تاریخ انتشار : ۰۸ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۶  ، 
کد خبر : ۳۱۳۸۹

پژواک شکست اسرائیلی


مترجم: نیما نویدی

به دنبال انتشار گزارشی از سوی یک کمیسیون ویژه اسرائیل در مورد جنگ اسرائیل علیه لبنان در تابستان گذشته، ایهود اولمرت، نخست‌وزیر اسرائیل همچنان در برابر فشارها برای استعفا مقاومت می‌کند. پیش از این، دان هالوتز، رئیس ستاد ارتش اسرائیل مجبور به استعفا شده و عمیر پرتز، وزیر جنگ این کشور نیز اعلام کرده که به زودی استعفا خواهد داد. در گزارش کمیسیون وینوگراد می‌آید: تصمیم دولتمردان اسرائیل برای واکنش نشان‌دادن با یک حمله نظامی آنی و شدید براساس یک طرح جامع، مبسوط و تام‌الاختیار نظام نبود. دولت اسرائیل در تصمیم‌گیری برای دست به جنگ‌زدن با لبنان تمام گزینه‌ها از جمله تداوم سیاست مهار را در نظر نگرفت. در جریان پنج هفته جنگ در ماه‌های جولای و اوت سال گذشته، 119 سرباز و 43 غیرنظامی اسرائیلی کشته شدند. همچنین بیش از 1100 لبنانی که اکثریت قریب‌ به ‌اتفاق آنها غیرنظامی بودند، جان باختند.

با این حال، این کمیسیون نتوانست به این واقعیت بپردازد که دولت اسرائیل در واکنش خود نسبت به حمله حزب‌الله به یک پست مرزی اسرائیل و به اسارت گرفتن دو سرباز اسرائیلی، با هدف قراردادن بخش‌های عمده‌ای از زیرساخت‌های غیرنظامی لبنان پا را فراتر از آنچه که اسرائیل آن را دفاع مشروط از خود می‌نامد، گذاشت. این گزارش همچنین در پرداختن مستقیم به جنایات جنگی وسیع نیروهای اسرائیلی در حملات خود به مراکز پرجمعیت غیرنظامی ناکام ماند. همچنین کمیسیون وینوگراد به طورمستقیم به این دلیل نمی‌پردازد که چرا اسرائیل تصمیم به حمله نظامی گرفت و از سیاست مهار منحرف شد. بخش عمده‌ای از جواب این سوال به فشارهایی بر می‌گردد که از سوی دولت بوش به اولمرت وارد شد. مدت‌ها بود که دولت بوش به اسرائیلی‌ها فشار می‌آورد تا برای فلج کردن حزب‌الله به لبنان حمله کند.

هفت هفته قبل از شروع جنگ، بوش در دیدار با اولمرت قویا نخست‌وزیر اسرائیل را ترغیب کرد تا خیلی زود دست به حمله علیه لبنان بزند و حمایت کامل آمریکا را عملیات گسترده نظامی اعلام نمود. درست سه روز بعد، عوامل اسرائیل دو مبارز، مسلمان را در سیدون ترور کردند که منجر به یک سری درگیری‌های انتقام‌جویانه و به اسارت گرفتن چند نفر شد که در نهایت به اسارت دو سرباز اسرائیلی در تاریخ 12 جولای توسط حزب‌الله انجامید.

در سال‌های قبل از حملات هوایی اسرائیل به شهرهای لبنان در تاریخ 12 جولای که حملات موشکی تلافی‌جویانه حزب‌الله به شهرهای اسرائیل را به دنبال داشت، این گروه تقریبا هیچ تهدیدی محسوب نمی‌شد. بیش از یک دهه بود که هیچ شهروند اسرائیلی (به استثنای یک مورد تصادفی در سال 2003 که در اثر شلیک موشک ضدهوایی حزب‌الله علیه یک هواپیمای اسرائیلی که به‌طور غیرقانونی حریم هوایی لبنان را نقض کرده بود) توسط حزب‌الله کشته نشده بود و هیچ حمله‌ای از سوی حزب‌الله علیه اهداف غیرنظامی از زمان خروج اسرائیل در مه 2000 صورت نگرفته بود.

کلیه اقدامات نظامی حزب‌الله بین مه 2000 و جولای 2006 عملا علیه نیروهای اشغالگر اسرائیل در یک منطقه مرزی مورد مناقشه بین لبنان و بخش جنوب غربی سوریه که در اشغال اسرائیل است، صورت گرفته بود. سیاست همیشگی حزب‌الله شلیک موشک به اسرائیل در پاسخ به حملات اسرائیل علیه رهبران سیاسی آنها یا علیه غیرنظامیان لبنان بوده است. وقتی که در مه 2006 دولت اسرائیل در تدارک برای حمله به لبنان با پشتیبانی آمریکا به ساکنان شمال اسرائیل توصیه کرد تا در یک تمرین نظامی شرکت کنند، تعدادی از آنها اطلاع دادند که آنها نمی‌توانند کلیه پناهگاه‌هایی را که برای مدت زیادی بلااستفاده مانده بود، پیدا کنند.

همان‌طور که در گزارش کمیسیون وینوگراد به آن اشاره می‌شود، حزب‌الله آنچنان تهدیدی جدی برای امنیت اسرائیل محسوب نمی‌شد که لازم به چنین حمله گسترده‌ای علیه آن و علیه زیرساخت‌های غیرنظامی لبنان باشد.

ریچارد آرمیتاژ، معاون وزارت خارجه آمریکا در دور اول ریاست جمهوری بوش در هفته سوم این نبرد اعتراف کرد که تنها چیزی که این بمباران‌ها تا به حال داشته اتحاد مردم علیه اسرائیلی‌ها بوده است. وقتی که اسرائیلی‌ها متوجه شدند که این جنگ چقدر برای منافع امنیتی اسرائیل مخرب بوده، بسیاری به نقش آمریکا در گرفتار کردن آنها در چنین باتلاقی نیز پی‌ بردند. به فاصله کوتاهی پس از شروع جنگ، گزارش‌ها حاکی از این بود که تعداد زیادی از سران اسرائیل از جمله برخی از مقامات ارشد اسرائیل چقدر از دست بوش به خاطر فشار آوردن به اولمرت برای جنگ خشمگین و عصبانی هستند. این امر در سطح توده‌های مردم نیز مشهود بود.

با آنکه بسیاری از اسرائیلی‌ها در خیابان‌های تل‌آویو عدم تمایل خود را برای مردن و کشتن در خدمت ایالات متحده اعلام کردند، اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان هر دو مجلس آمریکا قطعنامه‌هایی را تصویب کردند و در آن حمایت بی‌قید و شرط پشتیبانی بوش از جنگ در لبنان را اعلام نمودند. در واقع، با توجه به اتکای زیاد رژیم اسرائیل به آمریکا به لحاظ نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک، جنگ اخیر علیه لبنان بدون چراغ سبز از سوی واشنگتن اتفاق نمی‌افتاد.

اولمرت و دیگر رهبران رژیم اسرائیل به تنهایی عمل نکردند. آمریکاییانی که ادعا می‌کنند حامی اسرائیل هستند نیز باید خواستار تحقیقات مستقل در آمریکا و همین‌طور بررسی دلایل درگیر کردن اسرائیل در یک جنگ غیرضروری که موجب از دست رفتن جان بسیاری شده، بشوند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات