نصر عزیزی
سیاست به یک معنا سه لایه دارد: لایه زیرین و پنهان که بسیاری از تصمیمسازیهای مبنایی و اساسی و تصمیمگیریها در آن لایه انجام میشود تفاوتی ندارد که شعاع و محدوده آن تصمیم از نظر زمانی و مکانی چه میزان باشد. البته سطح اهمیت آن متفاوت است. از این جهت میتوان یک خانواده، یک شهرستان، یک استان و یک کشور و یا یک نظام بینالمللی را در این محدودهها قرار داد.
لایه دیگر لایه میانی است که بخشی از افراد جامعه را در بر میگیرد. در لایه میانی بسیاری از تصمیمسازیها و تصمیمگیریهای لایه زیرین با روشها و شیوههای مختلف پنهان و آشکار و مستقیم و غیرمستقیم و یکباره و یا به مرور دریافت میشود. در این لایه برخی خیال میکنند خودشان ابداعگر یک تصمیم هستند. برای مثال اگر در شورای شهر تهران بعضی به سمت انشعاب و معرفی فهرستی جداگانه میروند، به این نکته توجه ندارند که جای دیگر برای آنها تصمیمگیری شده و آنها خواسته یا ناخواسته به این وادی کشیده شدند.
لایه سوم لایه آشکار و فعال و متحرک است که در واقع مجری سیاستهای طراحی شده هستند. معمولا از نظر تعداد در این لایه گروههای زیادی فعال میشوند و البته مدعیان زیادی هم در این گروه پیدا میشوند و تعصبها و افراط و تقریطهای زیادی در این بین اعمال میشود بدون اینکه از ماهیت و چیستی بعضی از تصمیمات لایه زیرین اطلاع کامل باشد.
تصمیمات کلان سیاسی ممکن است مثبت و یا منفی باشند به عبارت دیگر بسیاری از تصمیمات ممکن است جامع، همه جانبه، آیندهنگر، فراگیر، با منافع بالای ملی. مطابق با واقعیات و با توجه به جمیع مصالح بوده و یا برعکس آن باشند. چه بسا تصمیماتی سیاسی برای مقابله با نظام و یا علیه نظام طراحی و به اجرا گذاشته شوند.
در فرایند سیاستگذایها و طراحی سیاستها بعضی از شخصیتهای سیاسی با قرار گرفتن در لایه زیرین نقش راهبردی دارند و این نقش به طرق مختلف ایفا میگردد. از ویژگیهای نقشپذیری شخصیتهای راهبردی، ایدهدهی، ایدهپردازی، پیشنهادی بنیادین، تشخیص و تحلیل فرایند پیشنهادها، تشخیص و تحلیل صحیح و پیشبینی موانع، مشکلات، محدودیتها و بحرانها و نحوه حل آنها خواهد بود.
بعضی از این شخصیتها حول محور امامت امام راحل قبل از پیروزی انقلاب با نقشآفرینی در صحنههای مختلف اعم از آگاهی بخشی به مردم، سازماندهی، یارگیری، موجآفرینی، فعالیتهای فرهنگی و نظامی، زندان و هدایت راهپیماییها و تظاهرات اعتصابات بخشی از شاکله شخصیت راهبردی خود را با معیارهای اصولگرایی تطبیق داده و در کوران حوادث فعالیت و انقلاب را تا سر حد پیروزی تحویل مردم دادند و بعد از پیروزی انقلاب نیز در کوران بحرانهای مختلف کارهای اساسی را راهبردی و بیشترین وظایف را برای تثبیت نظام بعهده داشتند.
امروزه اگر با لطف خدای متعال انقلاب اسلامی در اوج عزت و اقتدار در صحنههای بینالمللی میدرخشد و آثار استقلال همهجانبه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با معیارهای حکومت اسلامی در صحنههای داخلی و خارجی مشهود است، بخشی از آن را باید مرهون فعالیتها و اندیشهها و طرحهای بنیادی و دیدگاههای بلند شخصیتهای راهبردی اصولگرا دانست.
اگر هرمی از شاکله و نقشآفرینی شخصیتهای راهبردی و اصولگرایان ترسیم شود، آنها که در متن جریانات انقلاب اسلامی بودهاند، چه شهادت بدهند و چه کتمان نمایند، میدانند که در هر مقطع از راس این هرم که در نوک آن امام راحل قرار داشت، چه کسانی قرار داشتند و چه کسانی شهید شدهاند و چه کسانی در قید حیات هستند؟
این نکته از این جهت یادآوری میشود که حتی بعضی از دیدگاههای در جبهه اصولگرایان غافل از القائات نامحرمان بر این باور بودهاند که مردم دیگر اقبال به بزرگان قوم ندارند و به بهانه جوانگرایی در بعضی محافل خصوصی بر این طبل کوبیدهاند تا شاید آن شخصیتهای ارزشمند صحنهها را خالی نمایند و متوجه این مطلب نبودهاند که دریای خدمت برای اصولگرایان بسیار وسیع و مواج بوده که هیچ جایی برای هیچ کسی در هیچ دوره و شرایطی تنگ نخواهد شد.
اگر چه در این نوشتار فرصت آن نیست که به حوزههای وسیع مصادیق نقشآفرینی و معیارهای آن پرداخته شود، ولی نسل جوان ما بدانند اگر امروز جای بعضی از این عزیزان در بخشی از مناصب کلیدی نظام و بخصوص در مجلس خالی است، به یقین با حضور آنها وضع بهتر و مناسبتر از این شرایط فعلی خواهد بود و باید گفت در همه مقاطع مسئولیتی این بزرگواران در جایگاه اصیل خدمتگزاری خویش قرار نگرفتند و آنها هم برای حفظ وحدت و مصالح نظام و میدان دادن به دیگران و پرهیز از شائبههای مقام دولتی و هماهنگی با آهنگ ولایت هم اصراری نداشتند ولی در وظایف پنهان خود از پای نایستادند.
بنابراین به این مهم باید توجه کافی داشت تا یکبار دیگر حداکثر بهرهبرداریها از ظرفیتهای بالقوه و بالفعل ذخایر مهم و معنوی و تجربی نظام بشود. از همه متعهدان وادی اصولگرایی اگر سئوال شود به ترتیب چند شخصیت راهبردی را در ردههای هرم میتوان نام برد، پاسخ شما چیست؟