حسین شریعتمداری
«جمهوری اسلامی ایران مشروعیت خود را از ولایت فقیه گرفته است» این سخن آیتالله هاشمی رفسنجانی که دیروز با اکثریت آراء نمایندگان مجلس خبرگان رهبری به ریاست این مجلس انتخاب شد به همان اندازه که برای تودههای مردم و در اردوگاه گسترده انقلاب اسلامی، اظهارنظری قابل انتظار بود، خشم جماعتی اندک و کمشمار در داخل کشور و جبهه دشمنان بیرونی ـ که به توهمپراکنی درباره دو قطبی شدن جبهه انقلاب عادت کردهاند ـ را در پی داشت. تا آنجا که رادیو فردا ـ متعلق به سازمان سیا ـ که تا چند ساعت قبل از انتخاب آیتالله هاشمی رفسنجانی به ریاست مجلس خبرگان، از انتخاب ایشان به عنوان شکاف در جبهه انقلاب یاد میکرد، بلافاصله بعد از اظهارات آقای هاشمی، با نگرانی آمیخته به خشم طی تفسیری که روی سایت خود فرستاد، اعلام کرد «با انتخاب رئیس جدید نیز به نظر نمیرسد مجلس خبرگان نقشی متفاوت با گذشته را برعهده بگیرد»!
رادیو فردا که با اظهارات آقای هاشمی رفسنجانی تمامی توهمپراکنیهای چند هفته اخیر خود را نقش بر آب میدید، دقایقی بعد از ارائه تفسیر فوق تلاش کرد در قانونی بودن جایگاه آیتالله رفسنجانی به عنوان رئیس مجلس خبرگان رهبری تردید ایجاد کند و با قرار دادن تحلیلی روی سایت خبری خود نوشت: «صرفنظر از این همه، جایگاه اکبر هاشمی رفسنجانی نمیتواند تضادهای پدید آمده از برخوردهای ناشی از مناصب و موقعیتهای قانونی را که وی به طور همزمان در اختیار دارد منتفی سازد»!
دو قطبی شدن جبهه انقلاب، آرزویی است که دشمنان بیرونی و دنبالههای داخلی آنها از نخستین سالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همواره در دل داشته و همیشه نیز ناکام مانده است و عجیب آن که علیرغم ناکامیهای پی در پی هنوز هم این آرزو را به خبر تبدیل میکنند و از این خبرهای ساختگی تحلیل میبافند و فروپاشی چندباره این تحلیلها نیز مانع از تکرار چندباره آن نشده و نمیشود.
واقعیت آن است که در جبهه گسترده انقلاب اسلامی تفاوت سلیقههایی بوده و هست اما این تفاوت سلیقهها مخصوصاً در میان شخصیتهای برجسته و پُرسابقه انقلاب هرگز به مرز اختلاف در اصول و مبانی نرسیده است و در موارد بسیار اندک و استثنایی اگر افرادی از مرز اصول گذشته باشند، پیش از آن، از مرزهای جبهه انقلاب نیز بیرون رفتهاند بیآن که این جبهه را به دو یا چند قطب ـ آنگونه که دشمن آرزو دارد ـ تبدیل کنند.
و صد البته، تلاقی سلیقهها با یکدیگر و بحث و فحص ـ و حتی جر و بحث ـ درباره آنها، از برکات نظام جمهوری اسلامی است که نتیجه طبیعی و مبارک آن تعالی اندیشه و تصحیح مسیر در حال حرکت است. و اما، نکته درخور توجه این که مدعیان غربی و داخلی دموکراسی در همان حال که بر شعارهای «ضرورت نقد»، «لزوم برخورد آراء و اندیشه» و «نیاز به تحمل سلیقهها» تاکید میورزند، به محض مشاهده کمترین تفاوت سلیقه در جبهه انقلاب، اصرار دارند که وجود این تفاوت سلیقهها را به دو یا چندقطبی شدن جبهه انقلاب ترجمه کنند، یعنی دقیقا همان تفسیر مضحک درباره برخی تفاوت سلیقههای موجود ـ با حفظ اصول ـ که در مشی آیتالله هاشمی با جمعی دیگر از وفاداران به انقلاب اسلامی دیده بودند. در پاسخ به این ترجمههای غلط دشمنان بیرونی و غربباوران درونی هیچ کلامی گویاتر از سخن آقای رفسنجانی در یکی از خطبههای نماز جمعه تهران در اوایل دهه 60 نیست که گفته بود «آمریکاییها مثل گاو تحلیل میکنند»، البته با پوزش از گاو، چرا که به قول قرآن اولئک کالانعام بل هم اضل...
