«روحالله حسینیان» به دعوت «حزب موتلفه» لبیک گفت تا به بهانه سالگرد شهادت «محمدحسین بهشتی» و اعضای حزب جمهوری اسلامی به پردازش «دیندار روشنفکر» و نقد چالش «روشنفکر مذهبی» بپردازد. البته تنها او سخنران این جلسه که توسط «معاونت هماهنگی امور طرفداران و تشکلهای حزب موتلفه اسلامی » برگزار شد، نبود، بلکه «حبیبالله عسگراولادی» هم در این جایگاه قرار گرفت و بدون نقدهای مطرح شده از سوی حسینیان، فقط به کالبدشکافی شخصیت بهشتی قناعت کرد.
ابتدای مراسم، حسینیان، رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی و مشاور سیاسی ـ امنیتی رئیسجمهور در ایجاد مرزبندی میان «دیندار روشنفکر» و «روشنفکر مذهبی» گذاشت و اینگونهاین مرزبندی ساخته شده از سوی خود را بسط داد: «روشنفکران در جامعه ایرانی یا جامعه دینی ایرانی به دو دسته تقسیم میشوند.یکی دینداران روشنفکر؛ یعنی آنهایی که اصالت را برای دین قائلند اما در عین حال نوآوری هم دارند و دسته دیگر روشنفکران مذهبی که به اصالت مارکسیسم یا لیبرالیسم قائل هستند و به این دو مبنای فکری رنگ و لعاب دینی میدهند اما شهید بهشتی از دسته اول بود.» در این مراسم که فقط از سوی خبرگزاری «ایسنا» پوشش داده شده است، او بدون اشاره به روشنفکرانی همچون «دکترعلی شریعتی» ادامه داد: «وقتی بحث سرنگونی رژیم پهلوی به ویژه پهلوی دوم مطرح بود، روشنفکری دینی در شکل مارکسیسم اسلامی تبلور یافت. تمام تلاش این گروه که به التقاطیون معروف شدند، این بود که هسته مارکسیسم را با پیوندی ظاهری از آیات و روایات ارائهدهنده.» حسینیان افزود: «بعد از جریان دوم خرداد نیز باز همان نحله لیبرالیستی با یک ظاهر اسلامی احیا شد. مخالفتهای ما با جریانهای فرصتطلبی که بعد از دوم خرداد خودش را وسط انداخت و حماسه مردم را به حماسهسوزی تبدیل کرد، بر سر همین مسائل است. ما اصلا اختلاف مبنایی داریم. روزنامهها، نوشتهها و مباحثشان همه در همین سیر طی میشود که اصول ارزشی لیبرالیسم با نام اسلام در ایران جایگزین تفکر ناب امام خمینی(ره) شود.»
وی ادامه داد: «شعارهایی که در روزنامهها بر آن اصرار میکردند، حول مسائلی مانند حداقل فقه، پولاریسم دینی یا تکثرگرایی یا جدایی دین از سیاست که همه اصول ارزشی لیبرالیسم است، بود و چون در ایران امکان ندارد اینها را مستقیما به نام لیبرالیسم طرح کرد، میتوان به قول خودشان این مباحث را با قرائت جدیدی از دین ارائه کرد.»
رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی به ارائه مثالهایی در این زمینه پرداخت و بدون اشاره به برخی نویسندگان اصلاحطلب خاطرنشان کرد: «آنها به صراحت مطرح میکردند که حقوق جزای اسلام در این زمان کاربرد ندارد و خشونتآمیز است.
همچنین استدلال میکردند که برای حفظ قداست دین باید سعی کنیم به حداقل تاثیرگذاری دین در جامعه اکتفا کنیم.» وی افزود: «روشنفکر مذهبی با مبانی لیبرالیسم همه تلاشش را در ایران به نام دین انجام میدهد تا اسلام را منزوی کند و همه ارزشها را با عنوان جامعه مدنی ابراز کند. ما در اسلام جامعه اسلامی داریم. جامعه مدنی بر مبنای لیبرالیسم است.»
