تاریخ انتشار : ۰۹ خرداد ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۵  ، 
کد خبر : ۳۱۳۴۶

لیسبون در تلاطم امواج اتحادیه


اردشیر زارعی قنواتی

ریاست ادواری اتحادیه اروپایی از روز اول ژوئیه به عهده پرتغال قرار گرفته است و این کشور باید پس از ریاست آلمان، اتحادیه را حول محورهای مطرح در آخرین نشست سران هدایت کند. پرتغال در شرایطی دوره ریاست خود بر اتحادیه اروپایی را آغاز می‌کند که از یک طرف در آخرین روزهای ریاست آلمان بسیاری از مباحث تا حدودی مورد توافق ضمنی اعضا قرار گرفت و از طرف دیگر اختلافات موجود و در حال افزایش اتحادیه ابعاد تازه‌ای پیدا کرد. از سوی دیگر لیسبون به واسطه وزن متوسط خود و همچنین عدم توجه در کانون تحولات اروپایی در شرایط کنونی دامنه مانور چندانی برای رهبری خود و هدایت این اتحادیه 27 عضوی را نخواهد داشت. این کشور در سخت‌ترین وضعیت ممکن به لحاظ سیاسی و روانی مسوولیت ریاست اتحادیه اروپایی را به عهده گرفته است.

اول اینکه همیشه جایگزینی یک نیروی متوسط به جای یک نیروی بزرگ و بالنده در تمام ارکان زیست اجتماعی و سیاسی در کوتاه‌مدت مواجه با کم توجهی و تمایل برای خودمحوری در بین اعضای زیرمجموعه خواهد شد. دوم اینکه نتیجه انتخابات فرانسه که به پیروزی نیکلا سارکوزی جاه‌طلب منجر شد، در آینده مشکلات بسیاری را برای پرتغالی‌ها به وجود خواهد آورد. سوم اینکه هم‌اکنون در تحولات سیاسی بریتانیا با رهبری جدید گوردون براون فصل تازه‌ای آغاز شده است که مفهوم حداقلی آن تلاش وی برای تثبیت جایگاه خود در عرصه ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی خواهد بود. در چنین شرایطی که سه ضلع اصلی اتحادیه اروپایی منویات خاص خود را دنبال می‌کنند که بیش از آنچه منوط به همکاری درون اتحادیه‌ای باشد، به اثبات وجود آنان در تمام عرصه‌ها مربوط می‌شود، رهبران لیسبون قادر به اعمال اتوریته و رهبری قاطع بر اتحادیه اروپایی نخواهند بود. تازه اینکه وزن پرتغال حتی در زمینه قدرت اقتصادی در درون اتحادیه اروپایی نیز چندان قابل ملاحظه نیست و به همین دلیل دومین رکن اعمال هژمونی بعد از مسائل سیاسی از دسترس آنان خارج است. اختلافاتی که گوشه‌هایی از آن طی آخرین نشست در بروکسل بین آلمان و لهستان و همچنین بریتانیا بروز کرد، هر چند که با توافقات صورت گرفته فعلاً به نوعی تعدیل شده است، اما آن اندازه بزرگ می‌نماید که فرصت شش ماهه لیسبون برای نزدیک کردن تمایلات چنین اعضایی در بین خود را به مراتب دشوار می‌کند.

چالش بین روسیه و اتحادیه اروپایی در خصوص بحث استقرار سیستم دفاع موشکی آمریکا در اروپا و همچنین استقلال کوزوو که با مخالفت قاطع مسکو و بلگراد روبه‌رو شده است از جمله مشکلات دیگری هستند که اتحادیه اروپا را در کوتاه‌مدت با چالش‌های متعددی مواجه خواهد کرد. همچنین نقش نیروهای پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در افغانستان و سقوط اخلاقی آنان طی ماموریت حفظ نظم در این کشور که طی هفته‌های اخیر با کشته شدن تعداد زیادی از افراد غیرنظامی همراه بوده است بدون شک با توجه به نقش این پیمان نظامی در ساختار اروپایی پرونده تیره‌ای را در مقابل میز ریاست این اتحادیه قرار می‌دهد.

در کنار همه این مشکلات پیش رو و مسائل ناخوشایند نقطه قوت پرتغال در دوران ریاست بر اتحادیه اروپایی وجود خوزه مانوئل باروسو رئیس کمیسیون اروپایی و نخست‌وزیر قبلی این کشور در این ساختار منطقه‌ای است که می‌تواند تا حدودی عصای دست رهبران لیسبون قرار گیرد. وی به جهت تجربه طولانی در سمت نخست‌وزیری پرتغال و چند سال ریاست کمیسیون اروپایی که بالاترین مرجع در درون اتحادیه است می‌تواند پل ارتباطی مناسبی برای رهبران کشورش برای هدایت اتحادیه اروپا تلقی شود. هم‌اکنون یکی از موارد مهم و بحث کانونی در مقابل اتحادیه اروپایی موضوع عضویت ترکیه در این اتحادیه است که موافقان و مخالفان قدرتمندی را در این ساختار دارد.

مخالفت فرانسه و شخص سارکوزی مطمئناً در آینده معضلات بسیاری را برای ریاست اتحادیه اروپا در خصوص مذاکرات دوجانبه بین این جمهوری و اتحادیه دامن خواهد زد. شرق اروپا و اعضای جدیدی چون لهستان و جمهوری چک با توجه به گرایش دولتمردان این کشورها جهت استقرار سیستم دفاع موشکی آمریکا در خاک خود که روسیه را به شدت ناراضی کرده است با توجه به مسوولیت ریاست اتحادیه برای سامان بخشیدن به روابط مسکو ـ بروکسل یکی از چالش‌های جدی پرتغال خواهد بود.

رهبران پرتغال با توجه به اینکه برخلاف دیگر کشورهای مطرح اروپایی جذب‌کننده مهاجران نیستند و حتی تا حدودی خود به یک کشور صادرکننده نیروی کار و مهاجر تبدیل شده‌اند در تقابل با قدرت‌های محور در این اتحادیه نقش هدایت‌گرانه‌ای را بازی نمی‌کنند و بیشتر به طرف کشورهای شرقی، که آنان نیز از این خصوصیت برخوردارند، تمایل یافته و نارضایتی قسمت غرب اروپا را می‌تواند برانگیزد. شاید بهترین موقعیت برای برزیل فراهم شده است که در این دوره شش ماهه قرار است نشست و مذاکرات اساسی خود را با اتحادیه اروپایی آغاز کند که به جهت نزدیکی فرهنگی، زبانی و نژادی با پرتغال می‌تواند از این سر پل به عنوان یک امتیاز مثبت استفاده کند. توانایی پرتغال برای ریاست بر اتحادیه اروپایی را بدون شک باید با دوره قبلی آن که آلمان این مسوولیت را به عهده داشته است، مقایسه کرد.

هم‌اکنون این سوال مطرح است که آیا رهبران لیسبون با توجه به جایگاه خود در درون اتحادیه اروپایی و پتانسیل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اخلاقی خود می‌توانند تجربه طاقت‌فرسای مرکل را از سر بگذرانند و در آخر دسامبر با خشنودی با این مسند وداع کنند یا خیر.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات