رضا شجاعیان
در جایی که ما زندگی میکنیم کسی مسوولیت شکستها را نمیپذیرد، بالعکس در پیروزیها و کامیابیها همه خود را سهیم میدانند و منتظر پاداش و تعریف و تجمید هستند، اما آیا در کشورهایی که دارای جامعه مدنی قوی هستند نیز چنین است؟ آیا در پی هر شکست و نقصانی که پلتفرم تمام و کمال صورت میپذیرد و مسوولیتهای عدم تصمیمگیری صحیح تنها بر دوش دولتهای پیشین قرار میگیرد؟ اگر در همه حیطههای تصمیمگیری چه در عرصه سیاسی و چه در عرصههای اجتماعی و اقتصادی اصل تکثر و احترام به نگرشهای مختلف حکمفرما باشد، دیگر همه خود را در ناکامیها و کامیابیها سهیم میدانند و از این گذشته احتمال اشتباه در تصمیمگیریها به حداقل میرسد چرا که دنیای کنونی چه در عرصه داخلی و چه در عرصه خارجی دارای چنان پیچیدگی است که تنها در سایه نگاه به موضوعات از زوایای مختلف میتوان امیدوار به بهکارگیری راهبرد درست و صحیح بود.
این دغدغهای است که اغلب نیروهای سیاسی کشور را به خود مشغول داشته است. اگر در موضوعات مختلف نگرش همه نیروها لحاظ شود با لااقل به راهحلهای آنان گوش فرا داده شود، امکان خطا به پایینترین حد خود رسیده و در این حال برای تصمیمها نیز اجتماع فراگیر وجود خواهد داشت.
اکنون که رقابتهای انتخاباتی در راه است بایستی آستانه تحمل جامعه در برابر تکثر نیروها و اندیشهها بیش از گذشته شود. اظهارات چهرهها و فعالان سیاسی نشان میدهد که هنوز جامعه و سیاست ما به حد مطلوبی از حاکمیت تکثر و تحمل نیروهای رقیب نرسیده است.
کمالالدین سجادی، سخنگوی جبهه پیروان خط امام و رهبری میگوید: دو قطبی شدن انتخابات نوعی تحدید آزادیهای مردم محسوب میشود. سجادی سوق دادن انتخابات به سمت دوقطبی شدن را با مردمسالاری موردنظر جمهوری اسلامی مغایر میداند و ادامه میدهد: احزاب و تشکلها و افراد مستقل آزادند در انتخابات به عنوان کاندیدا یا رایدهنده شرکت کنند، این آزادی در ایران تضمین شده است. در سوی دیگر، محسن آرمین نیز چندی پیش در نشست ماهانه اصلاحطلبان فارس با اشاره به سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی میگفت: دو نگاه کلی میتوان به وحدت و اتحاد ملی داشت؛ در یک نگاه کلی اتحاد ملی مقولهای است که با تکثر و تنوع آرا تعارضی ندارد و در یک فرآیند روشن و شفاف به تدریج شکل میگیرد، به نحوی که جامعه با فضاهای اجتماعی مواجه میشود و افکار و اندیشهها را در سطح عمومی به نمایش میگذارد و در یک فرآیند آزاد، جامعه یک گفتمان را از بین گفتمانهای متفاوت انتخاب میکند و به این ترتیب در سطح ملی اتحاد شکل میگیرد.
این گفته آرمین حائز نکته مهمی است، در جامعه متکثر و آزاد که افکار و اندیشههای متفاوت دارای تریبون هستند و میتوانند به دور از فضای بسته با مردم ارتباط برقرار کنند، افکار عمومی جامعه با اطلاعات و شناخت صحیحی که از گفتمانهای موجود به دست میآورد، اصلح و افضل را در بین آنها برمیگزیند. کارکرد مثبت دیگر فضای متکثر اجتماعی و سیاسی این است که به کارگیری ابزار تخریب برای غلبه یک گفتمان بر گفتمانهای موجود، بستر محدودتری را در اختیار خواهد داشت. چرا که اساسا نیروهای سیاسی نیازی نمیبینند و یا نمیتوانند در زمانی که اطلاعات در سطح جامعه به شکل مطلوبی جریان دارد برای بیرون راندن رقیبان از صحنه به استراتژی تخریب روی بیاورند.
چرا که وقتی برای تحمل چند صدایی تمرین میکنیم و تکثر به عنوان ارزش در بین نیروهای سیاسی و افکار عمومی پذیرفته میشود، اصولا بهرهگیری از تخریب شخصیتها و گروههای دیگر نه تنها توفیقی برای تخریبکنندگان در بر ندارد بلکه آنان آشکارا در میان افکار عمومی برای زیر پا گذاشتن اخلاق سیاسی محاکمه میشوند.
سجادی، سخنگوی جبهه پیروان خط امام و رهبری نیز تلویحا بر همین نکته تاکید میکند و میگوید: «تنها مطرحکردن اشکالات و ضعفهای رقیب به قصد تخریب ناپسند است. روش متعدل و اخلاقی این است که گروهها و جناحها برنامههای خود را ارائه دهند و نقاط قوت خود را نمایان و خود را با تمام قدرت به مردم عرضه کنند تا مردم از میان تواناییهای عرضه شده به سمت فرد مورد نظر رفته و به او اعتماد کنند».
حاکم شدن فضای ایدهآل بالا در کشور نیازمند ساخت اجتماعی خاص خود است. پایههای این ساخت اجتماعی که بتوان با اتکای به آن پلورالیسم را تجربه کرد با جستوجو و تدفیق در فرهنگ ایرانیان هویدا خواهد شد. چنانکه محمدرضا تاجیک، رئیس سابق مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری میگوید: «جامعه ما قرنها جامعه کثیرالاقوام بوده و با این وجود قرنها به صورت ایران باقی مانده است و همین قومها باعث شادی و اعتلای فرهنگ ایرانی بودهاند. میتوان گفت، تکثر و وحدت بین آنها باعث شکوفایی جامعه شده که این موضوع را باید پاسداشت».
تاجیک ادامه میدهد: «جامعهای که تنها یک هویت و یک صدا داشته باشد، جامعه نیست. میتوان با به رسمیت شناختن هویتهای متکثر نظم و انسجام را ایجاد کرد و از این رو میتوانیم تمام دانههای تسبیح را شناخته و خود نقش نخ آن را ایفا کنیم و اینگونه که دانههای تسبیح را همه به یک دانه تبدیل کنیم، رفتار نشود».
بدین ترتیب میتوان گفت ساخت اجتماعی ایرانیان قابلیت پذیرش پلورالیسم را دارد، تنها بایستی به احیا و بازسازی نقاط قوت آن مبادرت کرد. این امر در صورتی محقق خواهد شد که در ساحت اندیشه سیاسی نیز بازنگری کنیم تا تصور نادرستی که گروههای سیاسی کشور دارند و احساس میکنند حضورشان تنها در صورت حذف کامل رقیبان است، اصلاح شود.
علاوه بر این، تمرین و پذیرش چند صدایی نیازمند پذیرش اصل تحزب نیز هست. تحزب است که میتواند رایحه خوش پلورالیسم را نیز به ارمغان بیاورد. احزاب سیاسی اگر به راستی در معنای واقعی حزب باشند، میتوانند یکی از کار ویژههای خود که تصمیمسازی و تصمیمگیری نهادمند و عقلایی است را در عرصههای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به منصه ظهور رسانند. احزاب میتوانند هر کدام نماینده تفکر یا طبقه خاصی باشند و با سازماندهی افکار عمومی، نظرات مردم را به حکومت منتقل کنند. از کار ویژههای مهم احزاب سیاسی کمک به فرآیند تصمیمسازی و تصمیمگیری عقلایی است. در هر نظام متکثر، از آنجا که تصمیمات سیاسی حاصل اجماع گروههای مختلف است، زوایای متفاوت تصمیم سیاسی نمایانده شده و نگرشهای گوناگونی در آن ملحوظ میشود.
این در حالی است که نظامهای تکحزبی و وحدتگرایانه، تنوع اطلاعات سیاسی را در جامعه محدود میسازند و راه بازخورد آن را سد میکنند و بدین ترتیب نه تنها چشم صاحبان قدرت را برای مشاهده وضعیت پیچیده مسائلشان میبندد بلکه منجر به رخوت اجتماعی و گسترش بیاخلاقی سیاسی نیز میشود.