تاریخ انتشار : ۰۸ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۳  ، 
کد خبر : ۳۱۳۱۷

«روسیه پوتین» در پی غرور از دست رفته

حسن بهشتی‌پور مقدمه: چهل و سومین کنفرانس بین‌المللی امنیتی مونیخ با عنوان «بحران‌های جهانی، مسئولیت جهانی» روز شنبه 20/11/85 با سخنرانی آنگلا مرکل صدراعظم آلمان آغاز به کار کرد. در این کنفرانس جهانی 250 نفر از سیاستمداران برجسته، مقام‌های نظامی و امنیتی از چهل کشور جهان حضور داشتند، موضوع‌های اصلی مورد بحث این کنفرانس آینده ناتو، وضع افغانستان و عراق، بحران اتمی ایران و همچنین بحران خاورمیانه بود. با در نظر داشتن این واقعیت که سخنرانی نیم ساعته پوتین در کنفرانس امنیتی مونیخ، شدیدترین انتقاد یک مقام رسمی و عالیرتبه روسیه از سیاست‌های غرب و بویژه آمریکا در 15 سال اخیر محسوب می‌شود، جا دارد این سخنان از زوایای مختلف تحلیل شود. در این نوشتار سعی شده با استفاده از روش محوریابی دقیق مطالب مطرح شده و دسته‌بندی آنها، تحلیل محتوای سخنان پوتین همراه با دلایل مطرح شدن آن در موقعیت کنونی ارائه شود.

الف: ‌مسائل مورد اختلاف با آمریکا

1-‌ استقرار موشک‌ها در شرق اروپا و گسترش ناتو به سمت مرزهای روسیه

در این‌باره «ولادیمیر پوتین» رئیس‌جمهور روسیه اعلام کرد که:

روسیه پاسخی نامتقارن نسبت به ایجاد سیستم آمریکایی دفاع ضدموشکی خواهد داد. پوتین مدعی شد، ‌روسیه می‌تواند دو راه را در پاسخ به استقرار سیستم دفاع ضدموشکی آمریکایی برگزیند. «یا می‌توان سیستم دفاع ضدموشکی ساخت، و یا با در نظر داشتن امکانات امروز اقتصادی و مالی ما، به طور غیرمتقارن پاسخ داد تا همه بفهمند سیستم ضدموشکی وجود دارد، اما در رابطه با روسیه، بیهوده است، زیرا ما تسلیحاتی در اختیار داریم که موشک‌های ما از سپر دفاعی آنها می‌گذرد. ما همین راه را نیز در پیش خواهیم گرفت که برای ما ارزانتر هم تمام می‌شود». در عین حال پوتین تأکید کرد که چنین پاسخی از سوی روسیه به هیچ‌وجه علیه آمریکا نیست. وی اظهار داشت: «اگر شما می‌گویید سیستم دفاع ضدموشکی شما علیه ما نیست، پس سلاح جدید ما نیز علیه شما نیست». رئیس‌جمهور روسیه گفت: «ما می‌دانیم که در ایالات متحده سیستم دفاع ضدموشکی فعالانه طراحی و تجهیز می‌شود. امروز این سیستم مؤثر نیست و ما دقیقاً نمی‌دانیم که به طور کل اصلاً زمانی مؤثر خواهد بود یا خیر. به فرض ما بر این تأکید داریم که زمانی خواهد رسید که تهدید ممکن از سوی نیروهای هسته‌ای ما، خنثی شوند. این بدان معناست که تعادل بر هم خواهد خورد و یکی از دو طرف احساس امنیت کامل خواهد کرد و بدین معناست که دست وی نه تنها برای مناقشات منطقه‌ای، بلکه جهانی باز می‌شود». پوتین گفت: «اما بار دیگر تکرار می‌کنم که این تقارن و عدم‌ تقارن یک محاسبه ساده است».

مشخص است پوتین با بیان چنین سخنانی ضمن آن که سعی دارد از موضع قدرت صحبت کند، چرا که مدعی می‌شود که روسیه موشک‌هایی دارد که می‌توانند از چتر امنیتی آمریکا که قرار است در چک و لهستان مستقر شوند، عبور خواهند کرد. او می‌کوشد با آمریکا اتمام حجت کند که این موضوع مثل مسأله گسترش ناتو به سمت مرزهای غربی و جنوبی روسیه نیست که در چند سال گذشته روسیه در مورد آنها مرحله به مرحله عقب‌نشینی کرد.