وی این بار نامی از طرف مقابلش برد و خاتمی را مورد خطاب قرار داد: «یک بار وقتی آقای خاتمی سخنرانی میکرد که البته بعدا به خود ایشان هم گفتم 27 مرتبه از واژه جامعه مدنی استفاده کرد. علت همه اینها این بود که عمق اندیشه غربی و لیبرالیستی بود منتها به دلیل تربیت و خاستگاه اجتماعی یا محیط مذهبی ایران، ناچار بودند نامیهم از دین بر آن ماهیت بکشند.»حسینیان که سالها دانشآموخته مدرسه حقانی قم بود و بهشتی از اعضای موسس این مدرسه، پس از انقلاب هم به نهادهایی وارد شد که بهشتی در آن تاثیرگذار بود. او گفت: «من با وی حشر و نشر داشتم و رابطه استاد و شاگردی میان ما برقرار بود.در برنامهای که ایشان برای مدرسه حقانی تدوین کرد، دروسی مانند اصول روانشناسی، فلسفه، اقتصاد و... بود و میفرمود طلبه باید با اقتصاد، روانشناسی و فلسفه آشنا باشد چون همه اینها برای چگونه زیستن است تا دغدغههای بشری را بفهمد و سوال برایش ایجاد شود تا وقتی به متون دینی مراجعه میکند به دنبال دریافت پاسخ پرسشهایش باشد.»حسینیان افزود: «دیگران به ما تحمیل میکنند؛ از این رو نه آدمهای دگم و کوتهبین بهشتی را تحمل میکردند و نه آدمهایی که به مکاتب دیگر چشم دوخته و در آنجا ریشه داشتند.» وی در پایان از روایتی نقل کرد که تاکنون از سوی کسی نقل نشده بود.او گفت: «بعد از تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین یکی از افراد این سازمان نوشته است که در سال 54 جلسه گرفتیم و مذاکره کردیم که حال باید چه کرد. اولین حرف تقی شهرام این است که بهشتی باید از بین برود؛ زیرا تنها کسی که همآورد ماست و میتواند با ما مقابله کند بهشتی است. البته ظاهرا گفتند به دلیل جو موجود و احتمال موضعگیری گروههای مذهبی در مقابل سازمان مجاهدین بهتر است تصادفی نمایشی را صورت دهیم و بهشتی در آن تصادف از بین برود اما به هر حال موفق نشدند. بعد از انقلاب نیز اولین گروه توهینکننده به شهید بهشتی همین جریان نفاق و دومین گروه جریان التقاطی لیبرالیستی بود.»
منحنی قم ـ تهران در زندگی بهشتی
پس از حسینیان، عسگراولادی، دبیر کل جبهه امام و رهبری که کمتر در گذشته در کنار این روحانی رادیکال دیده میشد، به بیان دغدغههای خود پرداخت. او در ابتدای سخن گفت: «در این مراسم ضمن اینکه داریم به یک اسلامشناس عرض ادب میکنیم راجع به یک دانشمند دانشگاهی و یک متخلق به اخلاق الهی و فردی که در ولایت حقا ذوب شده بود، اظهارنظر میکنیم.» وی افزود: «عمده شما مستحضرید که ایشان چهار سال مقدمات را در علوم حوزوی طی کرد. از سال 1325 تا 1342 یعنی حدود 18 سال در حوزه به اسلام و ساماندهی ذهنی خود بر اساس اسلام شناخته شده پرداخت و منحنی را طراحی کرد که باید حرکت خود را از قم شروع کند تا آنجا که اسلام پیاده شود و اینها از ویژگیهای منحصر به فرد ایشان است.»
حبیبالله عسگراولادی با بیان نام استادان شهید بهشتی و مدت تعلم وی نزد آنها خاطرنشان کرد: «شهید بهشتی در این مدت واقعا اسلام را شناخت، نه تنها خیابانهای اصلی و خیابانهای فرعی آن را بلکه کوچه پس کوچههای اسلام را نیز شناخت و خود را در پیادهکردن این اسلام آماده کرد.»
او به ذکر شرایطی که شهید بهشتی بیان کرده بود پرداخت و اظهار داشت: «یکی از موضوعاتی را که ایشان فرمودند این بود که «من قبل از آنکه روحانی باشم مسلمانم. اگر اقتضا کند که روزی جلو یک سینما یا تئاتر بروم و روی چهارپایه بایستم و برای جوانان صحبت کنم این کار را خواهم کرد. اگر مشکل عمامه من بود، عمامه را برای اسلام زمین میگذارم. بعد نگویید این آخوند چطور شده است.»
دبیر کل جبهه پیروان خط امام و رهبری ادامه داد: «دومین موردی که شهید بهشتی فرمودند این بود که بدانید من نسبت به همسر و فرزندانم متعهدم و خود را ملزم به مراعات وظایف خدایی خود راجع به همسر و فرزندانم میدانم. یک روز نیایید بگویید یک آخوند رفت زنپرست و زندگیپرست شد، چراکه من نسبت به همسرم و فرزندانم موظفم.»
وی در بیان شرط سوم شهید بهشتی اظهار داشت: «شرط دیگری که ایشان فرمودند و باید به آن دقت ویژهای شود، آن است که گفتند من قصد دارم چهار تا شش سال در یکی از کشورهای غربی در یک شهر دانشگاهی زندگی کنم زیرا آن کسانی که میآیند حکومت را در کشور اداره کنند، اغلب از این دانشگاهها هستند و ما غافلیم که اینها چگونه تربیت میشوند.
من خود را موظف میدانم چهار تا شش سال در یک دوره حداقلی زندگیام را در یک شهر دانشگاهی در غرب ترتیب دهم. اگر من رفتم، نگویید این آخوند فرنگی شده است.»
نام آبادگران پیشنهاد اساتید بسیجی
سخنران دیگر مراسم موتلفه هم، محمدنژاد بود که از وی به عنوان «بنیانگذار بسیج استادان دانشگاهها» نام برده شده است. وی سخنانش را به نگاه تشکیلاتی شهید بهشتی اختصاص داد و چنین گفت: شهید بهشتی در سن 19 سالگی در محضر حضرت امام و آیتالله بروجردی درسشان را ادامه میدهند. با آشنایی با حضرت آیتالله مطهری و آیتالله منتظری و به توصیه آیتالله بروجردی در سن 20 سالگی برای تبلیغ اعزام میشوند. در همین سالهاست که با مرحوم شهید مفتح، آیتالله موسی شبیریزنجانی، امام موسی صدر، آیتالله مکارم شیرازی، آیتالله آذری قمی، آیتالله مشکینی، آیتالله ربانیشیرازی، آیتالله موسوی اردبیلی و افراد دیگر کاری جمعی را شروع میکنند. جلسات گفتار ما ظاهرا جزو اولین جلسات مهمیبود که ایشان با انتشار مقالات و کتبی در این زمینه و گفتار عاشورا شکل میدهند. وی در ادامه درباره فعالیتهای بسیج استادان گفت: ما چند کار در کشور انجام دادیم که بسیار جواب داد. همین آبادگران که اسمی از ما در آن نیست. ما اسمش را انتخاب کردیم و جواب داد؛ البته اخلاص، تدبیر و موارد دیگر هم لازم است؛ اما میبینیم خیلی از این تشکلهای کوچک را در داخل و خارج ایجاد کردیم که در برهههای خاصی بسیار جواب داد. ما از این تشکیلات سنتی باید مقداری فاصله بگیریم و وارد مراحل مدرن تشکیلاتی شویم. وی در ادامه در بیان مواردی که درباره بحثهای تشکیلاتی باید مدنظر قرار داد، چنین گفت: در مسائل تشکیلاتی باید نظریهپردازیهای کلاسیک و نئوکلاسیک را یاد بگیریم. اهمیت فرآیند هدفگذاری در تشکیلات بسیار مهم است که شاید ما اصلا نمیدانیم چیست. ضرورت و روشهای همبندی تشکیلاتی را نیز باید مدنظر قرار دهیم؛ یعنی باید توجه داشته باشیم که مولفههای مختلف تشکیلاتی یک جایی همبندی شوند و بردارهای آنها به یک مولفهبرداری تبدیل شود.
بنیانگذار بسیج استادان دانشگاهها اضافه کرد: مفهوم قدرت در یک تشکیلات را به معنای واقعی باید بفهمیم. من در جلسات مختلفی که در موتلفه بودم به برخی میگفتم چرا ابا دارید از اینکه بگویید ما میخواهیم دولت را بگیریم و حکومت کنیم. چه اشکالی دارد؟ میگفتند نه ما میخواهیم خدمت کنیم. گفتم اگر شما هدفمند حرکت نکردید و یکی دیگر آمد دولت را از شما گرفت، کما اینکه زمان بنیصدر این اتفاق افتاد، فکر میکنید خدمت کردهاید؟ پس بیایید براساس اصول و فروع حرکت کنید و بگویید هدف ما اصلا تشکیل دولت اسلامی است.
محمدنژاد تاکید کرد: چه تشکیلاتی بهتر از موتلفه که این طور مایه دارد، هزینه کرده، پشتوانه معنوی دارد و الحمدالله باعث مباهات هم هست. بنده با این که به هیچ حزب خاصی وابسته نیستم اما معتقدم سهم موتلفه در هدایت کشور و مسوولیتها بیش از اینهاست. الان شما میبینید طرف شب میخوابد و صبح میآید وزیر میشود. بنابراین یک حرکت بنیادین و ریشهدار مورد تایید امام و رهبری باید صورت داد که این حرکت باید جایگاه ویژه خود را داشته باشد؛ البته در تشکیلات ایدئولوژی بسیار مهم است و خوشبختانه مجموعه موتلفه این سرمایه را دارد.