مصطفی کبیری
در راستای بسط تفکرات اسلامی، اعتلای ارزشهای انقلاب اسلامی و نیز احیای فرهنگ ایرانی در مقام تقابل با فرهنگ و تفکر سکولار غرب، برنامهریزی برای دو فضای جغرافیای متفاوت ضروری است:
1. فضای داخل ایران و 2. فضای خارج آن.
برنامهریزی پیرامون مسائل داخلی و ایجاد استراتژیهای کلان بر مبنای آن و نیز طراحی تاکتیک و تکنیکی در این خصوص نیازمند سلسله مباحث مستقل و تخصصی خاص خود است که در این کوتاه نمیگنجد. اما پیرامون فضای خارج از ایران در یک نگاه کلی میتوان سه بستر مهم را جهت فعالیت مشخص نمود:
1. تقابل با تهاجمات فرهنگی:
این بستر، در بعد تدافعی نظام اسلامی قابل تعریف و ناظر بر تقابل شبیخون فرهنگی دشمن و رد شبهات آنها جهت تنویر افکار امت اسلام و بویژه جهان تشیع است.
امروزه وجود تحرکات برنامهریزی شده و اختصاص بودجههای کلان پیرامون تهاجم فرهنگی در جهت استحاله جهان اسلام و به طور خاص انقلاب اسلامی بر کسی پوشیده نیست.
2. هجمه متقابل:
بستر فعالیت مذکور را میتوان به دو مؤلفه اصلی تقسیم نمود:
الف ـ هجمۀ متقابل خزنده یا آرام که همراه با زمینهسازی مناسب است و دایره زمانی زیادی را در بر میگیرد. این نوع هجمه از عمر، زیادی برخوردار است و در صورت موفقیت میتواند تاثیر منفی بر دشمن داشته باشد.
ب ـ هجمه متقابل سریع: این مؤلفه پیرامون هجوم به نمونههای مطرح بیگانگان در هر دوره است که در مقاطع زمانی متفاوت با توجه به وضعیت بینالمللی و نیاز داخلی آنها، قابل تغییر میباشد. دو مؤلفه مذکور با توجه به استراتژیهای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت غرب تغییر میکند و جنبه تهاجمی نظام اسلامی را تشکیل میدهد.
3. فعالیتهای گسترده با محتوای ابلاغ ارزشهای انقلاب اسلامی:
تفاوت این بستر با شماره 1، در خاستگاه فعالیت است. به عبارت دیگر خاستگاه این بستر در چارچوبهای مهم آموزشی و تبلیغ تفکرات و ارزشهای مطلوب است لکن بستر فعالیت مطرح در شماره 1، در بعد تدافعی نام و پیرامون رد شبهات است و طبعاً ـ به علت پراکندگی موضوعات مشتبه ـ از سیر منظمی برخوردار نیست.
بهترین راه هجوم به دشمن، شناسایی علمی بنمایهها و ریشه تفکرات او، تحلیل دقیق و واقعی ساختارهای متکی به این ریشههای و نیز پی بردن به نقاط قوت و ضعف شاکلۀ فکری ـ عملیاتی دشمن است.
در واقع نگاهی از نزدیک به این ابعاد میتواند فوقالعاده مؤثر باشد.
چه اینکه هر بازیگر سیاسی در صحنۀ بینالملل، جهت اتخاذ گزینۀ عقلایی در روابط خود لازم است دایرۀ اطلاعاتی و آماری خویش را تا حد توان، وسیع و حجیم نماید تا بتواند طی پردازش آنها، از حداکثر منافع و حداقل مضرات بهرهمند باشد در حقیقت آنچه از شواهد بر میآید؛ عدم شناخت حقیقت همهجانبه از وضعیت داخلی جامعه و نیز ساختار فکری حاکم بر آن ـ که در نفوس افراد جامعه نفوذ یافته ـ در هر دو سوی ایران و غرب وجود دارد.
