علی موسوی خلخالی
بیمیلی کشورهای عربی برای شرکت در این کنفرانس روز به روز بیشتر میشود. میتوان گفت اعراب از موفقیتآمیز بودن کنفرانس هراسان هستند زیرا معتقدند نتایج مثبت این کنفرانس به ضرر نظامهای حکام آنها خواهد بود.
کشورهای عربی به فکر شرکت در این کنفرانس هستند. تا قبل از سفر رایس به منطقه مصریها چندان اظهارنظری درباره شرکت کردنشان در این کنفرانس ابراز نمیکردند. اما با آمدن رایس به قاهره و قول مساعد وی به کمک 5/8 میلیارد دلاری آمریکا به مصر، قاهره برای شرکت در این کنفرانس ترغیب شد، هر چند امید چندانی به موفقیتآمیز بودن این کنفرانس ندارد. مصریها از این که در بازی گرفته نمیشوند، رنجیده خاطرند. البته یکی از دلایل عمده این امر وجود مشکلات داخلی در داخل مصر است. سرکوب گسترده مطبوعات، مخالفان سیاسی، احزاب رقیب و فعالان مذهبی نزدیک به یک ماه است که رو به فزونی نهاده و این موضوع مورد انتقاد شدید غرب قرار دارد. گرچه فشارهای غربیها نیز نتوانست چرخه سرکوب دولت مصر را از حرکت باز دارد. در این میان دولت مصر نیز برای کاهش این فشارها اقدام به مذاکره با جنبش حماس در نوار غزه کرده به خود بکاهد. از طرفی مصر خود در این کنفرانس را به نوعی بازی برد ـ برد میبیند. زیرا در وهله نخست میتواند در میان جهانیان عرض اندام کندو خود را به عنوان مدافع حقوق فلسطینیان که سابقه مبارزاتی طولانی نیز در پرونده خود دارد، معرفی کند. دوم این که از آنجایی که به عنوان مهمترین کشور عربی از لحاظ قدرت دیپلماسی و سیاسی محسوب میشود، میتواند در آناپولیس از این مزیت بهره برده و تا حد ممکن به امتیاز خواهی برای حفظ منافع خود اقدام کند و چیز دیگر که همانطور که پیشبینی میشد. سفر مقامهای آمریکایی به منطقه که برای به نتیجه رساندن مذاکرات صلح فلسطین و اسرائیل انجام شده بود، تاکنون به شکست انجامیده است. کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا که با ناامیدی به خاورمیانه آمده بود با ناامیدی نیز منطقه را ترک کرد تا گمانهزنیها درباره احتمال شکست در کنفرانس صلح اعراب و اسرائیل در«آناپولیس» بیش از پیش تقویت شود. در همین حال بیمیلی کشورهای عربی برای شرکت در این کنفرانس روزبهروز بیشتر میشد. به اعتقاد دولتمردان عرب؛ کنفرانس آناپولیس نیز همانند دیگر کنفرانسهای منعقد شده برای صلح اعراب و اسرائیل محکوم به شکست است و در بهترین حالت همانند کنفرانس مادرید در سال 1991 خواهد بود که آن نیز در نهایت شکست خورد. موضوعی که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان بهانهای بیش نیست زیرا اعراب خود قلبا تمایلی برای موفقیتآمیز بودن مذاکرات صلح اعراب و اسرائیل ندارند و حتی برای شکست خوردن آن مستقیم یا غیرمستقیم نهایت تلاش خود را به کار میگیرند. به اعتقاد اعراب در صورتی که مذاکرات صلح فلسطینیان اسرائیلیها به نتیجه برسد حکومتهای دیکتاتوری آنها فورا از هم پاشیده خواهد شود. اما در این میان مصریها و عربستانیها بسیار تلاش کردند تا این اجلاس برگزار شود. هر دوی این کشوها برای شرکت در این کنفرانس و امتیازگیری از طرفهای اروپایی دندان تیز کردهاند.
اصرار عربستان و مصر
در این میان عربستان و مصر بیش از دیگر اهمیت بسزایی برای مصریها دارد این است که حسنی مبارک میتواند در آنجا بر سر ادامه روند نظام کنونیاش در مصر که خود رهبری آن را برعهده دارد در ازای حمایت از گفتوگوهای صلح خاورمیانه به معاملهای همه جانبه با آمریکاییها بپردازد. مشابه چنین اهدافی را عربستان سعودی نیز در سر میپروراند. عربستان چند سال است که خود را به عنوان پیر دینی و سیاسی اعراب معرفی میکند. عربستانیها پس از حادثه 11 سپتامبر که اعتبار آنها را به شکل بیسابقهای زیر سوال برد، تلاش زیادی کردند تا این موقعیت کنونی خود را به دست آورند. سیر صعودی قوت دیپلماسی عربستان زمانی آغاز شد که مکه در ابتدای سال جاری میلادی میزبان سران گروه فتح و حماس برای امضای توافقنامه صلح شد. گرچه این نشست در نهایت به شکست انجامید و حماس رسما از گردونه قدرت در فلسطین کنار گذاشته شد اما بهرهبرداریهای سیاسی عربستان از این تفاهمنامه بسیار زیاد بود. به گونهای که رسما بازگشت قدرتمندانه عربستان به عرصه سیاست خارجی اعراب و جامعه جهانی را رقم زد. کنفرانس ریاض و طرح مجدد صلح پیشنهادهای عربستان با اسرائیل که جنجالهای رسانهای اعتبار تازهای به آن بخشیدند، اوج دیپلماسی عربستان محسوب میشود. از همین رو عربستان کنفرانس پاییزه را به نوعی مکانی برای امتیازگیری مجدد و عرض اندام در مقابل دولتمردان غربی و عربی میداند. در نشست سران کشورهای عضو سازمان ملل در نیویورک دولت عربستان با روی گشاده از دعوتش با این کنفرانس استقبال کرد و سعودالفیصل وزیر امور خارجه آن رسما اعلام کرد، در این کنفرانس با جدیت کامل شرکت میکند و تلاش خواهد کرد تا موضع اعراب را از دیگر مواضع موجود در این کنفرانس پررنگتر کند. عربستانیها همچنین برای طرح صلح عربی خود در این کنفرانس لحظهشماری میکنند. در صورتی که صلح پیشنهادی مورد استقبال حاضران قرار گیرد یا نتایج ملموس خوبی برای آنها به ارمغان آورد، عربستانیها صاحب بزرگترین برد در تاریخ دیپلماسیشان خواهند شد زیرا در آن صورت به باجخواهی از آمریکاییها برای حمایت از دولت پادشاهیشان خواهند پرداخت و از تهدیدهای موجود در آمریکا بر سر ادامه حیاتشان که به شدت از سوی نوجمهوریخواهان و عدهای از دموکراتهای تندرو حمایت میشود نیز خواهند کاست. عربستانیها همچنین امیدوارند بدین ترتیب بتوانند. از حمایتهای مالی و امنیتی که تا ده سال پیش بسیار از آن بهرهمند بوند نیز استفادههای کلان کنند.
دلایل شکست صلح پاییزه
اما در میان خوشباوری عربستانیها و مصریها دلایل بسیاری وجود دارد که نشان میدهد، کنفرانس صلح پاییزه شکست خورده است. دلایل عمدهای که بارقههای امید را برای موفقیتآمیز بودن این کنفرانس کاملا خاموش میکند. نخست این که در خود اسرائیل اعتمادی به پیگیری مذاکره با فلسطینیان نیست، به اعتقاد اسرائیلیها دولت خودگردان فلسطینی از قدرت چندانی برای اجرای مفاد توافقات صلح برخوردار نیست و علاوه بر آن میتوان گفت از مشروعیت لازم و ملی برای انجام مذاکره با اسرائیل برخوردار است. برای اثبات این مدعا میتوان به تهدیدهای «اویدور لیبرمن» وزیر امور استراتژیک کابینه اولمرت اشاره کرد که به تازگی گفته است، در صورتی که بخواهد نزاع جاری میان اسرائیل کشورهای عربی در کنفرانس پاییزه به نتیجه برسد، حزب از وی از دولت اولمرت خارج خواهد شد. وی توضیح داده، از آنجا که فلسطینها نمیتوانند به تعهدات خود درباره مبارزه با تروریسم وفادار بمانند. از این رو بحث بر سر حل بحران جاری با آنها بیفایده است و نباید به مرحله نهایی قضایای جاری میان اسرائیل و فلسطین رسید. این در حالی است که لیبرمن پیش از این واگذاری بخشی از محلههای بیتالمقدس به فلسطینیان را بلامانع دانسته بود. موضعی که جنجال گستردهای در اسرائیل به وجود آورد. اسرائیلیها بیم آن دارند که به فلسطینیان امتیاز بدهند اما آنها بیم آن دارند که به فلسطینیان امتیاز بدهند اما آنها نتوانند در قبال دریافت این امتیازها به تعهدات خود که عمدتا امنیتی است، عمل کنند. نکته دیگر این که هنوز خود فلسطینیها نتوانستهاند درباره چگونگی شرکت در این کنفرانس طرفداران خود و جامعه فلسطینی را مجاب کنند. حماس و جهاد اسلامی مخالفت صریح خود را برای شرکت در این کنفرانس اعلام داشته و برخی گروههای دیگر فلسطینی نیز خواهان به تعویق افتادن کنفرانس پاییزه شدهاند. علاوه بر اینها تاکنون مذاکرات صلح فلسطینیان و اسرائیلیها نتوانسته به نتیجهای برسد. با گذشت نزدیک به یک ماه از اغاز مذاکرات دو طرف همچنان در نقطه صفر به سر میبرند و تا کنون نتوانستهاند قدمی به پیش بگذارند. اما در این میان نکتهای نیز وجود دارد که میتواند تمام نکات فوق را تحت تاثیر قرار دهد آن تلاش غیر مستقیم اعراب برای شکست این کنفرانس است. اصولا اعراب نه تنها تمایلی به موفقیتآمیز بودن کنفرانس پاییزه ندارند بلکه عموما هیچ تمایلی برای از بنبست خارج شدن بحران فلسطین و اسرائیل نیز از خود نشان نمیدهند. دلیل اصلی اعراب برای پیگیری چنین سیاستی ترس از پیشبرد اهداف دموکراتیک در منطقه است. آنها به خوبی میدانند، در صورت تشکیل کشور فلسطینی. آن کشور از یک نظام دموکراتیک بهره خواهد برد و این موضوع سبب میشود تا دولت فلسطینی به عنوان یک اهرام فشار عمل کرده و الگوی دیگر برای دیگر کشورها برای سقوط نظامهای دیکتاتوری در دیگر کشورهای عربی خواهد شد. علاوه بر آن غرب در صدر آن ایالات متحده نیز در صورت پیروزی در مذاکرات صلح فلسطینیان و اسرائیلیها قدرت بیشتری خواهند یافت و برای رسیدن به خاورمیانهای دموکراتیک گامهای بزرگ و اساسی خواهند برداشت که در آن موقع با کمترین نوع مقاومت روبهرو خواهند شد. بنابراین چه آمریکا بخواهد. چه نخواهد این کنفرانس موفقیتآمیز نخواهد بود زیرا یک طرف دعوا یعنی اعراب تمایلی برای موفقیتآمیز بودن آن ندارند.