مصطفی درایتی
بعد از سفر موفق و تاثیرگذار جناب آقای خاتمی به خراسان رضوی، او به دیار آذربایجان میرود تا رسالتی را که برای خود تعریف کرده، به انجام برساند و حتماً پس از آن، برخی استانهای دیگر میزبان او خواهند بود. چند نکته در این باره گفتنی است:
اینکه منظور او از این سفرها چیست؟
پاسخ اینکه او به تجربه دریافته است که مهمترین مشکل در سر راه اصلاحات، ناامیدی یا کم انگیزگی مردم است. دلسردی و یاس مردم از تداوم حرکت و حضور موثر در صحنه از آفاتی است که اگر درمان نشود، هیچ حرکت اصلاحی به سرانجام نمیرسد. مردمسالاری فقط با حضور با انگیزه مردم، امکان تحقق و نهادینه شدن دارد. قهر و یاس مردم در برابر موانع، بهترین هدیه و ارمغان به مخالفان مردمسالاری در کشور است: چیزی که برای تحقق آن هزینه بسیار شده و همچنان پی گرفته میشود. او اگر بتواند با ایجاد انگیزه به بدنه جامعه، حضور آنها را در عرصه انتخابات مجلس هشتم بالا ببرد هم راه اصلاحات را هموار کرده و هم ضریب امنیت ملی را بالا برده است، بنابراین میتوان گفت مهمترین هدف خاتمی از سفرهای استانی، توجه دادن فعالان و نخبگان و عموم مردم به این نکته است که پیشبرد پروسه مردم سالاری فقط و فقط در گرو حضور فعال و تاثیرگذار آنها است و جز آن فقط راه را بر مخالفان آزادی مردم میگشاید. او این هدف را با استفاده از محبوبیت و جایگاه خود و با بهره از بیان تاثیرگذار خویش پی گرفته و تلاش میکند در وضعیتی که رسانههای اصلاحطلبان با محدودیت شدید روبه رو بوده و از حداقل ابزار لازم برای اطلاعرسانی محرومند، با حضور فیزیکی و نزدیک خویش در میان مردم، نخبگان و جریانات سیاسی همسو، راه را بر عمق بخشی فهم عمومی جامعه باز کند.
بدیهی است که هیچ کس نمیتواند منکر شود که حضور پرشور مردم در انتخابات مجلس هشتم، چه تاثیر شگرفی بر معادلات سیاسی داخلی و خارجی کشور دارد و نقشی که او میتواند ایفا کند از جهاتی منحصر به فرد است. او نیک میداند که اعتلا و رشد کشور، فقط در گرو حضور مردم در صحنه است و رفع موانع و خطرات نیز با همین روش ممکن خواهد بود. از این جهت باید نظام ممنون ایشان باشد که با تحمل رنج سفر و بدون اینکه هزینهیی برای بیتالمال داشته باشد، رسالتی را دنبال میکند که فعلاً بیش از رسانههای ملی موثر است. دوم آنکه عصبانیت برخی از رسانههای حکومتی از این سفرها ناشی از چیست؟ با اینکه او تا به حال بارها اعلام کرده که قصد رقابت سیاسی با کسی را ندارد، چرا رسانههای وابسته با تقلیدی دانستن آن از سفرهای استانی آقای احمدینژاد، سعی در زیر سوال بردن آن دارند؟ تفاوت سفرهای آقای خاتمی با آقای احمدینژاد اندک نیست و بر منتقدان هم پوشیده نیست. این سفرها هم در منظور و هدف و هم در شکل و شمایل و مقدمات و هم در هزینه و... با هم متفاوت است.
سفرهای آقای احمدینژاد گرچه به ظاهر برای حل و فصل مسائل مردم و مناطق گوناگون عنوان میشود، ولی بیشتر برای کار تبلیغی رئیسجمهور کارساز است. اصرار به اجتماع مردم و سخنرانیهای تکراری در مناطق بسیار که میبایست با مقدمات آن، وقتگیرترین و مهمترین کار رئیسجمهور در این سفرها دانسته شود، چه مشکلی از مردم حل خواهد کرد؟ به صف کردن طولانی مردم برای دسترسی به رئیسجمهور، با چه منظوری جز ایجاد کار تبلیغی برای شخص ایشان است. لذا مقصود اصلی سفر را باید همان دانست که از چشم تیزبین مردم پوشیده نیست. در غیر این صورت مگر نیاز مردم به همان چند نفر که خدمت ایشان میرسد، منحصر است و یا فقط همان چند روز حضور ایشان، مردم نیازمند کمکاند؟! آیا نمیشود با تدبیری مناسبتر و با رعایت و حفظ حرمت و کرامت مردم و با استفاده از نیروی انسانی گسترده دولت و شاغل در این مراکز، کار مردم را فیصله داد؟ آیا همراهان رئیسجمهور و شخص ایشان از تکراری بودن نیازهای مردم در همه کشور به این نکته واقف نشدهاند که مشکل در همه کشور یکسان است. مشکل فقر و تهیدستی، بیکاری و تورم و فریاد از عدم رسیدگی به امور مردم در دستگاههای دولتی است. مگر در 99 درصد این ملاقاتها و نامهها، جز این موارد خواسته شده است؟
حجم سنگین نامههای دریافتی در سفرهای استانی آقای احمدینژاد، نشان از چیست؟ اینها اظهار ارادت و رضایت از دولت است یا ابراز گرفتاری و تقاضا برای کار، مسکن، وام، مشکل اداری و...؟! انتقاد به این سفرها بدان جهت است که اگر دولت تصور کرده با تقسیم اندکی پول میان مردم از آنها رفع محرومیت کرده و با چندصد تصمیم عجولانه و غیرکارشناسی مشکل مردم مرتفع شده، بسیار خوش خیالی است. راه رفع محرومیت، داشتن برنامه و توانمندی فکری و عملی است. درد و مشکل جامعه آشکار است، نمیتوان پذیرفت که دولت نهم از این نکته غافل است. اصرار رئیس دولت به چنین روشهایی مقصود دیگری جز آنچه مطرح میشود، دارد. تفاوت عمده دیگر آن این است که خاتمی هنگام مسافرت به استانها، نه کیسه انباشته بیتالمال را همراه دارد و نه دوچرخه و عروسک، نه امکان وعده و وعید دارد و نه امکانی که مشکل روزمره کسی را مرتفع کند و از حجم سنگین و پرهزینه تبلیغات نیز خبری نیست. امروز نزدیک شدن به خاتمی نه تنها نفعی ندارد بلکه ممکن است برخی را دچار زیان کند. این تفاوتها است که حضور چند صد نفری مردم منتظر در فرودگاه مشهد را تا ساعت 3 صبح بسیار معنادار میکند و اجتماع باشکوه مردم را برای دیدن او و شنیدن سخنانش برای برخی رشک آور کرده است. اجتماع مردم و استقبال از خاتمی نه به طمع دادن نامهیی یا دریافت امکانات است بلکه آنچه این اجتماع گسترده و علاقهمندی آنها را توجیه میکند، خصلتهای نیکو و شخصیت والاو بزرگوارانه و اندیشه روشن و گویش پاکیزه و سنجیده ایشان است. محبوبیت این سید بزرگوار و متین ناشی از قدرت او نیست بلکه از خصلتهای او است، زیرا او امروز فاقد قدرت حکومتی است و احترام مردم به او، احترام به خصلتهایی است که از حافظه مردم زدوده نشده است.
عصبانیت رسانههای وابسته به حکومت نیز ناشی از درک همین واقعیت است که با توجه به تفاوتهای بسیار این سفرها، این اقبال و استقبال مردم چه معنایی دارد؟!
خاتمی امروز تلاش میکند این رسالت را در آستانه انتخابات مجلس هشتم به خوبی ایفا کند و با هزینه کردن اعتبار خویش راه را بر حرکت اصلاحات هموار کند.