رئیس‌جمهوری روسیه در ادامه گفت:

«بدین ترتیب، گسترش زیرساخت‌های نظامی ناتو و بویژه نزدیک ‌شدن به مرزهای ما و انتخابات دموکراتیک در برخی از کشورها هیچ ربطی به هم ندارند». علاوه بر این پوتین به دو موضوع مهم درباره نتایج گسترش ناتو به سمت مرزهای روسیه اشاره کرد: اول آن که گسترش ناتو میزان اعتماد متقابل میان روسیه و ناتو را کاهش می‌دهد. دوم آن که گسترش ناتو هیچ وجه مشترکی با مدرنیزه کردن این اتحاد نظامی ندارد. او در این باره گفت: «مسلم است که روند گسترش ناتو هیچ ربطی نه به مدرنیزه شدن این بلوک نظامی و نه به برقراری امنیت در اروپا ندارد. بر عکس این امور به طور جدی عامل کاهش سطح اعتماد متقابل می‌شود».

پوتین در واقع به آمریکا می‌گوید تصور نکند می‌تواند از طریق گسترش ناتو، نظام دموکراسی غرب را برای کشورهای شرق اروپا و جمهوری‌های سابق شوروی به ارمغان بیاورد. او سعی می‌کند با هشدار دادن به این موارد، نشان دهد که ارتباط مستقیم میان گسترش ناتو به سمت مرزهای روسیه را با به راه انداختن انقلاب‌های رنگین و مخملی که ظاهراً قرار است برای این کشورها دموکراسی به ارمغان آورد، به خوبی درک می‌کند.

جالب آن که پوتین برای آن که سخنانش یادآور لاف‌‌زنی‌های دوران جنگ سرد نباشد بلافاصله تأکید می‌کند با وجود تمامی اختلاف نظرها، رئیس‌جمهور آمریکا را دوست خود می‌داند. در این باره پوتین افزود: «من می‌دانم که به خاطر آنچه در عرصه بین‌المللی و در داخل آمریکا انجام می‌شود، می‌توانند وی (بوش) را متهم کنند. اما من می‌دانم که او فرد شریفی است و با او می‌توان صحبت کرد و به توافق رسید».

2-‌ مبارزه علیه تروریسم

پوتین گفت: نزدیک شدن زیرساخت‌های ناتو به مرزهای روسیه، به مقابله با تهدیدهای جهانی و از جمله تروریسم ربطی ندارد. پوتین این سؤال را مطرح کرد که برای چه حتماً باید زیرساخت‌های نظامی را به سمت مرزهای ما پیش برد؟ ‌مگر این اقدام ربطی به بر طرف‌ کردن تهدیدهای جهانی امروز دارد؟» او در ادامه با زیرکی تلاش کرد از تروریسم به عنوان دشمن مشترک غرب و روسیه یاد کند که لازم است با آن برخورد شود. پوتین در واقع به آمریکا یادآوری می‌کند که برخلاف دوران جنگ سرد امروز ما دشمن مشترک داریم و از مناسبات ویژه روسیه و هند در مبارزه با تروریسم به عنوان الگوی موفق همکاری یاد کرد. پوتین در این مورد گفت: «نقش مهم روسیه و هند در مبارزه با تروریسم باید مورد توجه قرار گیرد چرا که روسیه و هند با وجود مبارزه مشترک علیه تروریسم، ‌اتحادی نظامی ـ سیاسی همانند ناتو برای خود ایجاد نکردند». پوتین با تأکید بر اتحاد همه علیه تروریسم گفت: برای مبارزه مؤثر با تروریسم بین‌المللی، تنها نیاز به متحد ساختن تلاش‌های تمامی کشورها است.

3- تعمیم قوانین داخلی آمریکا به سایر کشورها

ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه ضمن تأکید بر این که یقین دارد روسیه و آمریکا هیچ گاه دشمن یکدیگر نخواهند بود. (چرا که روسیه با آمریکا در حال تعامل و نه رو در رویی است) اما در عین حال گفت: «‌در حال حاضر در جهان بیش از گذشته نسبت به اصول قوانین بین‌المللی سهل‌انگاری می‌شود و سیستم قوانین آمریکا به دیگر کشورها نیز تحمیل می‌شود. برخی از قوانین و در کل سیستم حقوقی یک کشور که قبل از هر چیز البته باید به ایالات متحده اشاره کرد، از مرزهای خود خارج شده و در تمامی زمینه‌ها چه در اقتصاد، چه در سیاست و چه در زمینه‌های اجتماعی، ‌خود را به دیگر کشورها تحمیل می‌کنند». وی افزود: «چه کسی به این موضوع تمایل دارد؟ ما دائماً شاهد افزایش سهل‌انگاری نسبت به اصول اساسی قوانین بین‌المللی هستیم». این سخنان در واقع اعتراض روسیه را به اقدام‌های یک جانبه آمریکا درباره تحریم شرکت‌های روسیه که با ایران و کشورهای مخالف آمریکا رابطه دارند نشان می‌دهد.

4-‌ جهان تک قطبی و زورگویی آمریکایی‌ها

ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهوری روسیه معتقد است زورگویی در سیاست بین‌المللی موجبات رقابت تسلیحاتی را فراهم می‌آورد. او در این باره گفت: «هیچ کس خود را در امنیت احساس نمی‌کند، هیچ کس نمی‌تواند پشت قوانین بین‌المللی مانند سپری مستحکم پناه بگیرد. چنین سیاستی کاتالیزاتور مسابقه تسلیحاتی است. حکمفرمایی عامل قدرت بدون شک به کشش برخی از کشورها برای دستیابی به سلاح کشتار جمعی منتهی می‌شود». پوتین اضافه کرد همه آنچه در جهان کنونی رخ می‌دهد نتیجه تلاش برای به کار بستن نظریه جهان تک قطبی است. او در اشاره‌ای غیرمستقیم به لشکرکشی آمریکا به افغانستان و عراق گفت: «امروز ما ناظر استفاده بیش از حد و غیرقابل کنترل از نیروهای نظامی در امور بین‌المللی هستیم که دلیلی برای بروز مناقشه‌های پی‌درپی است «وی خاطر نشان ساخت: «جنگ‌ها به خاطر مناقشه‌های داخلی و منطقه‌ای کمتر نشده‌اند و انسان‌ها در این مناقشه‌ها بیش از پیش کشته می‌شوند».

5-‌ خلع سلاح هسته‌ای و کاهش زرادخانه‌های اتمی

پوتین در ادامه سخنان خود وعده داد روسیه به تعهدات خود برای کاهش مهمات هسته‌ای عمل کند و در این باره گفت: «روسیه قصد دارد به تعهداتش برای کاهش تعداد خرج‌های هسته‌ای تا سال 2012 عمل کند. او در ادامه با کنایه به سیاست هسته‌ای اعلام شده از سوی آمریکا، افزود: «امیدوارم که شریکان ما نیز همین طور شفاف عمل کرده و چند صد خرج هسته‌ای را برای روز مبادا نگهداری نکنند. اگر امروز وزیر دفاع جدید آمریکا اعلام می‌کند که آمریکا از این خرج‌های هسته‌ای زاید را هیچ کجا پنهان نخواهد کرد، نه در انبارها، نه زیر بالش و نه زیر پتو، من به حاضران پیشنهاد می‌کنم از جای برخاسته و ایستاده از اظهارات وی استقبال کنند. این (اقدام آمریکا) می‌تواند بسیار مهم باشد». پس از این جمله، پوتین سخنرانی خود را متوقف کرده و به حاضران نگاه کرد، در سالن یک دقیقه سکوت برقرار شد و هیچ یک از حاضران به پیشنهاد پوتین پاسخ ندادند. ظاهراً حضار در اجلاس مونیخ این اقدام آمریکا را شایسته تشویق رسمی هم ندیدند توضیح آن که بر اساس قرارداد بین‌المللی کاهش سلاح استراتژیک تهاجمی، روسیه تا 31 مارس 2012 باید تعداد این تسلیحات را تا 1700-2200 عدد کاهش دهد.

پوتین در ادامه اعلام کرد روسیه و آمریکا باید تدابیر شدیدتری را در زمینه منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای و کشتارجمعی، تنظیم کنند. پوتین گفت: «روسیه و آمریکا عیناً و به یک اندازه در تشدید رژیم عدم اشاعه و ابزار انتقال آن ذینفع هستند». وی افزود: «کشورهای ما که در توان هسته‌ای و موشکی پیشرو محسوب می‌شوند، باید در تنظیم تدابیر جدید و شدیدتری در زمینه عدم‌اشاعه نیز پیشرو باشند. روسیه برای چنین کاری آماده است».

از آنجا که روسیه و آمریکا از تخلفات و درباره کاهش ندادن زرادخانه‌های هسته‌ای به خوبی آگاهی دارند نه آمریکا و نه روسیه در این مورد چندان عملکرد خود را زیر سؤال نمی‌برند اما در واقع آمریکا بیش از روسیه درباره کاهش سلاح‌های هسته‌ای خود تخلف کرده است.

6- ‌منع گسترش سلاح در فضا

با توجه به اقدام اخیر چین در زمینه استقرار سلاح در فضا و واکنشی که آمریکایی‌ها در این مورد از خود نشان دادند پوتین برای نخستین بار در مونیخ اعلام کرد: ‌روسیه پیش‌نویس قرارداد جلوگیری از استقرار سلاح در فضا را آماده کرده است. وی در این باره اظهار داشت: در آینده‌ای نزدیک پیش‌نویس مذکور را به عنوان پیشنهادی رسمی برای شریکان خود ارسال خواهد کرد. او گفت بیایید با هم کار کنیم، چرا که نظامی‌‌سازی فضا، می‌تواند موجب برانگیختن پیامدهایی غیرقابل پیش‌بینی برای جامعه جهانی، نه کمتر از آغاز دوران هسته‌ای باشد.

7-‌ سازمان ملل و عملکرد آن در حل مشکلات بین‌المللی

با در نظر گرفتن این واقعیت که حمله آمریکا به عراق بر خلاف مورد افغانستان، دقیقاً شورای امنیت سازمان ملل را دور زد و از آن بدتر در سه سال گذشته نومحافظه‌کاران حاکم بر کاخ سفید در دوران نمایندگی جان بولتن در سازمان ملل، بیشترین تلاش‌ها را در جهت تضعیف سازمان ملل به عمل آوردند. پوتین با تأکید بر این که منشور سازمان ملل متحد آخرین حربه برای استفاده از نیروی نظامی است، گفت: «به اعتقاد من تنها مکانیزم اتخاذ تصمیم برای استفاده از نیروی نظامی به عنوان آخرین راه چاره می‌تواند فقط منشور سازمان ملل متحد باشد». به گفته وی فقط تصمیماتی که در چارچوب سازمان ملل متحد اتخاذ می‌شوند جنبه قانونی دارند.

پوتین با انتقاد صریح از سیاست یکجانبه‌گرایی آمریکا گفت: «‌نباید سازمان ملل متحد را با ناتو و یا اتحادیه اروپا تعویض کرد. هر زمان که سازمان ملل متحد بتواند به طور واقعی نیروهای جامعه جهانی را متحد کند و به واقع بتواند نسبت به اوضاع در برخی از کشورها واکنش نشان دهد آنوقت است که اوضاع می‌تواند تغییر یابد». او با توجه به افزایش شایعات در‌باره تهدید به حمله آمریکا علیه ایران در واقع آمریکا را از تکرار اشتباهات گذشته بر حذر داشت و اعلام کرد که در غیر این صورت اوضاع به بن‌بست رسیده و تعداد اشتباهات افزایش می‌یابد. پوتین تأکید کرد: «باید تلاش کرد که قوانین بین‌المللی هم از لحاظ درک آنها و هم از نظر به کار بستن این قوانین، حالت جامع داشته باشند».

8-‌ عدالت محوری در اقتصاد جهانی

پوتین خواستار روابط اقتصادی بین‌المللی بر اساس عدالت شد و در این ارتباط گفت: ‌کشورهای پیشرو باید سیستم عادلانه‌تری را برای برقراری روابط اقتصادی در جهان ایجاد کنند. به گفته رئیس‌جمهور روسیه، تنش‌های اجتماعی در مناطق مشکل‌دار، ناگزیر، موجب رشد رادیکالیسم و افراط‌گرایی شده و تروریسم و مناقشات منطقه‌ای را تغذیه می‌کند. پوتین افزود: «‌اگر چنین چیزی در خاور نزدیک، در شرایط حاد شدن برداشت از جهان خارج به عنوان جهانی ناعادل رخ دهد، پس در این صورت ریسک بی‌‌ثباتی‌های جهانی وجود خواهد داشت.»

رئیس‌جمهور روسیه اظهار داشت: «مسلم است که کشورهای پیشرو در جهان باید این تهدید را ببینند و متعاقباً سیستم روابط اقتصادی دموکراتیک‌تر و عادلانه‌تری را تنظیم کنند تا فرصت و امکان توسعه در اختیار همگان قرار گیرد». او در واقع می‌کوشد با ریشه‌یابی واقعی تروریسم و دلایل گسترش آن به این واقعیت تلخ اشاره کند که جهان روز به روز به سمت افزایش شکاف درآمدی میان کشورهای فقیر و غنی پیش می‌رود و ادامه این روند موجب انفجار اعتراضی در شکل‌های مختلف از جمله اعمال تروریستی می‌شود.

9-‌ سیاست روسیه در قبال مسائل هسته‌ای و تکنولوژی موشکی ایران

موارد زیر مهم‌ترین محورهای سخنان پوتین درباره ایران بود:

تکنولوژی ساخت موشک

پوتین گفت: این حداقل همکاری میان دو کشور است و اضافه کرد: «میزان تسلیحاتی که روسیه به ایران تحویل داده است، به مراتب کمتر از آنچه که آمریکا و سایر کشورها عرضه کرده‌اند». اشاره پوتین به همکاری‌های ایران و آمریکا قبل از پیروزی انقلاب است.

روسیه به ایران سیستم‌های دفاع ضدهوایی با برد متوسط 30-50 کیلومتر عرضه کرده است. ما این اقدام را انجام دادیم تا ایران حس نکند که طرد شده و یا در میان دشمنان احاطه شده است و برای این که ایران متوجه شود که کانالی برای ارتباط دارد و دوستانی دارد که می‌تواند به آنها اعتماد کند. به نظر می‌رسد روسیه انجام تعهداتی را که طبق قرارداد باید انجام می‌داده به عنوان نشان دادن حسن‌نیت به ایران تلقی می‌کند. تحویل موشک‌های پدافندی موسوم به تورام یک که پول آن را روسیه دریافت کرده است معلوم نیست چگونه به عنوان عامل ایجاد اعتماد تلقی می‌شود بویژه آن که این موشک‌ها هیچ کشوری را تهدید نمی‌کند و صرفاً دفاع ضدموشکی هستند.

پوتین همچنین اظهار داشت روسیه فناوری‌های موشکی را به ایران منتقل نکرده است، این را بسیاری دیگر از کشورها و از جمله اروپا انجام داده‌اند. رئیس‌جمهور روسیه در این رابطه گفت: «‌من شواهدی ندارم که روسیه در سال‌های دهه 90 به ایران در ساخت فناوری‌های موشکی کمک کرده باشد. در آنجا بسیاری کشورهای دیگر فعالانه عمل می‌کردند و فناوری‌ها از کانال‌های مختلفی راه می‌یافتند. ما شواهد این را در دست داریم، که در زمان خود، آنها را به رئیس‌جمهور ایالات متحده دادم». وی تأکید کرد: «فناوری‌ها از اروپا و از کشورهای آسیایی راه می‌یابند، پس بدین ترتیب روسیه در این میان نقشی ندارد».

برخلاف ادعای پوتین به نظر نمی‌رسد هیچ کشور اروپایی به ایران تکنولوژی موشکی داده باشد، بلکه ایران با تأمین قطعات مختلف از بازار آزاد جهانی توانسته است به بعضی از ادوات مورد نیاز خود دست یابد. شاید اشاره پوتین به کشورهای آسیایی، منظور چین و کره شمالی باشد که به ادعای منابع غربی در بعضی موارد به انتقال تکنولوژی موشکی به ایران کمک کرده‌اند.

پوتین خاطرنشان کرد در سال‌های دهه 90، روسیه به درخواست آمریکا آموزش متخصصان ایرانی که فناوری‌های موشکی را می‌آموختند، متوقف کرد. اما در عین حال شریکان خارجی و از جمله در اروپا چنین واکنشی نشان ندادند. رئیس‌جمهور روسیه اظهار داشت: «بویژه که اکنون نیز از آمریکا به ایران تجهیزات نظامی و دستگاه‌های ویژه و لوازم یدکی هواپیمای اف-14 منتقل می‌شود». وی خاطرنشان کرد که این عرضه‌ها با وجود پیگیری‌های آمریکا ادامه دارد. پوتین افزود‌: «این جریان را به سختی می‌توان متوقف کرد. باید بطور مشترک عمل کرد.»

او در رابطه با این که ایران موشک‌هایی دارد که می‌تواند اروپا را تهدید کند، گفت: «شما در اشتباهید. امروز ایران دارای موشک‌هایی با برد 1700-1600 کیلومتر است. حساب کنید چند کیلومتر از مرز ایران تا مونیخ فاصله است». رئیس‌جمهوری روسیه خاطرنشان کرد: «ایران چنین موشک‌هایی ندارد. آنها تنها در صدد ساخت موشک‌هایی با برد 2400 کیلومتر هستند، و این هم هنوز معلوم نیست که (ایرانی‌ها) از لحاظ فنی می‌توانند این را انجام دهند یا خیر». این اظهارات در واقع پاسخ مستدلی برای تبلیغات دروغینی است که می‌خواهد ایران را به عنوان تهدید کننده اروپا معرفی ‌کند.

دستیابی ایران به انرژی هسته‌ای

پوتین همچنین خاطرنشان کرد که او اطلاعی ندارد که ایران در صدد استقرار خرج هسته‌ای است. وی تأکید کرد: «ما چنین اطلاعاتی نداریم». رئیس‌جمهوری روسیه همچنین جامعه جهانی را به بردباری پیرامون برنامه هسته‌ای ایران فرا خواند. او گفت: روسیه در نگرانی‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پیرامون برنامه هسته‌ای ایران شریک است.

جامعه جهانی در رابطه با ماهیت و کیفیت برنامه هسته‌ای ایران نگران بوده و محمد البرادعی مدیرکل آژانس چندی پیش این نگرانی‌ها را در 67 بند تنظیم کرد. «در اینجا من با شما همبستگی دارم».

ایرانیان بطور مداوم می‌گویند که برنامه هسته‌ای آنها صلح‌آمیز است و برای من قابل درک نیست که چرا طرف ایرانی تاکنون بطور مثبت و سازنده‌ای به این نگرانی‌ها و پیشنهادهای البرادعی برای بر طرف‌کردن این نگرانی‌ها پاسخ نداده است.

عجیب به نظر می‌رسد که پوتین پاسخ‌های دقیق و شفاف ایران را که تاکنون هم به آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای داده شده است و هم به گروه موسوم به 1+5، نادیده می‌گیرد و لابد پاسخ مثبت و سازنده را تنها توقف غنی‌سازی اورانیوم می‌داند تا ایران هم مجبور باشد سوخت هسته‌ای خود را از روسیه وارد کند.

رئیس‌جمهوری روسیه تأکید کرد که درباره مذاکرات با ایران همراه با هم صبر داشته و با احتیاط کار کرده  و انگیزه‌هایی را ایجاد کنیم و به سران ایران نشان دهیم که همکاری با جامعه جهانی، به مراتب بهتر از مناقشه است. مهم همین انگیزه‌ها است که تاکنون هیچ مشوق قابل توجه و تضمین کافی به ایران داده نشده است. هر چه تاکنون بوده وعده‌هایی است که معلوم نیست در چه زمانی و چطور و در کجا محقق خواهند شد.

پوتین اعلام کرد که باید راهکاری برای حل مشکل هسته‌ای ایران یافت. او اضافه کرد: ‌انتظار می‌رود جامعه جهانی راهکاری معقولانه برای مشکل هسته‌ای ایران بیاید. به گفته پوتین، بسیاری از کشورها بر همین اساس خواستار ایجاد صنایع انرژی خود به عنوان پایه‌ای برای عدم وابستگی انرژیک هستند. رئیس‌جمهوری روسیه در ادامه گفت: «اما ما متوجه هستیم که این فناوری‌ها می‌توانند به سرعت برای دستیابی به مواد تسلیحاتی تبدیل شوند. این موجب تنش‌زایی بین‌المللی می‌شود». به راستی این که ایران می‌گوید حاضر است همه تضمین‌های کافی را بدهد و در عمل کنترل‌های لازم را بپذیرد تا ثابت شود به دنبال بمب هسته‌ای نیست، نمی‌تواند اعتماد به وجود آورد؟

پوتین افزود: «اگر جامعه جهانی تصمیمی معقولانه برای این مناقشه نیابد، در آینده نیز چنین بحران‌های بی‌ثبات‌‌ساز، ‌جهان را متزلزل خواهد کرد و ما بطور مداوم با تهدید گسترش سلاح کشتار جمعی مواجه خواهیم بود.»

ب: موارد اختلاف نظر با اتحادیه اروپا

1-‌‌ منشور انرژی برای اروپا

ولادیمیر پوتین «رئیس‌جمهوری روسیه در کنفرانس امنیتی مونیخ اعلام کرد که روسیه با کشورهای اروپایی بر اساس منشور انرژی همکاری می‌کند، اما همانند سابق نمی‌خواهد که این منشور را تصویب کند.

رئیس‌جمهوری روسیه در این رابطه اظهار داشت: «به کرات گفته‌ایم که ما مخالف این نیستیم که اصول روابطمان با اتحادیه اروپا در زمینه انرژی را مورد بازبینی قرار دهیم. بویژه که اصول مندرج در منشور انرژی، ‌بطور کلی قابل قبول هستند. اما این منشور چندان مورد پسند ما نیست.»

2- حقوق بشر و دموکراتیزه کردن جامعه روسیه

درباره چچن

تأکید پوتین بر اتخاذ خط‌مشی مستقل در سیاست داخلی و خارجی در واقع سخن غیرمستقیم بود به اعتراض کشورهای اروپایی ‌که انتقادهایی را از روش برخورد روسیه با مسأله چچن در چند سال اخیر مطرح کرده‌اند. در این باره پوتین گفت: روسیه ترجیح می‌دهد که اوضاع را در چچن با استفاده از روش‌های اقتصادی و سیاسی سامان بخشد. وی در این باره مدعی شد: «‌عملاً تمامی نیروهای سیاسی جذب کار در این جمهوری شده‌اند». پوتین به عنوان مثال از وزیر دفاع اسبق دولت مسخدوف، که هم‌اکنون نماینده مجلس در این جمهوری خودمختار است، یاد کرد. وی خاطرنشان کرد: «ما ترجیح می‌دهیم که در آنجا از طریق روش‌های اقتصادی و سیاسی عمل کرده و برقراری امنیت را بطور کل به دست خود مردم چچن بسپاریم».

درباره سیاست خارجی مستقل

پوتین اطمینان خاطر داد که روسیه در آینده نیز به اجرای خط‌مشی سیاسی مستقل خود در سیاست خارجی با تکیه بر ظرفیت‌های داخلی خود و با در نظر گرفتن امکانات واقعی‌اش، ادامه می‌دهد.

پوتین با نادیده گرفتن عقب‌نشینی‌هایی‌ که روسیه در 15 سال اخیر در برابر توسعه‌‌طلبی آمریکا داشته است، مدعی شد: «روسیه، کشوری با تاریخی بیش از هزار سال است، و عملاً همواره از امتیاز اجرای سیاست خارجی مستقل بهره‌مند بوده است. ما اکنون نیز قصد تغییر دادن این سنت را نداریم». پوتین گفت: «‌مسلم است که ما هم خواستار این هستیم که با شریکانی مستقل و مسئول کار کنیم که با آنان و به کمک هم بتوانیم بر روی ایجاد جهانی عادلانه و دموکراتیک کار کنیم که در آن امنیت و شکوفایی نه تنها برای برگزیدگان و بلکه برای همگان تأمین باشد».

چرا روسیه در این شرایط  لحن خود را در برابر آمریکا تغییر داده است؟

سخنرانی پوتین در این اجلاس و حمله شدید به سیاست‌های آمریکا مهم‌ترین خبر کنفرانس مونیخ به شمار می‌رود. چرا که از زمان فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد اظهارات پوتین شدیدترین انتقاد از زبان یک رئیس‌جمهور روسیه علیه آمریکا به حساب می‌آید. با این وجود، اهمیت این کنفرانس که از سال 1962 به این سو هر ساله برگزار می‌شود نه در سخنرانی شخصیت‌های مهم سیاسی آن ‌است، بلکه گفت‌وگوهای غیررسمی است که در دالان‌ها و اتاق‌های جنبی هتل بسیار لوکس «بایریشر هوف» صورت می‌گیرد. هر چند در این کنفرانس هیچ تصمیمی اتخاذ و هیچ مشکلی حل نمی‌شود، اما می‌توان شاخص روند آتی و موضوع‌های محوری سیاست امنیتی را در آن دید چرا که در تصمیم‌سازی‌های امنیتی آینده جهان  تأثیر تعیین‌کننده‌ای دارد.

روسیه که در دو سال اخیر به دلیل افزایش قابل توجه قیمت نفت توانسته است بدهی‌های خارجی خود را کاهش دهد و وضع بهتری را از لحاظ اقتصادی به دست آورد، دیگر مانند چند سال اخیر متکی صرف به سرمایه‌‌گذاری خارجی نیست و همین عامل مهم، قدرت مانور روسیه را افزایش داده است. علاوه بر این، برخلاف ایام بوریس یلتسین، رئیس‌جمهور پیشین روسیه، این کشور در دوران پوتین به جای دنباله‌روی از غرب، سیاست تعامل با غرب را در پیش گرفت بدون آن که بطور کامل به هژمونی آمریکا تن دهد.

در دوران پوتین که تنها یک سال تا پایان آن باقی مانده است، روسیه به سمت احیای نوعی ملی‌گرایی روسی پیش رفت که بدون رو در رویی با غرب، سیاست همکاری و در عین حال انتقاد از برخی سیاست‌ها و عملکردهای غرب و بویژه آمریکا را در پیش گرفته است.

اما اکنون روسیه می‌بیند با وجود کمکی که مسکو به سیاست‌های واشنگتن بعد از 11 سپتامبر به عمل آورد و حتی اجازه داد آمریکا به موقعیت‌های نظامی جدید و بی‌سابقه‌ای در آسیای مرکزی و قفقاز دست پیدا کند. اما در مقابل آمریکا نه تنها سیاست پیش روی ناتو به سمت مرزهای روسیه را کنار نگذاشت بلکه در عمل با استقرار سیستم‌های جدید موشکی در شرق اروپا قصد دارد موقعیت خود را در برابر روسیه هر چه بیشتر تحکیم کند. زیرا که اصولا اعتمادی به تحولات آتی روسیه ندارد.

در چنین موقعیتی است که پوتین سعی دارد از طریق افزایش حضور در خاورمیانه که حوزه نفوذ سنتی آمریکا در سال‌های اخیر بوده است موقعیت خود را برای تأثیرگذاری بیشتر روسیه در عرصه بین‌المللی تحکیم کند. زیرا پس از آن که روسیه از متحد نزدیک خود در بلگراد یعنی اسلو بودان میلوسویچ صرف‌نظر کرد و در جریان حمله آمریکا به عراق صرفاً به انتقاد از آن اکتفا کرد، در عمل قدرت مانور خود را در عرصه جهانی و حتی منطقه‌ای به حداقل ممکن کاهش داد. شاید به همین دلیل است که اکنون نمی‌خواهد درباره ایران به راحتی با آمریکا کنار آید. در چنین شرایطی است که به نظر می‌رسد پوتین سعی دارد خرس قطبی روس‌ها را از خواب عمیق 15 ساله بیدار کند. اما پوتین که تا اسفند ماه سال 86 میهمان کاخ کرملین است، فرصت کافی برای جبران غفلت‌های گذشته ندارد ولی می‌تواند امیدوار باشد سرگئی ایوانف وزیر دفاع و یا دمیتری مدودف معاون اول نخست‌وزیر که از آنها به عنوان کسانی که بیشترین شانس را برای جانشینی پوتین دارند، یاد می‌شود؛ این راه را به سرانجامی برسانند تا روسیه از وضعیت قدرت درجه دوم به قدرت جدید، تبدیل شود. در آن شرایط روسیه خواهد توانست با دو قدرت در حال شکل‌گیری یعنی چین و هند به گونه‌ای همکاری کند که توان لازم را برای چالش با آمریکا و اتحادیه اروپا داشته باشد.

بنابراین برای ارزیابی دقیق اظهارات پوتین و این که چنین اظهاراتی که تا چه حد بیانگر تغییر روش‌ها و عملکردهای آتی روسیه است یا فقط لفاظی‌هایی است که روسیه صرفاً در شرایط کنونی برای التیام دردها و رنج‌های ناشی از سرخوردگی‌های چند سال اخیر مطرح می‌کند، باید برای قضاوت دقیق‌تر حداقل تا پایان سال سرنوشت‌ساز  2007 صبر کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات