محبوبه عرب بافرانی
در جهان کنونی، گاز طبیعی، یک سوخت فسیلی به سرعت در حال رشد در بازارهای بینالمللی است به گونهای که از یک سوخت محلی که به صورت منطقهای و در بازارهای مجزا مصرف میشده به سوختی در حال تغییر است که در قسمتهای مختلف اقتصاد مصرف و در سطح بینالمللی تجارت میشود. گاز طبیعی در حال حاضر در بیشتر کشورهای جهان تولید و مصرف میشود. افزایش سریع و جایگزینی این سوخت به جای دیگر سوختها به نقش موثر گاز در توسعه پایدار، اثر مثبت آن در کنترل دیاکسیدکربن، ذخایر قابل توجه، پیشرفتهای تکنولوژی و سیاست بسیاری از کشورهای تولیدکننده بر توسعه صادرات گاز بر میگردد.
دو مساله کلیدی و متغیر اصلی که توسعه ژئوپولتیک گاز را موجب میشود عبارتند از:
1- نگرانی مصرفکنندگان عمده گاز در مورد امنیت و تضمین عرضه
2- نگرانی تولیدکنندگان عمده گاز در مورد امنیت تقاضا
کشورهای دارای اقتصادهای صنعتی به دلیل رشد بالای مصرف گاز به شدت بر مساله امنیت عرضههای مطمئن و مسیرهای انتقال آن متمرکز شدهاند و به همین علت سیاستهای متفاوتی چون آزادسازی بازارهای انرژی، وضع مالیات، جایگزینی انرژیهای نو و تنوعبخشی به عرضهها و مسیرهای انتقال گاز را در پیش گرفتهاند.
از سوی دیگر برای کشورهای تولیدکننده عمده گاز و نیز امنیت تقاضا به اندازه امنیت عرضه برای کشورهای واردکننده گاز دارای اهمیت است.
تجربه نشان داده است که وجود سازمانی از کشورهای تولیدکننده و صادرکنندگان بزرگ گاز که مبتنی بر همکاری و هماهنگی باشد، میتواند ضمن از بین بردن بسیاری از موانع، گسترش هر چه بیشتر ذخایر، زمینه پیشرفت اقتصادی و همکاریهای سیاسی این کشورها را ایجاد کند.
عدهای معتقدند که ایده تشکیل چنین سازمانی در ابتدا توسط مهدی صفری سفیر ایران در روسیه و به اعتقاد بعضی دیگر توسط روسیه مطرح گردیده است.
در سال 2001 میلادی مجمع کشورهای صادرکننده گاز (GECF) اولین نشست خود در سطح وزیران را در تهران برگزار کرد.
نشست دیگری در سطح وزیران از کشورهای (GECF) در الجزایر تشکیل شد. در این نشست علاوه بر کشورهای ایران، روسیه، قطر، عمان، الجزایر، بروئنی، مالزی، نیجریه، اندونزی و مالزی کشورهای بولیوی، مصر، ونزوئلا و لیبی که به نشست قبلی چندان توجهی نداشتند نیز شرکت کردند.
در سال 2003 میلادی سومین نشست این مجمع در دوحه قطر برگزار شد. در این نشست بر استقرار دفتر اجرایی و برگزاری جلسات سالانه تاکید و توافق شد. ششمین نشست مجمع کشورهای صادرکننده مجددا در دوحه قطر و در 9 و10 آوریل 2007 (20 و 21 فروردین 1386) برگزار شد. هرچند اهداف اصلی این نشست ایجاد ثبات بازار به نفع تولیدکنندگان و صادرکنندگان گاز و افزایش همکاری میان این کشورها است و علیه هیچ سازمان یا کشوری تدوین نشده بود، اما حساسیتهای زیادی را درباره احتمال سازمانی تخصصی و منسجمتر در زمینه گاز افزایش داده و واکنشهای متفاوتی را در پی داشت. چنانکه مجلس نمایندگان آمریکا مخالفت آشکار خود را با تشکیل چنین سازمانی ابراز داشت و از کاندولیزا رایس خواست به اطلاع مقامهای مسکو برساند که کنگره آمریکا مشارکت روسیه در تأسیس کارتل گازی را اقدامی غیردوستانه تلقی خواهد کرد.
اتحادیه اروپا نیز با توجه به وابستگی رو به افزایش خود به واردات گاز روسیه از تشکیل چنین سازمانی ابراز نگرانی کرد. حتی قطر به عنوان یک کشور تولیدکننده و صادرکننده گاز در برابر تشکیل چنین سازمانی مقاومتهایی نشان داده است.
با وجود این مخالفتها در طول سالهای گذشته اقدامهای مختلفی به وسیله کشورهای حاضر در مجمع انجام شده است. از جمله مصر به طور مرتب گزراشهای بازار گاز را ارائه کرده و ایران چارچوب قراردادهای گازی را تنظیم کرده است. همچنین گروهی به سرپرستی الجزایر مامور تدوین مدل جامع گاز شده است که شرح کار آن را تهیه و پس از برآورد هزینه و برگزاری مناقصه مشاور آن انتخاب شده است.
نتیجه این تلاشها برگزاری سالی یکبار اجلاس وزیران، سالی دوبار اجلاس هیات اجرایی و بر حسب نیاز جلسههای گروههای کارشناسی است.
همانطور که گفته شد یکی از اهداف نشست اخیر کشورهای صادرکننده در دوحه قطر افزایش همکاری میان این کشورها و در نهایت اتحاد سیاسی و افزایش قدرت چانهزنی در محیط بینالمللی است. بنابراین قراردادهای دوجانبه و چندجانبهای که میان این کشورها صورت میگیرد مطمئنا تسهیلکننده و زمینهساز دستیابی به این اهداف خواهد شد؛ همانند قرارداد همکاری گاز پروم روسیه و سودناتراک الجزایر در زمینههای استخراج، انتقال و فروش ذخایر انرژی که ماه گذشته امضاء شد. کشورهای آمریکای جنوبی چون ونزوئلا، بولیوی و آرژانتین که دارای ذخایر غنی گازی هستند نیز قراردادهایی برای تاسیس اوپک گازی آمریکای جنوبی امضاء کردند.
با بررسی بیشتر و مقایسه کارتل گازی با اوپک نفت به خوبی مشخص میشود که تشکیل این سازمان با مشکلات متعددی روبر است که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1. در حال حاضر بازار گاز منطقهای است و صادرات آن با سرمایهگذاریهای کلان و قراردادهای بلندمدت انجام میگیرد و تا زمانی که LNG توسعه نیافته، بازار گاز به گستردگی نفت نیست.
2. تمرکز منطقهای ذخایر گاز بسیار متنوع است. کشورهای خاورمیانه تنها %36 از ذخایر گاز جهان را در بردارند در حالیکه %65 از ذخایر نفتی جهان در خاورمیانه قرار دارد. تمرکز ذخایر تولید و مصرف نفت به علاوه وابستگی شدید مناطق مصرفکننده به منطقه خاورمیانه ویژگی اصلی بازارهای بینالمللی نفت برای بیش از سه دهه است.
3. ساختار منطقهای گاز و شناور نبودن قیمت آن نیازمند هزینه و صرف زمان زیاد است.
4. نفت جایگزینهای کمی در بخش حمل و نقل دارد و در حالیکه گاز طبیعی باید با زغال سنگ، نفت و انرژی هستهای در بیشتر موارد مصرفش رقابت کند. این مساله میتواند به عنوان چالشی در شکلگیری کارتل موثر گازی مطرح شود.
5. وجود تولیدکنندگان و صادرکننده متعدد و در نتیجه منافع متضاد شکلگیری، کارتل گازی را با تاخیر زیادی روبرو میسازد. ضمن اینکه وجود تولیدکنندگان حاشیهای نیز میتواند این دوره را طولانیتر کند.
6. برعهده گرفتن نقش تولیدکننده شناور همانند نقش عربستان سعودی در اوپک نفت مسالهای حائز اهمیت است. روسیه با داشتن ذخایر و تولید بالا، زیرساختهای لازم و موقعیت مسلط در بازارهای بینالمللی میتواند این نقش را برعهده گیرد اما مصرف بالای داخلی، جمعیت زیاد، هزینههای روبه افزایش و صنایع متنوع خصوصی و دولتی، این کشور را در بر عهده گرفتن این نقش با مشکلاتی روبرو خواهد کرد. کشورهایی چون ایران، قطر و عربستان هم به دلیل نداشتن زیرساختهای لازم و متحمل شدن هزینههای ورود به بازارهای جهانی گاز در موقعیت ضعیفتری قرار دارند.
7. وابستگی متقابل میان بازارهای نفت و گاز چالشهای اضافی را برای کارتل گازی ایجاد میکند. تداخل اعضاء و رقابت قیمت گاز و نفت و همچنین رقابت در کسب درصد بیشتر از بازارهای انرژی میتواند کارآیی هر دو سازمان را کاهش دهد.
8. آزادسازی بازارهای انرژی در کشورهای مصرفکننده اصلی گاز به وسیله ترویج و تشویق رقابت میان گاز و دیگر منابع انرژی و حتی رقابت میان منابع مختلفی از گاز موانعی را در پیشرفت کارتل گازی ایجاد میکنند.
9. تعیین میزان سهمیه تولید گاز هر یک از اعضاء کار مشکلی است چرا که هر عضو انگیزه نیازها و قدرت چانهزنی خاصی برای میزان تولید فعلی خود دارد.
با وجود این موانع شکلگیری کارتل گازی برای کشورهای صادرکننده گاز دارای نتایج مثبتی نیز میباشد که وجود آنها تلاش برای استقرار چنین سازمانی را افزایش میدهد. از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1. وجود تولیدکنندگان و صادرکنندگان اصلی گاز و دارای سهام پایدار در بازار در کارتل گازی ضمن استقرار و به اجرا در آوردن سهمیهبندی تولید و کنترل رشد ظرفیت میتواند ورود صادرکنندگان جدید و حاشیهای را به بازارهای بینالمللی محدود کند.
2. تدوین اساسنامه برای چنین سازمانی چارچوب اصلی سازمان و وظایف و نحوه عملکرد هر یک از اعضاء را مشخص میکند.
3. کارتل گازی میتواند به طور موقتی قیمتها را با محدود کردن تولید به طور متوسط افزایش دهد. به عبارتی دیگر کارتل با در دست داشتن میزان تولید و صادرات گاز، قیمتها را کنترل کند.
4. ایجاد یک کارتل موثر توانایی تحمیل کردن انضباط، اجرای سهمیهبندیهای تعیین شده، شناسایی متقلب و تنبیه آن را دارد.
5. کارتل گازی باعث تنوع بخشی تعداد مصرفکنندگان و مسیرهای انتقال گاز میشود.
6. افزایش نفوذ و قدرت کشورهای غنی از نفت و گاز بر اقتصاد جهانی از دیگر مزیتهای کارتل گازی است.
7. تشکیل چنین سازمانی علاوه بر ایجاد تعامل بیشتر میان کشورهای عضو باعث رشد و تعالی آنها خواهد شد و قدرت را میان آنها توزیع میکند.
8. کارتل گازی از ظرفیت بالقوه خوبی برای اتحاد سیاسی برخوردار است.
به این ترتیب تشکیل کارتل گازی و عضویت کشوری مانند ایران با ذخایر غنی و موقعیت ویژه جغرافیایی، مسیر رهایی ایران از اقتصاد تک محصولی و بدست آوردن 10% از تجارت جهانی گاز طبیعی از طریق خط لوله و LNG که از اولویتهای استراتژیک ایران در صنعت گاز میباشد را هموار میکند.
در کل ایجاد زمینههای همکاری و انعقاد توافقاتی میان این کشورها در درون یک نهاد سازماندهی شده، ایران را در دستیابی به منافع سیاسی و اقتصادیاش کمک کرده و قدرت چانهزنی آن را در بازارهای انرژی افزایش میدهد.