محمدجواد لاریجانی
مذاکره با آمریکا در شرایط فعلی اقدامی در مدیریت دشمنی، و حرکتی خوب و مناسب است چرا که "امروز ما محتاج آمریکا نیستیم و این مذاکره به معنای مستاصل بودن ما نیست و اتفاقاً آمریکاییها نیاز سنگینی به این مذاکره دارند. ما نیز در این مذاکرات نفع داریم. هیچ اشکالی ندارد که دو کشور که با هم تخاصم سنگین دارند، در یک برههای بر سر مواضعی منافعشان متقارب شود. کار سیاست همین است که بر روی نقاط متقارب کار کند." امروز برای منافع ما بسیار مهم است که دولت دموکراتیکی در عراق بر سر کار باشد و گروههای بعثی و تندرو که به کشورهای مختلف وابستگی دارند و از قتل هیچکس اباعی ندارند بساطشان برچیده شود، باید کمک کنیم حکومت فعلی عراق مستقر شود و این در حالی است که این موضوع برای آمریکا هم، اگر صادق باشد، باید هدف مهمی تلقی شود." این مقوله خود به اندازه کافی مهم است که مذاکرات جدی با آمریکا داشته باشیم. البته هیچ دلیلی نمیبینیم که فقط به این نکته توجه کنیم. همان دلیلی که سبب شده که ما راجع به عراق با آمریکا صحبت کنیم مسیل دیگری نیز وجود دارد که برای ما، منطقه و دنیای اسلام بسیار مهم است که از این استدلال در اینجا نیز میتوان بهره برد." این روش با عزت و بدون عجله در مذاکره با آمریکا باید گسترش یابد و اگر آمریکاییها در مذاکره جدی باشند و قدمهای معقولی در جهت رفع مسایل بردارند هیچ بعید نیست که ما در مسیر سایر مسایل نیز بتوانیم قدمهایی برداریم. با این تفاصیل مذاکرات عراق تست بسیار مهمی برای آمریکا است که باید تلاش کند در آن جدی باشد و مذاکرات را با توفیق مواجه کند. هر مذاکرهای باید فلش آن به سمت منافع ملی ما باشد، اما در مورد عراق که محور مذاکره است منافع ملی ما در این است که حکومت عراق که یک حکومت دموکراتیک است مستقر و امنیت در عراق ایجاد شود." این گفتوگوها باید بتواند در این زمینه توفیقاتی داشته باشد و این از طرف آمریکا باید بعد از مذاکره، با قدمهای ملموسی همراه باشد وگرنه فقط به مذاکره برای مذاکره تبدیل میشود که آینده خوبی ندارد.
تأخیر پیش آمده در روند مذاکرات را مسأله مهمی نیست و این مسأله در کشور ما مورد بررسی قرار گرفته و با یک آرامش خاصی تصمیمسازی شده و این بسیار خوب است. اینکه سطح مذاکرات در چه سطحی باشد، سفیر فعلی بسیار توانمند است و سطح مذاکرات الان مشکلی ندارد، اما اگر لازم باشد مذاکرات در دورههای آینده در سطوح بالاتری میتواند پیگیری شود. علیرغم تمام مسایل فیمابین، به نفع هر دو کشور است که این تخاصمات را مدیریت کنند و نگذارند تنش بالاتر رود و بلکه باید پایینتر بیاید و در آینده کاهش جدی پیدا کند. وضعیت آمریکا در عراق، امروز بدتر از وضعیت شوروی سابق در افغانستان است و دلیل این امر این است که آمریکاییها احساس میکنند که هر چه را میخواهند میتوانند بدست بیاورند و این شکستها درس بسیار بزرگی برای آمریکاست. آمریکاییها وقتی وارد منطقه شدند، از خاورمیانه بزرگ سخن گفتند و تغییر حکومت کشورهای منطقه را مطرح کردند و دلیل آن این بود که شرایط را به این شکل نمیدیدند، اما امروز که با واقعیت روبرو میشوند طبیعی است که قدمهای معقوی بردارند. در داخل آمریکا هم مباحثه و مناقشه بالا گرفته است. دموکراتها و بخش خوبی از جمهوریخواهان میخواهند از این مخمصه خارج شوند که خارج شدن از آن مقدماتی میخواهد و این مقدمات بسیار دقیق و پیچیده است و اگر در این مذاکرات سطح تنش را پایین بیاوریم برای منافع ملی خودمان، منافع مردم عراق و منطقه دستاورد خوبی است. باید یکی از فواید این مذاکرات این باشد که کاملاً برای آمریکا روشن کند که نقش ما در عراق نقشی نیست که بخواهیم به زور ایجاد کنیم و نقش ما، استفاده از نفوذ طبیعیمان برای استقرار و امنیت در منطقه است و آمریکاییها نباید گولی که در افغانستان در مورد ایجاد طالبان خوردند باز در عراق تکرار کنند، چرا که این مسأله گریبان آنها را میگیرد و خطراتش از القاعده فعلی بیشتر است.