تاریخ انتشار : ۰۹ خرداد ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۷  ، 
کد خبر : ۳۱۳۴۴

سایه جنگ عراق بر سر کاخ سفید


«نسبت به هیچ یک از نتایج بدست آمده از جنگ عراق پشیمان نیستم و تمامی مسوولیت‌های خود در این زمینه را می‌پذیرم. من هنوز هم بر ضرورت سقوط نظام سابق در عراق یعنی صدام تاکید دارم و معتقدم این کار باید انجام می‌شد اما نتایج این اقدام هر چه که بود و اتهاماتی که به من وارد است هر چه که هست، من پشیمان نیستم!»

این اظهارات ریچارد پرل یکی از برجسته‌ترین طراحان جنگ عراق است که امروز پس از گذشت چهار سال از این جنگ و با وجود میزان تلفات ارتش آمریکا و دولت عراق این چنین احساس خود را تعبیر می‌کند.

سخنان پرل تنها گویای یک واقعیت است و آن این است که این جنگ تنها براساس اهداف یک گروه اصولگرای تندروی آمریکایی با گرایش‌های کاملا صهیونیستی انجام گرفته است و در حال حاضر نیز هیچ چیز جز محقق شدن اهداف پشت پرده این جنگ برای این گروه آمریکایی در عراق مهم نیست.»

به گزارش ایسنا پایگاه اینترنتی عرب سایت با ارایه تحلیلی تحت عنوان «سایه جنگ عراق هنوز هم بر فراز کاخ سفید» می‌نویسد: «ریچارد پرل، معاون وزیر دفاع سابق آمریکا که بیشتر به طراح اصلی جنگ عراق معروف است از جمله افراد اصلی امضاءکننده نامه رسمی به بیل کلینتون، رییس‌جمهور اسبق آمریکاست. در این نامه که سابقا توسط عده‌ای از نومحافظه‌کاران آمریکا تهیه و به امضاء رسیده است رسما از کلینتون درخواست شده بود تا در صورت ضرورت و نیاز برای کنترل دولت سابق عراق از اعمال زور و قدرت نظامی علیه این دولت استفاده کند. در این نامه نومحافظه‌کاران آمریکایی به صورت رسمی و علنی از دولت کلینتون خواسته شده بود که برای تغییر نظام حاکم در عراق یعنی حزب بعث به ریاست صدام از هیچ اقدامی حتی انجام عملیات نظامی چشم‌پوشی نکند. همین فرد یعنی پرل در سال 2001 تا 2003 رییس شورای سیاست‌های دفاعی وزارت دفاع آمریکا و معاون دونالد رامسفلد، وزیر دفاع آمریکا بود و در تمام تلاش‌های پشت پرده‌ای که برای طراحی و سازماندهی جنگ عراق انجام می‌گرفت، شرکت داشت. بر هیچ کس پوشیده نیست که جنگ عراق تا به امروز چه نتایج و پیامدهای منفی را برای عراق، آمریکا و کل منطقه دربر داشته است. بر اثر این جنگ بیش از 600 هزار شهروند غیرنظامی عراقی و بیش از 3500 سرباز آمریکایی کشته شدند.

بحران‌های سیاسی و امنیتی چون گردبادی بی‌رحم تمامی زوایای عراق را زیر و رو کرده است.

فعالیت‌های مسلحانه یا به عبارتی تروریستی که موسوم به نام‌های مختلف چون جوخه‌های مرگ در عراق فعالیت می‌کنند به هیچ عراقی از زن تا پیر و کودک رحم نمی‌کند.

ثروت‌های ملی عراق به تاراج رفته است.

عراق در معرض خطر جدی تقسیم و تجزیه قرار گرفته است و بالاخره سایه شوم جنگ‌های داخلی لحظه به لحظه بر فراز کل عراق سنگین‌تر می‌شود. هدف اصلی جنگ عراق کنار گذاشتن دولت صدام و نظام بعث از قدرت و نابودسازی سلاح‌های کشتار جمعی بود اما پایان این جنگ نشان داد که نه سلاح کشتار جمعی در عراق وجود دارد و نه دولت صدام در ارتباط با شبکه‌های تروریستی و در رأس آن القاعده است.» در ادامه این تحلیل آمده است: «هر روز که از جنگ عراق می‌گذرد واقعیت‌های پشت پرده دیگری که با استناد به آنها این جنگ نامشروع آغاز شد روشن می‌شود.

تمامی این وقایع چیزی جز رسوایی‌های پی در پی برای آمریکا نیست. یک روز دست سازمان اطلاعات آمریکا (سیا) در جمع‌آوری اطلاعات جعلی برای آغاز این جنگ رو می‌شود، روز دیگر کاخ سفید برای سرپوش گذاشتن بر این رسوایی یکی پس از دیگری مهره‌های اصلی خود در جمع نومحافظه‌کاران را حذف یا تغییر می‌دهد، یک روز پرل متهم و کنار گذاشته می‌شود و روز بعدی انگشت اتهام به سوی پل ولفوویتز، معاون وزیر امور خارجه آمریکا نشانه می‌رود و وی نیز دست دیگر مسوولان نومحافظه‌کار آمریکایی را در این بازی پست و ناجوانمردانه رو می‌کند.

این سلسله مراتب در اتهامات جنگ عراق آن قدر ادامه یافت تا بالاخره شامل حلقه مرکزی وزارت دفاع یعنی دونالد رامسفلد، وزیر دفاع آمریکا شد و به ناچار دولت بوش مجبور به کنار گذاشتن این مهره اصلی نومحافظه‌کار از قدرت شد.

این اتهامات تا به امروز همچنان ادامه دارد و هر روز شاهد رو شدن مدارک و اسناد جدید برای متهم ساختن طراحان اصلی جنگ عراق هستیم، در عین حال هر روز کتابی جدید که دربرگیرنده واقعیت‌های قبل و بعد از جنگ عراق است نیز در آمریکا منتشر می‌شود.»

در این تحلیل همچنین آمده است: «آن چه که جالب است آن است که پرل، این طراح اصلی جنگ عراق که امروز بی‌محابا بر اشتباه خود در آغاز جنگ نامشروع عراق همچنان اصرار دارد به شاهزاده تاریکی میان احزاب سیاسی آمریکایی و نیز رسانه‌های خبری مطرح این کشور معروف است، شخصی که همیشه اصرار دارد خارج از دایره مسوولیت‌های خود عمل کند و به صورت‌های مختلف نفوذ و قدرت خود را گسترش دهد. اگر لقب پرل شاهزاده تاریکی است، پس چه لقب مناسبی می‌توان یافت که دیک چنی یا شخص بوش را با آن توصیف کرد؟ واقعیت‌های جنگ عراق تک‌تک نومحافظه‌کاران کاخ سفید را چون برگ‌های پائیزی درو می‌کند اما آیا رهبران کشورهای منطقه تن به این واقعیت موجود می‌دهند که تار و پود سیاست‌های دولت بوش بر هیچ بینش و منطق سیاسی که از روی اطلاع نسبت به واقعیت‌ها انجام گیرد، بافته نشده است؟»

در پایان این تحلیل آمده است: «برغم آن که تاکنون چهره اصلی سیاست‌های ایالات متحده آمریکا نسبت به منطقه کاملا روشن شده و بر هیچ کس پوشیده نیست که منافع اسراییل و امنیت این رژیم حرف اول را در سیاست‌گذاری تمامی روسای جمهور آمریکا می‌زند اما متاسفانه می‌بینیم که رهبران کشورهای منطقه هنوز هم فکر می‌کنند که وجود نظامی آمریکا می‌تواند امنیت نظام‌های آن‌ها را تامین کند و با این دیدگاه واشنگتن هم‌پیمان اصلی بسیاری از این کشورها است. در حالی که پرل، این نومحافظه‌کار اصولگرای آمریکایی که به گرایش‌های شدید صهیونیستی‌اش معروف است پس از گذشت چهار سال بی‌شرمانه بر اشتباه جنگ عراق اصرار می‌ورزد و اعلام می‌کند که نسبت به هیچ یک از پیامدهای این جنگ پشیمان نیست، چگونه می‌توان باور کرد که دولت آمریکا نسبت به قضیه فلسطین یا لبنان نگران است و درصدد حل این بحران‌ها است؟ چگونه می‌توان باور کرد که حضور نظامی گسترده آمریکا در خلیج‌فارس تنها برای حمایت امنیت منطقه از ایران است، ایرانی که خود جزئی از این منطقه است و طبیعتا اوضاع منطقه یعنی پیشرفت یا پسرفت آن برایش مهم‌تر از آمریکا است؟ نباید فراموش کنیم که آمریکا همان کشوری است که فرسنگ‌ها راه را پشت سر گذاشته است و به دنبال استثمار منابع غنی این منطقه است.

دیر یا زود عصر امپراطوری آمریکا در منطقه و پس از آن در جهان به پایان خواهد رسید زیرا که تاریخ ثابت کرده است پایان هر امپراطوری استبدادی که براساس به استثمار گرفتن دیگران شکل گیرد زوال و انحلال است.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات