تاریخ انتشار : ۰۸ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۳:۲۵  ، 
کد خبر : ۳۱۳۹۲
نیویورکر:

چرا در عراق شکست خوردیم؟


جورج پکر

مترجم: سوده کریمی

جورج پکر (George Packer) نویسنده مجله آمریکایی نیویورکر که مطالب و مقالاتی را در مورد امور خارجه، سیاست و کتاب به نگارش درمی‌آورد، در مقاله‌ای که جدیدا در این مجله به چاپ رساند، برخی از خاطرات و نظرات خود را در برخورد با سیاستمداران بلندپایه کشورهای مختلف و به ویژه آمریکا منعکس کرده است. وی در این مقاله که با عنوان «چیزهای سمج» می‌باشد، نوشت:

یک از ناظرانی که در آخرین دیدار بوش و پاپ در کتابخانه پاپ حضور داشت، توجه مرا جلب کرد به این موضوع که مردی که پس از پایان یافتن ملاقات در کنار جورج بوش در داخل لیموزین وی نشست، جان نگروپونته معاون مطلقا بی‌احساس وزارت خارجه و سفیر سابق آمریکا در بغداد بود. نگروپونته با تجربه‌ترین مرد در سرویس خارجه آمریکا است. او تمام آمارها و رکوردهای مربوط به عراق را می‌داند. آیا زمانی که نگروپوتنه این دیپلمات با چشمانی سرد در لیموزین کنار بوش نشسته بود، داشت به ئیس‌جمهور چیزهایی را می‌گفت که او به کشور می‌گوید؟ که ما داریم پیروز می‌شویم و پیروز خواهیم شد؟

بله باور کردنش سخت است. پس اگر این چنین نبود، او به رئیس‌جمهور چه می‌گفت؟ چرا همیشه به نظر می‌رسد بلندمرتبه‌ترین منابع رسمی کمتر از هرکس دیگری ‌می‌دانند؟ من در مراحل مختلف جنگ تئوری‌های مختلفی داشته‌ام. بعضی وقت‌ها هم چند تا از آنها با هم همزمان شده‌اند:

1- آنها (سیاستمدارهای بلندمرتبه) دروغ می‌گویند. آنها به افکار عمومی حقیقت را نمی‌گویند. آنها این را می‌دانند که چنین کاری نه از لحاظ اخلاقی درست و نه برای خودشان خوب است.

2- اخبار بد هرگز به خبر تاپ تبدیل نمی‌شود. همان‌طور که سیمور هرش یک بار در نیویورکر نوشته بود، توضیحات اولیه ژنرال آنتونیو تاگوبا در مورد اینکه چرا دونالد رامسفلد ادعا کرده است حتی پس از خواندن گزارش بازپرس از زندان ابوغریب هنوز چیزی درباره آن نمی‌داند: زیردستان او همه چیز را از رئیسشان پنهان کرده بودند؛ چون از خشم و غضب وی می‌ترسیدند.

3- آنها (سیاستمداران بلندمرتبه) نمی‌خواهند بدانند. بنابراین خود را از اخبار بد جدا می‌کنند. هرش گزارش داد این دلیل اصلی رامسفلد بود که از جزئیات ابوغریب بی‌خبر مانده بود: او اصلا از خواندن گزارش امتناع نموده بود.

4- آنها خبرهای بد را می‌شنوند و فورا به فراموشی می‌سپرند. جورج تنت در صفحه 447 خاطرات خودش این نشانه را مشخص کرده است: در پاییز سال 2003 مشخص شد که استراتژی اقتصادی و سیاسی ما به درد نمی‌خورد. اطلاعات در دسترس بود، راهکارها مشخص بود. اما آنهایی که در مورد سیاست آمریکا فعالیت می‌نمودند، در یک دایره بسته می‌چرخیدند. خبرهای بد نادیده گرفته شده بود.

وقتی من در چندماه گذشته باریچارد آرمیتاژ مصاحبه کردم، او به من گفت که حتی الان در کاخ سفید در مورد اندازه مشکلات، آئین «لا ادری» پیاده می‌شود. من از او پرسیدم چطور افراد کاری می‌کنند که متوجه نشوند. آرمیتاژ غرغرکنان گفت: 2 سال پیش من و پاول که در آن وقت وزیر خارجه بود، به رئیس‌جمهور گفتم که او به طور واقعی برنده نخواهد شد... ما آن زمان هیچ چیز را فیلتر نکردیم... اطلاعات زیادی به او دادیم ... اما...

به این ترتیب با کمی تراشیدگی ذهن، اخبار بد پاک می‌شوند. چه اتفاقی برای آنها می‌افتد؟ من اعتقاد دارم  رئیس‌جمهور قاطعانه فکر می‌کند که او فقط برای همین ماموریت رئیس‌جمهور شده است و البته او کمی هم مذهبی است؟ وقتی واقعیت‌ها برخلاف برخی قدرت‌های ذهنی می‌شوند، می‌توانند ماندگار نباشند. واقعیت رئیس‌جمهوری برخی اختلافات دارد: قوه روان رنجوری (چه فرقی می‌کند که راه‌حل من برای این موضوع چه باشد؟) تجربه‌گرایی بدلی (چنین می‌شود که رامسفلد می‌گوید ارتش عراق در حال بهبود اوضاع خود می‌باشد.) امید انحرافی (استراتژی موفق خواهد شد چون می‌خواهد موفق شود) پرش شوقی (تاریخ استیفای حقوق مرا انجام خواهد داد).

... همه این دلایل شاید ثابت کنند که چرا ما در عراق شکست خوردیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات