تاریخ انتشار : ۰۹ خرداد ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۷  ، 
کد خبر : ۳۱۳۷۸

آقای نبوی! محکم بکوبید روی میز


علی مهدوی

جریانی که از دوم خرداد 76 با نام «جریان دوم خرداد» شهرت پیدا کرد به رغم حضور افرادی ناشناخته و بعضا بی‌ریشه در آن، جریانی ریشه‌دار و با سابقه است و بدون تردید سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و بهزاد نبوی از جمله این ریشه‌هاست. ریشه‌ای که به قول خودش «این ریشها را در آسیاب سفید نکرده است.»

آقای بهزاد نبوی در مصاحبه‌ای با جام‌جم که در تاریخ 1/5/86 منتشر شد مطالبی را اظهار کرد که نویسنده را به نقد آن واداشت و آنچه در این نوشتار می‌خوانید برخی از گفتنی‌ها درباره این مصاحبه است.

1- آقای بهزاد نبوی در تمام مدت مصاحبه، به جای پاسخگویی به سوالات مصاحبه‌کنندگان، نگران بازتاب مصاحبه و بخصوص تیترهایی است که از مصاحبه ایشان بر صحنه رسانه‌ها خواهد نشست. این نگرانی که در جای جای مصاحبه نمایان است با این جمله که «من جملاتی نمی‌گویم که شما تیتر کنید من روش تیتر کردن را بلدم» آشکارتر می‌شود. لذا می‌توان به صراحت گفت آقای نبوی در این مصاحبه با صداقت و شفافیت برخورد نکرده است و حتی آنچه که درباره رقیب گفته براحتی می‌تواند حمل بر القا شود که با نگاه به بازتاب مصاحبه بیان شده است.

2- عضو برجسته سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که پی‌درپی از مصاحبه‌کنندگان درخواست سند می‌کند و با این جمله که «خبرنگاری که سوال می‌کند باید اطلاعات دقیق و مستند داشته باشد. الان سند داری بکوب روی میز و بگو تو اینجا گفتی...» سعی می‌کند میزان پایبندی خود به مستند صحبت کردن را نشان دهد، اما حرفهای بی‌سند متعددی را در طول مصاحبه مطرح کرده است. مثلا در جایی می‌گوید: «وقتی به یک نهاد حکومتی با 8 میلیون عضو و یک میلیون عضو فعال، بخشنامه‌ای تحت عنوان بخشنامه بصیرت داده شده که هر کدام باید 10 نفر را به پای صندوق رای بیاورند معلوم است که این انتخابات، انتخابات سالمی نخواهد بود.»

اولا آقای بهزاد نبوی اگر سند این بخشنامه را دارند محکم بکوبند روی میز، ثانیا بر فرض که چنین بخشنامه‌ای باشد، حداکثر ثابت می‌کند که یک نهاد به قول ایشان حکومتی، برای افزایش مشارکت مردمی برنامه‌ریزی کرده است، ناسالم بودن آن از کجا ثابت می‌شود؟ لطفا آقای نبوی سندی مبنی بر ناسالم بودند ارائه کنند.

آقای نبوی در جای دیگر می‌گوید: «صدا و سیما 50 میلیارد تومان آن موقع و 200 میلیارد تومان کنونی را که از آگهی درآمد دارد کجا هزینه می‌کند.» لطفا سند این درآمدها را هم ارائه کنند.

3- یک نکته بسیار مهم در مصاحبه آقای نبوی، نظر ایشان درباره افکار عمومی است که البته در این‌باره تناقض هم در اظهارات ایشان مشهود است. ایشان در جایی از مصاحبه در خصوص درآمد صدا و سیما از محل آگهی، با طرح سوالی انکاری می‌گوید: «مردم حق ندارند بدانند که صدا و سیما 50 میلیارد تومان آن موقع و 200 میلیارد تومان کنونی را که از آگهی درآمد دارد کجا هزینه می‌کند؟ چرا مردم حق ندارند؟»

ولی همین آقای نبوی وقتی درباره ضعفهای اصلاح‌طلبان مورد پرسش قرار می‌گیرد با تغییر موضعی آشکار می‌گوید: «هیچ دلیلی ندارد که بنده تمامی مطالبی را که در شورای سیاسی سازمان یا شورای مرکزی سازمان درباره مثلا ضعفهای سازمان یا اصلاح‌طلبان مطرح می‌شود در معرض افکار عمومی بگذارم». آقای نبوی در این اظهارنظر، ضمن پذیرش ضعفهای اصلاح‌طلبان و آنچه در این‌باره در سازمان متبوع ایشان گذشته است، اطلاع افکار عمومی از این ضعفها را لازم نمی‌داند. این سخن را در کنار اظهارنظر دیگر ایشان بگذارید که در همین مصاحبه می‌گوید «این را دقت کنید یک جریان سیاسی مواضعی برای  ارائه به جامعه و مردمش دارد و یک مواضعی درون گروهی برای خودش.»

آقای نبوی! مردم با این اظهارات چگونه می‌توانند به مواضع واقعی شما آگاهی پیدا کنند و ثانیا شما که حاضر نیستید ضعفهای خود را در معرض افکار عمومی قرار دهید مردم از چه راهی باید به توانمندی شما برای سپردن امور کشور اعتماد کنند؟

آیا این اظهارات با شعار «دانستن حق مردم است» که دوستان نزدیکتان برگزیده بودند و هیچ کجا شما آن را نقد نکردید، انطباق دارد؟ شاید مردم فقط آنچه را شما تشخیص می‌دهید از توانمندی‌های خود و ضعفهای رقیب، حق دارند بدانند و دیگر هیچ.

4- آقای نبوی در چند بخش از مصاحبه، یا به سخنان آقای هاشمی رفسنجانی استناد می‌کنند یا رای مردم در خبرگان رهبری به ایشان را نشانه تغییر رویکرد مردم قلمداد می‌کند و به طور تلویحی گردش مردم به سمت جریان دوم خرداد را مدعی می‌شوند.

در اینجا ضمن تصریح به این که در جریان انتخابات خبرگان، اکثر قریب به اتفاق تشکلهای جریان اصولگرا، آقای هاشمی رفسنجانی را در فهرست خود داشتند، قدری به عقب برمی‌گردیم و با پوزش از آقای هاشمی رفسنجانی به بازخوانی موضع سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی درباره ایشان می‌پردازیم (البته به طور مستند) تا معلوم شود رای به هاشمی تغییر رویکرد مردم از چه به چیست.

محسن آرمین عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، (روزنامه آفتاب 8/11/78) می‌گوید:

«از شاخصه‌های هاشمی این است که خیلی خوب می‌تواند سوار موج شود و طبیعتا از موج جبهه دوم خرداد هم استفاده می‌کند. آقای هاشمی در 10 سال گذشته در امتحانات متعددی وارد شده است و به نظر من نتوانسته است نمره قبولی بگیرد. او از شاگردانی است که در تمام امتحانات بخصوص دوره چهارم مجلس مردود شده است. در مجلس چهارم حمله به جناح اصلاح‌طلب و قلع و قمع نیروهای این جناح، توسط هاشمی رفسنجانی صورت گرفته است.»

عصر ما (ارگان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی) شماره 44 چنین می‌نویسد: «چگونه است که وقتی بحث از توسعه سیاسی می‌شود، آقای هاشمی آن را نتیجه عملکرد دوران ریاست جمهوری خود می‌داند و قایل به هیچ گسستی نمی‌شوند اما زمانی که صحبت از قتلها به میان می‌آید، ایشان پرانتزی را دو طرف دوران ریاست خود ترسیم می‌کند و قایل به انقطاع کامل این مقطع از دوران ماقبل و مابعد شده.

اکنون حتی مخالفان دوم خرداد نیز بصراحت اعتراف می‌کنند که این حماسه یک حرکتی اعتراضی به سیاست‌های گذشته و روندهای جاری در دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی بود، نه پاسخ مثبت به آنها.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات