تاریخ انتشار : ۰۵ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۰  ، 
کد خبر : ۳۱۳۲۹

دیپلماسی یارگیری سارکوزی در مدیترانه


پیر روسلن، دانیل ورنه/ ترجمه: حسن ‌قنبری گرمی

‌نیکولا سارکوزی، رئیس‌جمهور فرانسه برای ‌نخستین سفر غیراروپایی‌اش کشورهای الجزایر و ‌تونس را انتخاب کرد تا نشان دهد روابط فرانسه با ‌کشورهای حوزه مدیترانه یکی از اولویت‌های ‌سیاست رهبری جدید الیزه است. البته سارکوزی در ‌کنار این از سفری جنجالی به لیبی خبر داده ‌است، اما کشورهایی که سارکوزی مقصد ‌دیپلماسی خویش قرار داده در واقع زادگاه جوانان ‌مهاجری هستند که در آشوب‌های دو سال پیش به ‌دست نیکولا که آن زمان وزیر کشور شیراک بود ‌سرکوب شدند و همین گروه اعراب مهاجر هستند ‌که تاکنون تیره‌ترین تصویر را از رهبر الیزه به جهان ‌عرب مخابره کرده‌اند. آیا اکنون سارکوزی به دنبال ‌ترمیم چهره سیاسی خویش در جهان عرب است و ‌آیا او مدیترانه و دو کشور الجزایر و مراکش را پلی ‌برای بازگشت خویش به میان اعراب خشمگین قرار ‌داده است؟

‌مدیترانه که یکی از مهدهای تمدن به شمار می‌رود ‌در عین حال همواره یکی از کانون‌های اصلی ‌مهاجرت، چالش‌های انرژی، زیست‌محیطی و ‌امنیتی جهان بوده است. شاید توهمی بیش نباشد ‌که در وضعیت کنونی در آنجا فضایی از انسجام و ‌همکاری را شاهد باشیم به عبارتی این سؤال مطرح ‌می‌شود که با وجود اختلافات و فاصله عمیق میان ‌دو ساحل این دریا و مشاجرات سازش‌ناپذیر این ‌منطقه، سارکوزی چگونه در پی رسیدن به چنین ‌فضایی از انسجام و همکاری است.

‌ایده اتحادیه مدیترانه‌ای با الگو گرفتن از اتحادیه اروپا ‌بسیار بلند‌پروازانه و جاه‌طلبانه می‌نماید اما ورای ‌چالش‌های فراوان موجود میان اروپا و کشورهای ‌آفریقایی سواحل مدیترانه، این طرح در صورت تحقق ‌می‌تواند پیشرفت چشمگیری را فراروی نسل امروزی ‌این کشورها قرار دهد. مهم‌ترین تردید نسبت به این ‌پیشنهاد اغواگرانه از آنجا ناشی می‌شود که پس از ‌وعده‌های رؤیایی مقامات کاخ سفید به نام ‌خاورمیانه بزرگ، دیگر کسی به خود اجازه نمی‌دهد ‌تا چنین وعده‌هایی را قبل از تحقق آن باور کند.

‌آنچه که اروپا تاکنون در حوالی مدیترانه انجام داده ا‌ست تنها توسعه مرزهای جغرافیایی بوده است و ‌در این راستا انتظار می‌رود ترکیه شاید بتواند از ‌طریق اتحادیه مدیترانه‌ای، خود را به اتحادیه اروپا ‌نزدیک‌تر کند. از سال 1995 نشست‌های فراوانی در ‌این زمینه برگزار شده و هزینه‌ای معادل 20 میلیارد ‌یورو بر برگزارکنندگان تحمیل کرده است بدون این‌که ‌موفقیت چندانی در زمینه اصلاحات سیاسی، ‌اقتصادی یا همگرایی منطقه‌ای در دریای مدیترانه به ‌دنبال داشته باشد.

‌باز این سؤال مطرح می‌شود که کمیسیون اروپا و ‌سایر کشورهایی که به شدت در این جریان ‌سرمایه‌گذاری می‌کنند آیا باز هم برای حمایت از ‌چنین مکانیسم جدیدی آمادگی دارند یا نه و چگونه ‌کشورهایی که از حوزه مدیترانه دور هستند اما ‌منافع بسیاری در این منطقه دارند در این پروژه وارد ‌می‌شوند؟ چگونه می‌توان مهاجرت را کنترل کرد؟ و ‌بسیاری از پرسشهای دیگر که در این زمینه وجود ‌دارد.

‌مسلماً سارکوزی در سفر خود به الجزایر و تونس ‌تنها با طرح ایجاد اتحادیه مدیترانه‌ای نخواهد ‌توانست به تمامی این سؤالات پاسخ دهد و شاید ‌تنها بتواند علاقه‌مندی خود و نسل جدید رهبران اروپا ‌را برای عملی شدن این طرح تحریک نماید.

‌بدون شک دام‌هایی نیز بر سر راه این ایده ایجاد ‌خواهد شد اما اتحادیه مدیترانه‌ای بدون این‌که ‌جایگزین برنامه‌های به اصطلاح صلح خاورمیانه یا ‌تبدیل به قطعنامه‌ای برای حل و فصل مناقشات ‌سیاسی شود شایسته آن است که برای یافتن ‌نوعی هماهنگی بین شمال و جنوب این مکانیسم ‌به کار گرفته شود.

‌خوزه بورل، سوسیالیست اسپانیایی که قبلاً ‌ریاست پارلمان اروپا را در اختیار داشت اظهار داشته ‌است که مدیترانه نابرابرترین مرز جهان است و از ‌سوی دیگر کارشناسان بر این باورند که این نابرابری ‌هر روز بیشتر می‌شود. طرح اتحاد مدیترانه دقیقاً بر ‌پایه این نگاه انتقادی شکل گرفته است زیرا نشست ‌بارسلون که در سال 1995 توسط 15 کشور عضو ‌اتحادیه اروپا برگزار شد موظف بود تا دو کرانه ‌آفریقایی و اروپایی مدیترانه را به هم نزدیک کند اما ‌این نشست هم‌اکنون با شکست مواجه شده ‌است. بر این اساس سارکوزی ایده ایجاد اتحادیه ‌مدیترانه‌ای را مطرح کرده است تا به گونه‌ای متفاوت ‌به این مشکل بپردازد.

‌براساس طرح موجود، اتحادیه مدیترانه دارای یک ‌شورا همانند شورای اروپا می‌شود که به طور منظم ‌شاهد ملاقات سران دولتهای عضو همانند گروه G8 ‌خواهد بود. از جمله وظایف این اتحادیه مبارزه با ‌تروریسم، مدیریت مهاجرت‌ها، توسعه اقتصادی و ‌بازرگانی و ارتقای حقوق بشر در کشورهای عضو ‌است که ارتباط نزدیکی نیز با اتحادیه اروپا خواهد ‌داشت.

‌اما ابهام دیگری که هنوز وجود دارد این است که ‌اعضای این اتحادیه چه کشورهایی خواهند بود؟ از ‌طرف ساحل شمالی کشورهایی از بلوک لاتین باید ‌مشخص شوند و آنچه مسلم است تمامی 27 عضو ‌اتحادیه اروپا که دارای منافع و وابستگی‌های یکسان ‌در حوزه مدیترانه نیستند، عضو این مجموعه ‌نخواهند شد. از طرف جنوب نیز، اطمینان کامل وجود ‌ندارد. کشورهای موسوم به مغرب به احتمال قریب ‌به یقین در این طرح حضور خواهند داشت. علاوه بر ‌مصر و اردن و اسرائیل بدون شک ترکیه نقشی مؤثر ‌در اتحاد مدیترانه طلب خواهد کرد، زیرا این کشور ‌همان‌طور که گفته شد به دنبال راه‌حلی جایگزین ‌برای ورود به جامعه اروپایی است.

‌رئیس‌جمهور فرانسه اکنون می‌خواهد پاریس را به ‌عنوان متحدکننده منطقه مدیترانه مطرح کند یعنی ‌همان نقشی را که ایالات متحده آمریکا پس از سال 1945‌ در اروپا بازی کرد اما تفاوت در این است که برخلاف‌ تصورات سران امروز کشورهای حوزه مدیترانه، ‌اروپایی‌ها آن زمان به این نتیجه رسیده بودند که ‌بازسازی کشورهایشان تنها از طریق همکاری میسر ‌است.

‌اما باز این سؤال مطرح است که برای رهبران جنوب ‌مدیترانه که اغلب رهبرانی با ویژگی فردگرا هستند ‌غیر از انگیزه مالی چه انگیزه دیگری می‌تواند به ‌عنوان محرک ورود در یک اتحاد منطقه‌ای باشد؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات