حجتالله شریفی*
همه کسانی که با جنبش دانشجویی و فعالیتهای دفتر تحکیم وحدت در طول دهه 80 آشنا هستند قطعاً نام عبدالله مومنی را بیش از هر نام دیگری میشناسند، نامی که شاید بتوان به درستی نماد و سمبل سه نسل از جنبش دانشجویی از سال 80 تاکنون دانست و امروز در زندان است. باز هم قصه تکراری. و چه تاسفبار که در بیرون زندان صداهایی چون مومنی، هاشمی، عربشاهی، هدایت، فیاضی، وفقی، نکونسبتی، یزدانی، حاج حیدری، بیات، خاندل، حسینینیا، غیسوندی و مهرزاد که دلسوزانه به انتقاد از سیاستها و رویهها میپردازند، شنیده نمیشود.
عبدالله مومنی به همراه جمعی دیگر از اعضای دفتر تحکیم که به آرمانهای خود در دوری از قدرت و نقد قدرت حاکم وفادار بودند و نمیتوانستند شاهد بازگشت وابستگی این مجموعه به قدرت باشند به اتکای رای دانشجویان و همگامی و حمایت بیش از 95 درصد اعضای دفتر تحکیم وحدت و انجمنهای اسلامی دانشجویان دانشگاههای سراسر کشور، طی اقدامی هوشمندانه در زمستان سال 80، با تشکیل نشست سراسری اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در دانشگاه علامه طباطبایی و برگزاری انتخابات شورای مرکزی، دفتر تحکیم وحدت را از درافتادن به دامان سهمخواهیها و قدرتطلبیها نجات دادند. به این ترتیب اعتبار کسب شده برای این مجموعه در طول دهه 70 حفظ شد تا نام دفتر تحکیم وحدت به عنوان یک تشکیلات مستقل و منتقد برخاسته از متن دانشگاه و مبتنی بر آرای دانشجویان دانشگاهها، هر روز بیش از دیروز بر تارک جنبش دانشجویی ایران بدرخشد.
در همان نشست دانشگاه علامه طباطبایی بود که عبدالله مومنی، مهدی امینیزاده و جمعی دیگر از اعضای دفتر تحکیم وحدت به عنوان اعضای شورای مرکزی، سکاندار مدیریت این مجموعه دانشجویی با شعار نقد قدرت شدند. انصاف باید داد در طول این دوران که برای دفتر تحکیم وحدت محلی برای تشکیل جلسات باقی نمانده بود. یکی از درخشانترین دوران فعالیت این مجموعه در دفاع از آزادی، دموکراسی و دیدهبانی حقوق بشر رقم خورد. همه اینها در پرتو صداقت و شجاعت دوستان حاضر در مجموعه دفتر تحکیم وحدت و پشتیبانی و حمایت تشکیلاتی اعضا میسر شد چرا که فعالان دانشجویی در طول این سالها به خوبی دریافته بودند که موفقیت و پیشبرد اهداف با وجود همه فشارها تنها در صورت حمایت و ایستادگی از تشکیلات و انجام کار تشکیلاتی منسجم (و نه اقدامات فردی) میسر خواهد بود، تشکیلاتی که مسوولیت دبیری آن بر عهده عبدالله مومنی بود و چه مجدانه و دلسوزانه او در راه حفظ تشکیلاتی مجموعه در طول سالهای فعالیت خود گام برداشت که اگر نبود جدیت و تلاش صادقانه مومنی و دیگر دوستان برای حفظ هویت تشکیلاتی مجموعه طی این سالها، آن هم در شرایطی که از برگزاری حتی یک نشست و جلسه اعضا ممانعت به عمل میآمد، شاید الان دیگر نامی و نشانی از دفتر تحکیم وحدت به عنوان پیشقراول فعالیتهای جنبش دانشجویی نبود. پس از پایان دوران دانشجویی عبدالله مومنی و مهدی امینیزاده، در شرایطی که مانند بسیاری دیگر از فعالان دانشجویی میتوانستند با توجه به هویت کسب شده در طول سالها فعالیت در جنبش دانشجویی، مستقلاً به عنوان یک فعال سیاسی در عرصه سیاسی ایران به ادامه فعالیت بپردازند ایشان دست به انتخاب فعالیت تشکیلاتی در قالب مجموعه سازمان دانشآموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) زدند. مجموعهای که با تلاش مجدانه و هوشمندانه مهندس علیاکبر موسوی خوئینی راهاندازی شد تا فعالیت تشکیلاتی دوستان عضو در دفتر تحکیم وحدت در پایان دوران دانشجویی نافرجام رها نشود و از پتانسیل هر یک از اعضا برای انجام و ادامه کار تشکیلاتی استفاده شود و اتفاقاً از همین منظر بود که عبدالله مومنی به همراه جمعی دیگر از دوستان که دوران فعالیتشان در دفتر تحکیم وحدت به پایان رسیده بود هوشمندانه دریافتند که آنچه فضای سیاسی ایران در این ایام به آن نیازمند است نه حضور صرف نیروهای توانمند سیاسی و نه تنها بیان سخنان حقطلبانه و آزادیخواهانه که تقویت فعالیت تشکیلاتی است تا در این میان هم به تقویت سازمان ادوار تحکیم وحدت کمک شود و هم با بهره بردن از حمایت این سازمان بتوان محکمتر و استوارتر به فعالیت سیاسی پرداخت. تجربه بازداشت مهندس علیاکبر موسوی خوئینی دبیر کل سازمان دانشآموختگان (ادوار تحکیم وحدت) در خردادماه 85 و دفاع جانانه سازمان ادوار تحکیم وحدت از ایشان بر همگان صحت این تحلیل را اثبات کرد و همه اعضا را نیز بر این متفق کرد که برای حضور در فضای سیاسی ایران و ماندگار شدن در این عرصه علاوه بر تکیه بر رفتار صادقانه در دفاع از آزادی و حقوق شهروندی باید بر هویت تشکیلاتی خود پای فشرد تا بهره دوجانبه هویت فردی و تشکیلاتی در ارتقای مجموعه و فرد موثر باشد. عبدالله مومنی که هم سمت سخنگویی سازمان و هم سمت مسوولیت کمیته تشکیلات سازمان دانشآموختگان (ادوار تحکیم وحدت) را در طول دو سال اخیر و در حال حاضر برعهده دارد، در این دو سمت نیز کارنامه قبولی دریافت کرد. اما نکتهای که در طول این چند روز به آن کمتر اشاره شده است، مسوولیت دیگر مومنی در جایگاه کمیته تشکیلات سازمان بوده است و اتفاقاً به نظر بنده درخشش فعالیت عبدالله مومنی در این سمت بیش از بقیه وجوه فعالیت وی نمایانگر است چرا که چنانچه پیشتر هم اشاره شد، مومنی میتوانست فارغ از محدودیتها و محذوریتهای احتمالی کار تشکیلاتی به انجام فعالیت مستقل از منظر هویت برجسته فردی خود اقدام نماید اما در این میان موسوی، امینیزاده و مومنی و بسیاری دیگر از دوستان بستر فعالیت تشکیلاتی در چارچوب سازمان دانشآموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) را برای خود برگزیدند تا هم به تناور شدن و بارور شدن بیش از پیش تشکیلات ادوار تحکیم وحدت همت گمارند و هم به عنوان عضو این تشکیلات هویت محکمتر و قویتری را برای خود رقم زنند و اتفاقاً سخنگویی سازمان نیز که عبدالله آن را برعهده داشت در چارچوب تقید ویژه وی به کار تشکیلاتی بیش از پیش ارزشمند مینمود، تشکیلاتی که قائم به فرد نیست و در آن تنها، فرد تصمیم نمیگیرد و افراد در چارچوب تشکیلات و تقید تشکیلاتی و با بهره بردن از رای و نظر و مشورت دیگران و براساس تصمیمگیری دموکراتیک به تصمیم و موضع مشترک میرسند. تصمیمی که هر چند شاید اندکی یا کلاً با نظر فرد متفاوت باشد اما همافزایی آن قدرت و اثربخشی دوچندانی را نصیب فرد و تشکیلات خواهد کرد و به نظر بنده شاید مهمترین ویژگی عبدالله مومنی در کنار صداقت، شجاعت و صراحت وی در دفاع از آزادی و دموکراسی و حقوق شهروندی و پرهیز از منفعتطلبی و عافیتطلبیهای رایج در میان بسیاری از سیاسیون، پایبندی و اهتمام وی به فعالیت تشکیلاتی و تقویت تشکیلات بود؛ تشکیلاتی که به طور نسبی بتواند آرمانهای هر یک از افراد عضو آن در تحقق آزادی و پیشبرد دموکراسی و دفاع از حقوق شهروندی را بیش از سایر تشکیلات تحقق بخشد و اتفاقاً اگر بر سخنگویی عبدالله مومنی در سازمان دانشآموختگان و مسوولیت کمیته تشکیلات بر خود میبالیم نه به جهت اینکه یک فرد در طول این مدت حرفهای درست و بحقی زده که بر این اساس است که وی سخنگویی تشکیلاتی را مینمود که این مجموعه هم به عنوان حامی این سخنان و هم به عنوان مطالبهکننده از وی او را اینگونه خواستهاند و او نیز توانسته به نحو احسن این مجموعه را نمایندگی و سخنگویی کند و از همین روست که در ارتقا و تعالی چنین تشکیلاتی، عبدالله مومنی یکی از برجستهترین افراد این مجموعه بوده و خواهد بود.
درک این موضوع برای کسانی که کمتر فعالیتهای سیاسی، صنفی و اجتماعی خود را در چارچوب کار تشکیلاتی تعریف کردهاند شاید دشوار باشد، اما برای کسانی که هویت سیاسی خود را در قالب هویت جمعی تشکیلاتی تعریف کردهاند و بر اثرگذار بودن کار تشکیلاتی در مقایسه با تک مضرابهای فردی واقف هستند به خوبی به این مساله قابل درک است و مومنی نماد روشنی از کار جمعی و تشکیلاتی چه در دفتر تحکیم وحدت و چه در سازمان دانشآموختگان است. از همین منظر است که دفاع از مومنی با تضعیف جایگاه تشکیلات ادوار تحکیم وحدت را به منزله ضربه به مومنی میدانم چرا که تضعیف ادوار تحکیم وحدت به معنی تضعیف تشکیلات و سازمانی است که وظیفه سخنگویی و نمایندگی تشکیلات آن را مومنی عزیز بر عهده داشته است و کوچک کردن این مجموعه، به منزله کوچک نمایاندن فعالیت تشکیلاتی آقای مومنی و سایر دوستان همراه ایشان است که این کار، به منزله بیپشتوانه کردن این عزیزان در این روزهای سخت زندان است. اما بنده به عنوان عضو شورای مرکزی سازمان دانشآموختگان (ادوار تحکیم وحدت)، با توجه به شناختی که از این مجموعه داشته و دارم و با توجه به تجربه بازداشت چندین ماهه دبیر کل این سازمان مهندس موسوی خوئینی مطمئنم که درخت پربار این سازمان که با همت موسوی و جمعی از دوستان در فضای سیاسی ایران کاشته شد، با پشتکار و دلسوزیهای ایشان و نیز سایر عزیزان از جمله عبدالله مومنی تقویت و رشد یافت به صرف آنکه تشکیلاتی است شکل یافته حول آرمانها و اهداف متعالی، میماند و لذا به رغم همه ناملایمات چراغ سازمان دانشآموختگان هنوز پرنور و روشن است. ادوار تحکیم وحدت میماند تا مومنی بماند و پس از زندان فیاضی و حاج حیدری، آرش خاندل، سعید غیسوندی، مرتضی اصلاحچی، حسین مهرزاد و حسینینیا هم میمانند تا ادوار بماند.