امروز ما از میزان رضایتمندی مردم ایالات متحده از وضعیت فرهنگی، عقیدتی، سیاسی و اقتصادی خودشان آگاهی کاملی نداریم، پس چگونه میتوانیم در اتخاذ راهبرد متناسب پیرامون دنیای غرب ـ بویژه ایلات متحده ـ به شکار فرصتهای مناسب بپردازیم. البته مشکل نقصان بسته اطلاعاتی ـ آماری مذکور دو طرف مقابل نیز (نسبت به جامعه ایران) دیده میشود.
به همین علت زمانی که ایالات متحده پس از صرف هزینههای بالای تبلیغاتی و اتخاذ جنگهای روانی پر دامنه ـ در بعد نظامی و یا فرهنگی ـ سیگنالها ینهای خود را به سمت داخل کشور ارسال میکند یا جوابی کاملاً دور از انتظار مواجه میشود. (1)
این وضعیت هزینۀ جنگ را برای طلایهداران دوسوی، سنگر، بالا برده است.
در این راستا نخبگان متعهد داخلی که در کنار حفظ تعهدات و ارزشهای خود، توانستهاند به سیستم فکری و عملیاتی دشمن نزدیک شوند و با دیدن باز آن را بشناسند میتوانند به منزلۀ چشم نظام اسلامی عمل نمایند و با انتقال اطلاعات گرانبهای خود، راه را برای طراحی و مدیریت سیستم متناسب با آن اطلاعات، همواره سازند.
لازم به یادآوری است انجام کوششهایی که در طیف مکتوب پیش رو قرار میگیرند، قطعات پازل تئوریک و عقبۀ فکری نظام اسلامی را د فرآیند تقابل با غرب تشکیل میدهند و از این رو در همین راستا در فاز اجرایی نیز با دو نوع عامل سروکار داریم.
1.عامل نهادها 2.عامل نیروی انسانی
در بعد عامل نهادها، مشخص نمودن حیطۀ فعالیت نهادها، سازمانها و وزارتخانهها در انجام امور فرهنگی و تبلیغاتی خارج از کشور (به خصوص در حیطه دنیای غرب) و نیز نوع اموری که باید صورت پذیرد، بسیار مهم است. جلوگیری از انجام فعالیتهای فرهنگی و عقیدتی و مغایر با اهداف عالیۀ نظام اسلامی و ممانعت از فعالیتهای موازی نهادهای مختل در خارج از کشور (که سبب افزایش بالای هزینهها میشود) و نیز مشخص نمودن نوع فعالیتهای فرهنگی و عقیدتی، جمعآوری اطلاعات و دادهها و انجام نیازسنجیهای دقیق در زمینههای مختلف عقیدتی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی از جمله ضرورتهای فعلی نظام است. در واقع پس از سر و سامان دادن به فضای تبلیغاتی خود در خارج از کشور (در دو بعد تدافعی و تهاجمی)، شرایط برای ورود آموزههای مطابق با فطر اسلامی ـ انقلابی در مان واحدهای بینالمللی و جوامع انسانی دیگر بیشتر فراهم خواهد شد.
از سوی دیگر و در این رابطه، نوع تبلیغات انجام گرفته تاکنون باید آسیبشناسی اساسی شود. اگر به سمت آسیبشناسی مزبور حرکت نمودیم و آسیب خاصی را تشخیص ندادیم، مشخصاً نشانه ضعف معرفت و شناخت ما خواهد بود. وجود ابهام، سؤال و بیخبری پیرامون معرف مطلوب از جمله آسیبهای موجود در بعد تبلیغاتی نظام اسلامی است.
از جنبۀ عامل انسانی نیز انتخاب مبلغین رایزنهای معتقد و متعهد به چارچوبهای نظام اسلامی و تفکر انقلابی که دارای سه خصیصه دانش، تقوا و تحرک بالا هستند، ضروری است. اگر این افراد ـ که باید در خط مقدم جبهه ایمان و کفر و چشم در چشم دشمن فعالیت نمایند ـ اعتقاد کاملی به چارچوبهای نظام اسلامی نداشته باشند، نمیتوانند به عنوان مدافعی ممتاز از این حریم دفاع کنند.
حضور افراد مذکور در دانشگاهها، کلیساها، پژوهشکدهها و به طور کلی مراکز علمی جوامع گوناگون طرح متناسب با مبانی اعتقادی اسلامی ـ انقلابی در سطح نخبگان، ممکنترین و نیز یکی از بهترین شیوههای تغییر نرم در آن جوامع است. مطمئناً دولتهای گوناگون در مقابل صحبت مستقیم نمایندگان نظام اسلامی، حدودی را متصور شده و اعمال میکنند. البته گفتنی است که وجود حدود مذکور به معنای عدم وظیفه در استفاده از فرصتها پیرامون برخورد چهره به چهره با مردم جوامع گوناگون نیست. صحبت رویاروی با مردم و نیز تبیین و روشن نمودن ابعاد مکتب اسلام برای قلوب آنها هر چند در مقام مقایسه با مخاطب قرار دادن نخبگان، از امکان وقوع کمتری برخوردار است لکن از بهترین شیوههای ابلاغ پیام و حرکت در مسیر علو ارزشهاست.
همچنین طلایهداران ذکر شده پیوسته باید از طریق نهادهای فکری ـ عقیدتی جهان اسلام تغذیه شوند و طبق برنامهریزی مدون و به طور معین به داخل کشور بازگشت داشته باشند تا از این طریق بتوانند از چند موهبت استفاده کنند:
1. استفاده از فضای جامعه اسلامی
2. شرکت در کلاسهای تخصصی پیشبینی شده
3. طرح نقاط اصلی اصطکاک در جمع اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی در داخل و انجام کارشناسی دقیق و همهجانبه بر روی آنها
4. شرکت در برخی مراسم مذهبی غنی با حضور سخنرانان و مداحان برتر کشور (این مؤلفه میتواند سبب پویایی روحیۀ حماسی در وجود آنها شود) و...
مجموعۀ تلاش تئوریک نظام اسلامی به همراه نوع خاص اجرای شدن آن (که در هر دو بعد، به صورت بسیار خلاصه نکاتی مطرح شد) سبب برخورد مستقل و انقلابی نخبگان و رایزنهای نظام اسلامی با جریان جهانی میشود و میتواند از نگاه تقلیدی نسبت به مشی و فرهنگ غربی جلوگیری نماید. نباید فراموش شود مجموعۀ افرادی که در دو بُعد تئوریک و اجرایی تفکر مورد نظر گام برمیدارند، حاملان اصل اقتدار معنوی نظام اسلامی هستند.
اگر در کار خویش سستی نشان دهند و بزرگی و تاثیر آن را نشناسند، یافتن بدیلی به جای آنها در نظام ـ که بتواند نیاز مذکور را برطرف نماید و این تفکر را به جهان ابلاغ کند ـ اگر غیرممکن نباشد بسیار دشوار خواهد بود.
از طرف دیگر اگر مبلغان اقتدار معنوی با توجه به عقبۀ غنی تفکر اسلامی و شناخت ظرفیتها و فرصتهای موجود به این میدان جهاد وارد شوند برای بسط تفکرات انقلابی و پیروزی اقتدار معنوی بر قدرت مادی غرب امید زیادی ایجاد خواهد شد. به عبارت دیگر اگر نظام اسلامی در صحنۀ فکر و فرهنگ، گامهای بلندی بردارد، ضمن خنثیسازی تهدیدات مادی، میتواند نظارهگر فراگیری هرچه بیشتر آموزههای فطری اسلام باشد. البته لازم به یادآوری است که نوع فعالیت اقتدار معنوی در واحدهای مختلف بینالمللی متفاوت است. در اینباره در خطوط دیگر، بحث نسبتاً مبسوطتری خواهد شد. لکن طرح این نکته مطلوب است که در هر واحد بینالمللی با علم به تفکر حاکم بر آن دیار و تفکرات فرعی موجود در آن، باید به آسیبشناسی آن پرداخت و سپس با زبان و تفکر جانشین ـ که همان زبان و تفکر اسلامی و انقلابی است ـ بدیل خود را مطرح نمود.
چالش میان نظام اسلامی با تفکر غربی، که برخاسته از هویت فکری این نظام است، چالشی گریزناپذیر میباشد و باید از سوی همان اقتدار معنوی پشتیبانی شود.
