مریم جمشیدی
همانگونه که انتظار میرفت راهاندازی شبکه ماهوارهیی انگلیسیزبان پرستیوی از سوی نظام جمهوری اسلامی واکنشهای جهانی را به دنبال داشت. چنانچه چند روز پس از راهاندازی این شبکه بحث پوشش خبرنگاران این شبکه تلویزیونی و نیز رعایت پوشش میهمانان مدعو به خصوص زنان طبق معیارهای جمهوری اسلامی به سوژه داغ برخی محافل و رسانههای غربی تبدیل شد و آنان عملاً حمله به جایگاه شبکه ماهوارهیی پرستیوی را از این منظر آغاز کردند، اما داستان راهاندازی تلویزیون انگلیسیزبان پرستیوی سر درازی دارد چرا که در روزگاری به سر میبریم که سالها از جنگ جهانی دوم میگذرد و حتی سالها از توازن قدرت میان دو ابرقدرت شرق و غرب گذشته است و اینک به قول اریک هابسباوم تاریخنگار بزرگ انگلیسی، جنگ سرد جایگزین پیکار تن به تن شده و نزاع بر سر ماندن یا نماندن به حوزه رقابت سایهوار میان سازمانهای اطلاعاتی منتقل شده است، البته در کنار آن حوزههای فرهنگ مهمترین ابزاری هستند که قابلیت چانهزنی قدرتها را بالا میبرند؛ ابزاری که ظاهری موجه داشته و توان چشمگیری در هدایت افکار عمومی دارند. اگر پیش از این کتاب و مطبوعات این نقش را برعهده داشتند، امروزه رسانههای تصویری جایگزین رسانههای نوشتاریاند. از این رو شبکههای تلویزیونی و ماهوارهیی متولد میشوند و به رقابت و قدرتنمایی در عرصههای سیاسی میپردازند. بنابراین بیراه نخواهد بود اگر بخواهیم دیپلماسی مجامع جهانی را مبتنی بر جنگ رسانههایشان بدانیم.
شبکههای بیبیسی، فاکس نیوز و سیانان نمونههای غربی و الجزیره نمونه موفق عربی ـ اسلامی آن هستند. در واقع کشورهای غربی با شناخت دقیق تاثیر رسانهها بر افکار عمومی علاوه بر کسب بازار تجارت و امور اقتصادی برای حفظ قدرت و نفوذ منطقهیی و همچنین حفظ برتری و سلطه در عرصه جهانی رو به سوی این امپراتوری آوردهاند؛ امپراتورییی که اینک به برکت تکنولوژی حضوری جهانی یافته و قابلیت عرضه به همگان را دارد.
در همین راستا از واژه دیپلماسی آشکار در مقابل دیپلماسی پنهان نام برده میشود. در واقع دیپلماسی آشکار از شاخصهای دیپلماسی نوین است که با نفوذ و تاثیر در نگرشهای عام مردم از طریق وسایل ارتباط جمعی، بر شکلگیری و شاکله افکار عمومی و به دنبال آن سیاست خارج هر کشور تاثیر میگذارد. به عبارتی رشد سریع تکنولوژی و ناتوانی دستگاههای رسمی دیپلماتیک در رقابت با رسانهها دولتها را به این سمت سوق داده که شکل نوینی از دیپلماسی را وارد معادلات خود کنند. لذا، به عنوان نمونه، آمریکا سیانان را راهاندازی میکند. دولتمردان ایران نیز در همین راستا، برای آنکه از این قافله باز نمانند، چندی پیش شبکهیی را به نام پرستیوی (press TV) را راهاندازی کردند. این شبکه 24 ساعته و انگلیسیزبان است که به گفته مدیرانش در مهمترین شهرهای دنیا خبرنگار دارد. به گفته موسسان آن، حوادث بعد از حمله آمریکا به افغانستان و عراق در منطقه، انگیزه تاسیس این شبکه ماهوارهیی بود و این در حالی است که طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، رادیو و تلویزیون ایران دولتی است و اجازه تاسیس شبکه خصوصی در داخل کشور صادر نمیشود. با وجود این، یازدهم تیر ماه با حضور محمود احمدینژاد رئیسجمهور، شبکه خبری و انگلیسیزبان ایران رسماً آغاز به کار کرد تا به گفته ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما، تریبونی برای اکثریت خاموش جهان باشد؛ افرادی که از تریبونهای معمول محروم هستند و به علت عدم دستیابی به تریبونهای مستقل همچنان در اقلیت نشان داده میشوند. «خبر از نگاه دیگر» شعار این شبکه است که سعی دارد چشم دومی برای مخاطبان غربی باشد. محل اصلی شبکه پرستیوی تهران است هرچند که قرار نیست سخنگوی دولت یا دستگاههای خاص شود و برنامههای زندهیی تحت عنوان «تاکشو» که زمینهیی سیاسی دارد، از واشنگتن، نیویورک، لندن، بیروت و دمشق پخش میشوند. همچنین سه برنامه زنده یک ساعته نیز روزانه پخش میشود که درباره خاورمیانه امروز و آمریکا و سیاست داخلی و خارجی این کشور است. برنامه سوم نیز گفتوگو درباره مسائل عمومی است. راهاندازی این شبکه بازتابهای متعددی در پی داشت. روزنامه گاردین آن را پادزهری برای شبکه فاکس نیوز دانست و خبر داد که اغلب خبرنگاران این شبکه غیرایرانی و از کشورهای آمریکا و انگلیس هستند. مشهورترین آنها، خبرنگار سابق ساندی اکسپرس است که پس از اسارت و گرفته شدن از سوی طالبان در سال 2001 مسلمان شد. وی در گفتوگو با گاردین خاطرنشان کرده که پوشش خبری شبکه پرستیوی در مقایسه با جریان رسانههای غربی متفاوت بوده و هیچ سانسوری در آن اعمال نمیشود. با این حال، هرچند آرمان شبکه ایرانی و انگلیسیزبان press TV، شکستن سلطه غرب بر رسانههای جهانی و پل زدن میان فرهنگهای مختلف است و همان طور که احمدینژاد در افتتاحیه اعلام کرد که انتشار اخبار درست، به موقع، سریع و افشا کردن شبکه تبلیغی دشمن از جمله وظایف اصلی آن است اما به نظر میرسد که اولویتهای دیگری نیز در دستور کار مدیران این شبکه قرار دارد و آن در نظر داشتن نحوه پوشش مدعوین زن است. در این رابطه، زویی ویلیامز ستوننویس روزنامه گاردین که میهمان یکی از برنامه شبکه پرستیوی بوده، به این موضوع اشاره میکند. وی در اینباره میگوید: «چند روز پیش به طور تصادفی سر از تلویزیون پرستیوی ایران درآوردم. قبلش فکر کردم که این هم کانالی است مانند بقیه شبکههای تلویزیون ماهوارهیی. از من دعوت شده بود در مورد تازهترین کتاب درباره هیلاری کلینتون، کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا، صحبت کنم. در استودیو و قبل از ضبط برنامه خانمی به طرفم دوید و گفت: «میتونم یقه لباستون را ببندم؟ دفتر مرکزی ما در تهران است!» و من هم در پاسخ به این خانم گفتم: بله، البته! به گزارش بیبیسی، وی در ادامه تاکید میکند که یقه لباس من مثل جکی اسمیت باز نبود ولی یقه اسکی هم تنم نکرده بودم. خانم جکی اسمیت وزیر کشور دولت جدید انگلیس است که پس از حاضر شدن در پارلمان این کشور، یقه لباسش جنجالآفرین شد. بدین شکل که پوشش وی از سوی مخالفانش مورد اعتراض قرار گرفت، چرا که به گفته مطبوعات انگلیس وزیر کشور انگلیس بیش از حد یقهاش را باز گذاشته بود و همین باز بودن یقه خانم وزیر به سوژه رسانههای انگلیسی تبدیل شد. این روزنامهنگار زن در بخش دیگری از مطلبش چنین میگوید: «هرچند من در پاسخ به درخواست آن خانم گفتم بله، البته اما این سوال برایم مطرح شد که: حد و مرز انعطاف در این مورد کجاست؟ وی هرچند در ادامه بحث خود را به موضوع وجود احساسات «ضدزن» در انگلیس اختصاص میدهد اما ذکر این اتفاق میتواند نشانهیی باشد از آنکه شبکه پرستیوی بیش از آنکه به اهداف اصلی خود و واقعیاتی درباره جامعهیی که با آن سر و کار دارند واقف باشد، به حواشی کار توجه دارد. اگر هدف از حضور، رقابت با رسانههای خبری بینالمللی و کسب مخاطبان انبوه است، میبایست مولفههای دیگری مورد توجه قرار گیرد. با این حال باید منتظر ماند و دید شبکه بینالمللی پرستیوی در آینده چه جایگاهی را در جنگ امپراتوری بیتاج و تخت برای خود کسب خواهد کرد.