در این وجیزه، سخنی هم با برخی از مدعیان اصلاحات در میان است و آن، این که برخوردهای زشت، اهانتآمیز و کینهتوزانه شما علیه آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان نمادی از وفاداری به انقلاب از خاطر مردم نرفته و نخواهد رفت، بنابراین تلاش شما برای انتساب ایشان به جبهه اصلاحات! و گروهها و احزاب نظیر آن، آب در هاون کوبیدن است. همین چند ماه قبل بود که در روزنامه ارگان حزب خود، عمر مفید آقای هاشمی را تمام شده اعلام کردید و از ضرورت نیمکتنشینی او گفتید و نوشتید و در تمامی این موارد، جبهه انقلاب به دفاع از او برخاست اگرچه کسانی از این جبهه از جمله کیهان، انتقادهای جدی و مهمی نیز نسبت به برخی از مواضع ایشان داشته و با صراحت نیز به آن پرداختهاند ولی بدیهی است که جبهه انقلاب هرگز این استوانه انقلاب را تنها نمیگذارد و شما نمونههای فراوانی از این دست را شاهد بودهاید. مثلا؛ در جریان انتخابات اخیر نمایندگان مجلس خبرگان، شما مدعیان اصلاحات حضور ایشان در صدر لیست انتخابشدگان را به آراء خود نسبت دادید! و این در حالی بود که هیچکدام از نامزدهای شما نه فقط انتخاب نشدند، بلکه با ابتدای لیست انتخابنشدهها نیز فاصله فراوانی داشتند. سؤال این است که اگر آراء شما مدعیان اصلاحات، آقای هاشمی رفسنجانی را به نفر اول خبرگان انتخاب شده تهران تبدیل کرده بود، چرا هیچیک از نامزدهای خودتان رای نیاوردند و اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان کنونی مجلس خبرگان از نامزدهای جامعه مدرسین بودند... و صد البته شما نیز مثل همیشه اصلاً به روی مبارک نیاوردید!
از دشمنان بیرونی انتظاری نیست ولی کاش برخی از احزاب و گروههای داخلی، اندکی به خود زحمت میدادند و این نکته بدیهی و بدون کمترین پیچیدگی را درک میکردند که اساساً بسیاری از مباحث رایج و مورد اختلاف گروههای سیاسی در مجلس خبرگان جایی ندارد. نمایندگان مجلس خبرگان رهبری از میان عالمان برجسته دینی انتخاب میشوند و سیاست آنها که عین دیانت است نمیتواند با دیدگاههای سیاسی وارداتی همخوانی داشته باشد و اگر اختلاف سلیقهای در میان نمایندگان این مجلس وجود داشته باشد ـ که دارد ـ این اختلاف سلیقه در حلقه نظام اسلامی که بر مبانی اسلام ناب محمدی(ص) تکیه دارد، در نوسان خواهد بود و برخلاف انتظار برخی از غربباوران، اختلاف سلیقهها در خبرگان از این حلقه بیرون نمیرود که انتخاب این یا آن در سرنوشت ترسیم شده و تعریف شده نظام خللی ایجاد کند. بنابراین، شایستهتر آن است که سودای ناشایسته از سر بیرون کنید. آیا برای کسانی که به غفلت یا به تهمت ـ و اکثراً به تهمت ـ از ریاست آیتالله هاشمی رفسنجانی بر مجلس خبرگان، انتظار گرایش به بینش و منش انحرافی خود را داشتند، عبرتانگیز و ناامیدکننده نیست که ایشان در اولین گام بر اساسیترین اصل و بنای نظام اسلامی تاکید ورزیده و اعلام میکنند «جمهوری اسلامی ایران مشروعیت خود را از ولایت فقیه میگیرد» و...