فهمی هویدی
با نظر به اینکه مسئله توافقات مکه تنها مربوط به دو جنبش فتح و حماس نیست، بنده از همگان میخواهم که در خوشبینیهای خود نسبت به امضای توافقنامه مکه که با حضور رهبران دو جنبش بزرگ فلسطینی انجام گرفته است، جانب احتیاط را نگه دارد.
1- آنچنانکه بنده مطلعم رهبران دو جنبش فتح و حماس در حالی راهی مکه شدند که به استثنای برخی موارد حاشیهای، تقریباً در مورد تمامی مسائل محوری که باعث متوقف شدن روند تشکیل دولت وحدت ملی شده بود، توافق نظر داشتند تا جایی که در مورد شیوه توزیع مناصب وزارتی از جمله معضل وزارت کشور که تا مدتی طولانی به عنوان مانعی بر سر گفتگوها به شمار میرفت، نیز به توافق رسیده بودند. علاوه بر این همه مقامات دو جنبش در حالی وارد مکه شدند که متن آماده شده حکم ریاستی برای تشکیل کابینه را نیز همراه خود داشتند؛ حکمی که قرار بود از سوی آقای ابومازن تقدیم اسماعیل هنیه شود.
آنچنانکه بنده مطلعم توافقات فوق چیز جدیدی نیست؛ ولی نکته شایان توجه آن است که توافقات مذکور سه هفته پیش از برگزاری کنفرانس مکه صورت گرفته است، یعنی در همان هفتههایی که غزه شاهد درگیریهای شدید میان هواداران دو جنبش و در نتیجه آن، کشته شدن دهها فلسطینی و زخمی شدن صدها تن بود. درگیریهای اخیر نشان داد برخی طرفها هستند که تمام تاکیدشان بر تخریب هرگونه توافقی است که میان گروههای فلسطینی صورت میگیرد؛ خواه این توافق در رابطه با تشکیل دولت وحدت ملی باشد و خواه در مورد تحقق سلامت اجتماعی. دیگر این نکته روشن است که هدف از به راه انداختن درگیریهای داخلی، مانعتراشی بر سر راه توافق میان گروههای فلسطینی و تاکید بر شکست دولت است.
در تماس تلفنی که با وزیر کشور فلسطین داشتم، او گفت: «بیشتر بازداشتشدگان در نابسامانیهای امنیتی غزه از نیروهای گارد ریاست تشکیلات خودگردان و سازمان حفاظت اطلاعات آن هستند و همانگونه که خود در اعترافاتشان گفتهاند خرابکاریها و آدمرباییها را به دستور مستقیم فرماندهشان انجام میدادهاند»
البته در نامهای رسمی که وزیر کشور فلسطین در اوایل بهمن ماه گذشته و به دنبال ربوده شدن یک روزنامهنگار خارجی برای دبیر کابینه فرستاده است، نکته فوق مذکور است. در این نامه آمده است: «بیشتر آدمرباییها توسط نیروهای دستگاه امنیتی وابسته به تشکیلات خودگردان صورت میگیرد. ما از فرماندهان دستگاههای امنیتی خواستیم که آشوبطلبان را بازداشت کنند، ولی متاسفانه این اتفاق نیفتاد. شماری از مسئولان در دفتر رئیس تشکیلات خودگردان کاملاً به این نکته واقفند که در پشت پرده آشوبطلبیها و نابسامانیها امنیتی و آدمرباییها چه کسانی قرار دارند تا جایی که با عاملان آدمربایی مذاکره و مبالغ مالی را به آنها پیشنهاد میدهند؛ به عنوان نمونه در جریان ربوده شدن روزنامهنگار پروئی، آدمربایان که مرتبط با یکی از چهرههای برجسته جنبش فتح بودند، حاضر شدند در مقابل دریافت مقداری فشنگ، فرد ربوده شده را آزاد کنند.
2- تمامی تحلیلگران سیاسی در تلآویو، نشست مکه را به عنوان یک مسئله مهم برای رژیم اشغالگر قدس به شمار میآورند. نشست مکه که روزنامه عبری زبان «هاآرتص» از آن با عنوان «کمپ دیوید عربستان» یاد کرده بود، در راس تیترهای خبری رادیو، تلویزیون، مطبوعات و پایگاههای خبری بود. در هنگامی که مقدمات نشست مکه فراهم میآمد و در لحظات برگزاری آن، کارشناسان و خاورشناسان صهیونیست در مورد احتمال پیروزی و یا شکست آن و همچنین پیامدهای ناشی از این دو احتمال بحث میکردند. یک روزنامهنگار صهیونیست به نام «آوی سیخاروف» که از کارشناسان مربوط به مسائل فلسطین است، نیز گفت: به احتمال فراوان، این نشست موفقیتآمیز خواهد بود؛ ولی ابومازن در وضعیت بسیار سختی قرار خواهد گرفت؛ زیرا اگر با تشکیل دولت وحدت ملی موافقت کند، خشم آمریکا را برخواهد انگیخت و اگر نشست مکه با شکست مواجه شود، این عربستان است که از این مسئله خشمگین خواهد شد و مطمئناً ابومازن قادر به تحمل خشم هیچ کدام از طرفین نیست.
«یوفال دیسکین» رئیس سازمان اطلاعات رژیم اشغالگر قدس «شاباک» که به عنوان یکی از تاثیرگذارترین افراد در عرصه تصمیمگیریهای سیاسی دولت جعلی عبری به شمار میرود، در گفتگویی با روزنامه «هاآرتص» اظهار داشت: «پیروزی فلسطینیان در تشکیل دولت وحدت ملی بدان معناست که اسرائیل باید هر چه سریعتر دست به اقدام نظامی علیه حماس بزند. این مقام امنیتی صهیونیست افزود: «تا زمانی که فلسطینیان مشغول درگیری با هم هستند، به هیچوجه توجیهی برای دخالت نظامی اسرائیل وجود ندارد».
از جمله دیگر چهرههای صهیونیستی که درباره نشست مکه اظهارنظر کرده بود، میتوان به «ایهود اولمرت» اشاره کرد. وی در برابر روسای سازمانهای یهودی آمریکا خاطرنشان ساخت: «امیدوارم که نشست مکه هیچ توافقی را در مورد تشکیل دولت وحدت ملی به همراه نداشته باشد؛ مگر آنکه دولت مذکور به شروط کمیته چهارجانبه که در راس آنها به رسمیت شناختن اسرائیل و کنار گذاشتن تروریسم (مقاومت) است، تن دردهد.
شایان ذکر است که «یوسی سارید» وزیر پیشین آموزش رژیم اشغالگر قدس و رهبر حزب میرتس با انتقاد شدید از اقدام دولت اولمرت در انجام حفاریها در مسجدالاقصی، گفت: «با نظر به حساسیت ویژه موضوع مسجدالاقصی و همچنین مسئله قدس، این کار باعث میشود تا درگیریهای داخلی در فلسطین متوقف شود و تمامی فلسطینیان بار دیگر به جنگ با اسرائیل روی آورند» بیان این نکته نیز خالی از لطف نیست که دولت صهیونیستی تصمیم گرفت تا به عملیات شهادتطلبانه «ایلات» که توسط جنبش جهاد اسلامی انجام شد و به هلاکت سه صهیونیست انجامید، پاسخی نظامی ندهد تا مبادا اقدامی از این دست باعث توقف درگیری موجود میان فتح و حماس شود.
3- هنگامی که «کاندولیزا رایس» وزیر امور خارجه آمریکا در اواسط ماه ژانویه گذشته وارد رامالله شد، دو مسئله اساسی را به رئیس تشکیلات خودگردان ابلاغ کرد. نخست اینکه جنبش فتح باید از مشارکت در دولتی که حماس در آن حضور دارد، خودداری کند؛ دوم اینکه باید سفر خود به سوریه را لغو کند. براساس گفته یکی از حاضران در نشست رایس و ابومازن، رئیس تشکیلات خودگردان به وزیر خارجه آمریکا وعده داد که این دو مسئله را بررسی خواهد کرد. ضمناً تعجب فراوان آن فرد حاضر در نشست ابومازن و رایس، از خواسته دوم رئیس تشکیلات خودگردان بود؛ زیرا در حالی چنین خواستهای مطرح میشد که جلال طالبانی، رئیسجمهور عراق که همپیمان اصلی واشنگتن در منطقه به شمار میرود، دیداری از دمشق داشت و یک هفته را در آنجا گذراند.
دیگر بر هیچ کسی پوشیده نیست که بایکوت کردن دولت حماس (تا زمانی که به شروط اسرائیل تن درندهد) موضع ثابت دولت آمریکا است؛ موضعی که کشورهای عضو اتحادیه اروپا و همچنین همپیمانان واشنگتن در جهان عرب نیز خود را پایبند آن میدانند. ضمناً بر هیچ فردی پنهان نیست که دولت آمریکا در طول ماههای گذشته خشنودی خود را از وجود نابسامانیهای امنیتی در غزه و همچنین درگیریهای مسلحانه اعضای فتح با جنبش حماس ابراز داشته و این همان چیزی است که «شاموئل روزنیر» گزارشگر روزنامه عبری زبان «هاآرتص» در واشنگتن بدان پرداخته و گزارشهایش در این رابطه نیز در روزنامه مذکور به چاپ رسیده است.
شاموئل در گزارشی که به نقل از منابع آمریکایی تهیه کرده است، میگوید: «رایس با استفاده از فاکتور تشدید تحولات غزه، در اندیشه اعمال فشار به جنبش حماس و دولت فلسطین است» شاموئل به نقل از یک کارمند عالیرتبه دولت بوش اظهار میدارد: «واشنگتن امیدوار است ابومازن از درگیریهای مسلحانه خود با جنبش حماس پیروز خارج شود و واشنگتن نباید به عنوان واسطه برای برقراری صلح میان فلسطینیان اقدام کند».
در همین راستا، یک روزنامهنگار برجسته صهیونیست به نام «الوف بن ذکر» در مقالهای که در روزنامه هاآرتص منتشر شد، اطلاعات بحثبرانگیزی را در مورد موضع آمریکا در قبال پرونده فلسطین ارائه کرد و نوشت: «براساس گزارشهایی که دفتر نخستوزیری اسرائیل از واشنگتن ارائه کرد و نوشت: «براساس گزارشهایی که دفتر نخستوزیری اسرائیل از واشنگتن دریافت کرده است، وزیر خارجه آمریکا با دادن وعدههایی به ابومازن در مورد التزام دولت آمریکا به تشکیل دولت فلسطینی، درصدد فریب او است و دولت بوش به هیچوجه خود را ملزم به اجرای وعدههایی که رایس به ابومازن داده است، نمیداند»
الوف افزود: «شماری از عالیرتبهترین کارکنان دولت آمریکا به تلآویو گفتهاند که بوش خوب میداند اگر روزی قرار به تشکیل دولت فلسطین باشد، آن روز در دوره ریاست جمهوری بوش نخواهد بود. در حال حاضر مسئلهای که بیش از همه برای بوش مهم است، مسئله عراق و تلاش برای خروج از باتلاق آن میباشد. ضمناً پرونده ایران در رتبه دوم توجه آمریکا قرار دارد. بر این اساس میتوان گفت که آقای بوش به هیچوجه توانایی سرمایهگذاری (حتی برای یک لحظه) در جهت پیشبرد سازش میان دو طرف فلسطینی و صهیونیستی را ندارد».
4- هیچکس نمیتواند توافقات صورت گرفته میان دو جنبش فتح و حماس در مکه را بیاهمیت جلوه دهد و یا آنکه تلاشهای عربستان سعودی برای ایفای نقشی در زمینه پر کردن شکاف موجود در عرصه عربی را کم اهمیت بداند؛ آن هم در وضعیتی که سیطره حالتی از رکود باعث شده است تا شماری از کشورهای مهم عربی توان تحرک خود را از دست داده و همین مسئله بر محاسبات استراتژیکشان نیز تاثیر گذارده است. با نظر به امور فوق، پرسشهایی چند درباره توافقات مکه مطرح میشود که به عنوان نمونه میتوان از موارد فوق یاد کرد.
آیا مشکل موجود میان دو جنبش فتح و حماس تنها بر سر تشکیل دولت وحدت ملی بود، یا آنکه ریشه مشکلات را باید در پروژه سیاسی هر کدام از این دو جنبش، به ویژه مواضعشان در قبال مقاومت جستجو کرد؟ اگر این نکته صحیح باشد که اختلاف بر سر مشارکت در دولت وحدت ملی، در واقع پژواک اختلافات سیاسی حماس و فتح است؛ پس تا چه حدی این امر میتواند بر عمر دولت مورد توافق تاثیر بگذارد؟
صرف حضور حماس در قدرت، عامل اصلی نگرانی و اعتراض ایالات متحده، کمیته چهارجانبه و «اسرائیل» است؛ با نظر به این مسئله تا چه میزان میتوان امید داشت که توافقات صورت گرفته به پایان یافتن روند محاصره اقتصادی و سیاسی (که طرفهای خارجی بر ملت فلسطین تحمیل کردهاند) بیانجامد؟ اگر در چنین وضعیتی، محاصره اقتصادی ادامه یابد، چه باید کرد؟ آیا جهان در چنین حالتی میتواند موضعی مثبت و به نفع ملت فلسطین اتخاذ کند، به ویژه آنکه هنوز مصوبه اتحادیه عرب در مورد شکستن سد محاصره اقتصادی ملت فلسطین به مرحله انجام نرسیده است؟
آیا با وجود شکلگیری دولت جدید، باز هم واشنگتن به روند تجهیز نیروهای گارد ریاست تشکیلات خودگردان و سازمان حفاظت اطلاعات آن ادامه خواهد داد یا نه؟
پرسش بعدی این است که چرا توافق صورت گرفته خارج از پوشش حمایتی برخی کشورهای عربی، به ویژه مصر بوده است؛ مصری که سالها نظارت و پیگیری پرونده فلسطین را به عهده داشته و پیش از این نیز اعلام کرده است که اعلام تشکیل دولت وحدت ملی در قاهره انجام خواهد گرفت؟
از دیگر کشورهایی که عدم حضورشان در این میان احساس میشود و مورد پرسش قرار میگیرد، سوریه است؛ کشوری که رهبران مقاومت فلسطین را در خود جای داده است؟
بیگمان غیبت سوریه و مصر، بار دیگر اهمیت از سرگیری روابط مستحکم میان محور عربی (عربستان، مصر و سوریه) را به ما متذکر میشود؛ محوری که میتواند به نفع ثبات در جهان عرب فعالیت کند و ضامن دفاع از منافع عالی ملتهای عربی باشد و این همان خواستهای است که بیش از همه بر آن تاکید میشود؛ زیرا خللی که به دنبال شکست «اسرائیل» در جنگ لبنان و ضعف شدید در مواضع آمریکا، در موازنه قدرت به وجود آمده است، فرصت نادری برای جهان عرب به وجود آورده است تا بتواند زمام امور را به دست بگیرد و بخشی از حقوق به تاراج رفته را بازپس گیرد.
بیتردید آرام کردن وضعیت کنونی در فلسطین یکی از دستاوردهای مهم نشست مکه به شمار میرود، ولی انتظار میرود این آرامش برای ایجاد سلامت اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد که باعث بسیج شدن گروههای فلسطینی در سنگر مقابله با اشغالگران میشود.