گویا بحران لبنان به رغم تمامی میانجیگریهای انجام شده و تلاشهایی که از سوی طرفهای منطقهای انجام میگیرد به سمتوسویی پیش نمیرود که بتوان به افقهای روشنی برای حل این بحران دل بست. درست هرزمان که این کشور برای برقراری امنیت، آزادی و صلح قد علم میکند با هجوم گسترده خصومتطلبان استثمارگر سودجو مواجه میشود، خصومتطلبانی که لبنان را به میدانی برای کسب امیتازهای سیاسی و محقق ساختن اهداف استراتژیک خود در منطقه تبدیل کردهاند.
پایگاه اینترنتی عرب سایت با ارایه تحلیلی تحت عنوان "حل بحران لبنان، در دست دولت سنیوره" مینویسد: «از زمانی که دولت فواد سنیوره در لبنان بر سر کار آمده است تا به امروز این کشور شاهد بحرانهای خارجی و داخلی گستردهای بوده است، بحرانهایی که لبنان را به سوی وابستگی به ابرقدرتهای خارجی چون آمریکا و فرانسه سوق داده است. سیاستهای این دولت تا بدین این لحظه این کشور را با شکافهای سیاسی بسیار عمیق مواجه ساخته است، شکافهای سیاسی که میتواند در آینده نه چندان دور این کشور را با خطر از سرگیری مجدد جنگهای داخلی مواجه سازد. این دولت از زمان روی کار آمدن تاکنون در تمامی عرصههای سیاسی و اقتصادی به گونهای عمل کرده است که اقداماتش همیشه در هالهای از شک و ابهام تعریف شده است».
دولت خائن
در ادامه این تحلیل آمده است: «ناتوانیهای این دولت در طول جنگ اخیر لبنان با اسرائیل شاید قابل بخشش و چشمپوشی باشد اما اقددمات این دولت یا به تعبیری بهتر باید گفت تبانیهای این دولت با متحدان اسرائیل در جنگ علیه لبنان به گونهای بود که هرگز قابل بخشش یا چشمپوشی نیست.
هر زمان که یک طرف داخلی از منطقه چون ایران، عربستان یا اتحادیه عرب برای حل بحران سیاسی این کشور پا در میانی کرده است و طرحهایی را به مسئولان و رهبران احزاب لبنانی در این زمینه ارائه کرده است این دولت سنیوره بود که این طرحها را حتی پیش از مطرح شدن متوقف کرده است. به طور مثال در حالی که تلاشهای مشترک ایران و عربستان و اتحادیه عرب در حال به نتیجه رسیدن بود و تمامی گروههای معارض لبنانی با مفاد طرحهای پیشنهادی این طرفهای منطقهای موافقت کرده بودند احزاب درونی حزب حاکم به ریاست سنیوره با کنفرانسهای خبری مختلف و وارد کردن اتهامات مجدد به گروههای معارض بر سر راه به نتیجه رسیدن این طرحها سنگاندازی کردند.»
در این تحلیل همچنین آمده است: «اگر بخواهیم مثال ملموستری در راستای ضعف و ناتوانی دولت سنیوره و فعالیتهای مشکوک این دولت ارائه دهیم باید به ترورهای سیاسی لبنان اشاره کنیم. از زمان به قدرت رسیدن دولت سنیوره لبنان شاهد چندین فقره ترور سیاسی از میان شخصیتهای برجسته حزبی در این کشور بوده است که البته این ترورها در کنار انفجارهای متعددی انجام گرفته است که در نقاط مختلف لبنان به وقوع پیوست. به رغم آن که عوامل این ترورها و انفجارها تا به امروز مشخص نشده است اما دولت سنیوره بهترین استفاده ممکن از وقوع این ترورها و انفجارها را برده است. دولت سنیوره به همراه تمامی احزاب همپیمان خود که از همان ابتدا مخالف سیاستهای دمشق در لبنان بود از به قدرت رسیدن خود برای کمرنگتر کردن نقش سوریه در این لبنان استفاده کرد. متاسفانه مردم لبنان بهای زیادهخواهیهای این احزاب و گروههای حاکم در این کشور را داد.»
پایگاه اینترنتی عرب سایت در ادامه میآورد: «ترور رفیق حریری، نخستوزیر اسبق لبنان گرچه توانست بسیاری از اهداف حزب حاکم از جمله پیروزی این حزب در انتخابات لبنان و به قدرت رسیدن آن را برآورده سازد اما لبنان را وارد سراشیبی بحرانی ساخت که خروج از این بحران کاری است بسیار سخت. که پیامدهای بعدی ترور حریری گرچه بازهم به سود حزب حاکم و گروههای هم پیمان آن بود اما بازنده اصلی در تمامی این زد و بندهای سیاسی دولت لبنان بودند، مردمی که اخیرا از خواب دهشتناک جنگهای داخلی رهایی یافت و امروز به دلیل حماقتهای سیاسی برخی ز احزاب وابسته به غرب این کشور بار دیگر راهی جنگ داخلی دیگری است.
اولین قدم
اما در این شرایط حساس چه راهکارها و راهحلهایی میتواند برای حل بحران لبنان کارساز باشد و این که چه کسانی در وهله اول باید برای حل این بحران تاسفبار در لبنان پیشقدم شوند بحث دیگری است. اولین اقدام در راستای حل بحران لبنان آن است که تمامی درگیریهای مسلحانه داخلی لبنان از جمله بحران نهرالبارد در سریعترین زمان ممکن حل و فصل شود و فعالیت گروههای شبهنظامی مشکوک در لبنان که وابستگیها و گرایشهای آنها بر همگان پوشیده نیست ریشهکن شود. همچنین دستگاه قضایی لبنان که در حالتی از انفعال است باید از این وضعیت خارج و به دور از دخالتهای حزبی حاکم در لبنان به معرفی و محاکمه تمامی عوامل بحرانهای اخیر در لبنان اقدام کند. بحران نهرالبارد بحرانی نبود که دولت لبنان تا به امروز برای حل و فصل کردن آن وقت خود و ارتش این کشور را که به تازگی از تجربه یک جنگ سخت با اسرائیل خارج شده بود تلف کند. این بحران میتوانست تنها طی 48 ساعت بدون درگیری و خونریزی پایان یابد اما چرا دولت سنیوره به چنین اقدامی مبادرت نکرده است و قدرت و توانایی ارتش لبنان را در این بحران به تحلیل برده است خود نیازمند یک کارشناسی دقیق و پاسخهای بسیار مفصل است.»
در پایان این تحلیل آمده است: «دومین اقدام برای حل بحران لبنان آن است که دولت سنیوره تمامی نشستهای کذایی خود با طرفهای غربی را که بینتیجه پایان مییابد متوقف کند و به جای آن وقت خود را برای از سرگیری گفتوگوهای جدی میان احزاب لبنانی به هدف برقراری آتش ملی صرف کند. سومین اقدام در راستای حل بحرانهای داخلی لبنان آن است که یک دولت متحد ملی لبنان با حمایت تمامی احزاب و طوائف مختلف لبنانی در این کشور تشکیل شود و بدین صورت دست بسیاری از دخالتهای خارجی برای اتخاذ تصمیمگیریهای مهم و سرنوشتساز برای این کشور کوتاه خواهد شد.»