علی آقامحمدی
درخواست مذاکره ایران با آمریکا بر یر مسایل عراق، برای نخستین بار از سوی ریاست مجلس اعلای عراق مطرح شد و بعد از سوی ابراهیم جعفری، طالبانی و در نهایت از جانب نوری مالکی، نخست وزیر ادامه یافت.
این درخواستها برای آن بود که 2 کشور ایران و آمریکا در این کشور ایجاد شده، بر سر میز مذاکره بنشینند.
طرف آمریکایی از همان ابتدای طرح این درخواست کتبی به ایران طفره رفت؛ چرا که گمانش بر آن بود که میتواند این بحران خود ایجاد کرده را به تنهایی و بدون حضور ایران حل کند؛ اما تحقیقات کمیته بیکر ـ همیلتون و انتشار گزارش این کمیته حاکی از عمق فاجعه عراق و واماندگی ارتش آمریکا از حل مشکل عراق بود و تحلیل این گروه نشان داد که آمریکا دیگر نمیتواند تنها با استفاده از نیروی نظامی، مشکل عراق را حل کند؛ بلکه حل این مشکل در گرو اجرای دهها روش مختلف از جمله گفتگو با همسایگان عراق بویژه سوریه و ایران است.
دولت بوش در ابتدا برآن بد تا این درخواست را روکند؛ اما با افزایش فشارهای داخلی از سوی دموکراتها و ناتوانی دولت جورج بوش مجبور شد با تغییر برخی سیاستهای خود به سمت گفتگو با ایران چرخش کند و برای این کار درخواست کتبی دهد.
بنابراین میتوان 7 خرداد را تجلی ضعف آمریکا دانست؛ چرا که پس از مداخله در عراق و ایجاد بحران در این کشور نتوانست این معضل را حل کند و در نهایت مجبور شد به سمت کشوری که به دشمنی فعال با آن مشغول بوده، روی آورد.
در این مرحله، جمهوری اسلامی ایران میتوانست درصد تلافی مشکلات و اختلافات قدیمی خود با ایالات متحده براید و آن را به حال خود رها کند تا همان طور در مرداب بماند؛ اما ایران بارها نشان داده که با یک دید استراتژیک. به دنبال حل مشکلات کشور همسایهاش یعنی عراق است.
بنابراین تصمیم ایران به حضور در این مذاکرات، بسیار سخت و شجاعانه بود؛ چرا که طرف مذاکره کشوری است که پس از انقلاب اسلامی به روشهای مختلف دشمنی را با ایران نشان داده و در حال حاضر هم در خصوص پرونده هستهای هر روز درصدد تهدید کشورمان است.
اما با وجود تصمیم درست و شجاعانه برای حضور در این نشستها، با توجه به پیشینه روابط، نمیتوان از این مذاکرات انتشار پیشرفت سریع و قابل توجهی را داشت بلکه ما باید با دیدی بلندمدت به فکر پایهریزی مناسب برای ادامه این مذاکرات باشیم تا بتوانیم در آینده به مرور، مشکلات عراق را حل کنیم.
اما نکته قطعی این است که گفتگوهای ایران و آمریکا در حال حاضر همانطور که رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز تاکید فرمودند، تنها بر سر مشکلات عراق است و با توجه به زخم مزمن در روابط ایران و آمریکا، سادهلوحی است اگر ما در پی حل اختلافات خودمان با آمریکا در این نشستها باشیم، زیرا آمریکا همچنان دشمنیهای خود با ایران در زمینههای مختلف ادامه میدهد و تاکنون شاهد عقبنشینی این کشور از مواضع خصمانهاش نسبت به ایران نبودهایم. بنابراین هرگونه گفتگو بر سر مسائلی به غیر از عراق در شرایط حاضر، میتواند به عبور از خطوط قرمز انقلاب اسلامی منجر شود.
در نتیجه، میتوان گفت این مذاکرات با توجه به این که با هدف حل مشکلات عراق شکل گرفته، باید به همین منظور ادامه یابد و بدون انتظارات غیرواقعبینانه و با یک پایهریزی مناسب، در حال حاضر به حل مشکلات عراق در آینده امیدوار باشیم.