«نیکلا سارکوزى» رئیسجمهورى فرانسه در سفرى کوتاه و از قبل اعلام نشده به کابل، با «حامد کرزاى» رئیسجمهورى افغانستان و ژنرال «دان مک نیل» فرمانده ارشد نیروهاى تحت رهبرى «ناتو» دیدار و درباره مسائل مختلف از جمله اعزام نیروهاى بیشتر این کشور به ولایت قندهار گفتگو کرد. هم اکنون شش فروند «میراژ» و یک هزار و ۳۰۰نفر از نیروهاى فرانسوى در چارچوب نیروهاى سازمان آتلانتیک شمالى (ناتو) در افغانستان حضور دارند. به گزارش ایرنا سارکوزى در کابل اظهار داشت: نیروهاى ناتو در جنگ با تروریسم بسر مىبرند و هیچ شکستى را نخواهند پذیرفت. در نگاه اول به نظر میرسد سفر سارکوزى به افغانستان در آستانه سال نو مسیحى، سفرى عادى و مشابه سفر سایر مقامهاى سیاسى و نظامی کشورهاى عضو ناتو است که معمولاً براى روحیه دادن به نیروها در این ایام به افغانستان سفر میکنند. ولى اگر سفر سارکوزى در ارتباط با قدرت گرفتن طالبان و فشار نظامیکه متوجه نیروهاى آمریکا و ناتو در شرق و جنوب افغانستان شده است را در نظر بگیریم، آنگاه از اهمیت ویژهاى برخوردار میشود. این که سارکوزى به صراحت میگوید «ناتو با تروریسم در افغانستان درگیر جنگ است و آمادگى شکست وجود ندارد»، دقیقا به این معنا است که فرانسه بر خلاف آن گروه از کشورهاى عضو ناتو که بىمیلى خود را به ادامه حضور نظامیان شان در افغانستان نشان دادهاند، قصد دارد تا به آخر در کنار آمریکا در افغانستان باقى بماند. این همان و عدهاى است که سارکوزى در کنگره آمریکا، قولش را داد و اکنون قصد دارد آن را عملى کند. با این حال واقعیت آن است که تجدید قدرت طالبان در بخشهاى شرقى و جنوبى افغانستان و گسترش پایگاه اجتماعى آنها در قبایل «پشتون» در هر دو سوى خط مرزى مناقشهآمیز «دیو راند»، آمریکا، انگلیس، فرانسه و ناتو را با مشکلات بیشتر و آینده ابهام آمیزى روبرو کرده است. این نیروها هم اکنون از دو سو تحت فشار قرار دارند: گسترش قدرت طالبان که از آن به نام تروریسم یاد میشود و توسعه کشت تولید و قاچاق مواد مخدر.
راهبرد جدید آمریکا و ناتو در افغانستان
این واقعیت که طالبان خود را بازسازى کردهاند و از توان عملیاتى بالاترى نسبت به گذشته برخوردار شده اند تقریباً روشن است. نا آرامیو توسعه کشت خشخاش هر دو به سود طالبان عمل کرده است و شرایطى بوجود آورده است که خطر شکست نظامیآمریکا و ناتو را جدىتر از گذشته مطرح میکند.
درست به همین دلیل است که نیاز به تغییر راهبرد نظامیآمریکا و ناتو در افغانستان احساس شده است. فرانسه در راهبرد نوین احتمالى در افغانستان ایفاى نقش خواهد کرد. چند محور اساسى در راهبرد جدید آمریکا و ناتو وجود دارد: تأکید بر بازسازى اقتصادى افغانستان ، آموزش و تجهیز تسلیحاتى ارتش و پلیس ملى افغانستان، تقسیم طالبان به رادیکال و میانه رو و شرکت کردن میانهروها در قدرت ، مبارزه قاطع تر با کشت خشخاش و تولید مواد مخدر و مسدود کردن منابع مالى طالبان، اعمال فشار بر پاکستان و قطع حمایت طالبان در مناطق قبایلى. با توجه به این گونه اهداف در تغییر استراتژى آمریکا و ناتو نیاز به بازنگرى در مسئولیتهایى وجود دارد که بر اساس ترتیبات «بن» در سال 2001 (۱380ه.ش) هر کدام از کشورهاى بزرگ پذیرفته بودند ولى به آنها عمل نکردند. آموزش و تجهیز ارتش و نیروهاى امنیتى افغانستان به فرانسه واگذار شد و قرار بود به کمک آمریکا، ارتش افغانستان در حدى آموزش ببیند و تسلیح شود که توان حفظ امنیت را داشته باشد. منتها اکنون روشن شده است که آمریکا و فرانسه به این مسئولیت خود عمل نکردهاند. با توجه به اینکه مقوله حفظ امنیت براى نیروهاى خارجى داراى اهمیت مضاعفى است این که سارکوزى در دیدار با کرزاى میپذیرد که تعدادى نیروى زبده آموزشى به آن کشور اعزام کند تا به آموزش نیروهاى افغانستان بپردازند در این رابطه قرار دارد. با این حال معلوم نیست که فرانسه به درخواست مردم و دولت کابل که خواهان اعزام نیروهاى فرانسوى به جنوب و شرق افغانستان اند، چه پاسخى خواهد داد.
همگرایى پاریس و واشنگتن
این گفته سارکوزى که نیروهاى فرانسه در افغانستان باقى خواهند ماند، در شرایطى که کشورهاى ناتو به خروج نیروهاى خود از این کشور تمایل دارند، نشانگر تغییر عمدهاى در سیاست خارجى فرانسه و نزدیک شدن آن به سیاستهاى آمریکا است. از این رو دور از ذهن نخواهد بود که فرانسه در تغییر راهبرد آمریکا و ناتو در افغانستان نقش برجستهاى برعهده گیرد.
این واقعیت که ذهنیت افغانها نسبت به فرانسه در سطح آمریکا و انگلیس منفى نیست و تصور معمولى تر آن است که فرانسه سیاست مستقل خاص خود را دارد، کمک میکند که سارکوزى به رغم تمایلات آشکار آمریکا مجبور شود از اعتبار سنتى کشورش براى پیشبرد راهبرد نوین آمریکا در جنوب آسیا کمک گیرد. بازسازى فراموش شده افغانستان اکنون به عنوان یک ضرورت و حتى فراتر از آن، به عنوان یک راه حل جلوگیرى از شکست، مطرح است. فرانسه در این راه از امکانات و اعتبار بیشترى از آمریکا و انگلیس میتواند استفاده کند و اعتماد افغانها را جلب کند. گذشته از این، فرانسه در موقعیت مساعدترى براى کمک به تعدیل قدرت در کابل و احتمالا شریک ساختن طالبان میانه رو در قدرت قرار دارد. بنابراین اگر قرار باشد که براى پایان دادن به جنگ در افغانستان، طالبان میانه رو سلاح بر زمین بگذارند از طریق فرانسه راحتتر میتوانند وارد معامله شوند. نقشى که با جاهطلبىهاى شخصى سارکوزى نیز سازگارى دارد. او میخواهد که خود را به عنوان یک قدرت مؤثر در مسایل جهانى در کنار آمریکا نگاه دارد و از این طریق منافع سیاسى ـ اقتصادى خود را نیز در نظر دارد.
اهداف سفر
در هر حال سفر سارکوزى به کابل در محاسباتى دقیق انجام شده و اهداف بلندمدتى دارد. اهدافى که کاملا در راستاى استراتژى جدید آمریکا در افغانستان قرار دارد و به تصور سارکوزى اشتباهات فرانسه در عراق و مخالفت با جنگ آمریکا با صدام حسین را در افغانستان جبران خواهند کرد. از این رو میتوان گفت که فرانسه در راهبرد جدید آمریکا در افغانستان نقش محورىترى پیدا خواهد کرد و در همین راستا احتمال اعزام نیروى بیشتر به افغانستان مطرح شده است.
همچنین فرانسه در آموزش و مسلح کردن ارتش ملى افغانستان فرانسه نقش مهمترى برعهده خواهد گرفت. اما بنظر نمیرسد در مبارزه با قاچاق مواد مخدر بتواند بیش از انگلیس و آمریکا نقش بیابد.