سیدمحمدصادق خرازی
دولت جدیدی در بریتانیا آغاز به کار کرده است که وارث مشکلات و بحرانهایی است که طی ماههای اخیر زندگی مردم را در این کشور دچار تنش کرده بود. به رغم تیرگیهایی که در روابط تهران و لندن و طی ماههای اخیر رو به اوج گذاشته است، جمهوری اسلامی ایران از روی کار آمدن دولت آقای گوردون براون استقبال کرده است. در حالی که آقای براون وارث تونی بلر و خود از حزب کارگر است و البته سیاستهای این حزب همچنان حرف اول را در صحنه سیاسی بریتانیا و مناسبات بینالمللی این کشور میزند دلیل استقبال تهران از دولت جدید و نخستوزیری آقای براون در چیست؟
پاسخ به این سوال را میتوان در سه موضوع اصلی چشمانداز سیاستهای دوجانبه، تغییرات در آرایش و تعداد نیروهای نظامی بریتانیا در عراق و رویکرد جدید این کشور در بحران خاورمیانه جستوجو کرد. چشمانداز سیاستهای دوجانبه: بیست و چهار ساعت پس از آنکه آقای براون به عنوان نخستوزیر بریتانیا از طرف ملکه الیزابت دوم موظف شد دولت جدید را تشکیل دهد، وی در یک تحول مهم دیوید میلیبند را جایگزین خانم مارگارت بکت در وزارت امور خارجه کرد. آقای میلیبند 41 ساله یهودی جوانی است که در عین حال از سال 1970 جوانترین وزیر امور خارجه دولت بریتانیا محسوب میشود. وی از منتقدان تونی بلر نخستوزیر پیشین بریتانیا در خصوص فرستادن نیروهای بریتانیایی به عراق در سال 2003 به شمار میرود و به نظر میرسد که میخواهد تواناییهای خود را برای بازسازی سیاستهای اعمال شده لندن در خاورمیانه به کار گیرد. با آمدن آقای میلیبند و تحولاتی که وزارت خارجه بریتانیا پس از دوران نسبتاً کم تحرک در دوره خانم مارگارت بکت سپری کرد نسل جدیدی در وزارت امور خارجه بریتانیا مستقر خواهد شد که میتوانند واقعیتها را بهتر ببینند. هرچند که در شرایط کنونی انگلیسیها چارهای جز یک همکاری گسترده نظامی و سیاسی با ایران برای حل مسائل خود در عراق و افغانستان ندارند. ایران با استقبال از انتخاب گوردون براون به عنوان نخستوزیر بریتانیا اظهار امیدواری کرد که دولت جدید بریتانیا رویکرد مناسبتر و بیطرفانهتری در خصوص مسائل منطقهای و بینالمللی در پیش گیرد و این زمینهای مناسب برای گسترش همکاریهای تهران و لندن است. البته شرایط فعلی نیز همکاری مشترک سیاسی ایران و بریتانیا را مشروط کرده است و ابراز امیدواری به کابینه آقای براون و همکاری با این کشور در صورتی اثربخش خواهد بود که بریتانیا در سیاست دوگانهای که در ماههای پایانی صدارت آقای بلر درباره ایران اعمال میکرد، تجدیدنظر کند. شاید مناسب باشد بریتانیا این بار سیاست اعتمادسازی با کشورهای خاورمیانه از جمله ایران را در پیش بگیرد و اگر در این مرحله بتواند گامی رو به جلو بردارد مطمئناً موقعیت جدیدی پیش روی روابط ایران و بریتانیا قرار خواهد گرفت. آنچه در مورد براون به عنوان یک نکته اساسی مطرح است این است که وی به نوعی در راستای اصلاح اشتباهات بلر روی کار آمده تا بتواند به نوعی هم حزب و هم کشور خود را از بند مشکلاتی که به ویژه در بعد سیاست خارجی دارد، برهاند. یکی از مسائل سیاست خارجی بریتانیا تعیین استراتژی در قبال مساله هستهای ایران است. در این مورد آقای براون تلاش خواهد کرد تا همچون اتحادیه اروپا به طور مستقیم با ایران از طریق گفتوگوها تعامل کند.
پس از آنکه دولت جورج بوش رئیسجمهوری آمریکا پیشنهاد گروه تحقیق عراق (بیکر ـ همیلتون) مبنی بر مذاکره مستقیم با ایران را رد کرد، بلر هیچ واکنشی از خود نشان نداد و با آن مخالفتی نکرد. دولت بوش از آن زمان به بعد تلاش کرده تا رویکرد خود را نسبت به ایران تغییر دهد، اما گوردون براون معتقد است که یک حرکت اساسی در جهت تعامل با ایران در خاورمیانه باید به منظور جلوگیری از فاجعه در منطقه ایجاد شود. گوردون براون به طور ضمنی با حمله احتمالی آمریکا به ایران مخالفت کرده است. تغییراتی که احتمالاً براون در سیاست خارجی کشورش در قبال خاورمیانه انجام خواهد داد، مورد استقبال رایدهندگان حزب کارگر قرار خواهد گرفت. آقای براون معتقد است که دنیای امروز با گذشته فرق کرده و جهان دیگر، جهانی تکبعدی نیست؛ و در این جهان چندبعدی باید درباره مساله ایران و کره شمالی با تامل بیشتری برخورد شود و به نظر میرسد که وی با تهران مذاکراتی را آغاز کند. انتظار میرود آقای براون درباره آینده عراق احتمالاً با ایران وارد گفتوگو شود. مشاوران براون امیدوارند این تغییر در مواضع، وی را در نظر افکار عمومی فردی متکی به خود و نه مانند بلر که دنبالهرو جورج بوش رئیسجمهوری آمریکا نام گرفته بود، بسازد. وجود جک استراو وزیر خارجه اسبق این کشور در کابینه جدید به عنوان وزیر دادگستری (وزارتخانهای جدید در بریتانیا که از دل وزارت کشور بیرون آمده است) میتواند واقعبینی انگلستان را نسبت به مسائل خاورمیانه و به خصوص ایران افزایش دهد. چرا که روابط تهران و لندن در زمان وزارت جک استراو، روند رو به رشدی را طی کرده بود و آقای استراو تلاش داشت دیدگاهی واقعبینانهتر نسبت به سیاستمداران وقت اروپا در قبال ایران اتخاذ کند هرچند که با اعمال فشارهای آمریکا این سیاست ناکام و عقیم ماند. برکناری آقای استراو که گفته میشد در راستای مخالفت سرسختانه وی با هرگونه در دستور کار قرار گرفتن گزینههای نظامی بود، دلسردیها را در میان افکار عمومی از نرم شدن سیاستهای لندن افزایش داده بود. بازگشت آقای استراو شاید پیامی به آن دلسردان و خوشبینان به جهتگیریهای آقای استراو باشد. حضور نیروهای نظامی بریتانیا در عراق: هرچند گمان نمیرود که نیروهای نظامی بریتانیا طی ماههای آینده به طور کامل از عراق خارج شوند اما تغییرات سیاسی این کشور نه تنها تعدیل نیروهای نظامی در عراق را وعده داده بلکه برای پیروزی مجدد حزب کارگر در انتخابات پارلمانی دو سال آینده واجب و حمایت افکار عمومی این کشور از حزبی که آقای براون رئیس آن شده را ضروری کرده است. یکی از دلایل افول شدید اقبال عمومی نسبت به دولت بلر از سال 2003 به بعد، تاکید بیش از حد وی بر اطلاعات غیرموثق در مورد سلاحهای کشتار جمعی عراق پیش از حمله به این کشور بود. اما گوردون براون در جریان ملاقات خود که از چند روزی پیش از شروع دوره نخستوزیریاش انجام گرفت اعلام کرد که پیرامون مستقل بودن تحلیلهای موجود در مورد سلاحهای کشتار جمعی عراق، از اعضای کابینه انگلیس سوالاتی خواهد پرسید. وی در عین حال تاکید کرد که دیدارش از عراق ایده عقبنشینی سریعتر نیروهای انگلیسی از این کشور را تایید کرده است. هرچند در مورد مساله عراق نباید سابقه حمایتهای براون از سیاستهای آمریکا و روابط نزدیکش با دولت بوش را مورد غفلت قرار داد اما به نظر میرسد که براون در مورد مسائل مربوط به عراق با پارادوکس پیچیدهای روبهرو شده که مناسبات سنتی انگلستان با آمریکا را به چالش خواهد گرفت. رویکرد دولت آقای براون در مسائل دوجانبه کشورش با ایالات متحده موضوعی بسیار تعیینکننده در آینده سیاسی حزب کارگر است. هرچند وی تاریخ دقیقی را برای خروج کامل نیروهای بریتانیایی از عراق مشخص نکرده است، اما تقلیل نیروهای بریتانیایی در دستور کار وی خواهد بود. در صورتی که آقای براون بخواهد ادامهدهنده سیاستهای دولت تونی بلر باشد، باید خود را برای پاسخگویی به افکار عمومی این کشور که مخالف ادامه حضور نیروهای پرشمار نظامی بریتانیا در عراق و کشته شدن مکرر آنها هستند، آماده کند. رویکرد سیاست خارجی آقای براون چه در گفتههای وی پیش از نخستوزیری و چه انتصابات وی در کابینه جهتگیری متفاوتی را با دولت سابق نشان میدهد که مایههایی از امید را به وجود آورده و البته انتقاداتی را نیز در ایالات متحده سبب شده است. بحران خاورمیانه: یکی از انتصابات کلیدی گوردون براون تعیین سیمون مک دانلد سفیر سابق انگلیس در اسرائیل به عنوان مشاور ارشد سیاسی خود به جای سر نیگل شینوال است که پیشتر در سمت مشاور ارشد سیاسی بلر بود. انتخاب آقای مک دانلد به این سمت که تا پیش از این از نزدیک در جریان بحران خاورمیانه بوده، این امید را به وجود آورده که لندن تمایل خود را به حل و فصل نهایی بحران میان فلسطینیان و اسرائیلیها به طور عملی افزایش داده است. آقای براون در مورد اتخاذ سیاستهای سختگیرانه علیه فلسطینیها با اسرائیلیها اتفاق نظر ندارد. وی تاکید کرده است که در زمینه حل نزاع اسرائیل ـ فلسطینی باید فاکتور اقتصاد را مورد توجه قرار داد و به گونهای عمل نکرد که سرزمینهای فلسطینی از نظر دستیابی به حداقل حوائج روزانه خود در مضیقه قرار گیرند. اینک دولت آقای براون در شرایطی زمام امور را در بریتانیا به دست گرفته که اروپای امسال با اروپای سال گذشته کاملاً متفاوت شده است. ما امروز با اروپایی روبهرو هستیم که نیکلا سارکوزی در فرانسه و آنگلا مرکل در آلمان با موجی از نوگرایی و با هدف جلب افکار عمومی کشورشان روی کار آمدهاند. اروپاییان امروز به خوبی میدانند که بحرانهای داخلی روی سیاستهای خارجی کشورشان تاثیری مستقیم دارد و از همین رو راضی به نارضایتی حتی یک نفر از رایدهندگانشان نیستند تا از قوت سیاست خارجی و پرستیژ بینالمللیشان کم نشود.
باید صبر کرد و دید که در شرایط به وجود آمده آیا سیاستمداران بریتانیایی که در یک دهه صدارت تونی بلر فراآتلانتیکی عمل کرده بودند همان دیدگاهها را دنبال میکنند یا روند متفاوتی را پیش خواهند گرفت؟ امید به این تغییرات از روی کار آمدن دولت جدید بریتانیا فرصتی است که اگر ساکن خانه شماره 10 خیابان داونینگ غنیمت بداند مرهمی بر زخمهای گذشته و نویددهنده دورهای تازه در روابط است.