوستان»، «بعثت و ایدئولوژی»، «باد و باران در قرآن» و کتاب آموزشی و دانشگاهی «پدیدههای جوی» را تا بهار سال 1344 تالیف کرد. در آبان 1344 به جرم اعتراض و اعتصاب به زندان برازجان تبعید شد و در آنجا با تحقیق موضوعی روی قرآن کریم، کتاب گرانسنگ «سیر تحول قرآن» را در سالهای 1344 و 1345 تالیف کرد. «خدا در اجتماع»، «ذره بیانتها»، «نیک نیازی»، «خاطرات زندان» از نوشتههای دیگر این دوران است. بازرگان در سال 1346، پس از پنج سال اسارت و طی نیمی از دوران محکومیت، از زندان آزاد شد و به فعالیتهای دینی، اجتماعی و علمیخود بازگشت. «بعثت و تکامل»، «مسجد و اجتماع»، «انگیزه و انگیزنده»، «دین و تمدن»، «جهانبینی پیغمبران»، «انسان و زمان»، «علمی بودن مارکسیسم»، «بررسی نظریۀ اریک فروم»، «جملهشناسی قرآن»، «توحید، طبیعت، تکامل»، «آفات توحید» و «امام و زمان» را در دهههای 40 و 50 و در سال 1346 در آستانۀ انقلاب اسلامی ایران، «ملت ایران چه باید بکند؟» را نوشت.
بازرگان پس از انقلاب اسلامیایران، به حکم وظیفه پای در خدمت گذاشت و تا آنجا که در توان داشت به تمشیت امور، گردش کارها و رونق فعالیتهای اقتصادی و صنعتی و راهبردهای فرهنگی همت گماشت و جز به راستی و صداقت سخنی نگفت و قدمیبرنداشت. انتقادات او آگاهیبخش و مشفقانه بود. در اعتقادات خود راسخ و ثابت قدم بود، مردم را همه کاره و خود را عضو کوچکی از «اجتماع» میدانست و در دهه 60 در این باره بسیار قلم زد و مطلب نوشت. «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، «متانت و قضا»، «بعثت و راههای ایمان»، «انقلاب و انقلابی»، «دین و آزادی»، «بیگانهپرستی»، «ترمز و تفضل»، «ایران و اسلام»، «انقلاب و انتظار»، «بعثت و تزکیه»، «ابراهیم، امام و امت»، «رسالت انبیاء و انقلاب ملتها»، «انقلاب ایران در دو حرکت»، «بازگشت به قرآن»، «بعثت و حکمت»، «آزادی، خواستۀ ابدی»، «آزادی انتخابات»، «گمراهان»، «دروغ و نقش آن در دین و دنیای ما»، «تداوم و تحول انقلاب»، «گمراهی آشکار»، «توهین و تعظیم در اسلام»، «میوهها و ریشههای عاشورا»، «دیانت و حکومت»، «تجلیل و تحلیل انقلاب اسلامی»، «بعثت و ابراهیم»، «بعثت و مردم»، «بعثت و آفات رسالت»، «بعثت و فضل خدا»، «مسلمین و حکومت اسلامی» از آثار این دهه است.
بازرگان تا آخرین روزهای عمر همچنان شاداب و فعال بود، آخرین کتاب او «آخرت و خدا»، آخرین تحقیق و دستاورد صنعتی او «زتکا» یا «تهویه مطبوع زمستانی و تابستانی» و آخرین کلاس درس او در انجمن اسلامی مهندسین، «بازگشت به قرآن» بود. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.