فعالیت در فضاهای گوناگون چگونه خواهد بود؟
پس از گذر از بحث لزوم تلاش تئوریک و اجرایی در راستای بسط تفکرات اسلامی که افتخارآمیزترین اهداف قابل تصور و تعریف برای هر فرد مسلمان هستند، ذکر نکاتی چند پیرامون نوع فعالیت در فضاهای عقیدتی متفاوت، مفید است. به عبارت روشنتر در این مقوله به طور کلی با دو فضای جداگانه مواجه هستیم.
1.فضای جهان اسلام
2.دیگر واحدهای بینالمللی
حال به طور مختصر پیرامون هر یک توضیح میدهیم.
فضای جهان اسلام
خاستگاه بحث پیرامون فعالیت فرهنگی و عقیدتی درون فضای جغرافیایی جهان اسلام، پیروزی انقلاب اسلامی و به تبع آن تولد نگرشی جدید مبنی بر توان آموزههای اسلامی در ایجاد و کنترل جریان عظیم انقلاب است. عامل مهم دیگر نیز که به عنوان تکمیلکننده نگرش مذکور رخ مینماید، تدوین قانون اساسی مدرن براساس احکام اسلامی و اداره ساختارهای گوناگون هر کشور بر پایه آن قانون است. به عبارت گویاتر، انقلاب سبب بروز دو خصیصه انگیزش و سازندگی مکتب اسلام و همچنین باعث تجدیدنظر قهری، پیرامون نقش دین و زندگی بشر در سرتاسر دنیا و بالاخص نقش احکام اسلامی در جهان اسلام شده است. حال در فضای داخلی جهان اسلام، با دو مؤلفه اصلی روبهرو هستیم.
الف) حفظ اتحاد با جهان اسلام
ب) بسط تفکرات انقلاب اسلامی
در مؤلفه نخست، اعلام مواضع رسمی و همسو با کل جهان اسلام از جانب زمامداران داخلی و نیز همراهی امت اسلامی با آن مواضع، میتواند موجب تعمیق اتحاد شود.
برای تحقق مؤلفۀ دوم، وظیفهای سنگین و ظریفتر بر دوش متولیان امر احساس میشود. از جمله اینکه ساکنان ممالک اسلامی لازم است پیشرفت مادی و معنوی را در دو بعد فردی و ساختاری در نظام سیاسی ایران مشاهده نمایند تا سبب تلطیف نظر آنها نسبت به مبانی این نظام شوند. همچنین منابع پایهای و ماخذی به راحتی. مثلاً از طریق فضاهای مجازی. در اختیارشان قرار گیرد.
دیگر واحدهای بینالمللی
اسلام دین زندگی با تمام زوایای فردی و اجتماعی و نیز ابعاد اقتصادی، سیاسی، نظامی و... است و در تمامی جنبههای مذکور، نوع نگاه و آموزههای خاصی را مطرح مینماید. تفقه 1400 ساله در آموزههای مذکور، سبب بروز نصرت خدا بر اهل دین گشته است. تکلم با جهان غیرمسلمان، تعامل در زمینۀ اصول است تا پس از گذر از این مرحله، نوبت به فروع دین و احکام آن فرار رسد. تبیین نگاه اسلام نسبت به انسان، تولد مرگ، جهانم مابعدالطبیعه، مجموعه آفرینش خلقت، فلسفۀ ارسال پیامبران عظیمالشان، لزوم ارسال پیامبر خاتم و دین کامل و... ابلاغ نگرش مکتب اسلام پیرامون جهان و انسان و نیز تبیین آن برای همگان است.
نباید فراموش نمود که انجام فعالیت عقیدتی و فرهنگی در فضای خارج از نظام اسلامی، به ظرافت و دقت بسیار بالایی نیازمند و پیوسته در آن، کیفیت و محتوا بر کمیت و حجم برتری دارد . به عبارت روشنتر هدف نظام اسلامی در فعالیتهای برونمرزی خود، عبارت از مطلع، حساس و علاقمند کردن و در نهایت معتقد نمودن نخبگان و افکار عمومی مخاطبان با استفاده از لحن و بیان است.
در این رابطه، محتوای ابلاغ پیوسته ثابت است لکن شیوۀ بیان آن میتواند با توجه به شرایط موجود، متفاوت باشد. مهم آنکه محتوای ابلاغ، پیوسته فراگستردن اسلام ناب و تفکر انقلاب است و باید مرزهای جدایی آن با اسلام طالبانی، اسلام وهابی و ... روشن شود.
یادآوری این نکته ضروری است که دشمنتراشی جدید دنیای غرب و تفکر لیبرال ـ دمکراسی (پس از فروپاشی شوروی)، معطوف به دنیای اسلام است. سؤال اینجاست که در این وضعیت، کدام نگرش اسلامی سبب ایجاد چالش در پیش پای غرب شدها ست. به یقین آن طرز نگاه به اسلام که سبب انفعال شده و یا منتج به تحرکات کور و دگم غیرانسانی میشود، جز به خود اسلام، به تفکر دیگری آسیب نخواهد رساند. لکن نگاه به حقیقت اسلام و طی طریق بر مبنای آن سبب پرورش قوۀ عاقلۀ فرد و زوایای فطری وجود انسان شده و نوعی منظر متفاوت و قابل تامل را به جامعۀ بشری عرضه میکند، میتواند بعد دید و منظر نگاه غرب را در جهان امروز، به چالش بکشد.
این نگاه و طرز تفکر در کنار فرهنگ غنی اسلامی ایرانی است که اقتدار معنوی نظام را تشکیل میدهد و با اهتمام در جهت شجاعت و ادب انقلابی، در ذات خود پتانسیل بالایی را در راستای تقابل با اقتدار مادری در اختیار ما میگذارد.
ترسیم آینده
تفکر اسلام ناب برخلاف تفکر امروز ماتریالیستی غرب که با نمایه سکولاریسم رنگ گرفته و رفاه مادی را به قیمت معنویت خریداری نموده، دو بال پیشرفت و توسعۀ مادی را در کنار اوجگیری معنوی، تحت سایه تعالیم الهی نگرش اسلامی ممکن میداند و آن را نهایت مطلوب در این مزرعه آخرت برمیشمرد.
احیای واقعی نیازهای معنوی بشر از جمله عفت، نجابت، حفظ حریم انسانها در پرتو بندگی خداوند، قرار دادن مادیات دنیا در راستای جهان دیگر، عدم قبول رشد سرسامآور برخی به بهای خرد شدن برخی دیگر، مبارزه و مقاومت پیرامون رسیدن همۀ انسانها به رشد و تقوا، اهمال حاکمیت الهی از طریق بزرگان برگزیدۀ جاری شدم حدود الهی در جامعه انسانی و سایر برجستگیهای اخلاقی از جمله مواردی هستند که نظام اسلامی در کنار پیشرفت و توسعۀ مادی، به آنها توجه ویژه دارد. سیستم ذکر شده اسلامی را مطرح مینماید که با علم، پیشرفت و حرکت همراه است و آخرتی را نمایان میکند که مسیرش از قلب دنیا میگذرد.
ایجاد انسجام میان جوامع و افرادی که نقطۀ اشتراکشان، دلبستگی به تفکر اسلامی و انقلابی است و برقراری روابط علمی، پژوهشی و احساسی میان آنها در سرتاسر عالم، سبب افزایش پتانسیلهای جهان اسلام میشود.
امروزه این نظام، تنها معارض عقیدتی پر قوت در مقابل لیبرال ـ دمکراسی است. باید در راستای این تقابل عظیم، میدان بازی را در اختیار بگیرد. و با هوشیاری از این پس این چالش برآید تا بتواند در حد توان خود، زمینهساز ظهور ودیعه حضرت حق، مهدی موعود(عج) در زمین شود.
1ـ در اینباره نمونههای زیادی وجود دارد. مثل فرستادن بیانیه مطبوعاتی جرج دبلیو بوش به مردم ایران در تاریخ 12 جولای 2002 که با مخالفت و تظاهرات بسیار وسیع مردم مواجه شد.