تاریخ انتشار : ۰۵ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۶  ، 
کد خبر : ۳۱۳۲۷

ابرهای کنار رفته


گروه سیاسی ـ آرش خلیل‌خانه: افشای نیمه رسمی فعالیتهای هسته‌ای عربستان سعودی با  مشارکت پاکستان، خبری دور از انتظار نبود؛ زیرا  تقریباً در این زمینه تردیدی وجود نداشت.

 نکته حایز اهمیت در این رخداد، آشکار شدن این  واقعیت است که کشورهای زیادی در خاورمیانه برای رسیدن به آنچه ایران در مرزهای فناوری هسته‌ای در نوردیده، تلاش می‌کنند، چون حیات سیاسی و  اقتصادی آنها در دهه‌های آینده وابسته به این فناوری برتر است.

 خبرنگار سیاسی قدس این موضوع را با دکتر احمد ‌بخشایشی اردستانی، کارشناس مسایل منطقه به ‌بحث گذاشته است.

‌* عربستان سعودی جزو کشورهایی است ‌که بویژه در یک دهه اخیر تلاش و ‌سرمایه‌گذاری زیادی برای توسعه فناوری ‌هسته‌ای خود انجام داده است. در حالی که به نظر نمی‌رسد در بعد سیاسی بواسطه ‌همکاریهای استراتژیک و همپیمانی با غرب و ‌آمریکا با مشکلی در این عرصه مواجه باشد، ‌همواره کوشیده این حوزه از تلاشهای خود را ‌مخفی نگه دارد. شاید از همین منظر تفسیر ‌‌برخی رفتارها و مواضع سعودیها تاحدی ‌متناقض نشان می‌دهد! تحلیل شما در این‌باره ‌چیست؟

‌** ریشه این مسأله تا حدی به ساختار پادمان ‌هسته‌ای و نظام حاکم بر آن باز می‌گردد که کشورها را به دو گروه برخوردار از فناوری هسته‌ای و ‌غیر آن تقسیم و نوعی نظام را در جهان اعمال می‌کند که همواره می‌کوشد حلقه تنگ و انحصاری 9 کشور ‌دارای این توانمندی را حفظ و مانع از ورود دیگر ‌کشورها به این حوزه شود.

‌در خاورمیانه به طور ویژه تحولات هسته‌ای متأثر و ‌ریشه گرفته از دو رخداد مهم دارند. نخست، ‌فعالیتهای هسته‌ای اسراییل و دستیابی آن به توان ‌هسته‌ای نظامی و پس از آن دستیابی هند و ‌پاکستان در یک رقابت سیاسی و نظامی به این ‌ابزار. در واقع وقتی پاکستان در رقابت با هند به ‌عنوان یک کشور اسلامی به این فناوری دست ‌یافت، کشورهای اسلامی که از وجود اسراییل ‌هسته‌ای در منطقه احساس خطر می‌کردند، هر ‌کدام به سمت و سوی هسته‌ای شدن حرکت کردند ‌تا به تعبیری توازن را در منطقه حاکم کنند و مادام ‌که به نتیجه دلخواه نرسیده‌اند نیز ترجیح می‌دهند ‌به تجربه، این تلاشهای خود را در یک پوشش انجام ‌دهند.

‌این شیوه‌ای است که درباره همه کشورها از جمله ‌مصر، ترکیه، عربستان، لیبی، (عراق در گذشته) و ‌حتی خود اسراییل صدق می‌کند و این یک امر ‌طبیعی است که فعالیتهای هسته‌ای کشورها به ‌طور معمول پس از مدتها و با شیوه‌های خاص آشکار ‌می‌شود و پس از آن آژانس با توجه به حساسیتهای ‌حاکم وارد مسأله شود.

‌اما درباره عربستان باید گفت، این تحلیل همواره ‌وجود داشت که اگر ایران بتواند صاحب فناوری ‌هسته‌ای شود، از آنجا که ایران و عربستان دو ‌ستون ثبات خلیج‌فارس به شمار می‌روند، ‌سعودی‌ها تحریک می‌شوند که وارد فضای هسته‌ای ‌شوند. این تحلیل درباره ترکیه و حتی مصر نیز صادق ‌است و توان مالی و ارتباطات نزدیک عربستان با ‌پاکستان این امکان را به آنها داده تا بتوانند از ‌امکانات آنها استفاده کنند.

‌موضع‌گیریهای سعودی‌ها در قبال برنامه هسته‌ای ‌ایران را هم باید از همین منظر تحلیل کرد. از این ‌بابت است که آنها هر از گاه در قالب کشورهای ‌عضو کنفرانس اسلامی یا عدم‌تعهد از برنامه ‌هسته‌ای ایران حمایت می‌کنند تا راه سیاسی برای ‌آینده فعالیتهای خود آنها باز بماند و هر از گاهی نیز ‌برای پوشش افکار عمومی علیه آن موضع‌گیری ‌می‌کنند.

‌بنابراین سه دلیل را برای حرکت این کشورها به ‌سمت هسته‌ای شدن می‌توان نام برد: نخست ‌وجود رقیبان منطقه‌ای، دوم نگاه به آینده و هراس از ‌نظام انحصاری موجود و سوم پرستیژ ناشی از ‌داشتن این فناوری.

‌* باز هم در این میان، علت پنهان‌کاری ‌سعودیها در این عرصه مشخص نشد. آیا آنچه ‌را که پاکستانیها به آنها می‌فروشند، شاید ‌غرب براحتی در اختیار آنها قرار نمی‌دهد؟

‌** کشورها فعالیتهای خود را ابتدا به دو دلیل پنهان ‌می‌کنند. نخست اینکه آژانس و کشورهای بزرگ این ‌حساسیت را دارند که کشورهای کوچک به سمت ‌هسته‌ای شدن حرکت نکنند. توجه کنید که ‌هسته‌ای شدن با دریافت فناوری نظیر نیروگاه و ‌تأسیسات از خارج تفاوت دارد و دیگر اینکه حرکت هر ‌یک از کشورها به این سو، تحریک رقبای منطقه‌ای ‌آنها را به دنبال دارد و نوعی جنگ سرد منطقه‌ای را ‌ایجاد می‌کند.

‌تردیدی نیست، غربیها حاضرند این فناوری را به ‌سعودیها بدهند، اما به شرط آنکه مطمئن شوند ‌عربستان دارای یک حکومت ممتد و باثبات باشد؛ زیرا ‌از شرایط سیاسی و گسترش نفوذ سلفی‌ها و ‌گروههای افراطی نگران هستند. در این زمینه حتی ‌من گمان می‌کنم مصر و ترکیه جلوتر از عربستان ‌سعودی هستند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات