تاریخ انتشار : ۰۵ خرداد ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۷  ، 
کد خبر : ۳۱۳۳۹
ناگفته‌ها و چرایی آغاز و ادامه درگیری

گزارش خبری ـ تحلیلی کیهان از جنگ در پایتخت پاکستان


دیروز «عبدالرشید غازی» چهره شاخص طلاب ‌مسلح مسجد لال اسلام‌آباد به دست نیروهای ‌نظامی پرویز مشرف کشته شد. همزمان با آن 50 ‌نفر از نیروهای وفادار به او به همراه 8 نفر از نظامیان ‌پاکستان نیز کشته شدند. مواجهه نظامیان با طلاب ‌مسلح به‌گونه‌ای بود که این درگیری را به یک جنگ ‌تمام‌عیار تبدیل کرد. نظامیان پاکستانی که ‌قدرتمندترین قشر در این کشور و تأثیر‌گذارترین نیرو ‌‌در عرصه سیاسی پاکستان می‌باشند با استفاده از ‌هواپیماهای جنگی، هلی‌کوپتر، تانک‌ها و انواع ادوات ‌سنگین و نیمه‌سنگین آرایش گرفتند تا اگر طلاب ‌مسجد لال به مقاومت ادامه دادند وارد عمل شوند.

‌درگیری دولت و نیروهای نظامی پرویز مشرف با ز‌نان و مردان طلبه دو مدرسه «حفصه» و «فریدیه» به ‌هفته‌های اخیر باز می‌گردد. ظاهر قضیه این است ‌که دولت اسلام‌آباد در واکنش به دخالت‌های طلاب ‌‌گروه عبدالرشید و عبدالعزیز غازی در امور مردم و ‌گروگان گرفتن چند خارجی به اقدام نظامی علیه این ‌گروه روی آورده است ولی واقعیت این است که ‌علیرغم آنکه طالبان و القاعده زائیده سیاست‌های ‌کاخ سفید می‌باشند، اینک برخورد با نیروهای ‌مذهبی مرتبط با طالبان و القاعده بخشی از ‌سیاست‌های منطقه‌ای آمریکاست. و پرویز مشرف ‌موظف شده است که سیاست مدارا با طلاب جنگجو ‌را کنار بگذارد و به تضعیف موقعیت آنان روی آورد. در ‌واقع درگیری‌های دو ماه اخیر پرویز مشرف با ‌اسلام‌گرایان سنی پاکستان یک حلقه از اقداماتی ‌است که آمریکا دنبال می‌کند. حلقه دیگر این ‌سیاست در لبنان در قالب درگیری دولت فؤاد ‌سینیوره ـ مورد حمایت آمریکا ـ با دو گروه سلفی ‌جندالشام و فتح‌الاسلام با فشار دولت آمریکا دنبال ‌شد و در عراق گروه المصری که مرتبط با القاعده بود ‌تحت فشار نظامیان آمریکایی قرار گرفت.

‌پرویز مشرف پیش از این هم بارها به واسطه ‌سیاست مماشات با گروه طالبان از سوی مقامات ‌آمریکایی مورد سرزنش و حتی تهدید قرار گرفته بود. ‌خود او در کتاب «خط آتش» که چندی قبل منتشر ‌کرد به خاطره‌ای مهم اشاره نمود: «6 نوامبر 2001 ‌(15 آبان 1380) در یک جلسه بسیار مهم نشسته ‌بودم که منشی آمد و گفت «کالین پاول پشت خط ‌است» گفتم بگو بعداً تماس می‌گیرم. منشی گفت: ‌«اصرار دارد حتماً صحبت کند». وقتی گوشی را ‌برداشتم پاول شعار معروف بوش را تکرار کرد: شما ‌با مایید یا تروریست‌ها» در طول این دوران ـ پس از ‌واقعه 11 سپتامبر 2001 ـ پرویز مشرف می‌دانست ‌که قدرت مواجهه با طلاب کشور خود که حداقل اداره 2000‌ مسجد و مدرسه را در اختیار دارند را ندارد او ‌برخورد با این گروه مذهبی بسیار بانفوذ را آغاز ‌فروپاشی حکومت خود می‌دانست. مشرف هر چند ‌این نیروها را رقیب خود به حساب نمی‌آورد ـ و واقعاً ‌هم رقیب او محسوب نمی‌شدند ـ ولی نمی‌توانست ‌در برابر اقدامات آنان نیز دست روی دست بگذارد ‌چرا که حامی اصلی حکومت او ـ آمریکا ـ خواستار ‌قاطعیت در برابر طالبان بود.

‌در این میان آمریکایی‌ها ضمن آن که با استفاده از ‌زبان تهدید، ژنرال حاکم بر پاکستان را به ایجاد ‌محدودیت برای تردد طلاب پاکستانی به افغانستان و ‌عراق ترغیب می‌کرد در همان حال به استفاده از ‌اهرم اقتصادی نیز روی می‌آورد. پیش از این پاکستان ‌ناچار بود یک‌سوم درآمد خود را صرف بازپرداخت ‌بدهی خارجی خود نماید و به رشد تنها 2 درصدی ‌اقتصادی رضایت دهد بر همین اساس پاکستان دهه 1370‌ را با رکود پشت سر گذاشت. آمریکا با ‌انگشت گذاشتن روی نقطه ضعف اقتصادی، مشرف ‌را به مقابله با طالبان پاکستانی ترغیب می‌کرد آنان ‌از بخشودگی بدهی پاکستان و اعطای 5/2 میلیارد ‌دلار کمک سالانه خارجی سخن گفتند. آنگونه که ‌بانک مرکزی پاکستان مدعی شده است عملی ‌شدن این وعده‌ها طی 2-3 سال گذشته سبب شد ‌که پاکستان به رشد حدود 4 درصد دست یابد. در ‌همان حال همراهی آمریکا با برنامه نظامی اتمی ‌پاکستان ـ در کشاکش این سالها ـ یک امتیاز مهم به ‌حساب می‌آمد که موفقیت استراتژیک اسلام‌آباد را ـ ‌در مقابل دهلی ـ بهبود می‌بخشید.

‌با وجود آن‌که مشرف درصدد بود موفقیت دولت ‌کودتایی خود را با استفاده از فرصت‌های اقتصادی ‌بهبود بخشد اما در همان حال از درگیر شدن با ‌طلاب مبارز بشدت نگران بود و آن را شتاب معکوس ‌در ثبات دولت خویش ارزیابی می‌کرد در همان حال ‌او در کتاب خود در توجیه همراهی با آمریکا علیه ‌گروههای پرنفوذ مذهبی پاکستان نهایتاً عذر تقصیر ‌به مردم خود آورد و نوشت: «ارزش آن را نداشت که ‌بخاطر طالبان منافع ملی خود را زیر پا بگذاریم» این ‌البته از نظر پاکستانی‌ها توجیه غیرقابل قبولی به ‌حساب می‌آید چرا که مردم مذهبی پاکستان ‌معامله اقتصاد با مذهب را نمی‌پذیرند.

‌در همان حال آمریکایی‌ها فشار خود را بر پرویز ‌مشرف مضاعف کرده و از او خواستند «به هر ‌قیمت» علیه میلیون‌ها نیروی مذهبی که سران آنان ‌بعضاً با طالبان و القاعده مرتبط بودند و از نظر آمریکا ‌کانون پمپاژکننده نیرو، پول و اسلحه تندروهای ‌سنی به حساب می‌آمدند، وارد جنگ شود. «اریک ‌مارگولیس» یک خبرنگار غربی که اخیراً با پرویز ‌مشرف مصاحبه‌ای داشته از قول وی نوشته است ‌که آمریکایی‌ها من و ملک عبدالله (پادشاه عربستان) ‌را تهدید کرده‌اند که اگر فکری برای طلاب مسلح ‌نکنید ناچار به دخالت نظامی هستیم. مشرف در ‌این مصاحبه به «گولیس» یادآور شده است که: ‌«اطلاعاتی از دفتر نخست‌‌وزیری انگلستان سه ماه ‌پیش از حمله به عراق به دست آمده که فاش ‌می‌کند بوش به بلر در مذاکرات خود گفته بود پس از ‌آنکه کار عراق تمام شد، قصد داریم به سراغ ‌پاکستان و عربستان برویم.»

‌شاید پرویز مشرف در توجیه همکاری خطرناک خود ‌با آمریکا به طرح ادعای وجود سندی مبنی بر برنامه ‌نظامی علیه استقلال و موجودیت پاکستان روی ‌آورده است ولی تردیدی وجود ندارد که آمریکایی‌ها ‌برای مهار جریان سنی ضدآمریکایی به روش دوگانه ‌اعطای امتیازات مالی و تهدید روی آورده‌اند. در این میان پرویز مشرف ‌رئیس‌جمهور نظامی پاکستان به تجارت نیروهای ‌مبارز سنی کشور خود دست زده است و بارها در ‌قبال دریافت مبالغ کلانی پول از آمریکایی‌ها یکی از ‌چهره‌های مذهبی مرتبط با طالبان را دستگیر و به ‌نظامیان ایالات متحده تحویل داده است! این جرمی ‌است که پشتون‌های مذهبی پاکستان آن را ‌نمی‌بخشند از همین‌رو در واقع مشرف با اقدام خود ‌پیشاپیش از شکست انتخاباتی خود در 25 آبان ‌آینده پرده برداشته است.

‌دیروز مشرف با کشتن «عبدالرشید» برادر عبدالعزیز ‌غازی امام جماعت مسجد لالی اسلام‌آباد و حمله ‌هوایی به هواداران او در این مسجد درگیری با طلاب ‌مسلح را وارد مرحله جدیدی کرد. مرحله‌ای که با ‌تصرف کتابخانه مسجد این طلاب در سوم اسفند 85 ‌به بهانه ساخت غیرقانونی آن آغاز شد ولی این در ‌واقع در واکنش به تحصن زنان طلاب در یک کتابخانه ‌عمومی انجام شده بود. نظامیان پاکستانی 21 ‌فروردین گذشته وقتی فعالیت یک وب‌سایت و ‌ایستگاه رادیویی طلاب مسلح مسجد لالی را ‌متوقف کردند به استدلال‌تراشی روی آورده و اعلام ‌کردند طلاب مسلح قصد به دست گرفتن حکومت در ‌پاکستان را داشته‌اند.

‌با این وجود پرویز مشرف از اسفند سال قبل که ‌ناچار شد اقداماتی را علیه طلاب دو مدرسه فریدیه ‌و حفصه به اجرا بگذارد، همواره از سیاست احتیاط‌آمیز ـ یک گام به جلو، یک گام به عقب ـ ‌استفاده کرده است. مطمئناً حمله نظامی و متفرق ‌کردن حدود 2000 طلبه دو مدرسه اسلام‌آباد پایان ‌مواجهه دولت پاکستان با طلاب مسلح نیست ‌بسیاری از تحلیلگران معتقدند پاکستان وارد دوره‌ای ‌از ستیزهای سیاسی و مذهبی شده است و ‌می‌رود تا به یک کانون بحران تبدیل گردد. پرویز ‌مشرف ناچار است به زودی صندلی قدرت را در ‌اسلام‌آباد تحویل دهد ولی میراث او برای جانشینان ‌او باقی می‌ماند و هماوردی ارتش با طلاب سنی که ‌از حمایت رو‌به‌رشد مردمی برخوردار هستند، ادامه ‌‌می‌یابد. پاکستان ماههای خطیری را پیش‌رو دارد لذا ‌در عین احتیاط باید با دقت تحولات آن را پی‌گیری ‌کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات