تاریخ انتشار : ۱۱ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۱  ، 
کد خبر : ۳۱۳۲۶

استقلال کوزوو؛ پیامدهای پیش‌بینی نشده


مترجم: سارا اوج

درست زمانی که سیاستمداران اروپایی و آمریکایی گمان می‌کردند که سرانجام به اوضاع پرهرج و مرج بالکان سروسامان داده‌اند، کل معامله در آستانه از هم پاشیدن است.

رهبران صربستان که از حمایت مسکو برخوردارند، طرح سازمان ملل برای اعطای استقلال به کوزوو را صریحاً رد کرده‌اند و بر این نکته پافشاری می‌کنند که جابه­جایی اجباری مرز­های صربستان و کشیدن مرز­های جدید، زیر پا گذاشتن حق حاکمیت این کشور است. جهان غرب معتقد است که صربستان با در هم کوبیدن قیام مردم کوزوو در سالهای 99 - 1998 حق حاکمیت خود را قربانی کرد. این استدلال شاید برای حامیان حقوق بشر جذاب باشد اما به قیمت نادیده گرفتن حقیقت خطرناکی تمام می‌شود: وارد کردن فشار بیش از حد به صربستان بر سر مسأله کوزوو، حس گلایه‌مندی مشروع این کشور را تقویت خواهد کرد، باعث تضعیف میانه‌روها در صربستان خواهد شد و احتمالاً جرقه بازگشت به افراطی‌گری سیاسی و حتی جنگ را خواهد زد.

افرادی که از خارج به مسأله نگاه می­کنند، باید به یاد داشته باشند که کوزوو چقدر برای صربها مهم است. این منطقه اولین‌بار حدود هزار و چهارصد سال پیش توسط اسلاوها مسکونی شد و از آن زمان، خانه کلیسای ارتودوکس صربستان می­باشد. «ایوان استانویویچ» دانشجوی 22 ساله از دانشگاه بلگراد، مسأله را اینطور بیان می­کند که از دست دادن کوزوو به معنای از دست دادن صربستان است. جداسازی کوزوو همچنین در نظر بسیاری از مردم صربستان تنبیه دسته‌جمعی محسوب می‌شود. احساس اکثر صرب‌ها این است که آنها به خاطر جنایات «اسلوبودان میلوشویچ» بهای سنگینی پرداخته‌اند که از جمله آنها، بمبارانهای ناتو و تحریم‌های کمرشکن است. صربستان اخیراً با دستگیری و استرداد چند تن از جنایتکاران مهم جنگی گامی به سمت جلو برداشته است.

تنبیه دوباره این کشور در نظر اکثریت صرب‌ها، عمیقاً ناعادلانه خواهد بود.

«استانویویچ» می‌گوید: ما از آنچه در گذشته رخ داده است آگاهیم. ولی ما آن رژیم را عوض کردیم. در سال 2000 انقلاب کردیم و این انقلاب حکومت ما را در مسیر جدیدی قرار داد.

اگر اتحادیه اروپا و ایالات متحده همانطور که «مارتی آهتیساری» فرستاده ویژه سازمان ملل به منطقه در آوریل 2007 پیشنهاد کرد، بر استقلال کوزوو زیر نظر سازمان ملل اصرار ورزند، شاید سه پیامد ناخواسته حاصل شود. اولین پیامد ناخواسته، بی‌ثباتی سیاسی خواهد بود. صحنه سیاسی صربستان از زمان ترور نخست‌وزیر "زوران جینجیچ" در 2003 که به غرب تمایل داشت، ناآرام و متزلزل بوده است. دولت ائتلافی کنونی که اجتماعی از محافظه‌کاران و میانه‌روهاست، متعهد شده است که هرگز از کوزوو دست نکشد و به گفته "رادمیلاناکارادا" یکی از محققین مؤسسه مطالعات اروپایی در بلگراد، این دولت در صورت از دست دادن استان کوزوو، ممکن است از هم فروپاشد. حال اگر اوضاع تأسف‌بار اقتصاد صربستان (که نرخ بیکاری در آن 20درصد است) را هم به این عوامل اضافه کنید به وضعیتی انفجاری خواهید رسید. در چنین شرایطی محتمل‌ترین نتیجه، فوران قدرت حزب رادیکال ملی‌گرای افراطی خواهد بود و این حزب حاصل هفت سال پیشرفت دموکراتیک را زیر پا خواهد گذاشت.

دومین پیامد ناخواسته استقلال کوزوو این است که صربها که احساس می‌کنند توسط بروکسل (اتحادیه اروپا) تحقیر شده و تنها گذاشته شده‌اند، ممکن است از روند ادغام در اتحادیه اروپا ـ که بهترین تضمین برای صلح و شکوفایی آینده منطقه بالکان است ـ روی گردانند.

و سومین پیامد استقلال، احتمال وقوع جنگ است، امری که در این منطقه از جهان هیچ‌گاه دور از ذهن نبوده است. "ناکارادا" هشدار می‌د‌هد که این احساس که مردم صربستان مورد ظلم و بی‌عدالتی قرار گرفته‌اند و نیز مشکلات اقتصادی و اجتماعی این کشور، ممکن است بذر ظهور نیروهای شبه‌نظامی را در سراسر صربستان پراکنده کند.

حال پای روسیه نیز در میان است که نگرانی قابل درکی درباره مناقشه‌های جدایی‌طلبانه در مرزهای خود دارد و به همین دلیل هرگز اجازه تقسیم صربستان را نخواهد داد. تمامی این عوامل باعث می­شود که طرح سازمان ملل از ابتدا ناموفق باشد. در عین حال، تداوم وضع بدین منوال نیز امکان­پذیر نیست. جمعیت یک میلیون و هشتصد هزار نفری آلبانیایی‌تباران کوزوو که نود درصد جمعیت این استان را تشکیل می‌دهند، در طول جنگ متحمل 10 هزار کشته شده‌اند و بیش از یک میلیون نفر نیز وادار به ترک خانه‌های خود شدند. وضعیت اقتصاد کوزوو از سایر مناطق صربستان بدتر است و مافیاهای قدرتمند و مؤسسات و نهادهای موهوم در آنجا فعال هستند. "آگرون مواتی" یک مهندس عمران 31 ساله اهل کوزوو می‌گوید: "صربها می‌گویند که می‌خواهند کوزوو را بخشی از خاک صربستان نگه دارند، اما در طی ده سال گذشته آنها در کوزوو چه ساخته‌اند؟ جاده؟ مدرسه؟ بیمارستان؟ هیچ چیز!"

این وضعیت برای بروکسل و واشنگتن به چه معناست؟ این وضعیت به این معناست که آنها باید راه‌حل دیگری بیابند. راه سومی میان قیمومیت سازمان ملل و استقلال کامل. رهبران غربی باید مدلی را مدنظر قرار دهند که مورد رضایت هر دو طرف باشد، مدلی که در آن مردم کوزوو از خودمختاری کامل برخوردار باشند و در عین حال، صربستان بتواند رسماً یکپارچگی خاکش را حفظ کند. به عنوان مثال، وضعیت "پورتوریکو" به عنوان یک کشور نیمه‌مستقل و تحت‌الحمایه ایالات متحده نمونه خوبی است.

در هر حال، ارائه هر گونه راه‌حلی مستلزم زمان است. بنابراین در کوتاه‌مدت، غرب باید رهبران صرب و آلبانیایی‌تبار کوزوو را تشویق کند تا به پای میز مذاکره بازگردند و خود نیز به عنوان یک قاضی بی‌طرف میان آنها داوری کند. ناکارادا می‌گوید: "این رویاپردازی است که گمان کنید می‌توانید استقلال را بالاجبار اعمال کنید و سپس پیامدهای آن را هم کنترل نمایید."

آخرین باری که جهان غرب یک بازنده جنگ را با اعمال مجازات‌های شدید تحقیر کرد، سرانجام کار، آدولف هیتلر و جنگ جهانی دوم بود. با توجه به نزدیکی بالکان به اتحادیه اروپا و خون‌هایی که تا این زمان در این منطقه ریخته شده است، غرب نمی‌تواند اجازه دهد که تاریخ بار دیگر تکرار شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات